دکتر ابراهیم جعفری
دکتر ابراهیم جعفری

دکتر ابراهیم جعفری

فرهنگی

پروفسور فضل الله رضا


علی دهباشی
 روز پنجشنبه گذشته ۳۰ آبان ماه خبر درگذشت چهره نام آور علمی ایران پروفسور رضا بر صفحه اول مطبوعات نقش بسته بود. ذکر جمیل شادروان #پروفسور_فضل_الله_رضا را از ایام دانشجویی برادرم استاد علی اکبر جعفری در دانشگاه تهران به خاطر داشتم ؛ تا این که در سال ۱۳۸۲ که به ایران تشریف آورده بودند ، توفیق یافتم‌ در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران آن انسان والا و دانشمند بزرگ را از نزدیک ملاقات کرده و همگام با خیل مشتاقان خرد و آگاهی به سخنرانی ایشان گوش فرا دهم. فراموش نمی کنم که دوست عزیز و فرهیخته جناب آقای حسن وکیلی فرد از کنشگران و فعالان آن محفل علمی بود. با توجه به این که چنین فرصت هایی به ندرت در زندگی انسان به وجود می آید ، شرکت در آن اجتماع شکوهمند و استثنایی خاطره ای ماندگار را در ذهن و ضمیرم برجای گذارد.

از میان مطالبی که در توصیف شخصیت پروفسور رضا مطبوعات چاپ کردند ، روز شنبه دوم آذر ماه ۱۳۹۸ یادداشتی را از جناب آقای علی دهباشی مدیر مسئول مجله بخارا در روزنامه اعتماد مطالعه نمودم که بسیار جالب و خواندنی بود. از این رو تصمیم گرفتم جهت ادای دین به محضر آن پیر فرزانه که برای همه ایرانیان افتخار آفرین بوده و هست ، آن را در فضای مجازی بازنشر نمایم.
روانش شاد و یادش گرامی باد.

✅ پروفسور رضا را به عنوان استاد ادبیات به یاد می آورم
دو سال پیش این افتخار را داشتم که همراه با یکی از دوستان از تورنتو به محل زندگی استاد فضل‌الله رضا در اوتاوا بروم. دیدار چندساعته‌ای بین ما اتفاق افتاد و در این چند ساعت از هر دری با ایشان گفت‌وگو کردیم، سعی می کردیم شنونده باشیم ؛ اما انبوه سوالات برای ما وجود داشت. در همین جا باید یاد کنم از برادر ایشان زنده‌یاد دکتر عنایت‌الله رضا که یکی از شریف‌ترین انسان‌هایی است که من در زندگی خود دیده‌ام.

اگرچه راه او با راه برادر از جهاتی جدا بود اما در ایران دوستی و عشق به زبان و فرهنگ و ادبیات ایران با هم دیدگاه‌های بسیار مشترک داشتند. پروفسور رضا با عمر طولانی و سلامت فکری تا دو سال پیش که او در منزل خویش با دخترشان زندگی می کرد و با عصایی که زیاد هم برای او ضروری نبود، راه می رفت ، در سلامت کامل جسمی و ذهنی بود و صحبت از کتابی می کرد که مجموعه مقالات او بوده و قرار است روزنامه اطلاعات منتشر کند.

✅ پروفسور رضا حاصل یک دوره درخشان پرورش و توجه به علم در ایران بود؛ نسلی که بعد از نسل اول فرزندان مشروطیت به خارج رفت و آموخت. نسل پروفسور رضا تماما به ایران بازگشتند و منشا خدمات علمی فراوانی برای ایران شدند. اصولا در آن نسل و نسل‌های بعد منهای نسل کنونی این اصل به صورت یقین بود که ما می رویم و می آموزیم و بعد برای خدمت به مملکت خود باز می گردیم. این نسل هرگز وسوسه زندگی در غرب با امکانات بسیار نشدند، اگر هم می رفتند برای سمینار یا یک ترم درس دادن که بیش از سه ماه نمی شد. در مورد دکتر رضا به علت حوادث انقلاب ، این سفر طولانی تر شد و به واسطه زندگی فرزندان و همسرش در آنجا به نوعی ناچار به ماندن شد. اما در دوران پس از ریاست دانشگاه که حتی سمتی هم نداشت، آماده خدمت بود.

✅ عده بسیاری پروفسور رضا را در مسائل بسیار پیچیده علمی می‌شناسند، من ایشان را در وجوه ادبی او به جا می آورم. در تمام نامه‌ها ، ‌مکاتبات و چند ساعتی که با دوست مشترک آنجا بودیم ، صحبت از ادبیات و فرهنگ و موسیقی ایرانی بود. انگار که ایشان یک پروفسور در رشته ادبیات بود تا مسائل فیزیک و هسته‌ای و نجوم و از این قبیل. بیشتر دوستی های او در ایران با هموطنانش با استادانی همچون دکتر محمود افشار، عبدالحسین زرین‌کوب، باستانی پاریزی و استادان دیگر بود.

یادم است از مقالات بخارا که مرتب می خواند توجه خاص خود را به مقالات دکتر شفیعی کدکنی، دکتر ژاله آموزگار، دکتر محمدعلی موحد ابراز و تاکید کرد و گفت هنوز مثل یک دانشجو از آنان می آموزم.

✅ فروتنی علمی پروفسور رضا بی نظیر بود. در همان زمان ، دانشجویی به ایشان تلفن کرد و او با فروتنی خاصی آنچه می دانست را گفت و آنچه نمی دانست که بسیار هم بود را با نمی‌دانم، حتما به فلانی یا فلان کتاب مراجعه کنید ، بیان کرد.

ای کاش بخشی از استادان ما فروتنی علمی را از پروفسور رضا بیاموزند که همواره خود را دانشجو احساس می کرد. این فروتنی ذاتی بود و به آن تظاهر نمی کرد. شما در عمل می دیدید که با چه دقتی به صحبت‌های شما گوش فرامی دهد و با پرسش‌هایی که می کند در پی آموختن یا دریافتن یک موضوع است. با رفتن پروفسور رضا و پیوستن او به هفت هزارسالگان ، یکی از آخرین دانشمندان ما از آسمان کم ستاره بزرگان ایران خاموش شد.
یادش گرامی و خاک بر او گوارا باد.

ابراهیم جعفری

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.