دکتر ابراهیم جعفری
دکتر ابراهیم جعفری

دکتر ابراهیم جعفری

فرهنگی

گویش ها و لهجه ها منابع عظیم تاریخی و فرهنگی اند

* گویش ها و لهجه ها منابع عظیم تاریخی و فرهنگی اند* 

 _* در حاشیه جدال لفظی مدیران تیم های استقلال و پرسپولیس در برنامه فوتبال برتر*_ 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 


 فرشید سمیعی و رضا درویش مدیران استقلال و پرسپولیس در یکی از جنجالی‌ترین برنامه‌های فوتبال برتر (۱۵ خرداد ۱۴۰۳)، به درگیری لفظی با یکدیگر پرداخته و اتهاماتی را علیه یکدیگر مطرح کردند؛ جدالی که جامعه فوتبالی و همه اخلاق مداران را رنجیده خاطر کرد. فرازی از گفتار آقای درویش را خطاب به آقای سمیعی به شرح زیر است:


 *اگر شما فرصت می‌کردید در درجه اول می‌رفتید لهجه‌تان را جراحی بکنید، بهتر بود تا فرافکنی کنید. باز هم از مردم عذرخواهی می‌کنم که امشب مجبور شدند این نوع گرامر یا دیالوگ را از ایشان تحمل کنند.* 


اگرچه با عذر خواهی آقای درویش تا حدودی از سوء تفاهم ها کاسته شد؛ اما مشاهده این برنامه انگیزه ای ایجاد نمود تا *گفتمان نوین جهانی مبنی بر لزوم احترام و به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی و زبانی که سال هاست از تریبون نهادهای بین المللی نظیر یونسکو طنین افکن شده است را، خاطرنشان سازم.* 


 * زبان را خانه وجود دانسته اند. ما با آوا، لحن و صدا به دنیا می آییم، در جریان رشد خود، توانش گفتاری و بیانی مان شکوفا می گردد.* 

 *اگر یک زبان را درخت و مادر بیان و گفتار بدانیم، شاخ و برگش گویش ها و لهجه های آن زبان اند و فرهنگ و اندیشه ها در بسترش شکل می گیرند و می بالند و متقابلاً در آن ها تاثیر می گذارند. به عبارتی زبان ها، گویش ها و لهجه ها منابع و معادن عظیم نسلی، تاریخی و فرهنگی هستند که رایگان، آزاد و همگانی در دسترس عامه مردم اند و هر چه از آن ها برداشت شود، نه تنها کاهش نمی یابند، بلکه بر ارزش و درونمایه شان افزوده می شود.* 


 * در باره اهمیت لهجه همین بس که لهجه و گویش محلی یکی از میراث های ماندگار در فرهنگ هر قوم و جامعه محسوب می شود و ازجمله حقوق غیر قابل انکار شهروندی است.* 

 *گویش ها و لهجه ها همیشه چونان کودکان بازیگوش، اطراف ما را در زبان فارسی فراگرفته اند و در انتقال تمامی ارزش های ایرانی به او کمک کرده اند.اگرچه گویش و لهجه بوده اند، اما همیشه  از زبان مادری فارسی تاثیر گرفته و بر آن اثر می گذاشتند و با وجود هجمه های عظیم داخلی و خارجی به حیات خود ادامه دادند و به نسل ما پیوستند.* 


 توجه و اهمیت به گویش ها و لهجه های محلی از جمله دلایلی است که موجب می شود زبان رسمی کشور از خشکی و بی روحی خارج شود؛ زیرا گویش ها و لهجه ها برای زبان رسمی نقش سرچشمه های کوچک برای رودهای بزرگ را دارند. از این رو گویش های محلی و لهجه ها نه تنها تناقضی با حضور زبان رسمی ندارند، بلکه غنا و زیبایی خارج از وصفی به آن می بخشند.


 در زبان شناسی به گونه ای از طرز تلفظ های ویژه یک گروه زبانی، لهجه می گویند. تقریبا در تمامی زبان های جهان لهجه های گوناگون وجود دارد. لهجه ها معمولا با مناطق جغرافیایی ارتباط ویژه دارند.

مخفی کردن لهجه کار واقعا دشواری است. کلمات آن گونه که دل شان می خواهد از حنجره بیرون پریده و روانه زبان می شوند.

از سوی دیگر در درون یک زبان گویش های متنوع و لهجه های فراوان دیده می شود و هر کدام لهجه، پیام و معنا را به شیوه خاص خود منتقل می کنند؛ به همین دلیل هر فرد با زبان و لهجه مادری خود بهتر، شیرین تر و آسان تر می تواند با دیگران ارتباط ایجاد نموده و به انتقال پیام موثر مبادرت ورزد.


 * متاسفانه در دهه های اخیر شاهد زوال زبان ها و گویش هایی هستیم که عامل هویتی، فرهنگی و تاریخی هر قوم و ملتی هستند تا جایی که برآورد اخیر یونسکو نشان می دهد تنها ۱۰ درصد از حدود شش هزار زبانی که امروز با آن تکلم می شود، تا پایان قرن حاضر باقی خواهد ماند. این سازمان در ماه مارس سال ۲۰۰۶ میلادی دریک نشست عمومی با صدور بیانیه ای حمایت قاطع خود را از زبان و فرهنگ اقوام اعلام کرد.* 


 * در کشور ما تا کنون ۴۰ هزار نوع گویش شناسایی شده که روند حذف تدریجی آن ها نگرانی تاریخ دانان و زبان شناسان را به همراه داشته است.* 

لهجه ها و گویش های گوناگون و پرشمار ایرانی نمونه ای شگرف از پیشینه  و اصالت فرهنگ زبانی این سرزمین است. تمامی لهجه ها زیبا و دلچسب هستند و برای دیگر اقوام ایرانی جذاب و دوست داشتنی می باشند. با کمال تاسف امروزه  به علت کاهش اعتماد به نفس بسیاری از ایرانیان شاهد کمرنگ شدن لهجه ها در میان تیره های گوناگون فرهنگی هستیم.


 * فراموش نکنیم که از دست رفتن یک زبان و بافت فرهنگی آن همانند سوزاندن کتاب مرجعی بی نظیر از جهان طبیعت و به مثابه از دست رفتن پنجره ای به سوی ذهن بشری است؛ زیرا پیامد دردناک آن نابودی تاریخ و فرهنگ شفاهی اقوام و ملت ها، ازبین رفتن داستان ها و ضرب المثل ها ، خاطرات و ... می باشد.* 


 *بنابراین شایسته است از تنوع فرهنگی و زبانی مردم ایران به منزله گنجینه و ثروتی عظیم پاسداری کنیم.*

نکته هایی از کتاب #تاریخ_پایداری_آب* *به مناسبت ۵ ژوئن؛ روز جهانی محیط زیست*

*نکته هایی از کتاب #تاریخ_پایداری_آب* 


 *به مناسبت ۵ ژوئن؛ روز جهانی محیط زیست* 


 _ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 


 موضوع # *پایداری* در سال های اخیر در برنامه های مدیریت منابع آب در سراسر دنیا مورد توجه قرار گرفته است. 

چند سال قبل *کمیسیون بین المللی آبیاری و زهکشی ، یک نقشه راه جهانی را برای سال ۲۰۳۰ ارائه داد:* « *A Water Secure World, Free of Poverty and Hunger* » 

 *این نقشه راه بر امنیت آبی دنیایی تمرکز دارد که در آن فقر و گرسنگی ریشه کن شده باشد.* 

این موضوع به تفصیل در کتاب *تاریخ پایداری آب* بیان شده است.


  سرپرست تیم نویسندگان کتاب *دکتر کامران امامی* در مصاحبه با روزنامه شرق مورخ  ۹ خرداد ۱۴۰۳ می گوید:   

 *«در هرم دانایی ابتدا داده به اطلاعات تبدیل شده و سپس پردازش هایی روی اطلاعات انجام می گیرد و به دانش تبدیل می شود. در نهایت دانش به خرد منجر خواهد شد. در طرح های صنعتی ممکن است فرآیند داده به دانایی طی چند ماه تحقق یابد؛ اما در مهندسی آب برای رسیدن به دانایی ممکن است دهه ها و یا حتی قرن ها زمان نیاز داشته باشیم.»* 


 در این راستا دانایی گذشتگان که طی صدها سال حاصل شده، می تواند یک هدیه  منحصر به فرد از نسل های گذشته برای نسل کنونی باشد. در این کتاب که نتیجه تلاش *۲۵ نفره* اعضای *کارگروه بین المللی تاریخ آب* (ICID) از *۱۷ کشور دنیا طی ۱۰ سال* می باشد، تلاش شده است تا از دانایی گذشتگان برای حل چالش های آیندگان استفاده شود.

از آنجا که دکتر امامی به عنوان *رئیس کارگروه تاریخ آب* ، ایده تهیه و تدوین این کتاب را مطرح نموده و مدیریت جمع آوری مقالات را برعهده داشته است، *نقش اساسی ایران در تالیف کتاب نیز شناسایی شده و نتایج کلیدی آن (ستون های پایداری) روی جلد در قالب تصویری از آرامگاه حافظ ارائه شده است.* 


 اجداد ما و سایر مردمان جهان برای این که بقا داشته باشند و خانواده و جامعه خود را بتوانند تغذیه کنند و از بلایای طبیعی ایمن نگه دارند، کارهای عظیم و در خور توجهی کرده اند که اغلب آن ها ده ها سال از زمان خود جلوتر بودند. تراس های برنج چین، قنات های ایران، مدیریت سیلاب و منابع آب در هلند، سد مارب یمن، مدیریت منابع آب در آفریقای جنوبی، تجارب مالزی و سریلانکا، تجارب کاشت برنج در ژاپن و... از جمله آن ها بوده است.

 وقتی به تاریخ کشورمان می نگریم، دستاوردهایی از تجربه های ایرانیان را می بینیم که به مراتب بزرگ تر از زمان خود بوده و درس های جهانی قلمداد می شوند.

برای مثال *قنات های ایران* شاهکار عزم جدی نیاکان ما برای بقای خود و آیندگان بوده و در تاریخ آب مشهور هستند. *قنات قصبه گناباد که با طول ۳۳ کیلومتر و عمق مادر چاه ۳۰۰ متر ، مهم ترین قنات ایران است، عمری دوهزار و ۵۰۰  تا دوهزار و ۷۰۰ ساله دارد و دبی آن ۱۲۰ لیتر بر ثانیه تخمین زده می شود.* 

ابداع قنات از زمان ورود آریایی‌ ها به ایران آغاز شد که هم جمعیت زیاد شده بود و هم آبی را که برای تأمین غذا می‌خواستند، در ایران فراهم نبود. آنان مشاهده کردند که معدن کاران در معادن آب‌هایی را که مزاحمشان بود، خارج می‌کنند. در همین چارچوب کشاورزان با معدن‌کاران تعامل کردند و نتیجه تعامل آنان، *ابداع قنات* شد. 

 از *سد کریت* هم می توان به عنوان یک نمونه برجسته تمدنی نام برد. این سد به ارتفاع ۶۰ متر در نزدیکی طبس واقع شده که تا ۵۰۰ سال بلندترین سد دنیا تا اوایل قرن بیستم بوده است.


 * به نظر می رسد سازندگان قدیم از ما به مراتب شجاع تر بودند و عادت به سعی و خطا داشتند و چون با طبیعت نزدیک بودند، از شرایط محلی استفاده بهینه می کردند. از این رو اغلب اقدامات و نوآوری های تاریخی به جای مهندسی مدرن حاصل مهندسی ذاتی بشر است.* 

به عنوان نمونه هزاران سال است که مقطع سدهای تاریخی *مثلثی* است؛ در حالی که قانون *هیدرواستاتیک* آب در قرن نوزدهم مطرح شد. کسانی که قنات های مهم ایران را احداث کردند، با *هیدرودینامیک* آب های زیرزمینی آشنایی نداشتند؛ بنابراین بیشتر دستاوردهای مهم تاریخ آب، حاصل *مهندسی ذاتی* بوده و امروز هم با وجود این که مهندسی مدرن و مدل سازی های ریاضی داریم؛ اما همچنان به آن مهندسی ذاتی نیازمندیم.


 موضوع دیگر *احترام به ظرفیت منابع طبیعی* است. به عنوان مثال *کشت زعفران* یک روش بسیار هوشمندانه بوده که اجداد ما از طریق این محصول پُرارزش و با نیاز آبی کم توانستند با شرایط خاص شرق کشور همخوان باشند که این روند هنوز هم ادامه دارد.

 *در عین حال تعهد و اخلاق نسبت به نسل های آینده، طبیعت و جامعه حائز اهمیت است. دکتر امامی بر این اعتقاد است که اگر تخصص ۱۰ باشد و خلاقیت به آن اضافه شود، ۱۰۰ می شود و اگر اخلاق به آن اضافه شود، هزار می شود. بنابراین اخلاق حرفه ای و افق بلندمدت داشتن از مولفه های اساسی توسعه پایدار است.* 


در پایان جا دارد از مجاهدت علمی *دکتر مرتضی فرهادی* نیز در زمینه شناساندن راهکارهای تامین آب توسط نیاکان مان در آثار متعدد به نیکی یاد کنیم.

موزه ها، محلی برای آموزش و پژوهش و دریچه ای به سوی توسعه پایدار*

* موزه ها، محلی برای آموزش و پژوهش و دریچه ای به سوی توسعه پایدار* 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

 

 *موزه* ساختاری برخاسته از فرهنگ اروپاست که نخست از طریق گردآوری اشیا به عنوان رسانه پیامی را انتقال می داد؛ از این رو فرآیند گردآوری آثار و اشیا، در بردارنده مفاهیم *«رسانه»* و *«پیام»* است؛ چراکه اشیا در جهانٍ مناسبات اجتماعی علاوه بر جنبه کاربردی دارای معانی ضمنی نیز هستند و مانند بسیاری دیگر از گزاره های انسانی در جوامع معنا می یابند.


 آموزش و ارائه خدمات علمی، پژوهشی رکن اساسی و بنیادین تمامی موزه هاست. اگرچه روش انتقال علم در موزه ها با سایر مراکز آموزشی تفاوت های زیادی دارد؛ اما این ساختارها یک هدف کلی را دنبال می کنند. 

شورای جهانی موزه ها معمولا هر چند سال، تعریف جدید و به روز شده ای از موزه را ارائه می دهد. این تعریف عمدتاً برآمده از تجربه ها و پشت سر گذاشتن چالش های متداول است؛ اما تاکنون یک بخش از تعریف همواره به صورت ثابت تکرار شده و آن خدمت نهاد موزه به پیشرفت بشریت است. پیشرفت را در نگاه کلی می توان بهبود کیفیت زندگی دانست که منتهی به حرکت جوامع به سوی پایداری است. 


 از این منظر موزه به عنوان نهادی در خدمت پیشرفت بشر، همپوشانی عملکردی با نهادهای آموزشی پیدا می کند. اولین تجربه های مربوط به آموزش آکادمیک هنر در ایران با *دارالفنون* و سپس *مدرسه صنایع مستظرفه* آغاز گردید؛ اما در حال حاضر عدم وجود یک کالج یا دانشکده وابسته به موزه در کشور، بیانگر بنیاد نحیف موزه های ایران است.  

بررسی موزه های بزرگ دنیا گویای وضعیتی دیگر است. به عنوان مثال آکادمی موزه هنرهای زیبای *_بوستون_* ، نزدیک به ۱۵۰ سال قدمت دارد و فعالیت خود را از سال ۱۸۷۶ آغاز نموده است. شعاری که این مدرسه برای خود انتخاب کرده، بسیار جالب توجه است: *Steeped in history. Eye on the futur* *(غرق در تاریخ، چشم به آینده)* 

این مدرسه در معرفی خود چنین بیان می کند: ما در کشف ترکیبی از تکنیک ها و رسانه ها تا تاکیدات نوین بر برنامه درسی آزاد هستیم. ما هرگز از ماموریت خود برای آماده سازی دانش پژوهان در راستای تبدیل شدن به هنرمندان و اندیشمندانِ مصمم و آماده در جهت تغییر، فاصله نگرفته ایم.


 * با این وصف موزه بنا بر تعریف اخیرش، باید به سمت پژوهش های نو حرکت کند. فقط در این شرایط است که می توانیم ادعا کنیم در آینده نه چندان دور، از گردونه موزه های جهانی که حرفی یا سخنی یا پیامی برای گفتن دارند، حذف نخواهیم شد؛ در غیر این صورت به زودی همه موزه های ما که برنامه ریزی برای آموزش و بستر مناسب برای پژوهش ندارند، به انباری های بلااستفاده تاریخ می پیوندند که نه روایتی دارند و نه ارتباطی با نسل جدید مخاطبان ولو اینکه مدعی صاحبان آثار ۷۰۰۰ ساله باشیم.* 


 محور فعالیت سال *۲۰۲۴* *میلادی* موزه نیز به *آموزش و پژوهش* اختصاص یافته است. *مُراد از آموزش به اشتراک گذاشتن دانش هایی است که در موزه ها نگهداری می شوند و در شکل کلی تر آزادسازی تمام دانش هایی است که در اختیار افراد و گروه های اجتماعی قرار داشته و از طریق موزه ها همگان می توانند با  ارزش های علمی و فرهنگی آشنا شوند.* 

 *پژوهش نیز یک روند هوشمندانه، هوشیارانه، خلاقانه و سامان مند برای جست و جو، بازگویی و بازنگری پدیده هاست.* 


 البته آموزش و پژوهش در موزه به شکل دانشگاهی و حرفه ای نیست، بلکه همانند آموزش مادر به فرزند و به صورت غیرمستقیم انجام می شود.

از این رو موزه ها باید در برنامه های خود، اشتراک با جوامع محلی را در اولویت خویش قرار دهند و از طریق ارتقای سطح دانایی و آگاهی عمومی زمینه توسعه و صلح پایدار را فراهم سازند.


 شورای بین المللی موزه ها (ایکوم) در آخرین تعریف خود، موزه را چنین تعریف می کند: *«موسسه ای غیرانتفاعی و دائمی در خدمت جامعه است و به تحقیق و پژوهش، جمع آوری، نگهداری، تفسیر و نمایش میراث ملموس و ناملموس می پردازد. درهای این موسسه به روی عموم باز است. موسسه ای فراگیر و در دسترس همه؛ موسسه ای که به تنوع و پایداری در جوامع کمک می کند.»* 

 *آن چنان که در این تعریف مشاهده می شود، موزه ها در دوره معاصر نقشی فراتر از محلی برای نمایش اشیای تاریخی برعهده دارند.* 


موزه ابزاری مهم برای تبادل فرهنگی، غنی‌سازی فرهنگی و ایجاد درک متقابل، همکاری و صلح میان مردمان است. موزه‌ها در حقیقت مکانی برای نمایش، آزمایش و تمرین روش‌های جدید تفکر و عمل را فراهم می‌آورند و در انتقال جامعه به سوی جامعه‌ای پایدار نقش مهمی ایفا می‌کنند.

 *بازدید از موزه‌ ها فرصتی مناسب برای آشنایی با فرهنگ و تاریخ یک کشور و شهر، نگهداری و نمایش میراث‌ های تاریخی، فرهنگی و هنری، یادگیری، تحقیقات علمی، تفریح و آرامش، و برقراری ارتباطات اجتماعی است؛ زیرا موزه‌ها به جای بخشی از جهان سرگرمی، خود را بخشی از جهان آموزش می‌دانند.*

ویژگی های یک نسل در گذر زمان* * به مناسبت اولین سالگرد درگذشت استاد مرتضی شهیدی*

* ویژگی های یک نسل در گذر زمان* 


 * به مناسبت اولین سالگرد درگذشت استاد مرتضی شهیدی* 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

 

 * به مناسبت اولین سالگرد درگذشت استاد مرتضی شهیدی* 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

 _* آنچه ملاحظه می کنید مضمون سخنانی است که یک سال پیش در یادبود استاد مرتضی شهیدی یکی از چهره های درخشان آموزش و پرورش گلپایگان ایراد شده است.*_ 


 *زنده یاد استاد شهیدی* بی‌نیاز از تعریف و تمجید است. به قول حضرت ‏مولانا

 _*مادح خورشید مداح خود است*_ 

 _*که دو چشمم روشن و نامُرمد است*_ 


 * برای درک و شناخت این استاد فرزانه سوالی را مطرح می سازم.* 

 _*ویژگی هایی که نسل استاد شهیدی داشت ‏چه بود که از دامانش گوهری مانند ایشان ظهور کرد؟*_ 

متاسفانه آن ویژگی ها، امروز در حال مضمحل شدن و از بین رفتن است و حلقه گم شده ‏روزگار ماست. چهار مورد را به اختصار توضیح می دهم.‏


 *‏  ویژگی اول آن نسل این بود که به معنی دقیق کلمه طالب دانش و معرفت بودند،* ‏یعنی واقعاً علم را دوست داشتند و برای آن رنج می‌کشیدند و دود چراغ می‌خوردند. ‏دنبال مدرک نبودند، نمی‌خواستند با این خواندن ها و مطالعه کردن ها، پرستیژ، شهرت ‏و ثروت کسب کنند، عاشق علم بودند و معرفت جایگاه ‏برجسته ای در نظر آنان داشت. البته فقط به علم نمی‌اندیشیدند، اهل زندگی هم بودند؛ ‏یعنی هم زندگی را و هم علم را جدی می‌گرفتند. در این راستا می خواهم از دیدگاه  *هربرت مارکوزه* یکی از اندیشمندان *مکتب فرانکفورت* استفاده کنم. او کتابی تحت عنوان، ‏ *انسان تک ساحتی* دارد و ادعایش هم این است که سرمایه داری جهانیان را به یک ساحت سوق داده تا فقط مصرف کننده باشند؛ در حالی که ماهیت وجود انسان *چند ساحتی* ‏است. به طور خاص و مشخص این چند ساحتی بودن در جناب ‏استاد شهیدی متبلور بود.


 شاهد ادعایم این است که در کتابخانه استاد شهیدی فقط آثار ادبی و فرهنگی مشاهده ‏نمی شود؛ کتاب های مکانیک، باغبانی، معماری و حتی کتاب ‏خیاطی هم هست. آقای شهیدی خودشان ساختمان خانه شان را ‏نظارت و معماری کردند. کتاب مکانیک را می خواند و در اغلب موارد با استناد بر آن اتومبیل اش را تعمیر می کرد، باغچه منزل را به بهترین نحو ممکن زینت آرایی می کرد ‏و به بار دهی آن می‌افزود؛ از این رو ایشان ‏یک انسان چند ساحتی و *چند وجهی* بود که زندگی خودش را بر *مبنای دانش* ساماندهی می کرد. در وادی معرفت هم علاوه بر ادبیات، در زمینه تاریخ، جامعه، علوم قرآنی و ... دارای اطلاعات بود.

 وقتی این اوصاف از استاد شهیدی را برمی شمارم، به یاد *دکتر غلامحسین مصاحب* می افتم؛ آن چهره علمی بزرگ که ‏ *دانش ریاضی نوین* را وارد ایران کرد و در عین حال از *قله های ادبی* ما هم بود و آن *دایرة ‏المعارف بزرگ* را که در زمان خودش بی‌نظیر بود، به یادگار گذاشت. این ویژگی اول نسل ‏استاد شهیدی بود.‏


 *ویژگی دوم آن نسل این بود که قانع بودند؛ البته  قناعت در کسب دانش نداشتند.* 

  *دکتر شریعتی* در جمله زیبایی می گوید: *هرچه معلومات مان بیشتر باشد، ‏مجهولات مان زیادتر است؛* یعنی هرچه انسان در وادی علم جلوتر می‌رود، عطش اش برای ‏یادگیری زیاد تر می شود، اساسأ قناعت در جستجوی علم معنی و مفهوم ندارد؛ اما در زمینه های مادی و اقتصادی نسل استاد شهیدی به آنچه ‏داشت، قانع بود. اهل ثروت اندوزی نبود چه بسا که ثروت گریز بود.‏


‏  *ویتگنشتاین* فیلسوف اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن ‏بیستم یک ثروت افسانه ای را به ارث برده بود. وقتی این ثروت ‏افسانه ای  را به فقیران بخشید و از همه آن گذشت، به او گفتند: آقای ویتگنشتاین ‏چه احساسی داری؟ گفت: احساسم آن قدر زیباست که حد ندارد؛ زیرا تمام موانع فلسفه ورزیدن خودم را از میان برداشتم، تمام موانع کار علمی ام را از میان ‏برداشتم و راحت و فارغ البال شدم.


   در همین ایران خودمان، سال ‌‏۱۳۸۳ مراسم نکوداشتی برای *پدر علوم ارتباطات اجتماعی زنده یاد دکتر کاظم معتمدنژاد* ‏برگزار شد. از صبح تا عصر برنامه های سخنرانی بود و همه در سجایای ایشان سخن می‌گفتند و ‏طبعا انجمن های علمی، انجمن های روزنامه نگاری، رسانه های مختلف و سایر محافل ‏هدایایی هم  آوردند. پایان آن روز ناظر بودم که *بیش از صد سکه طلا* آوردند و به ‏ایشان تقدیم کردند. آقای دکتر معتمدنژاد در پایان سخنرانی خود گفتند: تمام سکه هایی که ‏از سر لطف به من ارزانی شده، همین الآن تقدیم آقای دکتر نجفقلی حبیبی رئیس (وقت) دانشگاه ‏علامه طباطبایی می کنم تا در جهت پیشبرد اهداف دانشکده علوم ارتباط اجتماعی هزینه شود. 


 اگر در شهر خودمان نظر بیفکنیم، ‏خیران مدرسه ساز، خیران مدرسه یار، خیرانی که در عرصه بهداشت و درمان  قدم برداشته و برمی دارند، ‏در زمره چنین افرادی هستند و جا دارد یاد کنم از  مراسم ‏کلنگ زنی بخش شیمی درمانی بیمارستان امام حسین علیه السلام که واقعا جای استاد شهیدی خالی بود. چقدر ایشان دغدغه ‏داشتند تا این کار صورت بگیرد؛ به خاطر این که عضو انجمن بهداشت و درمان بودند.


 * ویژگی سوم آن نسل این بود که دنبال داده (دیتا) و اطلاعات نبودند، بلکه دنبال دانش بودند.* سیر تکوین دانش و علم این است که از دیتاها یعنی کوچکترین ‏اجزای اطلاعات شروع می شود و اطلاعات را می سازد و مجموعه این اطلاعات تبدیل به دانش ‏می شود. انسان های هوشیار این دانش را به *خرد، فهم و  ‏حقیقت* مبدل می سازند. نسل استاد شهیدی این گونه بود که به اطلاعات فست فودی و زود ‏گذر (چیزی که در فضای مجازی فراوان است) اتکا نمی‌کرد.


 * آن ‏نسل، نسل کتابخوانی بودند، عاشق کتاب بودند.* این طور هم نبود که کتاب را به عنوان دکور در ‏خانه بگذارند. امکان داشت یک کتاب را تا ده بار عمیق مطالعه کنند و برای این کتاب خواندن ‏حوصله به خرج می دادند. متاسفأنه یکی از مسائل مهم جامعه ما؛ بخصوص نسل امروزی این است که حوصله ‏مطالعه ندارد، یک متن را از اول تا آخر نمی خواند و این یک خسران بزرگ است که نسل ما از کتاب گریزان است.‏


‏ یکی از دانشجویان بنده که معلم است، یک بار در کنفرانسی که ارائه داد می گفت: «امروز در ‏جلسه اولیا و مربیان بودم. مادران می گفتند در رابطه با درس هایی نظیر تاریخ یا جغرافیا، فرزند ما می‌گوید این درس ها را ‏برای من بخوان، من حوصله ندارم بخوانم! » این یک ضایعه دردناک است که ‏امیدواریم به موازات اقدام سیاستگذاران فرهنگی، خود خانواده ها این وضعیت را ترمیم کنند و ...


 آن ‏نسل واقعاً به دانش متکی بودند و جا دارد از سه استاد ‏بزرگ یاد کنم.

 *مرحوم آقای اثنی عشری* ؛ خدا رحمت شان کند، به خاطر می آورم ایشان معمولاً در کتاب فروشی *شادروان آقای خادمی* که خدا روح ایشان را هم شاد کند، حضور داشت. آقای خادمی ‏خیلی دست و دل باز بود و همه را سمت کتاب فروشی خودش جذب می کرد و هرچه هم ‏در آنجا کتاب ها را ورق می زدیم، خم به ابرو نمی‌آورد؛ زیرا قبل از منفعت مادی به *توسعه فرهنگی* می اندیشید. به نظر بنده کتاب فروشی آقای خادمی یک *حوزه عمومی* و *پاتوق فرهنگی* بود. مرحوم آقای اثنی عشری در آن کتاب فروشی ‏ایستاده یا نشسته تا یک کتاب را از اول تا آخر مرور نمی کرد، کتابفروشی را ترک نمی‌کرد. *آیا اکنون آن میراث به ما رسیده است؟* 


 مرحوم استاد *اسدا... صمدی* که کتاب ‏گرانسنگ و هفتصد صفحه ای *«مروری بر ضرب‌المثل های اصیل گلپایگان»* را نوشته، *هجده سال* مجاهدت علمی کرده تا این ‏کتاب ساخته و پرداخته شده است.

یاد کنم از *مرحوم آقای اسماعیلی* دبیر ارزشمند ادبیات که ایشان هر ‏وقت به کلاس می آمد، یک کتاب غیر درسی با خودش می آورد؛ مخصوصاً در کلاس های انشاء از ‏یک نفر می خواست که متن هایی را از آن کتاب قرائت کند.  ‏


 * چهارمین ویژگی که در آن نسل وجود داشت، این بود که هم به سنت، هم به مدرنیته احترام ‏می گذاشت.* اکنون با افرادی سر و کار داریم که غرق در سنت هستند؛ به گونه ای که هرگونه ‏پژوهش، نوآوری  و فرزند زمان خویش بودن را، از یاد می برند و یک عده ای هم هستند که در نقطه مقابل ‏آن، سنت را فراموش می کنند و از یاد می برند که ما چه هویت فرهنگی داشتیم؟ چه ‏پایه های علمی داشتیم؟ هر دو اشتباه است. آن افراط و این تفریط است؛ ولی نسل استاد شهیدی این گونه ‏بود که *بین گذشته و حال پیوند می‌زد؛* آن هم جهان به شدت متغیری که ما با آن مواجه هستیم. 


فراموش نمی کنم اوایل دهه هفتاد، سه یا چهار بار در جلسه های میهمانی خدمت استاد شهیدی بودم و ‏با هم صحبت می کردیم. آن زمان اینترنت و شبکه های اجتماعی نبود. تنها منبعی که مسائل روز را بیان می کرد و نسبت به سایر مطبوعات تفسیرهای نو داشت، *روزنامه سلام* بود. با دقت که به سخنان ایشان گوش فرا می دادم، متوجه می شدم ایشان هرچه که می گوید، سرچشمه اش روزنامه سلام است؛ روزنامه ای نخبه گرا که محتوای تازه و جدید داشت. ‏ *از این رو در می یافتم که آقای شهیدی خودش را با روح ‏زمانه هماهنگ می‌کند و در گذشته درجا نمی زند.* 


 اولین مواجهه ای که با استاد شهیدی داشتم، سال ۱۳۴۹ زنگ انشا سال اول دوره متوسطه در ‏دبیرستان پهلوی (سابق) بود. وقتی که انشای خودم را خواندم، به شدت بنده را تشویق کردند؛ به طوری که هنوز حلاوت آن تشویق در ذهن و ضمیر من پابرجاست.‏


‏  در پایان خطاب به متولیان آموزش و پرورش عرض می کنم:  *مدیران و معلمان فرهیخته و علاقه مندان به زبان و ادب فارسی چرا درس انشارا  دست کم می گیریم؟ انشا چرا زنگ تفریح ما شده است؟ انشا یعنی خلق کردن، آفرینش ذهن و اندیشه ورزی* 

 *کسی که به ‏انشا توجه می‌کند، خوب هم مطالعه می‌کند و در کلاس هم خوب گوش می دهد. ‏اهل گفت و گو، تبادل نظر و منطق است، سخن خود را تحمیل نمی کند و ...* 

پس به یاد استاد شهیدی هم خانواده ها، هم مدیران، هم دبیران تصمیم بگیرند به درس ‏انشا بهای واقعی بدهند؛ زیرا درس انشا بنیادی ترین ‏درس برای رشد و اعتلای دانش آموزان است. 


  *جهان یادگار است و ما رفتنی* ‏

  *به گیتی نماند به جز گفتنی* 


 *به روان تابناک استاد شهیدی درود می فرستیم*

نوآوری دیجیتال برای توانمند سازی جوامع در جهت توسعه پایدار

   *نوآوری دیجیتال برای توانمند سازی جوامع در جهت توسعه پایدار* 


  *به مناسبت روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی* 


 ✏ ابراهیم جعفری

 دهکده جهانی

@dehkade_jahan

 از سال ۱۹۶۹ میلادی تاکنون، روز هفدهم ماه می (برابر با ۲۷ اردیبهشت‌ماه)  هر سال با عنوان *روز جهانی ارتباطات* و *جامعه اطلاعاتی* نامگذاری شده است. این روز یادآور پایه‌گذاری اتحادیه جهانی مخابرات در سال ۱۸۶۵ است که در آن نخستین کنوانسیون جهانی ارتباطات دوربرد در پاریس به امضا رسید. این اتحادیه، شعار روز جهانی ارتباطات و جامعه اطلاعاتی ۲۰۲۴ میلادی را *«نوآوری دیجیتال برای توسعه پایدار: توانمند سازی جوامع در جهت رسیدن به اهداف ۲۰۳۰»* انتخاب کرد.


  * از دهه ۱۹۷۰ به این سو گفتمان غالب در تمام محافل علمی این بود که زمین و آنچه در آن است میراثی نیست که از گذشتگان به ارث برده باشیم، بلکه امانتی است که آیندگان در اختیار ما قرار داده اند.* 

از نظر صاحب نظران، *توسعه به شرطی مطلوب است که مخرب منابع پایه و سرمایه های طبیعی نباشد.* بر همین اساس *توسعه پایدار* *( Sustainable Development )* به عنوان تنها گزینه قابل قبول برای پیشرفت و تکامل جوامع مطرح شد.

تا قبل از آن رابطه انسان و طبیعت نادیده گرفته می شد و انسان هنوز به مثابه بخشی از طبیعت به شمار نمی رفت. *کنفرانس استکهلم* (۱۹۷۲ میلادی) را می توان به عنوان یکی از مراحل تکاملی این روند قلمداد نمود که به دلیل دید جامع و همه سو نگر آن در باره طبیعت، نقش غیر قابل انکاری در آگاه سازی جهانیان در باره لزوم حفظ منابع طبیعی و محیط زیست ایفا نمود.


 بیست سال پس از کنفرانس استکهلم جهان در ماه ژوئن ۱۹۹۲ شاهد برگزاری اجلاس بزرگی در شهر ریودوژانیرو پایتخت کشور برزیل با عنوان *سران زمین* بود که در آن هیات های نمایندگی قریب به ۱۸۰ کشور جهان مشتمل بر روسای دولت ها، مقامات بلند پایه، پژوهشگران و کارشناسان شرکت نمودند.

 *چگونگی انتقال از وضع ناپایدار و خطرناک توسعه ناموزون به اقتصادی دوام پذیر و سازگار با طبیعت محور اصلی کنفرانس ریو بود.* 


 برگزاری این اجلاس پیروزی بزرگی برای علاقمندان به منابع طبیعی و محیط زیست بود؛ زیرا تا آن زمان سازمان ملل اجلاسی به این اهمیت برگزار نکرده بود و سابقه نداشت که تمام رهبران جهان در یک زمان زیر یک سقف جمع شوند و در مورد موضوع واحدی تصمیم بگیرند. 

مهمترین تصمیماتی که در اجلاس گرفته شد، عبارت بود از:

 قرارداد مربوط به تغییر آب و هوای کره زمین، قرارداد مربوط به حفظ و تنوع و گوناگونی حیات، منشور زمین (Earth chartel) و دستورالعمل ۲۱ (Agenda 21) که در واقع یک برنامه عمل برای قرن بیست و یکم است. توافقاتی نیز در مورد جنگل ها، نهادهای بین المللی، تامین مالی هزینه های لازم برای حفظ محیط زیست و .... به عمل آمد. در اعلامیه ریو بر دو اصل زیر تاکید شده است:

 *الف: انسان ها موضوع اصلی توسعه هستند. برخورداری از سلامت و توانایی های جسمی و روحی در زمره حقوق انسان ها در انطباق با طبیعت است.* 

 *ب: حق توسعه باید مشروط بر این باشد که نیاز نسل کنونی و آینده با توجه به توسعه و محیط زیست، بطور عادلانه رعایت شود.* 


  روز جهانی ارتباطات و جامعه اطلاعاتی (WTISD) 2024 فرصتی را برای بررسی چگونگی استفاده از نوآوری دیجیتال برای ارتباط همه افراد و گشودن درهای شکوفایی پایدار برای همگان فراهم می‌کند.

فناوری‌های نوآورانه می‌توانند راه‌حلی برای برخی از مهم‌ترین چالش‌های جهان، از مبارزه با تغییرات آب و هوایی گرفته تا ریشه کن کردن فقر و گرسنگی باشند. 

 *برآورد شده است که فناوری‌های دیجیتال می‌توانند تا سال ۲۰۳۰ در دستیابی به ۷۰ درصد از اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد (SDGs) کمک کنند.* 


 * در عین حال روز جهانی ارتباطات صرفاً یک نام در برگی از تقویم روزگار نیست، بلکه  سرفصلی از اخلاق، علم و هنر نیز می باشد؛ زیرا تداعی کننده اهمیت و نقش روز افزون روابط عمومی به عنوان قلب تپنده سازمان ها در دنیای کنونی می باشد.* 

 *روز جهانی ارتباطات، سال هاست که در ایران به روز روابط عمومی پیوند خورده است.* 

روابط عمومی سرچشمه زلال اطلاعات و ارتباطات است و چون پُلی برای انتقال پیام ها، انتقادها و پیشنهادها از سطوح‌ گوناگون ذی نفعان به سطوح مختلف مدیریتی عمل می نماید. از یاد نبریم که توسعه اجتماعی و فرهنگی یک جامعه در گرو توزیع عادلانه اطلاعات و روشن‌گری افکارعمومی است.


  روز جهانی ارتباطات و جامعه اطلاعاتی را به *رسانه ها* که رسالت *تنویر افکار عمومی* را بر دوش می کشند و نیز *روابط عمومی ها* که حلقه ارتباط و تعامل دستگاه های دولتی و غیر دولتی با مردم هستند، تبریک و تهنیت عرض نموده، با این امید که شاهد ارتقای روزافزون این نهادهای مدنی در کشور باشیم.

 *امید آن که میوه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات را برای شتاب دادن به رشد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و توسعه پایدار ایران عزیز به کار گیریم.*

زادروز زنده نام "مریم میرزاخانی

*امروز ۲۲ اردیبهشت ماه زادروز زنده نام "مریم میرزاخانی"، ریاضی‌دان، استاد دانشگاه استنفورد و برنده جایزه فیلدز، است.* 

 *آکادمی علوم آمریکا جایزه‌ای به نام «مریم» به ارزش ۲۰ هزار دلار تعیین کرده که سالانه به تحقیقات استثنایی در حوزه علم ریاضی تعلق می‌گیرد. نهاد زنان سازمان ملل برای تشویق زنان به کسب علم، مریم میرزاخانی را یکی از هفت دانشمند زن دنیا معرفی کرده بود.* 


 *"مریم میرزاخانی" تنها زن و اولین زنی بود که جایزه فیلدز را کسب کرد. شیوه تلاش و کار او در زمینه ریاضی، الهام بخش بسیاری از زنان جوان در جهان برای گام گذاشتن در این رشته شد.* 


 *اتحادیه بین‌المللی انجمن‌های ریاضی جهان روز تولد او را «روز زنان در ریاضیات» نامگذاری کرد.* 


 *یادش گرامی*

مطبوعات محرابی برای پرستش خدا و خدمت به انسان هاست* _( امام موسی صدر )_

* مطبوعات محرابی برای پرستش خدا و خدمت به انسان هاست* _( امام موسی صدر )_ 


 _* به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات*_ 

 ابراهیم جعفری 

 دهکده جهانی 

@dehkade_jahan


 سوم ماه می هر سال میلادی (۱۴ اردیبهشت) *روز جهانی آزادی مطبوعات* است. 

 آزادی بزرگ ترین ارمغانی است که به واسطه آن مرزهای تمیز دادن ارزش های والای انسانی از خودخواهی و خودکامگی شناخته می شود.

روز جهانی آزادی مطبوعات در سال ۱۹۹۱ میلادی از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد با هدف برجسته ساختن اهمیت آزادی روزنامه نگاران و تاکید بر وظیفه دولت ها در پاسداشت آن و فراهم کردن شرایط لازم بر اساس *ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر* ، نامگذاری شد.


 شاید بهترین توصیف مطبوعات آزاد را بتوان در جمله *«توماس جِفِرسون»* نویسنده و سومین رییس جمهوری آمریکا یافت؛ وی در کمال سادگی گفته است: *«زمانی که مطبوعات آزاد است و همه مردم قادر به خواندن هستند، امنیت برقرار می شود»* ؛ زیرا به واسطه آزادی مطبوعات، اهالی این حوزه و نخبگان جامعه امکان انتشار اطلاعات را پیدا می کنند و در پی آن نیز مردم به رشد فکری می رسند.

اما بزرگ ترین جنبه این آزادی را می توان در *«گسترش آگاهی»* دید؛ آن آگاهی که جامعه را نسبت به رویداد هایی که در آن رخ می دهد، حساس می کند و از اعضای جامعه، انسان هایی می سازد که به واسطه این آگاهی و در نتیجه دارا شدن از ذهنی کاوشگر و پرسشگر، به زندگی با کیفیت تر می اندیشند. این میل به بهتر بودن و توسعه، آن ها را وا می دارد تا در مقابل بروز هرگونه خطا و پلشتی در لایه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ایستادگی کنند. 

 *با این توصیف به خوبی می توان تصور کرد جامعه ای که از نعمت آزادی در مطبوعات خود محروم باشد، چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد.* 


 * "سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد" (یونسکو) جایزه جهانی آزادی مطبوعات سال ۲۰۲۴ خود را به همه روزنامه نگاران فلسطینی که جنگ غزه را پوشش می دهند، اهدا کرد.* 

 *"مائوریسیو ویبل"* رئیس هیات داوران بین‌المللی متخصصان رسانه یونسکو در این باره گفت: *" در این دوران تاریکی و ناامیدی، ما می‌خواهیم همبستگی خود را با آن دسته از روزنامه‌نگاران فلسطینی که در چنین شرایط دراماتیکی این بحران را پوشش می‌دهند، اعلام نموده و دغدغه های خود را به اشتراک بگذاریم."* 

ویبل طی مراسمی در آستانه روز جهانی آزادی مطبوعات، افزود: *"ما به عنوان بشر، بدهی بزرگی به شجاعت و تعهد روزنامه نگاران فلسطینی در رابطه با آزادی بیان داریم."* 

 *به گفته فدراسیون بین المللی روزنامه نگاران (IFJ) بیش از ۱۰۰ روزنامه نگار و کارمند رسانه، که اکثر قریب به اتفاق آنان فلسطینی هستند، در طول ۷ ماهه جنگ و در حملات اسرائیل به غزه شهید شده اند.* 


 در سال ۱۹۶۶ میلادی *کامل مروه سردبیر و موسس روزنامه الحیات* در لبنان ترور شد. *امام موسی صدر* به مناسبت هفتمین روز شهادت او به سخنرانی پرداخت. بخشی از این بیانات که بیش از نیم قرن پیش ایراد گردیده و همچنان جذاب و تازه است، تقدیم شما خوانندگان عزیز می‌شود.


 آزادی حق روزنامه نگار است که جامعه‌اش باید به او پیشکش کند. آزادی خدمتی است به روزنامه‌نگار تا کار خود را به انجام رساند و خدمتی است به جامعه تا همه‌چیز را بداند.

 *مطبوعات‌ محرابی‌ است‌ برای‌ پرستش‌ خدا و خدمت‌ به‌ انسان‌ها و اگر از عهده‌ وظایف‌ خود بر نیاید، دامگهِ‌ شیطان‌ و مایه‌ تخریبِ‌ انسانیت‌ خواهد بود. این‌ عرصه‌ از مهم‌ترین‌ و حساس ترین‌ میدان‌های‌ جهاد است؛ زیرا افکار عمومی‌ را شکل‌ می‌دهد، فرهنگ‌آفرین‌ است، خوراک‌ روح‌ را فراهم‌ می‌آورد، مراحل‌ جدید تکامل‌ معنوی‌ را پی می‌نهد، عواطف‌ مردم‌ را پیراسته‌ می‌کند و آنان را به‌ نیکی‌ و راستی‌ رهنمون‌ می‌شود.* 


مطبوعات‌ از مهم‌ترین‌ میدان‌های‌ جهادی‌ و از برجسته‌ترین‌ عواملِ‌ تکوینِ‌ انسانِ‌ مدنی‌ است. مطبوعات با نظارت‌ بر جامعه‌ و ارکانِ‌ آن و با جهت‌دهی‌ به‌ دولت‌ و حاکمیت‌ و نهاد‌ها و با مشارکت‌ در ساماندهیِ‌ اقتصاد و سیاست و کوشش‌ در تصحیح‌ امور جامعه، در حقیقت به‌ جامعه بشری‌ و محیط‌ انسانی‌ نظم‌ می‌بخشد و به ‌این ‌ترتیب خدمتگزار جامعه و فرد و انسانیت و در نتیجه ‌از ارکان‌ کرامت‌ بخشیدن‌ به‌ انسان‌ و حفظ‌ این‌ کرامت‌ است.


 * فراموش نکنیم که آنچه را امام موسی صدر بیش از نیم قرن پیش در خشت خام می دید، ۲۵ سال بعد سازمان ملل متحد در آیینه روشن مشاهده کرد.*

 _*یادش بخیر*_ 

در پایان جمله ای از *«ژاک موسو»* در کتاب فرهنگ ارتباط جمعی را بازگو می نمایم:

 *اشتباه است که گفته می شود هر ملتی لایق حکومتی است که دارد، بلکه باید گفته شود هر ملتی لایق مطبوعاتی است که دارد؛ زیرا مطبوعات زنده و پویا در هر حکومت به خصوص حکومت های دموکراتیک و جمهوری دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند که می توانند بسیاری از معادلات درون قدرت را به نفع شهروندان تغییر دهند و آنان را از حالت انفعال خارج سازند.*

دکتر مهدی فرقانی بازتاب دهنده صدای بی صدایان* به مناسبت فرارسیدن روز معلم*_

 دکتر مهدی فرقانی بازتاب دهنده صدای بی صدایان* 


 به مناسبت فرارسیدن روز معلم*_ 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

 _*روز معلم*_ فرصتی است تا با نکوداشت استادانی که از طریق دانش و منش خود تسهیل‌گر شکوفایی و بالندگی شاگردان خود شدند، قدرشناسی کنیم.

 وقتی به زندگی _*خواجه نصیرالدین طوسی*_ رجوع می کنیم، متوجه تربیتی می شویم که از طریق آن، به مرتبه والای علمی می رسد. تربیتی که با تکیه بر آن، هیچ گاه از گورستانی که معلم یهودی اش به خاک سپرده شده، سواره نگذشته؛ بلکه از مرکب پایین آمده و به احترام او با پای پیاده طول یا عرض گورستان را طی کرده است!! کسی نمی داند که آن معلم یهودی چه کسی بوده و چه بسا انسان مشهوری نبوده است؛ اما خواجه نصیر الدین که فقیه، فیلسوف و دانشمند است، برای مقام و منزلت معلم خود چنین رابطه ای را تعریف می کند که در تکوین شخصیت او تاثیر می گذارد.


 اینجانب تا کنون سعی کرده ام به مناسبت های مختلف در حد توان با کلام و قلم، دٍین خود را به معلمان؛ از دوره دبستان تا دانشگاه ادا نمایم و خرسندم که از دو دهه قبل تا کنون، بزرگداشت چهره های علمی و فرهنگی از سوی علاقه مندان در زمان حیات شان برگزار می گردد و این اقدام شکوهمند به یک سنت حسنه اخلاقی تبدیل شده است. 

 یکی از استادان گرانقدری که برای دانشجویان علوم ارتباطات اجتماعی الگو و نماد دانش ورزی، متانت، صبوری و تجربه می باشد، _*دکتر مهدی فرقانی*_ است.

شروع آشنایی بنده با ایشان سال ۱۳۶۵ بود؛ زمانی که در بخش رادیویی آموزش روستایی جهاد سازندگی (سابق) فعالیت داشتم و با مدیریت _*شادروان مهندس سید احمد اسحاق حسینی*_ جلسه هایی را با حضور _*زنده یاد دکتر کاظم معتمدنژاد، دکتر نعیم بدیعی*_ و ... به منظور تدوین دوره آموزشی مدیران برنامه های رادیویی جهادٍ استان ها برگزار می نمودیم.  


 در این نشست ها بنا شد برای آموزش ارتباطات انسانی و شیوه های گزارش نویسی از آقایان *_دکتر محسنیان راد_* و _*دکتر فرقانی*_ دعوت به عمل آید. 

به منظور هماهنگی با دکتر فرقانی در یکی از روزهای پاییزی راهی روزنامه کیهان شدم و در سرویس گزارش با ایشان ملاقات نمودم که بسیار خاطره انگیز بود؛ زیرا در اولین دیدار با چهره ای صمیمی و پرجاذبه مواجه گردیدم. 

خوشبختانه آن آشنایی اولیه در سال های بعد در دانشگاه علامه طباطبایی و نشست های آموزشی به دوستیٍ عمیق تبدیل شد.


 دکتر فرقانی این توفیق را داشته که  کنش‌گری مطبوعاتی را از خبرنگاری تا دبیری سرویس گزارش و عضویت در شورای تیتر روزنامه، با فراز و نشیب های حرفه ای پشت سر گذارده و با کوله باری از تجربهٍ میدانٍ عمل، به وادی نظر و صحنه آکادمی گام نهاده و با آموزش و مدیریت در *_*مرکز مطالعات رسانه ها_* و _*دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی*_ دانشگاه علامه طباطبایی اُفق گشایی نموده است. 

به قول دکتر پدرام الوندی، قریب پنج دهه زیستن با روزنامه نگاریٍ دغدغه مند و جامعه محور، چه پشت میز تحریریه و چه در قامت استاد روزنامه نگاری، مهم ترین ویژگی مهدی فرقانی بوده است.

از این رو مقاله ها و مصاحبه های ایشان در مطبوعات و نیز آثاری که تألیف کرده آند، به دلیل برخورداری از پشتوانه عملی، دلنشین و راه گشا می باشد.


 فراموش نمی کنم که در دهه ۱۳۷۰، مطالعه مقاله ای از دکتر فرقانی در فصلنامه رسانه برای اینجانب به قدری دلپذیر و اقناع کننده بود که بلافاصله با ایشان تماس گرفتم و مراتب خشنودی خودم را اعلام نمودم.

هر کدام از کتاب های *«راه دراز گذار»* ، *«گزارش نویسی؛ چشم عقاب روزنامه نگاری»* ، *«روزنامه نگاری؛ ارتباطات و جامعه»* و *«درآمدی بر ارتباطات سنتی»* ، در دوره های آموزشی که با دانش پژوهان داشته ام، کاربردی و تأثیر گذار بوده است. 


 دکتر فرقانی در مصاحبه با آقایان دکتر پدرام الوندی و دکتر علی شاکر ( روزنامه همشهری ۲۵ اسفند ۱۳۹۹ ) خاطرنشان می سازد:

 *«هیچ گاه روزنامه نگاری را به عنوان ابزار پرش و واسطه ای برای رسیدن به هدفی دیگر نگاه نکرده ام. روزنامه نگاری را به دلیل نقشی که می توانست برای بلند کردن صدای حاشیه نشینان، محرومان و بی صداها داشته باشد، دوست داشتم و بر آن تمرکز نمودم و تلاش کردم در طول سال هایی که کار کردم، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم بتوانم نقشی هرچند کوچک در برآوردن صدای بی صداها داشته باشم و ...»* 

دکتر فرقانی که حدود *۴۰۰ گزارش چاپ شده* دارد، در جایی دیگر می نویسد: *«گزارش صدای آدم هایی است که در حاشیه قرار گرفته آند؛ روایت مکان هایی است که ناشناخته مانده اند؛ بازشناسی و بازگویی مسائلی است که پنهان نگاه داشته شده اند، دیدن و شناختن و فاش کردن اعمال و رفتاری است که منافع و مصالح عمومی را نادیده گرفته آند. به بیان دیگر گزارش اوج هنر و دانش روزنامه نگاری حرفه ای است».* 


 * دکتر فرقانی مظهر صبر، امید، تلاش و اخلاق مداری است. از خداوند متعال برای این استاد فرزانه سلامتی و طول عمر باعزت مسئلت می نماییم.*

یادی از چارلی چاپلین و نگاهی به مضمون فیلم عصر جدید*

* یادی از چارلی چاپلین و نگاهی به مضمون فیلم عصر جدید* 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

 ۱۶ آوریل ( ۲۷ فروردین ) زادروز *چارلی چاپلین* بازیگر، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و  اسطوره‌ بی بدیل دنیای کمدی است.

 *او در دورهٔ فیلم صامت به شهرت رسید و از طریق شخصیت سینمایی خود؛ ولگرد کوچولو به یک نماد جهانی بدل شد.* 


 چاپلین از سنین پایین شروع به اجرا کرد و بعدها به‌عنوان بازیگر روی صحنه و کمدین مشغول به کار شد. در ۱۹ سالگی با شرکت معتبر فرد کارنو قرارداد امضا کرد و این شرکت او را به آمریکا برد.


 *چارلی چاپلین* در زمینه‌های سینما و تئاتر ۷۷ سال (۱۸۹۹–۱۹۷۶) فعالیت کرد. شروع بازیگری های وی از سالن ویکتوریای انگلستان در حالی که پسربچه‌ای فقیر بود، آغاز شد و تا سن ۸۷ سالگی ادامه یافت. 


 چاپلین که یکی از محبوب‌ترین و بزرگترین هنرمندان قرن بیستم میلادی و تاریخ سینماست، در طول دوران فعالیت هنری‌اش، سه بار موفق به دریافت جایزه *اُسکار* شد. 

آدولف هیتلر با این که می‌دانست چارلی چاپلین برای مسخره‌ کردن او سبیل مسواکی می‌گذارد، از طرفداران فیلم‌های او بود. وی سرانجام در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷ در سن ۸۸ سالگی در سوئیس درگذشت.


 *«عصر جدید»* چارلی چاپلین گواه بر این است که او نه تنها یک نابغه سینمایی بوده، بلکه نگاهی تاریخی و جامعه‌شناختی به انسان معاصر هم داشته است.

فیلم *«عصر جدید»* در سال ۱۹۳۶ میلادی ساخته شد. در آن زمان هنوز انسان مدرن مانند امروز از مصائب تکنولوژی و زندگی نوین خبر نداشت و گویی با این فیلم به پیشگویی مشکلات جهان جدید و در واقع نقد مدرنیته پرداخته؛ نقدی تصویری از آنچه که *مکتب فرانکفورت* نسبت به جهان صنعتی داشته است.

در واقع چارلی چاپلین در این فیلم به *استحاله انسان در تکنولوژی و جهان ماشینی* پرداخته که مصادیق نمادین آن را می‌توان در جایی جستجو کرد که او در لای چرخ دنده‌های دستگاه کارخانه گیر می‌کند. این صحنه روایتی از بلعیده شدن انسان توسط فناوری های‌ صنعتی است. در این فیلم ازخودبیگانگی انسان مدرن را می توان در سازو کارها و مکانیسم های اقتصادی نظام سرمایه‌داری ردیابی کرد. در جایی که او به عنوان یک کارگر هر روز باید پیچ و مهره‌ها را سفت کند، آن قدر در این کار غرق می شود که به تدریج دچار استحاله هویتی شده و خود به بخشی از همان فرایند کار بدل می‌شود. خودش ماشینی می‌شود که گویی از سویه‌های انسانی‌اش دور گردیده و به قول *هربرت مارکوزه* به *انسان تک ساحتی* بدل شده است؛ زیرا هر چیزی را که شبیه به پیچ باشد می‌چرخاند و چفت و بست می‌کند.


 ساخت *«عصر جدید»* چهار سال طول کشید و به یکی از بهترین کارهای چاپلین تبدیل شد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اندیشه‌های اصلی این فیلم از بحران مالی ۱۹۲۹ آمریکا گرفته شده است. در این فیلم چارلی چاپلین همانند بقیه فیلم‌هایش در نقش *فقیر ولگردی* ظاهر می‌شود که طبقه بورژوازی را به نقد می‌کشد.

 *در واقع «عصر جدید» به هجو جهان ماشینی می‌پردازد. جهانی که ماشین و تکنولوژی در خدمت جهان سرمایه‌داری تنها به سود می‌اندیشید و در این زمینه همه چیز حتی خود انسان به عنصری در فرایند خط تولید بدل شده و صرفاً به عنوان بخشی از سود تعریف می‌شود.* 

با این که نزدیک به یک قرن از این فیلم می‌گذرد؛ اما همچنان می‌توان *«عصر جدید»* را تصویری از جهان امروز دانست که در آن انسان در شمایل تازه‌تری از تکنولوژی‌زدگی، گرفتار است و همچنان لابه لای چرخ دنده‌های آن دست و پا می‌زند.


 به عبارت دیگر چاپلین در *«عصر جدید»* به *اسارت انسان توسط ماشین و تراژدی ماشینیسم* دست می‌زند و از مسخ شدن انسان توسط ماشین سخن می‌گوید. در حقیقت او تصویر رومانتیک یا ایده‌آلیستی از جهان مدرن را می‌شکند و واقعیت‌های ناخوشایند آن را برجسته می‌ سازد. 


 * بدون تردید «عصر جدید»، یکی از کمدی‌های ماندگار تاریخ سینمای جهان است که  طراوات و تازگی خود را از دست نداده و همچنان می‌توان با تماشای آن هم خندید و هم خردمندانه به آن اندیشید. «عصر جدید»  سرشار از تأویل های تاریخی و جامعه شناختی است؛ یک نمونه موفق از کمدی اجتماعی نقادانه که در هر عصر و دوره‌ای می‌توان به تماشای آن نشست.* 


 پس از سال های ۱۹۲۹ که رکود اقتصادی در آمریکا به اوج رسیده بود، چارلی چاپلین در لندن *ماهاتماگاندی* رهبرفقید هندوستان را ملاقات کرد. چاپلین به گاندی گفت: *"جایگزینی ماشین آلات به عنوان نیروی کار، انسان را به بدبختی و بیچارگی کشانده است."* در حالی که استفاده از فن آوری مدرن باید در جهت خدمت و سود رسانی به انسانیت باشد. پس از این گفت و گو ایده ساختن فیلم *عصر جدید* در ذهن چارلی چاپلین شکل می گیرد.


   « *عصر جدید» آینده زندگی بشر در عصر مدرن را به خوبی پیش‌بینی کرده است. این فیلم نقطه اوج کارنامه سینمایی چاپلین و هنر متعهد است. او در عصر جدید رسالت کمدی را تمام و کمال به انجام رساند.* 


 *یادش گرامی باد*

کوچه_های آشتی کنان جلوه ای از آمیزش ارتباطات انسانی و معماری سنتی ایران

* کوچه_های آشتی کنان جلوه ای از آمیزش ارتباطات انسانی و معماری سنتی ایران* 

 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

کوچه_های آشتی کنان جلوه ای از آمیزش ارتباطات انسانی و معماری سنتی ایران

 *معماری* در کنار سایر هنرهای هشت گانه جهان (نقاشی،مجسمه سازی، ادبیات، موسیقی، تئاتر، معماری، سینما و روابط عمومی) هنر طراحی ساختمان های زیبا و آرامش بخش است؛ از این رو قرن هاست که معماری را محبوب هنرها می شناسند. ب

ا نگاهی عمیق و دقیق می توان مشاهده کرد که هیچ شکلی از معماری پایدار نبوده، مگر آن که پاسخگوی نیازها و انتظارهای آدمیان باشد؛ به همین سبب با انتقال پیام از گذشته و انطباق آن ها با زمان حال، با ما سخن می گوید. انسان همان گونه که پیوسته با محیط خویش در تعامل است، با بناهایی که بخشی از محیط است نیز، ارتباط دارد؛ زیرا خودش پدید آورنده معماری است. این تعامل که از ابتدا وجود داشته، با پیشرفت علم و فناوری سرعت بیشتری یافته است. البته در قدیم خانه ها نه تنها پاسخ دهنده به نیاز فیزیکی، بلکه در سطحی متعالی برآورنده نیاز معنوی انسان ها نیز بوده اند.


در فرهنگ و ادبیات ایران زمین؛ از جمله اشعار حافظ اشارات کلی و جزئی به معماری و برشمردن ویژگی های خوب آن، فراوان است.


 _*طرب سرای محبت کنون شود معمور*_ 

 _*که طاق ابروی یار  منش  مهندس شد*_ 


 _*سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق*_ 

 _*چه سود  چون دل دانا و چشم بینا نیست*_ 


 _*آن که بر نقش زد این دایرة مینایی*_ 

 _*نیست معلوم که در گردش پرگار چه کرد*_ 

 

  شاید یکی از مهمترین تاثیرهای اجتماعی معماری سنتی ایران بر زندگی مردم، *کوچه های قدیمی آشتی کنان* باشد که بیان‌گر صمیمیت و گرمای محبت گذشتگان است.

 *این کوچه ها از مردمی حکایت دارد که دور از تکلف با صداقت، صمیمیت و محبت در کنار هم زندگی می‌کردند و وقتی خواسته یا ناخواسته با هم روبه‌رو می‌شدند، اگر کدورتی میان آنان بود، زایل می‌گشت.* 


 عرض کوچه های آشتی کنان به اندازه ای بود که ۲ نفر به سختی می توانستند از کنار هم بدون رو در رو شدن عبور کنند و همین باعث برقرار ارتباط میان آنان می شده است.

 *علت ساخت این کوچه ها این بوده که هنگام عبور تماسی میان عابران برقرار گردیده و صمیمیت بین آنان ایجاد شود. اگر با هم قهر بودند، در این کوچه ها نمی توانستند از هم رو برگردانند و مجبور به سلام و علیک می شدند و قهر آنان به آشتی تبدیل می گردید.* 


 در موارد زیادی که ۲ نفر با هم قهر بودند، وقتی از این کوچه ها در جهت مخالف هم رد می شدند، ناخودآگاه چند بار به یکدیگر برخورد می نمودند و این وضعیت باعث خنده و آشتی آنان می شد. گاهی حتی ساکنان به صورت برنامه ریزی شده این دو نفر را بدون اطلاع آنان در مسیر این کوچه ها قرار می دادند تا میانشان آشتی برقرار شود.


 * این کوچه ها که در محله‌های قدیمی بافت تاریخی شهرستان های یزد، شیراز، کاشان، کرمانشاه و تهران وجود دارند، دیوارهای کاهگلی، بارزترین ویژگی آن هاست؛ دیوارهایی از جنس خشت و کاهگل که موجب خنک شدن محله می شود.* 


 معماری و سبک طراحی بناها و خانه‌هایی که بشر از دیرباز تا کنون در آن‌ها زیسته و گذران عمر کرده است، تنها یک زیور یا زینت برای کاشانه آدمی محسوب نمی‌شود، بلکه رٓج به رٓج و مو به‌ مو برگرفته از مجموعه آداب و سنن و روحیه های اقوام در هر دوره زمانی است.

 شاید گمان کنید که تنگی و فضای باریک عبور و مرور  از کوچه‌های قدیمی ناشی از یک نقص اندیشه‌ای در معماری کهن است؛ درحالی‌ که استادان علم معماری این سبک از سازه معابر قدیمی را با کوچه‌های آشتی‌کنان می‌شناسند.


 اینجانب برای اولین بار کارکرد کوچه های آشتی کنان را از زبان *زنده یاد دکتر حسن حبیبی* شنیدم که در سال ۱۳۷۵ طی یک سخنرانی به مناسبت هفته جهاد سازندگی (سابق) و اهمیت پژوهش در فعالیت های جهاد مطرح ساخت. روانش شاد و یادش گرامی باد.


 * در همین راستا خالی از لطف نیست که اشاره کوتاهی به کارکرد ارتباطی سکوهای ساخته شده در جلو درب چوبی حیاط های قدیمی (تخت) هم داشته باشم.* 

*سکو* که به *پاخور* نیز شهرت دارد، نوعی بلندی است که در دو طرف درب ورودی خانه قرار داشته و برای مهمانانی طراحی می گردید که نمی خواستند وارد خانه شوند و در عین حال محل استراحت رهگذران نیز بوده است.

 *از سوی دیگر این سکوها یک حوزه عمومی برای گفت و گوی اهالی محل در اوقات فراغت بود؛ زیرا فضایی فارغ از هرگونه دغدغه و نگرانی را برای تبادل نظر آنان فراهم می ساخت.* 

به خاطر می آورم در دوره ابتدایی، به دلیل بازسازی ساختمان منزل همسایه ما در گلپایگان، زمانی که سکوهای محل نشستن و گفت و گوی صمیمانه بچه ها در کوچه تخریب شد، غمی سنگین بر دل آنان نشست و ...


  یکی از زیباترین تعابیر برای معماری، بدون شک تعبیر *گوته شاعر بلند آوازه آلمانی* از این هنر است:

 *او معماری را موسیقیِ جامد و تبلور یافته می داند.* 

 *اگر هنر را یک پاره خط در نظر بگیریم، یک سر این خط موسیقی است که غیر ماناترین هنر و سر دیگر معماریست که ماناترین هنر است.*

سپاه دانش یادگار ارزنده دکتر پرویز ناتل خانلری

* سپاه دانش یادگار ارزنده دکتر پرویز ناتل خانلری* 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

 در مسیر توسعه ایران تشکیل *سپاه دانش* جایگاه برجسته ای را به خود اختصاص می دهد. طراح و مبتکر آن چهره علمی و میهن دوستی به نام *دکتر پرویز ناتل خانلری* بود.


ناتل خانلری در سال ۱۳۴۰ مقاله‌ای به مناسبت انتخابات و فساد موجود در آن نوشت و از این که فقط *پانزده درصد* مردم خواندن و نوشتن ‌می‌دانند، ابراز تأسف کرد. او فساد رأی در انتخابات را به‌ دلیل گستردگی بی‌سوادی طبیعی ‌می‌دانست و معتقد بود *«تعلیم سواد در ایران از نظر سیاسی و اجتماعی امری حیاتی است و هر تأخیری در این کار بشود، زیان بسیار به بار ‌می‌آورد.»* 

 *خانلری سوادآموزی را دروازه ورود به قلمرو فرهنگ ملی می‌دانست. او به این اعتقاد راسخ رسیده بود که بی‌سوادی پس از فقر، بزرگترین آفت جامعه و مانع رشد فرهنگ و توسعه پایدار است و آشکارا می گفت که سوادآموزی پس از تأمین نان روزانه، مهم‌ترین تکلیف دولت است و مسئولان باید تمام قابلیت‌های مادی و معنوی کشور را برای پیش بردن "تعلیم عمومی" به کار گیرند.* 


این مسئله آن قدر در نگاه خانلری ضرورت و فوریت داشت که حتی صرف بودجه دولت برای تعلیمات دبیرستانی و گسترش ابتر دانشگاه ها را نوعی *«تجمل»* به شمار می اورد.

او می گفت بودجه محدود دولت فقط باید صرف تعلیمات عمومی ابتدایی گردد و دبیرستان ها به بخش خصوصی واگذار شوند؛ چون *«عدالت»* حکم می کند که در وهله اول *«همه مردم»* از حق تعلیمات ابتدایی بهره مند باشند.

به اعتقاد خانلری تعلیم عمومی و توانایی مردم برای خواندن و نوشتن به زبان فارسی در کشوری مانند ایران که تنوع فرهنگی و قومی فراوان دارد، گام بلندی در جهت حفظ و تحکیم *«وحدت فرهنگی و ملی»* به شمار می رود.

خانلری در آرزوی ترقی و توسعه کشوری بود که همه مردمش دست کم  بتوانند رای خود را به *«زبان فارسی»* بنویسند و این را یک نوع « *دفاع ملی* » تلقی می کرد. 


 شاه در یکی از سخنرانی‌های خود در نخستین سال‌های دهه چهل؛ زمانی که دولت با کمبود بودجه رو به رو بود، از گسترش دانشگاه‌ها سخن گفته بود.

دکتر خانلری در سرمقاله *مجله سخن* با انتقاد از برنامه شاه نوشت که بودجه اندک آن روزگار را باید بیشتر به سوادآموزی عمومی و تاسیس مدرسه در روستاها و شهرستان‌های کوچک اختصاص داد و کمبود معلم را با طرحی ابتکاری جبران کرد.


 پس از انتشار این شماره از مجله، کسی از جانب نخست وزیر وقت؛ اسدالله علم به خانه خانلری می‌رود و از طرح ابتکاری او می‌پرسد. خانلری طرح *سپاه دانش* را پیشنهاد می دهد.  بر این اساس جوانان دیپلمه که دو سال از فعال‌ترین سال‌های عمر خود را باید در سربازی اجباری می گذراندند، پس از آموزش نظامی به عنوان معلم به روستاها فرستاده می‌شدند تا به جای اتلاف وقت در پادگان‌ها، به فرزندان فقیرترین و محروم‌ترین لایه‌های جامعه  که ۷۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل می دادند، خواندن و نوشتن بیاموزند.

بر این اساس قانون سپاه دانش در دولت اسدالله علم و در سال ۱۳۴۱ به تصویب مجلس وقت رسید و پس از انجام مقدمات، یک سال بعد اجرای آن آغاز شد. 

شاه طرح سپاه دانش را مصادره کرد و در برنامه اصلاحی خود گنجاند؛ اما از خانلری خواست تا برای اجرای این طرح *وزارت فرهنگ* را بپذیرد.

 *خانلری به قصد اجرای طرح، تیغ طعنه دوستانش را به جان خرید و این پیشنهاد را پذیرفت.* 


 قبل از تشکیل سپاه دانش *۸۵ درصد* از مردم ایران در بی سوادی مطلق به سر می‌بردند. در اثر فعالیت های سپاه دانش، نرخ باسوادی تقریباً *هفت برابر* شد. سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی نیز در نتیجه این موفقیت تشکیل شدند. کلیه خدمات سپاه دانش رایگان بود و با افزایش قیمت نفت، خدمات آن به صورت قابل توجهی افزایش یافت.

با این وصف سپاه دانش برای حکومت پهلوی مانند شمشیر دو لبه عمل می‌کرد؛ از طرفی با افزایش نرخ سواد، ساختار بروکراتیک کشور را تقویت کرد و پیشرفتی قابل توجه برای کشوری در حال توسعه بود و از طرف دیگر بسیاری از اعضای سپاه دانش، دیدگاه سیاسی خود را به مرور بالا بردند و به ترویج ایده‌های انقلابی در میان دانش آموزان و نوجوانان پرداختند که سرنوشت ایران را در دهه بعد به کلی تغییر داد.


 سپاه دانش در کنار دانشسراهای مقدماتی از مراکز تربیت معلم به شمار می رفت. بر همین اساس تا خرداد ۱۳۴۷ از ۹ دوره اولیه آن *۱۲۳۰۰* نفر برای این امر استخدام شدند. 

۱۰ سال بعد تعداد سپاهیان اعزامی به روستاها به *۲۲۰ هزار* نفر افزایش یافت و این افراد توانستند حدود *۴ میلیون و ۲۰۰ هزار* نفر روستایی را اعم از کودک و بزرگ سال، با سواد کنند.


 *اجرای طرح سپاه دانش تلاشی برای تاباندن نور دانایی به تاریک‌ترین زوایای اجتماع بود که از این طریق میلیون‌ها کودک روستایی به مدرسه رفتند و خانلری با قبول سمت وزارت فرهنگ، توانست مدرسه را به روستاهای دور و مناطق محروم ببرد.* 


 *یاد و نامش گرامی باد*

استاد احمد بیرشک الگوی کامل امید و حرکت*

* استاد احمد بیرشک الگوی کامل امید و حرکت*


 * به مناسبت سالگرد درگذشت آن چهره فرزانه* ( ۱۴ فروردین ۱۳۸۱ )  


 _ علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 


 افرادی که در دوران دبیرستان با کتاب های جبر و هندسه سر و کار داشتند، با *استاد احمد بیرشک* آشنا هستند؛ زیرا این چهره ماندگار علمی از جمله مولفان کتاب های درسی ریاضی بود.

بیرشک در سال ۱۳۲۱ به‌‌ عنوان رییس دانشگاه تهران برگزیده شد و در سال ۱۳۲۲ مقاله معروف *«نقد قانون دانشگاه»* را به‌ نگارش درآورد. در سال ۱۳۲۴ از شغل اداری دانشگاه تهران کناره‌گیری کرد و به‌ تدریس در دانشگاه پلی‌تکنیک (امیر کبیر فعلی) و دانش سرای عالی مشغول شد.


 در این دو دانشگاه به مدت ۱۸ سال درس مناظر و *«پرسپکتیو»* را تدریس کرد و چند بار برای مطالعه در مورد سیستم های آموزشی به‌ فرانسه، انگلستان و آمریکا اعزام شد. در سال ۱۳۴۱ در زمان وزارت *دکتر ناتل خانلری* ، به ‌معاونت وزارت فرهنگ رسید و با دانشگاه صنعتی شریف در ویرایش متون ریاضی و فیزیک همکاری کرد.

نخستین کتاب جدی و علمی را که از انگلیسی‌ به فارسی ترجمه کرد، *«سرگذشت‌ علم»* از *جرج سارتون* بود که‌ برنده‌ جایزه‌ بهترین ترجمه سال ۱۳۴۶ شمسی شد. کتاب *«زندگی‌نامه علمی دانشوران»* (ترجمه احمد بیرشک)، نیز در *دوره پانزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی* ایران از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد. 


 جمله مشهور استاد بیرشک به محصلان این‌ بود: *«طوری زندگی کنید که همیشه جمع باشید و ضرب شوید، تفریق و تقسیم نشوید»* 


 نوشته‌های بیرشک در ایران دهه ۱۳۴۰ شمسی که پیچیده نویسی مُد روز بود، از نخستین نمونه‌های *ساده‌نویسی علمی* در ایران به شمار می رفت. البته بعدها همه دانستند که عالمان و کسانی که بر مفاهیم علمی اشراف دارند، ساده‌ نویس هستند. خودش در‌ این ‌باره گفته است: *« من علاقه‌مندم که کتاب‌های خودآموز بنویسم تا جوان‌ها به‌ مـطالعه‌ تـشویق شـوند. باید ساده نوشت‌، درست‌ نوشت، جذاب‌ نوشت‌. برای‌ آن‌که الگوی کتاب ساده را به‌ مؤلفان‌ نـشان دهـم، خـودم تصمیم گرفتم بخش اخترشناسی‌ کتاب خودآموز فیزیک را بنویسم‌.»* 


 یکی از بزرگترین خدمات وی به‌ جامعه فرهنگی ایران، بنیان گذاری *مدارس هدف* بود. بیرشک و تنی چند از یارانش در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۲۷ با سرمایه‌ ۳۵۰۰۰ تومانی نخستین مدرسه هدف با سرنام *«هنر، دانش و فرهنگ»* را بنیان نهادند. گروه فرهنگی هدف در سال ۱۳۵۸، بیش از ۱۶ هزار دانش‌آموز دیپلمه پرورش داد.

 *او از علمش تا توانست به نفع همه بهره برد.  یکی از مهم ترین اقدام هایش این بود که تقویم ایرانی را اصلاح کرد و چنان با‌ دقت عمل کرد که اصلاحاتش در میان تقویم‌ شناسان جهان به «دقت حیرت‌انگیز» مشهور است.* 


 * بیرشک آرزو می کرد روزی فرا برسد که تـمام تـاریخ‌ های ما غیر از تاریخ‌های دینی بـه شمسی نگاشته شود.*

به همین ترتیب بود که فهمید روز عاشورای سال ۶۱ قمری، با ۲۱ مهر سال ۵۹ شمسی برابر بوده است و با این روش زمان دقیق اذان ظهر و اوقات شرعی آن روز بزرگ را به افق کربلا تعیین کرد و حوادث و بیانات روز عاشورا را با زمان وقوع شان، تطبیق داد.  


 استاد بیرشک زمانی که دریافت دانش در ایران بسیار پراکنده است و دسترسی‌ به آن ها دشوار است، در اوایل دهه ۷۰ شمسی، *« بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی»* را تأسیس کرد و گفت: *« آرزوی بـنیاد دانـشنامه ایـن اسـت‌ که‌ روزی‌ برسد که در گوشه‌ هر اتاقی از خانه ها ۲ قفسه‌ ۵ طبقه‌ای‌ باشد و بر در قفسه نـام کتابخانه‌ دانشنامه‌ بزرگ‌ فارسی گذاشته شود و هرکسی به هر مطلبی‌ مربوط ‌به هر کشوری نیاز داشت، کتابی را بردارد و حاجت‌ خود را برآورد».* 


 * احمد بیرشک را در ایران الگوی کامل امید و حرکت علمی دانسته‌اند؛ زیرا نزدیک به صد سال کار کرد و خسته نشد.* 

در زندگی‌اش ۱۱۸ جلد کتاب در حوزه‌های مختلف علمی نوشت و جایزه های متعددی گرفت. این انسان عاشق می گفت چرا می‌گویید *«در قید حیات بودن»؟ بگویید: «برخوردار از نعمت حیات»* 

 *ترجمه کتاب «آموزش ستمدیدگان» اثر پائولو فریره برزیلی که ایجاد کننده انقلابی در نظام آموزشی کشورها بود، از جمله خدمات ارزشمند زنده یاد احمد بیرشک با همکاری شادروان سیف الله داد است که ای کاش سرمشق معلمان ایرانی قرار می گرفت.*   


  زنده یاد احمد بیرشک همیشه می گفت:

 *« *چو ایران نباشد ، تن من مباد* » * 

 *او به آینده امید داشت و فرزند زمان خویشتن بود و تا آخرین لحظه های عمر به یادگیری و روزآمد کردن معلومات خود ادامه داد و هیچ گاه تدریس؛ به ویژه آموزش دبیران ریاضی را رها نکرد.* 


 سرانجام در ۱۴ فروردین سال ۱۳۸۱ در ۹۵ سالگی چشم از جهان فروبست؛ در حالی که طی روزهای اول بهار همان سال، نشان دولتی درجه یک دانش را از دفتر ریاست جمهوری دریافت کرده بود.

 *

روند شکل گیری امید اجتماعی در ایران _ به مناسبت ششم فروردین، روز ملی امید

* روند شکل گیری امید اجتماعی در ایران* 


 _* به مناسبت ششم فروردین، روز ملی امید*_ 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

@dehkade_jahan 

 در آیین کهن ایرانی از روز *ششم فروردین* به عنوان روز *امید و شادباش نویسی* یاد می کنند. اطلاعات دقیقی در باره علت این نام گذاری دردسترس نیست. *شاید دلیل آن، اختراع خط به دست جمشید باشد.* 

ایرانیان در این روز آرزوهای شان را برای دیگران می نوشتند. شخص گیرنده موظف بود تا سال بعد این خواسته ها را نزد خود نگهداری کند. این روز، روزٍ « *شادباش نویسی* »، « *امید* » یا « *نوروز بزرگ* » نیز نامیده می شد.


 دانشمندانی نظیر *ابوریحان بیرونی، فردوسی، ابن ندیم و ...* نیز در رابطه با اختراع خط به دست جمشید در روز ششم فروردین پرداخته اند؛ بدین گونه که: *« … روزی که جمشید خط نوشت و به مردم مژده داد که روش او خدای را خوش آمده و به پاداش کارهایش گرما، سرما، پیری و رشک را از مردمان دور می کند.»* 


 بحث امید اجتماعی از جمله موضوعاتی  است که در دهه های اخیر به صورت نوعی گفت و گوی جمعی در میان نخبگان، روزنامه نگاران و کنش‌گران حوزه عمومی شکل گرفته است.

 *این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که برخوردار بودن از روحیه اُمید، تداعی کننده نگاه خوش بینانه به آینده است.* 

 *دکتر نعمت الله فاضلی* در مقاله ای با عنوان *«امید اجتماعی در ایران؛ از مشروطه تا کنون»* در دو ماه نامه فرهنگی، اجتماعی مروارید ( دی و بهمن ۱۳۹۶ ) به طور مفصل به روند شکل گیری گفتمان امید اجتماعی در ایران پرداخته که بخش های از آن را خاطرنشان می سازم.


 از دوران مشروطیت و ورود ایران به عصر تجدد، آینده در نزد انسان ایرانی معاصر معنای دیگری پیدا کرد که برای تبیین آن به دیدگاه *مارگارت مید انسان شناس فرهنگی آمریکایی* اشاره می کنم.

مارگارت مید جوامع بشری را به سه دسته « *گذشته گرا، حال گرا و آینده گرا»* تقسیم می نماید. او بر این باور است که گذشته گرایان دانش ها، بینش ها، مهارت ها و باورهای خود را عمومأ از گذشته تاریخی شأن به دست می آورند و از این رو پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها جایگاه برجسته ای به عنوان مرجع در خانواده ها دارا هستند.

در جوامع حال گرا پدران و مادران انتقال دهنده دانش ها، نگرش ها، ارزش ها و ... می باشند و نقش پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها کاهش می یابد. بر این اساس آرایش عناصر و مولفه های زندگی و فرهنگ به گونه ای است که تأکید اصلی انسان نه بر گذشته، بلکه بر وضعیت کنونی اوست.


 اما در فرهنگ های آینده گرا پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و حتی پدران و مادران اهمیت کانونی ندارند، بلکه فرزندان یعنی کودکان، نوجوانان و جوانان هستند که نقش تعیین کننده ای در شکل دادن کلیت فرهنگ و جامعه دارند. در فرهنگ های آینده گرا رسانه ها شامل کتاب، مطبوعات، رادیو، ماهواره، دوربین، موبایل و شبکه های اجتماعی حاملان فرهنگ می باشند.

در این جوامع بزرگان خانواده نیازمند کودکان هستند تا از آنان بیاموزند. به عنوان مثال پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها از نوه های خود شیوه های کار با موبایل، پرداخت های آن لاین، فعالیت در شبکه های اجتماعی و ... را فرا می گیرند.


 * بر اساس سه الگوی فرهنگی مارگارت مید دوران مشروطیت در ایران سرآغاز افق جدیدی در جامعه ما بود که ایده امید اجتماعی در آن شکل گرفت؛ زیرا اندیشه ورزان ایرانی با به چالش کشیدن بنیادهای فرهنگ، زبان و اسطوره های ایرانی، امکانی را فراهم ساختند تا با شکل دادن نوعی گفت و گوی انتقادی با گذشته تاریخی خود، به تدریج فضای تازه و متفاوتی را برای جامعه ایجاد کنیم.* 


 تا پیش از مشروطیت، گذشته تاریخی برای انسان ایرانی *مرجع فرهنگی* بود؛ یعنی با معیار و محک گذشته هنجار ها، باورها و سبک زندگی خود را می سنجید و سخن می گفت؛ اما از آن دوران به بعد، به تدریج نوعی گفتمان فرهنگی در جامعه ما شکل گرفت که بر اساس آن گذشته برای ما دیگر نه مرجع، بلکه *منبع فرهنگی* است.

 میان مرجع و منبع تفاوت چشمگیری وجود دارد. «گذشته به عنوان مرجع»، زمان اکنون و آینده را با محک و مقیاس گذشتگان سنجیدن است؛ اما گذشته به عنوان منبع یعنی این که مجموعه تجربه ها و دستاوردهای انسان و جامعه ایرانی در طول تاریخ به منزله نوعی سرمایه و گنجینه است که می توانیم بخش هایی از آن را  در قالب میراث فرهنگی، انتخاب کنیم. 

 *از این لحظه بود که به تدریج ایده آینده و امید اجتماعی در جامعه ما ظاهر شد. در واقع زمانی که امکان پیدا کردیم گذشته را نه به عنوان زندانی که در اسارت آن هستیم، بلکه به عنوان یک امکان تاریخی که می توانیم به دلخواه خود عناصری از آن را برای رسیدن به بهروزی، رفاه، خوشبختی و سعادت انتخاب نماییم، این امر میسر گردید.* 


 * از یاد نبریم که ظرفیت انسان برای پذیرش امید، شگفت‌انگیزترین حقیقت زندگی است.* 

 *خوش آن رمزی که عشقی را نوید است* 

 *خوش آن دل کاندر آن نور امید است* 

                                 _« پروین اعتصامی»_

ارتباطات نوروزی زاینده سرمایه اجتماعی

* ارتباطات نوروزی زاینده سرمایه اجتماعی* 


 علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری

 دهکده جهانی

@dehkade_jahan


 *ای ز تو نور دل و دیدار ما* 

 *گردش اندیشه بیدار ما* 

 *ای ز تو رویان زمستان و بهار* 

 *ای تو گرداننده لیل و نهار* 

 *ای ز تو تغییر حال و سال‌ها* 

 *حال ما را کن تو خوش تر حال‌ ها* 


                           «استاد شفیعی کدکنی»


 *به گفته بیهقی ادیب، پژوهشگر و پدر نثر فارسی « بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی؛ امید آن‌ که کهنه رفته باشد به نیکویی و این نو همی‌ آید به شادی»* 


 بار دیگر سالی نو آغاز می گردد تا انسان ها و جامعه در جشن نوشوندگی طبیعت، دیده و دل و ذهن و زبان را از کینه و کهنگی بشویند و زندگی را جشن گیرند.

 *بهار؛ آیینه‌ای است که روی زیبای زندگی را که سرشار از زایش و رویش و شادابی است، نشان می‌دهد و نوروز آغاز آن است.* 


 «نوروز» یعنی دنیایی که در آن چیزی به نام *«سرنوشت»* ما را مقید و پای‌بند خود نمی‌کند و اسیر افکار کهنه و پوسیده که گرد ‌و ‌خاک زمان هم بر آن نشسته است، نمی‌نماید.

در گستره بی‌کران زمان و مکان، هنگامی که مفهوم سرنوشت، زنجیره‌ای آهنین بود که زندگی ما را به تقدیر و قضای از پیش‌ تعیین‌شده پیوند می‌داد *، «نوروز»* تبدیل به زمزمه‌ای می‌شود که *«سرنوشت»* را در بادهای موسمی تغییر و تحول خود به کنار می‌نهد و به فراموشی می سپارد. 

 *«نوروز» به ما نوید می‌دهد که دیگر به تماشاگران منفعل در صحنه بزرگ زندگی تنزل پیدا‌ نکنیم، بلکه بازیگران فعالی شویم و با امید، آینده روشن را برای خود و دیگران بسازیم.* 


 «نوروز» آینده‌ای است که در آن افقِ بی‌پایان امتداد دارد و ما را به کاوش، نوآوری و تکامل در پرتو شناخت و آگاهی و مقابله با جهل و تباهی روزگار دعوت می‌کند و خجستگی بهار را نوید می دهد:

 *به خویشان به دوستان به یاران آشنا؛* 

 *به آنان که با قلم تباهی دهر را؛ به چشم جهانیان پدیدار می کنند* 

 *بهاران خجسته باد! بهاران خجسته باد!* 

.

 از سوی دیگر هر نوروز، سرفصل به زبان آمدن *سنت و فرهنگ ایرانی* برای تجدید حیات انسان و آفرینشِ فرصت‌های جدید اجتماعی است.

فضای نوروزی ما را به شادی، آشتی، گفت‌وگو، گسترش ارتباطات و گشودگی جهان‌های پیش رو فرا می‌خواند. باشد که از نوروز بیاموزیم که  " *دردهای مشترک ما هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود. "* 


 برای هریک از ما که به زیستن در درون فرهنگ ایرانی مفتخریم، عید و آیین‌های آن می‌تواند فرصتی برای بازیابی ارزش‌ها، بازآفرینی پیوندها، تقویت همبستگی‌ها و افزایش سرمایه‌های اجتماعی باشد. 


 سخن اصلی این است که آیا می‌توان این روز‌ها را ماندگار و این نماد‌ها را نهادینه کرد؟ به زبانی دیگر آیا نمی‌شود با آن شاعر تاجیک؛ خانم *گل رخسار* همنوا شد و آرزو کرد که قصه خوش نوروز درازتر شود؟ او گفت: *« به نوروز بگویید که هر روز بیاید»* 


جان مایه ارتباطات نوروزی، تمکین ذهن و زبان به فرهنگ سرزندگی و بالندگی است. در آیین نوروزی، نشاط، امید، آشتی و گفت و گو اصل و غم، نومیدی، قهر و ستیزه جویی استثناء است. از این رو باید سینه ها را از کینه شست و به دیدارها شتافت.

همین سنّت که بر همه گستره های مکانی دور و نزدیک چیره می‌شود، هر فضای واقعی و مجازی را بازتر می‌کند و به جای فروبستگی های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی *عرصه های گفت و گو* را می‌گشاید.


 *چو غنچه گرچه فروبستگی است کارِ جهان* 

 *تو همچو بادِ بهاری گره گشا می‌باش* 

       

 در *ارتباطات نوروزی* *سرمایه اجتماعی* یعنی انگیزه، اعتماد و مشارکت همگانی تامین می‌شود و همین قدرت ارتباطی است که توان و ظرفیت جدیدی به همه شهروندان ایران فرهنگی می‌دهد.

بدیهی است که این ارتباطات، زبان گفت و گو را نرم و لطیف می‌سازد و شادی و امید را به متن همه گونه مناسبات روانه می‌کند.


 «ارتباطات نوروزی» اگر نهادینه شود و پایداری و پیوستگی بیشتر بیابد، به جامعه قدرت و جانی فزاینده می‌بخشد. پس به جاست که واکاوی در *«ارتباطات نوروزی»* را به عنوان ضرورتی مهم در همه حوزه‌های نظری و تجربی مدّ نظر قرار دهیم و از همین منظر شکل گیری *« نوروز ارتباطی شده»* را فرصتی برای امروز جامعه ایرانی دانسته و هم‌آوا با حضرت مولانا این ندا را سر دهیم که:


 *«نو بهارا جان مایی؛ جان‌ها را تازه کن* 

 *باغ‌ها را بشکفان و کشت‌ها را تازه کن»* 


 امیدواریم سال ۱۴۰۳، به میمنت زیبایی‌ها، زیبندگی‌ها، توان آفرینی‌ها و شادی‌بخشی‌های نوروزش، برای همه هم میهنان در جای جای ایران و در دور و نزدیک جهان و برای کلیه هم زبانان و همسایگان سال امید، سال دوستی، سال گفت‌وگو، سال خردورزی و سال گشایش در همه افق ها گردد.


 با عرض تبریک سال نو، فرصت را غنیمت شماریم و از آیین و فرهنگ نوروز بیاموزیم که:


 *ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم* 

 *ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب* 

 *ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار* 

 *گرنکوبی شیشه غم را به سنگ* 

 *هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ*

یک سبد گل خنده _* به مناسبت انتشار دیوان اشعار استاد طالب گلپایگانی*_ گ

* #یک_سبد_گل_خنده* 


 _* به مناسبت انتشار دیوان اشعار استاد طالب گلپایگانی*_ 


  ابراهیم جعفری

 دهکده جهانی

@dehkade_jahan


 _هزل من هزل نیست، تعلیم است_ 

 _بیت من بیت نیست، اقلیم است_ 

 _شکر گویم که نزد اهل هنر_ 

 _هزل ام از جد دیگران خوش تر_ 

                                   « _سنایی_ »

 خدای بزرگ را سپاسگزاریم که با همت بلند شاعر چیره دست زادگاه مان جناب آقای *ابوالقاسم طالبی* و کمک موثر خیران فرهنگی دیوان اشعار طنز ایشان با عنوان *«یک سبد گل سرخ»* به زیور طبع آراسته شد و چاپ اول آن با *۱۰۰۰ شمارگان* در دسترس علاقه مندان قرار گرفت.


شاید بهترین تعریف از واژه *طنز* ، عنوان کتابی نایاب از زنده یاد احمد شاملو با عنوان " *تلخند* " باشد. در ترکیب این واژه هم تلخی وجود دارد و هم نکته مثبتی چون خنده؛ گویی اگر مطلبی طنزآلود بر این معیار قرار نگیرد، از طنز فاصله گرفته است.

تلخند یا همان طنز، باعث می شود که شما چیزی را به یاد آورید و اگرچه به ظاهر لبخند بر لبان تان نشسته، اما قلب تان در مرز شکستن قرار گیرد.


 بدون تردید بخش مهمی از آثار ادبی منثور و منظوم فارسی در حیطه طنز تعریف و طبقه بندی شده است. از طنز اجتماعی و انتقادی عریان *عبید زاکانی* تا طنز ظریف و موثر *سعدی* و کنایات طنزآلود *حافظ* که اوج سخنوری و بلاغت در بیان است. 

ایرانیان به طنز پردازی و قوه لطیفه سازی و موقعیت پردازی برای خنده شهره هستند. شاید هیچ قومی را هم در این عرصه به رقابت و هماوردی نمی پذیرند. داوری در باره میراث طنز فاخر و آثاری که یکسره ویژه طنز و فکاهه نوشته شده باشد،‌ در تاریخ ادب و فرهنگ ایران چندان دشوار نیست.

آثاری همچون کتاب های *عبید زاکانی* که گنجینه طنز اجتماعی و نقد باورها و خرافات و مناسبات ناهنجار و حتی ستم و نابرابری های طبقاتی است، بدون تردید یگانه و بی مانند است. 


  تلطیف زندگی و روابط خشن  میان عامه مردم، گسترش شادمانی و سهل گیری و ظرفیت افزایی و امکان طرح مباحثی که در عرف و قانون، خطوط قرمز و تابو به شمار می رود و از همه مهم تر تخلیه فشارهای روحی، روانی، سیاسی و فرهنگی از طریق طنز، چونان گریزگاهی است که فشارهای فراتر از تحمل را دور ساخته و اجازه تنفس در هوایی دیگر می دهد.

طنز اجتماعی و نقد سیاسی، تیغ پنهان محرومان و عامه مردم است که به زبان مشترک ملت بدل می شود. نسل های متمادی این سلاح پنهان را حفظ نموده و سینه به سینه منتقل کرده اند. آموزگار مردم و شاگرد این مدرسه نیز خودشان هستند؛ بنابراین کارکرد طنز در جامعه *"روشنگری"* است.

بدیهی است که هرچه حکومت ها به طرف آزاداندیشی حرکت کنند، فضای طنز پردازی منطقی تر خواهد بود و هرچه به سوی انسداد متمایل شوند، طنز را محدودتر و پیچیده تر می کنند. با این حال طنز از چنان قابلیتی برخوردار است که در حالت انسداد نیز سخن می گوید. 


 طنز با بیان اشکالات و آسیب های اجتماعی، بیش از آن که افراد جامعه را بخنداند، راه را برای *تفکر* باز می کند. وقتی *چارلی چاپلین* در فیلم *"عصر جدید"* ، *الیناسیون* ( _از خود بیگانگی_ ) را موضوع طنز و نقد قرار داد، به هیچ وجه به دنبال تقبیح *مدرنیته* یا کنارگذاری آن نبود، ‌بلکه تنها می کوشید نشان دهد که مدرنیته چگونه می تواند انسان ها را بی هویت کند و از سوی دیگر چارلی چاپلین با ظرافت منحصر به فرد خود به مخاطب گوشزد می کند که اگرچه تکنولوژی برای بشر آسایش ایجاد می کند، اما دریغ که ماشینی شدن، آرامش را از او سلب می نماید.


 * بدیهی است که طنز در قالب شعر به دلیل  مانوس بودن  مردم ما با آن، نسبت به سایر سبک ها  تاثیر بیشتری بر هشیار سازی مردم  و فراگیر ساختن فرهنگ نقد در جامعه و مرزبندی با تخریب دارد.* 

                                     

 ضمن تبریک صمیمانه به آقای طالبی که از چند سال پیش تا کنون دغدغه انتشار این مجموعه را داشتند، خاطرنشان می سازم به خاطر لطفی که به بنده دارند، قرار شد مقاله ای از اینجانب با عنوان *« طنز و تحولات اجتماعی»* در مقدمه کتاب آورده شود که متاسفانه به صورت ناقص و فقط فراز آخر آن چاپ شده است. خوشبختانه متن کامل این مقاله در *سایت آخاله* در دسترس علاقه مندان می باشد. امیدوارم در چاپ های بعدی این نقیصه برطرف گردد.


در آستانه نوروز و فرارسیدن سال ۱۴۰۳، یکی از اشعار طنزگونه ایشان را با عنوان *«عید و گرانی»* تقدیم علاقه مندان می کنم.


 *عید نوروز آمد و دل های ما شادان نشد* 

 *پسته خندان شد ولی لب های ما خندان نشد* 

 *زندگانی تلخ گشته زیر بار خرج و برج* 

 *عمر ما پایان گرفت و جنس ها ارزان نشد* 

 *بس که جنگیدیم ما با مشکلات زندگی* 

 *جان به لب آمد ولیکن مشکلی آسان نشد* 

 *اغنیا با زعفران، مرغ و فسنجان می خورند* 

 *تخم مرغی هم به خوان ما شبی مهمان نشد* 

 *از فشار زندگی جان ها به لب آمد ولی* 

 *نوبت ترتیل الرحمن ما عنوان نشد* 

 *رانت خواران زانتیا و میتسوبیشی می خرند* 

 *قسمت(طالب) ژیان یا چرخ یک پیکان نشد*

خلق جهان با قلم ریاضی* * به مناسبت ۱۴ مارس روز جهانی ریاضیات

* خلق جهان با قلم ریاضی* 


 * به مناسبت ۱۴ مارس روز جهانی ریاضیات* 


 _ علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی

 _@dehkade_jahan__ 

 سال ۲۰۱۹ میلادی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد ( *یونسکو* ) در چهلمین کنفرانس سالانه خود تصمیم گرفت روز ۱۴ مارس ( ۲۳ اسفند ) را به عنوان *روز جهانی ریاضیات* نام گذاری کند.

 *هدف روز جهانی ریاضی نشان دادن نقش اساسی این دانش در دستیابی به اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد (SDGs)  است.* 


 شورای اجرایی سازمان یونسکو با توجه به نقش ریاضیات در پیشبرد سایر علوم؛ به‌ویژه در فهم مسائل بزرگ اجتماعی، زیست‌محیطی و معضلات مربوط به آن‌ها مانند آثار تغییرات آب و هوایی، مبارزه با نابودی تنوع زیستی، پیش‌بینی و برآورد نیازهای رشد جمعیت از جمله غذا و کمک به یافتن راهکارهای علمی، این تصمیم را اتخاذ کرد.

 * هدف از نام‌گذاری روز بین‌المللی ریاضیات، در معرض نگاه عموم قرار دادن فعالیت‌های حوزه ریاضی در طول سال است.* 


 در سند مربوط به نام‌گذاری این روز، با اشاره به میراث علمی *مریم میرزاخانی* و سه بانوی دیگر ریاضیدان، بر نقش سازنده زنان در توسعه ریاضیات تأکید گردیده و از آنان به عنوان الگوهایی برای زنان و دختران جویای دانش در همه جوامع نام برده شده است.


 * روز جهانی ریاضیات بر اساس #عدد_پی (۳/۱۴)، روز چهاردهم از سومین ماه سال میلادی در نظر گرفته شده است.* 

 ریاضیات عالی ترین دستاورد فکری و اصیل ترین ابداع ذهن آدمی است. موسیقی می تواند روح را برانگیزد یا آرام سازد. نقاشی می تواند چشم نواز باشد. شعر می تواند عواطف را تحریک کند. فلسفه می تواند ذهن را قانع سازد. مهندسی می تواند زندگی مادی آدمی را بهبود بخشد؛ اما ریاضیات همه این موارد را باهم عرضه می کند.


  این سخن *گالیله* ، فیلسوف و بنیانگذار فیزیک جدید مشهور است که *خداوند جهان را با قلم ریاضی خلق کرده است.* با این نگاه بود که تصویر جهان و گزارش آن نسبت به گذشته تفاوت پیدا کرد و علم جدید به وجود آمد.


 * علم لقمه برگرفتن از سفره طبیعت و ریاضی زاییده احتیاج است.* ریاضی انعکاس دنیای واقعی در ذهن ماست. به عبارتی زیباترین زبان برای توصیف طبیعت و روابط بین پدیده‌های آن است. می توان گفت: *"ریاضیات، مطالعه شباهت ها در تفاوت ها و مطالعه تفاوت ها درشباهت هاست."*  


 علت اساسی موفقیت ریاضیدانان در آفریدن علمی به این زیبایی که عمیق‌ترین معرفت بشری شمرده می‌شود، سخت‌گیری بدون بخششِ کوچک ترین خطا در کنار پذیرش معیارهای منطقی به همراه جدیت، خلاقیت، اندیشیدن و شجاعت است. به هر بخش از زندگی که کنجکاوانه و با دقت بنگریم، اثر مستقیم یا غیر مستقیم ریاضیات را در آن مشاهده می‌کنیم. 

ریاضیات به ما کمک می کند تا مشکلات و موضوعات زندگی را بهتر و راحت تر تجزیه و تحلیل کنیم. بی جهت نیست که *راجر بیکن* می گوید: *"ریاضیات کلید دروازه ورود به همه علوم‌ اعم از پزشکی، موسیقی، ادبی، اجتماعی، نجوم، صنعت و ... است."* 

 سیر پیشرفت های بشری سرشار از مصادیق، استدلال ها و نتایجی است که با صراحت و روشنی نقش ریاضیات را در *علوم پایه* ، نقش علوم پایه را در پیشرفت علوم، نقش علوم‌ را در تحولات فناوری و نقش فناوری را در توسعه همه جانبه، متوازن و پایدار جوامع نشان می دهد. پس سخن گفتن از فضیلت و اهمیت ریاضی در گذشته، حال و حتی آینده تنها یادآوری یک امر بدیهی و روشن است.


 تاریخ علوم نشان می دهد که کشور ما با داشتن نقش غالب در ریاضیات، قابلیت و ظرفیت شکوفایی جهانی در این بخش را دارد.

 *

از خیال تا واقعیت* _* به بهانه برگزاری آزمون سراسری دکترا در گلپایگان

* از خیال تا واقعیت* 


 _* به بهانه برگزاری آزمون سراسری دکترا در گلپایگان*_ 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

برگزاری *اولین کنکور سراسری مقطع دکترا* و *دومین آزمون مقطع کارشناسی ارشد مناطق غربی استان اصفهان* (۴ اسفند ۱۴۰۲) در دانشگاه پیام نور گلپایگان را می توان نوید دهنده فرازی امیدوارکننده و نو در مسیر تحول آموزش عالی زادگاه مان قلمداد کرد.

شرکت *۵۰۱ نفر* از داوطلبان *کارشناسی ارشد* و *۹۱ نفر دکتری* در این عرصه رقابت، آمار قابل توجهی از گرایش علاقه مندان بخش غربی استان برای تداوم تحصیل در مرحله آموزش عالی تکمیلی است. 


 تاسیس مراکز آموزش عالی در گلپایگان با دانشگاه آزاد ایران در سال ۱۳۵۶ خورشیدی به ریاست زنده یاد *دکتر محمد علی ابراهیمی* آغاز گردید و پس از انقلاب اسلامی با دانشگاه پیام نور، آزاد اسلامی، دانشکده فنی مهندسی و موسسه عالی پیام، آموزشکده فنی و حرفه ای و مرکز آموزشی علمی، کاربردی تداوم یافت. 


 لازم به یادآوری است که در اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰ بر اثر تلاش *دکتر عبدالله معظمی* نماینده خوشنام و اثرگذار مردم شهرستان های گلپایگان و خوانسار در مجلس شورای ملی که همگام با نقش آفرینی در قامت رئیس مجلس یا نماینده، در ایوان ملت نیز حضور داشت، *از یازده دانشسرای مقدماتی کشور که ۱۰ مورد از آن ها در مراکز استان ها دایر گردیده بود، یکی هم در گلپایگان تاسیس شد.* 

 *از این رو با قاطعیت می توان گفت ورود آموزش عالی به گلپایگان با تأسیس دانشسرای مقدماتی آغاز شد.* 

با راه اندازی دانشسرا، فرهنگ گلپایگان توسعه یافت و به لحاظ تربیت معلم خودکفا گردید. شماری از فرهنگ ورزان که از این مرکز آموزشی فارغ التحصیل شدند؛ علاوه بر گلپایگان در مدارس روستایی و شهری مناطق مجاور نیز به تدریس پرداختند.

 *شاید در مقیاسی کوچک بتوان این دانشسرا را دارالفنون گلپایگان قلمداد کرد.* 


 آقای مهندس محمد حججی فرماندار  گلپایگان از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵، در گفتگویی با اینجانب اظهار داشت: "*زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی* طی سفر به گلپایگان و خوانسار در زمان ریاست جمهوری، در دیدار با مسئولان خاطرنشان ساختند که با توجه به ظرفیت بالای فرهنگی و حساسیت ویژه ای که اهالی این منطقه نسبت به رشد و تعالی فرزندان خود دارند، گلپایگان می تواند به یک *"شهر دانشگاهی"* تبدیل شود.

دانشنامه آزاد *"ویکی پدیا"* شهر دانشگاهی را این گونه تعریف می کند: *"شهر دانشگاهی به شهر یا محله ای از یک شهر گویند که در آن یک یا چند دانشگاه بر هویت، اقتصاد و اکثریت جمعیت آن شهر مستقیماً مسلط باشد؛ زیرا وجود کتابخانه ها، مراکز پژوهشی، مرکز رشد و فن آوری، آزمایشگاه ها، رسانه های مکتوب و ... به عنوان مکمل فعالیت های دانشجویی، فضایی علمی و فرهنگی در شهر ایجاد می نماید.* "

نمونه برجسته شهر دانشگاهی در آمریکا *شهر بوستون* است که با وجود ۲۵۰ هزار جمعیت و حدود ۸۰ دانشگاه و کالج مانند یک دانشگاه بسیار بزرگ به نظر می آید. این شهر پرافتخارترین دانشگاه های جهان مانند هاروارد، تافتس ، بوستون ، موسسه فن آوری ماساچوست ( MIT ) ونیز یکی از بزرگترین و شناخته شده ترین مراکز تحقیقات پزشکی را در خود جای داده است.

از نگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی، چشم انداز پیشرفت گلپایگان را با توجه به  موقعیت جغرافیایی مناسب و دسترسی آسان به منابع و امکانات؛ بخصوص در زمینه کشاورزی و دامپروری، می توان در سیمای یک شهر دانشگاهی مشاهده نمود. این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که مردم این خطه برای ارتقاء دانش و تولید اندیشه علمی حتی در شرایط دشوار اقتصادی، فراهم ساختن امکانات تحصیلی را برای فرزندان خود نسبت به برآوردن سایر نیازها در اولویت قرار می دهند.


 اینجانب به یاد می آورم که داوطلبان ورود به دانشگاه های کشور؛ به ویژه در سال های قبل از ۱۳۴۸ که کنکور شکل سراسری به خود نگرفته بود، با چه مشقتی رهسپار تهران، اصفهان و سایر مراکز استانی که از دانشگاه برخوردار بودند، می شدند و رنج سفر و خطرات جاده ای و استرس های ناشی از آن را به جان می خریدند.

در آن دوران تصور این که زمانی کنکور دکترا یا کارشناسی ارشد در گلپایگان برگزار شود، دور از ذهن بود؛ *اما امروز آن خیال رنگ واقعیت به خود گرفته؛ به گونه ای که می توان این حرکت را از مولفه های توسعه علمی زادگاه مان قلمداد کرد* و البته لازم است از مسئولان داخل و خارج از شهرستان نیز که در این اُفق گشایی آستین همت بالا زدند، تقدیر نمود.

امید است این اقدام انگیزه و اشتیاق بیشتر همشهریان را برای تداوم تحصیل در مقطع های آموزش عالی فراهم سازد.


 *دانشگاه نقطه تمایز ما از جهان قدیم است و مسئولیت اش آزادسازی علم و عمومی سازی آن است؛ به گونه ای که همه اقشار در جامعه به دانش دسترسی داشته باشند و بتوانند آن را برای تقلیل مرارت ها و بهبود زیست اجتماعی خود به کار گیرند؛ از این رو عدالت شناختی بزرگ ترین رسالت دانشگاه است.*

* از خیال تا واقعیت*

* از خیال تا واقعیت* 


 _* به بهانه برگزاری آزمون سراسری دکترا در گلپایگان*_ 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 


برگزاری *اولین کنکور سراسری مقطع دکترا* و *دومین آزمون مقطع کارشناسی ارشد مناطق غربی استان اصفهان* (۴ اسفند ۱۴۰۲) در دانشگاه پیام نور گلپایگان را می توان نوید دهنده فرازی امیدوارکننده و نو در مسیر تحول آموزش عالی زادگاه مان قلمداد کرد.

شرکت *۵۰۱ نفر* از داوطلبان *کارشناسی ارشد* و *۹۱ نفر دکتری* در این عرصه رقابت، آمار قابل توجهی از گرایش علاقه مندان بخش غربی استان برای تداوم تحصیل در مرحله آموزش عالی تکمیلی است. 


 تاسیس مراکز آموزش عالی در گلپایگان با دانشگاه آزاد ایران در سال ۱۳۵۶ خورشیدی به ریاست زنده یاد *دکتر محمد علی ابراهیمی* آغاز گردید و پس از انقلاب اسلامی با دانشگاه پیام نور، آزاد اسلامی، دانشکده فنی مهندسی و موسسه عالی پیام، آموزشکده فنی و حرفه ای و مرکز آموزشی علمی، کاربردی تداوم یافت. 


 لازم به یادآوری است که در اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوایل دهه ۱۳۳۰ بر اثر تلاش *دکتر عبدالله معظمی* نماینده خوشنام و اثرگذار مردم شهرستان های گلپایگان و خوانسار در مجلس شورای ملی که همگام با نقش آفرینی در قامت رئیس مجلس یا نماینده، در ایوان ملت نیز حضور داشت، *از یازده دانشسرای مقدماتی کشور که ۱۰ مورد از آن ها در مراکز استان ها دایر گردیده بود، یکی هم در گلپایگان تاسیس شد.* 

 *از این رو با قاطعیت می توان گفت ورود آموزش عالی به گلپایگان با تأسیس دانشسرای مقدماتی آغاز شد.* 

با راه اندازی دانشسرا، فرهنگ گلپایگان توسعه یافت و به لحاظ تربیت معلم خودکفا گردید. شماری از فرهنگ ورزان که از این مرکز آموزشی فارغ التحصیل شدند؛ علاوه بر گلپایگان در مدارس روستایی و شهری مناطق مجاور نیز به تدریس پرداختند.

 *شاید در مقیاسی کوچک بتوان این دانشسرا را دارالفنون گلپایگان قلمداد کرد.* 


 آقای مهندس محمد حججی فرماندار  گلپایگان از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵، در گفتگویی با اینجانب اظهار داشت: "*زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی* طی سفر به گلپایگان و خوانسار در زمان ریاست جمهوری، در دیدار با مسئولان خاطرنشان ساختند که با توجه به ظرفیت بالای فرهنگی و حساسیت ویژه ای که اهالی این منطقه نسبت به رشد و تعالی فرزندان خود دارند، گلپایگان می تواند به یک *"شهر دانشگاهی"* تبدیل شود.

دانشنامه آزاد *"ویکی پدیا"* شهر دانشگاهی را این گونه تعریف می کند: *"شهر دانشگاهی به شهر یا محله ای از یک شهر گویند که در آن یک یا چند دانشگاه بر هویت، اقتصاد و اکثریت جمعیت آن شهر مستقیماً مسلط باشد؛ زیرا وجود کتابخانه ها، مراکز پژوهشی، مرکز رشد و فن آوری، آزمایشگاه ها، رسانه های مکتوب و ... به عنوان مکمل فعالیت های دانشجویی، فضایی علمی و فرهنگی در شهر ایجاد می نماید.* "

نمونه برجسته شهر دانشگاهی در آمریکا *شهر بوستون* است که با وجود ۲۵۰ هزار جمعیت و حدود ۸۰ دانشگاه و کالج مانند یک دانشگاه بسیار بزرگ به نظر می آید. این شهر پرافتخارترین دانشگاه های جهان مانند هاروارد، تافتس ، بوستون ، موسسه فن آوری ماساچوست ( MIT ) ونیز یکی از بزرگترین و شناخته شده ترین مراکز تحقیقات پزشکی را در خود جای داده است.

از نگاه آیت الله هاشمی رفسنجانی، چشم انداز پیشرفت گلپایگان را با توجه به  موقعیت جغرافیایی مناسب و دسترسی آسان به منابع و امکانات؛ بخصوص در زمینه کشاورزی و دامپروری، می توان در سیمای یک شهر دانشگاهی مشاهده نمود. این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که مردم این خطه برای ارتقاء دانش و تولید اندیشه علمی حتی در شرایط دشوار اقتصادی، فراهم ساختن امکانات تحصیلی را برای فرزندان خود نسبت به برآوردن سایر نیازها در اولویت قرار می دهند.


 اینجانب به یاد می آورم که داوطلبان ورود به دانشگاه های کشور؛ به ویژه در سال های قبل از ۱۳۴۸ که کنکور شکل سراسری به خود نگرفته بود، با چه مشقتی رهسپار تهران، اصفهان و سایر مراکز استانی که از دانشگاه برخوردار بودند، می شدند و رنج سفر و خطرات جاده ای و استرس های ناشی از آن را به جان می خریدند.

در آن دوران تصور این که زمانی کنکور دکترا یا کارشناسی ارشد در گلپایگان برگزار شود، دور از ذهن بود؛ *اما امروز آن خیال رنگ واقعیت به خود گرفته؛ به گونه ای که می توان این حرکت را از مولفه های توسعه علمی زادگاه مان قلمداد کرد* و البته لازم است از مسئولان داخل و خارج از شهرستان نیز که در این اُفق گشایی آستین همت بالا زدند، تقدیر نمود.

امید است این اقدام انگیزه و اشتیاق بیشتر همشهریان را برای تداوم تحصیل در مقطع های آموزش عالی فراهم سازد.


 *دانشگاه نقطه تمایز ما از جهان قدیم است و مسئولیت اش آزادسازی علم و عمومی سازی آن است؛ به گونه ای که همه اقشار در جامعه به دانش دسترسی داشته باشند و بتوانند آن را برای تقلیل مرارت ها و بهبود زیست اجتماعی خود به کار گیرند؛ از این رو عدالت شناختی بزرگ ترین رسالت دانشگاه است.*

نجُستم همیشه جز از راستی* * به مناسبت برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه مطبوعات و نکوداشت روزنامه نگار معاصر اسماعیل عباسی*

* نجُستم همیشه جز از راستی* 


 * به مناسبت برگزاری بیست و چهارمین نمایشگاه مطبوعات و نکوداشت روزنامه نگار معاصر اسماعیل عباسی* 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 


 *_به روزنامه ایام در همه پیداست_* 

 *_اگر بخواهی دانست روزنامه بخوان_* 


                                               _« عنصری»_ 

 بعد از گذشت ۶ سال، ضیافت چهار روزه روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه در قالب *بیست‌وچهارمین نمایشگاه رسانه‌های ایران* با شعار *« نجستم همیشه جز از راستی»* برگزار شد؛ ضیافتی که بیش از *۶۰۰ رسانه* و مجموعه‌های خلاق و دانش‌بنیان فعال این حوزه در آن حضور داشتند.


 مطبوعات در چهار قرن گذشته (از سال ۱۶۰۵ میلادی؛ زمان انتشار نخستین روزنامه) فراز و نشیب های زیادی به خود دیده؛ ولی هیچکدام از آن ها نتوانسته این رسانه سنتی را از میدان به در کند؛ به طوری که حتی ظهور ارتباطات نوین و دیجیتال نیز از اهمیت و اثرگذاری آن نکاسته است.


 مطبوعات در طول زمان همواره با ظهور رسانه های جدید با مشکل مواجه بوده؛ اما با ساز و کارهایی خود را تاکنون سرپا نگه داشته اند.

اگر چه روزنامه ها پس از فعالیت رادیو و تلویزیون با کاهش مخاطب مواجه شدند؛ اما در فاصله کوتاهی به جایگاه خود بازگشتند. شاید ویژگی *حمل آسان، قابلیت نگهداری و مطالعه آن در شرایط و مکان های مختلف* باعث شد که این رسانه در گذر زمان باقی بماند و به فعالیت خود ادامه دهد.

هم اکنون نیز در عصر اینترنت و فناوری های نوین، روزنامه اهمیت خود را از دست نداده؛ با تفسیر وقایع، گزارش های دقیق و مصاحبه های تاثیر گذار عطش مخاطبان خود را که بیشتر اقشار تحصیل کرده و نخبگان جامعه هستند، برآورده می سازد.


 اگرچه مطبوعات در سرعت خبر‌رسانی به پای شبکه‌های اجتماعی نخواهند رسید؛ اما  هنوز به عنوان *سند* و *مرجع معتبر* برای *پژوهش های علمی* به شمار می آیند؛ در حالی که سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی این ویژگی را ندارند. در واقع هنوز مطبوعات از قابلیت هایی برخوردارند که سامانه های الکترونیکی فاقد آن هستند. با همین رویکرد مجله *نیوزویک* پس از یک سال که با کاغذ خداحافظی کرد و به شکل دیجیتالی انتشار  یافت، دوباره به شکل سابق برگشت.

 *بازگشت نسخه‌ٍ چاپی نیوزویک به دکه‌ مطبوعات، نشانگر آن بود که سامانه های  اینترنتی قادر نیستند روزنامه‌ را از صحنه‌ رقابت رسانه ای خارج سازند.* 


 از سوی دیگر اگرچه مجله ها و روزنامه ها به موازات تحولات زمانه تغییر شکل داده‌اند؛ اما صورت‌های قبلی آن‌ها همچنان باقی مانده است و *کماکان می توان باور داشت این روزنامه ها هستند که با هر گرایش فکری؛ توان آن را دارند که در بزنگاه های خاص، نقش نظارتی خود را نظیر واقعه واترگیت به درستی ایفا کنند.* 

فراموش نکنیم که در کشور ژاپن که مهد جامعه اطلاعاتی است و فناوری های نوین ارتباطی در بالاترین سطح فعالیت دارند، روزنامه های *یومیوری* و *آساهی* به ترتیب روزانه با *۱۴ میلیون* و *۱۲ میلیون* شمارگان منتشر می شوند. این وضعیت نشانگر آن است که در کشور توسعه یافته ای مانند ژاپن در منظومه ارتباطات اجتماعی، هر کدام از رسانه ها جایگاه خود را داشته و نقش آفرین هستند.


 در این مقطع زمانی که نمایشگاه مطبوعات برگزار گردیده، جا دارد از یک روزنامه نگار پیشکسوت و دوست داشتنی جناب آقای *اسماعیل عباسی* که اینجانب از دهه ۱۳۵۰ شمسی افتخار دوستی با ایشان را دارم، به نیکی یاد کنم.


 اسماعیل عباسی روزنامه نگار معاصر از نوزده سالگی به جهان روزنامه نگاری گام نهاده است. او که از فارغ التحصیلان دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی است، کار روزنامه نگاری را از سال ۱۳۴۸ آغاز نمود و به موازات  فعالیت در سرویس شهرستانهای *روزنامه اطلاعات* ، در گروه *ادب و هنر* این روزنامه نیز مطلب می نوشت.

عباسی که یک *کاریکاتوریست برجسته* نیز می باشد، از نخستین روز تاسیس *«همشهری»* به همکاری با این روزنامه پرداخت. او در سال ۱۳۷۱ نخست دبیر میز اخبار و *مطالب شهری* بود. در آن زمان اخبار شهری حرف اول را در «همشهری» می زد؛ *زیرا ماهیت این روزنامه؛ شهری، آموزشی و «فرهنگی ـ اقتصادی» بود.* 


 این روزنامه نگار آینده نگر در طول سال ها دبیری میز شهری، توجه خود را روی مطالب *«زیست محیطی»* متمرکز ساخت که تا آن تاریخ مورد بی توجهی قرارگرفته بود و سرانجام به عنوان *دبیر عمومی روزنامه همشهری* منصوب شد.

 *شرح دستاوردها و فعالیت های آقای عباسی  در عرصه روزنامه نگاری زیست محیطی مجال بیشتری می خواهد؛ اما لازم به یاد آوری است که انجمن های پاسدار محیط زیست چهار بار در چهار سال مختلف از اسماعیل عباسی به خاطر کمک به پیشبرد اهداف توسعه پایدار و جلوگیری از آلودگی محیط زیست، تقدیر کرده اند.* 


قرار بود روز سی بهمن ماه ۱۴۰۲، لوح تقدیری از سوی *انجمن روابط عمومی ایران* به این چهره فرزانه اهدا گردد که به دلیل مشغله آقای عباسی و عدم حضور ایشان به مجمع آینده انجمن موکول گردید.

 *

روز جهانی رادیو؛ بزرگداشت یک قرن اطلاع‌رسانی، سرگرمی و آموزش*

* روز جهانی رادیو؛ بزرگداشت یک قرن اطلاع‌رسانی، سرگرمی و آموزش* 


 _ ابراهیم جعفری_ 

 _ دهکده جهانی_ 

 _@dehkade_jahan_ 

 سیزدهم فوریه هر سال میلادی ( ۲۴ بهمن ) *روز جهانی رادیو* است.

سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد؛ *یونسکو* در سال ۲۰۱۱ طی سی‌ و ششمین نشست عمومی خود، ۱۳ فوریه را به عنوان روز جهانی رادیو اعلام کرد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در شصت و هفتمین نشست در سال ۲۰۱۲، آن را تصویب کرد. دلیل اش هم این بود که سیزدهم فوریه، سالگرد تأسیس رادیوی ملل متحد در سال ۱۹۴۶ می باشد.

 *شعار روز جهانی رادیو در سال ۲۰۲۴، « یک قرن اطلاع‌رسانی، سرگرمی و آموزش» است.* 


 از یاد نبریم که رادیو بستری برای *گفت و گوی آزاد و دموکراتیک* است؛ زیرا فضایی را برای انعکاس دیدگاه ها و نگرش های تمام قومیت ها و فرهنگ های جوامع گوناگون جهانی فراهم می سازد. 

 *بر این اساس رادیو همچنان یکی از رسانه های مورد اعتماد در جهان است؛ زیرا هیچ وسیله ارتباط جمعی به اندازه آن در جذب مخاطب موفق نبوده است.* 

رادیو در جنگ‌های داخلی، خارجی و سایر بحران ها در سرتاسر جهان که مورد توجه سازمان ملل قرار دارند، سریع‌ترین ابزار اطلاعاتی است که حتی با یک باتری ساده نیز می‌تواند کار کند. به عنوان نمونه تنها ابزار اطلاع یابی آوارگان غزه رادیو می باشد.


 اولین کاربردهای رادیو، ارسال پیام ها برای ناوگان‌های دریایی، به صورت تلگراف با استفاده از کُد مورس بین کشتی‌ها و زمین بود و اولین استفاده کنندگان تفنگداران و ناوهای دریایی ژاپن و روسیه در طول جنگ تسوشیما (یکی از نبردهای دریایی میان روسیه و ژاپن که تلگراف بی سیم در آن نقشی حیاتی داشت) در سال ۱۹۰۵ میلادی بوده اند.

از رادیو برای انتقال دستورها و ارتباط بین نیروی ارتش و نیروی‌های دریایی در جنگ جهانی اول نیز بهره برداری شد. آلمانی‌ها از ارتباط رادیویی برای ارسال پیام‌های سیاسی؛ زمانی که کابل‌های زیر دریا توسط بریتانیایی‌ها قطع می‌شد، استفاده می‌کردند. 


 در طول جنگ جهانی دوم رادیو با توانایی که داشت، توانست اخبار مربوط به رویدادهای داغ و ناگهانی را بیش از هر رسانه دیگر، پخش کند. در همین دوره اصطلاح *«اخبار فوری»* ابداع شد؛ *اخباری که در آن زمان، تنها رادیو قادر به انتشارش بود.* 


با این وصف رادیو هنوز وسیله ارتباطی پویا و تعامل برانگیزی است که خود را با *تغییرات قرن ۲۱* سازگار نموده و راه‌های جدیدی را در قالب هایی مانند *پادکست* برای مشارکت ارائه می‌نماید. این رسانه علاوه بر اطلاع‌رسانی، نقش ارتباطی موثری را بین مردم و مقامات مسئول ایفا می‌کند؛ به همین دلیل، یونسکو حامی گسترش شبکه‌های رادیویی در مناطق دورافتاده است.

 *از این رو می توان گفت ۱۳ فوریه روزی برای یادآوری حق دسترسی آزاد به اطلاعات و اخبار نیز هست.* 


*مارشال مک‌لوهان* رسانه‌ها را به دو بخش *سرد* و *گرم* تقسیم می‌کند: رسانه گرم بیشتر دوره نوشتار و چاپ را شامل می‌شود و در اوج خود به کتاب می‌رسد که در آن مخاطب به عنوان عنصری فعال و تکمیل کننده به شمار می رود؛ اما در رسانه های سرد مانند تلویزیون، نقش مخاطب به کمترین حد می‌رسد. *شاید بتوان گفت که رادیو نوعی از رسانه است که در میانه این دو دوره تاریخی قرار دارد؛ اما جالب این که بسیاری از پیش‌بینی‌های پژوهشگران علوم ارتباطات مبنی بر از بین رفتن نقش رادیو در عصر هجوم رسانه های دیجیتال درست از آب در نیامد و روز به روز ظرفیت‌های آن گسترده‌تر شد.* 

هنوز هم  رادیو سریع‌ترین وسیله انتقال پیام؛ به ویژه *در زمان بحران* است که می‌تواند محدودیت‌های زمانی و مکانی را به کمترین اندازه برساند. 


این وسیله ارتباطی در گذار کشور ما به دنیای جدید نقش عمده‌ای به عهده داشته است و به همین دلیل همه مردم از آن خاطره‌هایی دارند و آن را یادآور روزهای شادی آور یا اندوهناک قلمداد می نمایند. به عنوان مثال *اخبار شیرین فتح خرمشهر* و *حوادث تلخ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ همواره نقش رادیو را در اذهان جامعه تداعی می کند.* 

به نظر می‌رسد رادیو با گذر از این پیچ و خم‌ های فرهنگی، امروز نه تنها جایگاه خود را از دست نداده، بلکه با تقویت آن می توان این رسانه را به شکلی جدی‌تر وارد عرصه فرهنگ‌ کرد؛ وسیله‌ای که هم می‌تواند تنهایی ما را پُر کند و هم با همان لحن صمیمی، در جریان اخبار و اطلاعات روز قرار دهد و از همه مهم تر با ایجاد جذابیت و حفظ مخاطب، او را در عرصه آموزش‌ های علمی و فرهنگی قرار دهد.


 * برتولت برشت درام نویس معروف آلمانی می گوید: « رادیو می تواند شگفت انگیزترین نظام ارتباطی قابل تصور باشد؛ البته اگر این ظرفیت را داشته باشد که نه تنها انتقال دهد، بلکه دریافت کند و شنونده را نه به شنیدن که به سخن گفتن وادارد.»* 

 *