* استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی صیاد بزرگ لحظه های تاریخ*
* به مناسبت یازدهمین سالگرد درگذشت این چهره فرزانه و نامدار ایران* _( ۵ فروردین ۱۳۹۳ )_
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
سال ۱۳۶۹ که توفیق خدمت در سازمان جهاد سازندگی استان کردستان را داشتم، بنا شد به مناسبت دهه فجر، *"جشنواره فرهنگی روستا"* با شرکت هنرمندان، شاعران و چهره های فرهیخته روستایی از سراسر کشور در سنندج برپا گردد. به همین مناسبت اینجانب مامور شدم به تهران عزیمت و با جمعی از صاحب نظران حوزه *" فرهنگ روستا "* مذاکره و از آنان جهت حضور در جشنواره دعوت به عمل آورم. در جریان این اقدام به صورت تصادفی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با *زنده یاد استاد باستانی پاریزی* مواجه گردیده و موضوع را با ایشان مطرح نمودم. این چهره دوست داشتنی *۵۰ الی ۶۰ دقیقه* از وقت گرانبهای خود را به من اختصاص داد و در کمال آرامش، صفا و صمیمیت تجربه های ارزنده اش را در رابطه با *فرهنگ روستا* مطرح ساخت. *این دیدار فراموش ناشدنی آن قدر دلپذیر و زیبا بود که هر وقت به یاد می آورم، احساس می کنم از طلایی ترین لحظه های عمر اینجانب به شمار می رود ؛ زیرا فرزانه ای مانند او تا این حد بزرگی کرد و دانش پژوهی علاقمند را مرهون لطف و بزرگواری خود قرار داد.*
متاسفانه بنده تا آن روز از مرتبه علمی این دانشمند بزرگ بی اطلاع بوده و برای اولین بار با نام و آثار او آشنا شدم. افسوس که ما و به ویژه نسل امروز با شخصیت های هویت ساز کشور خود بیگانه شده ایم.
*دکتر محمد بقایی ماکان* در مقاله ای آورده است: *" آدم های بزرگ مانند منشوری هستند که از هر زاویه ای که نور بر آنان بتابد، طیف های متفاوت را نشان می دهند. باستانی پاریزی نیز این گونه است؛ به گونه ای که می توان او را انسانی چند وجهی نامید. تاریخ نگار، طنز نویس، روزنامه نگار، پژوهشگر، شاعر، استاد دانشگاه و روشنفکر دلسوز"*
*دکتر شفیعی کدکنی نیز او را صیاد بزرگ لحظه های تاریخ نامیده که به هیچ مکتب تاریخ نگاری تعلق نداشت؛ بلکه خود مکتبی خاص داشت که متکی بر افکارش بود.*
سبک تاریخ نگاری ایشان علاوه بر ارائه اطلاعات تاریخی، شامل *"حکایت در حکایت"* بود تا نکته ای را ثابت کند یا عبرتی برای خواننده ایجاد نماید. این چهره درخشان علمی در جایی می نویسد: *«اصلاً من بسیاری از متن ها را به خاطر حاشیه هایش می نویسم و گاه برای رفع خستگی هم شوخی می کنم.»*
*دکتر عباس زریاب خویی* از استادان برجسته تاریخ در وصف همکار و دوست دیرینش گفته است: *«اگر تاریخ برای عدهایی از افراد مملکت ما امری ملالانگیز و بیفایده باشد، باستانی پاریزی توانسته است این زنگ ملال را از چهره تاریخ بزداید.»*
دکتر باستانی پاریزی در پژوهش های خود به شاخه های گوناگون تاریخ ؛ به خصوص *تاریخ اجتماعی* توجه ویژه دارد. ایشان در جایی خاطرنشان می سازد: *" تاریخ اجتماعی ممکن نیست؛ مگر این که تاریخ از برج عاج کاخ پادشاهان به خانه های گلی، چپرها و سیاه چادرهای عشایر این مملکت نقل مکان دهد."*
به نظر می رسد این مورخ برجسته در عرصه ای از تاریخ قدم می زند که خاص اوست. مثلاً در باره ریگ بیابان و نحوه ای که بشر آن را مهار می کرد، این گونه توضیح می دهد: *" همان ریگ بود که خشایارشاه ، ناپلئون و روملد فرمانده آلمانی را شکست داد و در عصر ما در طبس ریگ عاملی بود که در چشم گروه عظیم هلی کوپتر های آمریکایی سرمه مرگ کشید."*
این استاد فرزانه در مقالاتش یادآور می شود که: *«مردم ایران در جهات مختلفی از تمدن، کوشش های بی امانداشته اند... اگر آتش افروخته اند و دود برانگیخته اند، برای راهنمایی کاروان ها بوده و ... و در ادامه اختراع کاریز ( قنات ) را یک شاهکار تمدنی می داند.»*
دکتر باستانی یک ایرانی وطن پرست و با ایمان بود که تاریخ بسیار تلخ، غمبار و سرشار از تنش ایران را شیرین کرد و از دبیرستان و دانشگاه به خانه ها برد. علاوه بر آن بخش گسترده ای از ادبیات اقلیمی ایران مرهون تلاش های اوست که صورتی خوشخوان از آن را به همه اقشار جامعه هدیه داده و راوی فضیلت های بزرگ پنهان تاریخ است. به شهادت چاپ های مکرر کتاب هایش، آثار او میان مردم نفوذ بسیاری داشت؛ زیرا در شیوه خود، فضایل و شخصیت های کاملا معمولی را برجسته می سازد؛ چهره هایی که در لابلای خطوط روایت تاریخ مغفول مانده یا در فراموشی غوطه ورند.
*کتاب" از پاریز تا پاریس" او یکی از ماندگارترین آثار تاریخ ادبیات فارسی در قالب سفرنامه نویسی است که از نثر روان و نکته های نغز و پر مغز برخوردار است و با چاشنی طنز و ادب، درس های تلخ هم به خورد مخاطب می دهد.*
این مطلب را با شعری که سروده ایشان است، به پایان می برم.
پاریزی اگر قصه بسیار شنفت
یک قصه بگفت زانکه صد قصه نهفت
مرگ آمد و قصه گو به آرامی خفت
هرکس که شنید گفت دیدی که چه گفت
*یادش گرامی باد*