* دکتر مرتضی فرهادی پژوهشگری که مردم را آموزگار خود می داند*
* کنفوسیوس: «گذشته چون به یاد آید و فهم شود، دیگر گذشته نیست؛ بلکه آینده است»*
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
نشست *جامعه شناسان ایرانی و جامعه ایرانی* روز نهم آبان ماه سال جاری (۱۴۰۳) به کنشگری *دکتر مرتضی فرهادی* اختصاص داشت و آثار ایشان؛ به ویژه کتاب *«صنعت بر فراز سنت»* مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
دکتر فرهادی ویژگی های نادر دارد که از جمله آن ها توجه عمیق به *میدان* است. میدان به هر جایی که تجربه واقعی انسان ها در آن رخ می دهد، اطلاق می گردد. *از این طریق ایشان علوم اجتماعی را محلی( Local ) کرده است.*
دکتر فرهادی معتقد است هر محل را باید بر اساس *پیشینه* و *فرهنگ بومی* آن مورد مطالعه قرار داد.
او فعالیت های *میان رشته ای* دارد و از این رو *فرارشته ای* کار می کند؛ هم روانشناسی و جامعه شناسی خوانده، هم ذائقه هنری دارد و هم شاعر است؛ به طوری که نشانه های آن در تمام آثار او نمایان است.
* دکتر فرهادی پژوهشگری است که دائماً مطالعات خود را مورد بازنگری قرار می دهد؛ بدین مفهوم که همواره سوال می کند که کجا هستیم و چه چیزهایی را از دست دادیم و تخریب کرده ایم؟*
*او جامعه شناسی مردم مدار است و مدام در حال آموختن از مردم است؛ به گونه ای که در آثار خود همواره از قول فلان کشاورز یا فلان مقنی یا ... سخن به میان می آورد.*
مفاهیم را از *گفت و گو با مردم* اخذ و تکمیل می کند و بر این باور است که *« مردم آموزگار ما هستند».*
دکتر فرهادی در این نشست اظهار داشت:
*پژوهشگری خویش فرما هستم*
*پژوهشگر خویش فرما صرفاً از ذهن و مغز خود فرمان می گیرد؛ به گونه ای که یک لحظه از تفکر و تحقیق باز نمی ماند.* متاسفانه ما در حال از دست دادن پژوهشگران خویش فرما هستیم و دیگر شاهد ظهور چهره هایی مانند *دهخدا* و *باستانی پاریزی* و... نیستیم.
*این تعبیر از علامه اقبال لاهوری را از یاد نبریم که پژوهشگر(خویش فرما) اگر شهید راهش نباشد، اسیر آن هست.*
در همین راستا ایشان از *۱۲ سال خانه نشینی* خودخواسته اش *به خاطر تمرکز بر این کتاب که مطالعه* آن را مانند نان شب برای همه علاقه مندان به ایران واجب می داند، سخن گفت و اظهار داشت طی این مدت نه تنها به سفری خارج از تهران نرفته؛ بلکه از حضور در تمام میهمانی ها و مراسم و حتی فرصت مطالعاتی خارج از کشور و ... به خاطر آن که زمان را برای تهیه و تدوین این کتاب از دست نداده باشد، صرف نظر کرده است!!
دکتر فرهادی در ادامه اظهار داشت: « *۵۰ سال پیش* در تک نگاره ها و مردم نگاری ها و در شعر هایم از درد بی آبی گفته ام که در کتاب *«بانگ آب و کَر آب»* و در مقاله ای با نام *«جنگ پنهان آب»* به چاپ رسیده است.
هم قبل و هم بعد از انقلاب چند وزارتخانه معاونت آب و صدها پژوهشگر و متخصص آب و خبره داشتند؛ اما دلیل آن که چرا متوجه نشدند؟، این بود که *به جای خویش فرما*، کارفرما داشتند. کارشناس اداری کارفرما مانند مرده شوری است که کاری به بهشتی و جهنمی بودن میت ندارد.
وی در ادامه افزود: ما از تولیدکنندگی پیچیده *«بُنه»* و *«واره»* به مصرف کننده کلان رسیدیم. واره یک تعاونی سنتی زنانه با قدمت حداقل *۷ هزارساله* است که تا همین ۵۰ سال پیش حیات داشته و در سال ۱۳۳۵ دو میلیون عضو داشته است.
*با این وصف نگاه دکتر فرهادی به سنت، موزه ای نیست و این نگاه را جفا به ایران و جهان سوم و حتی غرب می داند. به قول کنفوسیوس «گذشته چون به یاد آید و فهم شود، دیگر گذشته نیست؛ بلکه آینده است».*
* گذشته را برای این دوست داریم که گنجینه خلاقیت بشریت است.*
علاوه بر آن هم ما و هم جهان می توانیم به *پتانسیل فرهنگی* یکدیگر وصل شویم. منظور از پتانسیل فرهنگی، عناصری است که هنوز کارکرد دارد. پدران ما دیوانه نبودند که آب روی زمین را به زیرزمین آوردند و سرعت آب را کم کردند. متأسفانه ما در دوران مدرن، سد پشت سد ساختیم و این جزو بی راهه ها بود. *بنابراین شایسته است تجربه های گذشته را رایگان از دست ندهیم.*
آنچه در کتاب *«صنعت بر فراز سنت یا در برابر آن»* مورد تاکید قرار گرفته، این است که توسعه در دنیای غرب ریشه در سنت های شان داشته؛ *کما این که سنت های کشور انگلستان، خاستگاه انقلاب صنعتی بوده است؛* در حالی که متاسفانه اغلب تحصیلکردگان ما سنت را که *گنجینه تفکر و اندیشه نیاکان مان* می باشد، معادل"عقب ماندگی"، "خرافه گرایی"، "جمود فکری" و ... دانسته و آگاهانه و غیر آگاهانه در دام تئوری نوسازی گرفتار شده اند.
فراموش نکنیم که مستشرقین در جهت اهداف قوم مدارانه خود قلم بطلان بر سنت های جوامع شرقی کشیده و تنها راه پیشرفت کشورهای در حال توسعه را عمل به نسخه های مکتب نوسازی و راه طی شده خودشان می دانند.
* روحیه پژوهشگر خویش فرما که دکتر فرهادی سمبل آن است را، می توان در این بیت شعر سعدی یافت:*
*عشق داغی ست که تا مرگ نیاید، نرود*
*هر که بر چهره این داغ نشانی دارد*