* نوروز نام دیگر ایران است*
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
خدای بزرگ را سپاسگزاریم که ملت ایران تعطیلات نوروزی را با دید و بازدیدها و گفت و گو با اقوام و آشنایان و یا سفر به نقاط مختلف کشور پشت سر نهاد و انگیزه ای برای تلاش بیشتر در سال جدید به دست آورد.
خوشبختانه به همت چهره های علمی، *خوانش ما از نوروز در حال تغییر است؛* زیرا برخی از محفل های فرهنگی در ماه های گذشته، *رابطه تنگاتنگ بهار با ارتباطات و توسعه فردی و اجتماعی را گوشزد و بر این نکته که نوروز به عنوان یک متغیر مستقل و تعیین کننده قادر به ایجاد تغییرات بنیادی است، تاکید نمودند.*
از جمله اندیشمندانی که به صورت جدی به این موضوع پرداخت، *دکتر نعمت الله فاضلی* بود که علاوه بر انتشار کتاب *«نوروز نو»* ، با روایتی از این که نوروز چگونه در درازنای تاریخ با شرایط زمانه متناسب شده است، با نگارش مقاله در مطبوعات و ایراد سخنرانی در نشست های علمی، سنگ تمام گذاشت و همگان را به *بازنگری جایگاه نوروز در فرهنگ ایرانی* دعوت کرد.
دکتر فاضلی در مقاله هایی با عنوان *«نوروز نام دیگر ایران است»* و نیز *«وفاق نوروزی»* که در روزنامه هم میهن ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۳ و _دوماهنامه چشم انداز ایران _( اسفند ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴ )_ به چاپ رسیده است، موارد بدیع و قابل توجهی را مطرح ساخته و انگیزه ای را ایجاد کرد تا این یادداشت را به بازنشر بخش هایی از آن ها اختصاص دهم.
* مردم ایران نوروز را همچون جان خویش دوست میدارند؛ زیرا نوروز برای ما نام دیگر زندگی است.*
*به قول استاد ژاله آموزگار اجدادمان هزاران سال ایران را با همه زیباییهایش به ما سپردهاند و نسل جدید نیز باید ایران را به همان زیبایی و حتی زیباتر از آن به نسل آینده تحویل دهد.*
مسئله نوروز را باید از نو صورتبندی کنیم و از دل آن پاسخ هایی برای *بحرانهای زیستمحیطی، ناپایداری سیاسی، فرسایش سرمایه اجتماعی، فقر، تعارض ها، تبعیضها و سایر چالشها بیابیم.*
دکتر فاضلی که به قدر توان خود در کتاب «نوروزِ نو» کوشیده است به آن ها پاسخ دهد، اعتقاد دارد که این کار شدنی است.
* نوروز تنها یک جشن نیست، بلکه مفهومی عمیق است که هشت هزار سال پابرجا مانده و شاید هیچ واژهای پس از «ایران» به عظمت نوروز برای ما نباشد. نوروز، نامی دیگر برای ایران است. این واژه چندهزارساله را نباید تغییر دهیم. سیزدهبهدر روز طبیعت نیست، بلکه «سیزدهبهدر» است؛ نوروز، سال نو نیست، بلکه «نوروز» است؛ و چهارشنبهسوری، چهارشنبه آخر سال نیست، بلکه «چهارشنبهسوری» است.*
*این نامها طی قرنها و هزارهها از غربال ذهن، ضمیر، زبان و الگوهای شناختی ما عبور کردهاند. نباید این نامها را دستکاری نموده یا با آنها بازی کنیم.*
نوروز، آیینی فرادینی، فرازبانی و فراقومی است که همه ادین، گویشها و زبانها و همه اقوام و گروه ها را در خود جای داده و به یک نسبت امکان اندیشیدن و زیستن را برای همه مردم فراهم می سازد.
*ما باید مفهوم بزرگ نوروز را، که هشت هزار سال چون قله دماوند، دریاچه ارومیه، دریای خزر و تمام زیباییهای عالم به ما به ارث رسیده است، متناسب با مسائل امروزمان، بازتعریف کنیم.*
اگر از نوروز ابزاری برای هیجانخواهیهای گذرا بسازیم، اگر درک ما از شادی، *«شادی پایدار»* نباشد و اگر تصور ما از نوروز صرفاً بازار و خرید باشد، این تقلیلگراییها نوروز را به آتشی بدل خواهد کرد که سرزمین ما را به نابودی میکشاند. باید نوروز را با دقت بنگریم و از تقلیل آن به بازار یا فولکلور پرهیز کنیم.
استاد فقید *داریوش شایگان،* سالها پیش در کتاب *«آسیا در برابر غرب»* چنین شرحی داد و خطر را گوشزد کرد. او هشدار داد که آیینهای ایرانی در معرض تقلیل به امری فولکلوریکاند. فولکلور نه بهمعنای علم فولکلور، بلکه بهصورت ابژههایی مرده که گویی زمانی بودهاند و اکنون نیستند و تنها باید مانند ابژههای باستانشناختی تماشایشان کرد و گفت: قدیم ها چه زیبا بودهاند. این نگاه، نگاهی خطرناک است که ما را از فرهنگ، زبان و منابع تاریخیمان گسیخته میکند.
* از سوی دیگر اگر جمهوری اسلامی فرهنگ نوروزی را منبع بزرگ جامعه برای حیات اقتصادی می پذیرفت، امروز ما در حوزه های گوناگون گردشگری و بازارهایی با سیزده کشور منطقه نوروز، مبادلات منطقه ای و بین المللی عظیمی داشتیم که می توانست به اندازه نفت یا حتی بیشتر از نفت، اقتصاد مردم ایران را تغذیه کند و و مولد انرژیهایی برای حیات اقتصادی بود.*
فراموش نکنیم که *جامعه ما ترکیبی از سه فرهنگ ملی، مدرن و مذهبی است* و هر گونه تلاش برای تحقیر یکی از آن ها، در نهایت تنشها و تعارضات سیاسی-اجتماعی و فرهنگی در جامعه را گسترش میدهد و امکان انسجام جامعه را از بین میبرد.
*با این امید که دستگاههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای هرچه باشکوهتر شدن فرهنگ نوروزی در جهت انسجام اجتماعی بسیج گردند.*