* ای بخارا شاد باش و دیر زی*
_*✳️به مناسبت نام گذاری دبیرستان دخترانه ای به نام «علی دهباشی بخارا» در استان ایلام*_
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
*«مدرسه علی دهباشی بخارا»* نام دبیرستان ششکلاسه دخترانهای است که به همت *«انجمن حمایت از توسعه فضاهاى آموزشی و فرهنگى حامی»* و دو نفر از پشتیبانان قدیمی آن؛ *افسانه هدایتی و همسرش مجتبی محمودهاشمی* در شهر *ماژین* ؛ یکی از زیرمجموعه های *شهرستان درهشهر استان ایلام* ، آغاز به کار کرد و در ۲۸ مهرماه ۱۴۰۳، آیین افتتاحیه آن برگزار شد.
نامگذاری این دبیرستان بهنام *علی دهباشی* ؛ روزنامهنگار، ادبپژوه، نویسنده و سردبیر مجله *«بخارا»* در مسیر قدردانی از زحمات مردی است که سال های متوالی بدون هیچ ادعایی خدماتی ارزنده به فرهنگ و هنر ایرانزمین ارائه کرده است.
دهباشی برخاسته از نسل مقاومت و راوی رویدادهای فرهنگی، ادبی و هنری این سرزمین است که عاشقانه در عرصه فرهنگ گام برمیدارد؛ اما خسته نمیشود.
یک بار در پایان نکوداشتی که به پاس تلاش های فرهنگی او برگزار شده بود، گفت: *«آنچه سخنرانان در وصف بنده گفتند، قدردانی از فرهنگ ایران است که من فرزند آن هستم؛ این تعریفها مرا دچار خودشیفتگی نمیکند.»*
علی دهباشی را بسیاری *آینه فرهنگ ایرانزمین* در ۴۰ سال اخیر میدانند که میکوشد آموختهها و اندوختههایش را به اشتراک بگذارد تا نسل امروز هویت خویش را در فرهنگ این مرز و بوم جستجو کند. *مجله بخارا* و نیز برگزاری مراسم *شب های بخارا* نماد برجسته این کُنشگری است.
علی دهباشی یک نام نیست؛ بلکه پُلی است که انسان ایرانی را به فرهنگ میرساند؛ به گذشته پرافتخار سرزمینی که عناصر فرهنگیاش همیشه از میان خاکستر و ویرانی همچون ققنوسی دوباره سر برکشیده است و این علی دهباشی است که با *«بخارا»* به یادمان میآورد که هنوز در جایی چراغی روشن است.
نگاهی به کارنامه او در چند دهه گذشته کافی است تا دریابیم دهباشی چه فرزند خلفی برای میراث پیش از خودش می باشد. او کسی است که سنت مجلاتی همچون *«سخن» زندهیاد دکتر خانلری* را با *«کِلک»* ، *«سمرقند»* و *« بخارا»* زنده نگه داشته است.
اگر او نبود زمانه ما چه یادگاری برای نسلهای بعد، از فرهنگ جاری در سالهای اخیر داشت؟
در آن سالهایی که کسی از *سهراب شهید ثالث* خبر نداشت، چه کسی جز علی دهباشی هنر ارزنده او را به یادمان آورد؟ چه کسی توانست حرفهای *اسماعیل فصیح* را در قالب گفت و گو برای ما ثبت و ضبط کند؟ *و اگر بخارا نبود «پارههای ایرانشناسی» زندهیاد ایرج افشار چگونه به دست ما میرسید؟*
دهباشی واسطه پیوند فرهیختگان زبان پارسی در اقصینقاط جهان است؛ به همین دلیل می توان گفت او پیش از آن که روزنامهنگار، نویسنده، پژوهشگر و فعال فرهنگی باشد؛ عاشقی است که شعله زندگیاش بر سر کلمات میدرخشد.
دهباشی که از سال ۱۳۶۹ به مدت هفت سال سردبیر ماهنامه *«کِلک»* بود، از شهریور ۱۳۷۷ سردبیری مجله *«بخارا»* را برعهده گرفت. یکی از مهم ترین فعالیتهایش در طول سالهای اخیر، پاسداشت اهالی فرهنگ؛ به ویژه آنان که نسل جوان امروز از مجاهدت های علمی شان بی خبرند، در قالب *« شبهای بخارا»* بوده است.
از جمله کسانی که دهباشی، آثار قلمی و چهره آنان را از زبان اندیشمندان در آینه فرهنگ نشان داده است، میتوان به *«جشن هشتادسالگی رضا سیدحسینی»، «جشن پنجاهمین سال فعالیتهای هنری زنده یاد کامبیز درمبخش»، «جشن صدوبیست سالگی تولد ملکالشعرای بهار»، «جشن هشتادسالگی زنده یاد باستانی پاریزی» و...* اشاره کرد.
برگزاری نخستین شب از این شبها به ۲۲ دیماه ۱۳۸۴ برمیگردد که در خانه هنرمندان برگزار شد و به بزرگداشت *رابیندرانات تاگور، شاعر بزرگ هند و برنده جایزه نوبل* اختصاص داشت.
باید بپذیریم که ما در شناساندن بزرگان و آثار آنان به نسل جدید کوتاهی کردیم؛ اما خوشبختانه علی دهباشی با برپا کردن شبهای بخارا کمر به جبران این کمبودها بسته است.
به یادآوریم در شبی که به فرخندگی ۱۰۰ساله شدن محمدعلی موحد برپا شد، استاد از بانی مراسم با تعبیر *« امیر_بخارا»* یاد کرد که به نظر می رسد بهترین وصف برای شخصیت او باشد.
طی صحبت افسانه هدایتی و مجتبی محمودهاشمی با علی دهباشی، او ابتدا با ثبت این مدرسه بهنام خودش مخالف میکند و پیشنهاد میدهد نام *«مجله بخارا»* بر آن گذاشته شود و نتیجه نهایی قید نام *«علی دهباشی بخارا»* بر مدرسه مذکور میشود که از ابتدای مهرماه آغاز بهکار نمود.
*به حُسن انتخاب این زوج فرهیخته در حق شناسی از علی دهباشی به عنوان آینه فرهنگ ایران تبریک می گوییم.*
*در پایان شاید بازگشت به آرزوی ماندگار خداوندگار سخن، پدر شعر فارسی رودکی بزرگ، بهترین آرزو برای علی دهباشی باشد. پس جا دارد که ما نیز آرزو کنیم «ای بخارا شاد باش و دیر زی» که چشمان عاشقان ایران فرهنگی به حیات و تلألو تو زنده و روشن است.*