*من نمیدانم*
*که چرا میگویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست.*
*و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست.*
*گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.*
*چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید.*
واژهها را باید شست.
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت.
دوست را زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی،
*زندگی آب تنی کردن در حوضچه «اکنون» است.*
رختها را بکنیم:
آب در یک قدمی است.
روشنی را بچشیم.
شب یک دهکده را وزن کنیم، خواب یک آهو را.
گرمی لانه ی لک لک را ادراک کنیم.
روی قانون چمن پا نگذاریم.
در موستان گره ذائقه را باز کنیم.
و دهان را بگشاییم اگر ماه در آمد.
و نگوییم که شب چیز بدی است.
و نگوییم که شب تاب ندارد خبر از بینش باغ.
و بیاریم سبد
ببریم این همه سرخ، این همه سبز.
صبحها نان و پنیرک بخوریم.
و بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام.
و بپاشیم میان دو هجا تخم سکوت.
و نخوانیم کتابی که در آن باد نمیآید
و کتابی که در آن پوست شبنم تر نیست.
و کتابی که در آن یاختهها بی بعدند.
*و نخواهیم مگس از سر انگشت طبیعت بپرد.*
*و نخواهیم پلنگ از در خلقت برود بیرون.*
*و بدانیم اگر کرم نبود، زندگی چیزی کم داشت.*
*و اگر خنج نبود، لطمه میخورد به قانون درخت*
*و اگر مرگ نبود، دست ما در پی چیزی میگشت.*
*و بدانیم اگر نور نبود، منطق زنده پرواز دگرگون می شد.*
و بدانیم که پیش از مرجان، خلائی بود در اندیشه دریاها.
و نپرسیم کجائیم،
بو کنیم اطلسی تازه بیمارستان را.
و نپرسیم که فواره اقبال کجاست؟
و نپرسیم چرا قلب حقیقت آبی است.
و نپرسیم پدرهای پدرها چه نسیمی ، چه شبی داشتهاند.
پشت سر نیست فضایی زنده،
پشت سر مرغ نمیخواند.
پشت سر باد نمیآید.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روی همه فرفرهها خاک نشسته است.
پشت سر خستگی تاریخ است.
پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سرد سکون میریزد.
*به مناسبت ۱۵ مهر ماه سالروز تولد سهراب سپری
* ارزشگذاری به صدای معلمان*
* به مناسبت ۵ اکتبر ( ۱۳ مهرماه ) روز جهانی معلم*
_✏ علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
*معلمان، رکن اصلی تعلیم و تربیت و کارگزاران فکور نظام آموزشی و تربیتی اند. آنان گرداننده اندیشه ها و ایده ها، نوآوری و خلاقیت در پهنه گسترده آموزش و پرورش اند و می توانند جانشین تمام نداشته های آموزش و پرورش لقب گیرند.*
در چهل و چهارمین اجلاس وزیران آموزش و پرورش که از ۳ تا ۸ اکتبر سال ۱۹۹۴ میلادی در شهر ژنو برگزار شد، *" فدریکومایور "* مدیر کل وقت سازمان *یونسکو* پیشنهاد کرد روزی به نام *" روز معلم"* نامگذاری شود که این طرح از سوی مجمع عمومی آن سازمان تصویب گردید.
در کنفرانس ویژه مقام و منزلت معلم نیز که توسط این سازمان در ۵ اکتبر ۱۹۹۶ میلادی در شهر پاریس برگزار شد، تأکید گردید: *«معلم از فعالیت خود تصویری جهانی می سازد؛ زیرا انسانی ترین حرفه ای است که بار مسئولیت پرورش انسان ها را بر دوش می کشد.»*
*بنابراین به پاس تلاش معلمان باید تمام قد ایستاد؛ چراکه جهان هر چه امروز دارد، دستاورد معلم یا کسانی است که معلمانه زیسته اند.*
*معلم به معنای واقعی صلح و انسان دوستی را برای جامعه به ارمغان می اورد و زمینه ساز شکوفایی استعدادهای انسانی برای کیفیت بخشیدن به زندگی فردی و اجتماعی می گردد و این همان چیزی است که نخست از ذهن ها باید آغاز شود.*
پذیرش *"روز جهانی معلم"* از سوی *یونسکو* را می توان *چرخشی در دیدگاه این سازمان نسبت به آموزش و پرورش قلمداد کرد؛ زیرا تا قبل از این اجلاس مشکلات آن را ناشی از کمبود سرمایه گذاری در امور فیزیکی مانند ساختمان مدرسه، تجهیزات و ... می دانستند؛ اما با بحث ها و تبادل نظرهایی که صورت گرفت، این دیدگاه تقویت شد که برای بالا بردن کیفیت آموزش، باید کیفیت کار و زندگی معلمان ارتقا یابد و معلم از جایگاه اجتماعی شایسته ای در جامعه برخوردار شود. از این رو ۵ اکتبر هر سال میلادی ( ۱۳ مهر ماه ) به عنوان " روز جهانی معلم " انتخاب شد.*
روز جهانی معلم فرصتی است تا معلمان و فعالان تشکل های صنفی آموزش و پرورش یک صدا به مسائل و مشکلات معلمان پرداخته و از تجارب جهانی و بین المللی در جهت بهبود وضعیت و توسعه حرفه ای خود بهره مند گردیده و صدای خود را به گوش جهان برسانند.
*شعار امسال یونسکو در روز جهانی معلم*
*Valuing teacher voices: Towards a new social contract for education."*
*ارزشگذاری به صدای معلمان: به سوی یک قرارداد اجتماعی جدید برای آموزش تعیین شده است.*
امروز اغلب صاحب نظران بر این باورند که آموزش و پرورش برای پیشرفت و توسعه، نیازمند تحول در منابع انسانی و تعیین چشم انداز، ترسیم نقشه راه، بازمهندسی منابعٍ انسانی و بازنگری در روش های جذب معلمان است تا بتواند به عنوان آموزش و پرورش توسعه یافته، توان درخشیدن داشته باشد.
*با این وصف معلمان جوان و تازه نفس کشورمان باید خود را با نیازهای امروز جهان انطباق دهند و به صورت مداوم همگام با تغییرات شتاب دار جهان و ایران، خود را را با اندیشه ها و دیدگاه های جدید همسو کنند.*
*بدیهی است برای دستیابی به این مقصود مطالعه مداوم و پژوهش های مستمر را باید در دستور کار خود قرار دهند تا بتوانند در توسعه علمی جامعه تاُثیرگذار باشند.*
سخن *ملاله یوسف زی* دختر بچه پاکستانی و *برنده جایزه صلح نوبل* در سازمان ملل را از یاد نبریم که در سال ۲۰۱۲ پس از آن که از سوء قصد طالبان ( به جُرم دفاع از حق آموزش کودکان و تشویق دختران و زنان به تحصیل ) جان سالم به در بُرد، فریاد زد:
*"یک کودک، یک معلم، یک قلم و یک کتاب می تواند دنیا را تغییر دهد."*
پایان این یادداشت را با شعری زیبا آراسته می سازم.
*«من معلّم هستم»*
*زندگی، پشت نگاهم جاری است*
*سرزمین کلمات، تحت فرمان من است*
*قاصدکهای لبانم هر روز سبزه نام خدا را به جهان میبخشد*
* «من معلّم هستم»*
*گرچه بر گونه من سرخی سیلی صد درد، درخشش دارد*
*آخرین دغدغههایم این است:*
*نکند حرف مرا هیچ کس امروز نفهمید اصلاً؟*
*نکند حرفی ماند؟*
*نکند مجهولی روی رخساره تن سوخته تخته سیاه جا مانده است؟*
*«من معلّم هستم»*
*هر شب از آینهها میپرسم:*
*به کدامین شیوه؟*
*وسعت ِیادِ خدا را*
*بکشانم به کلاس؟*
*بچه ها را ببرم تا لب ِدریاچه عشق؟*
*غرق ِدریایِ تفکّر بکنم؟*
*با تبسّم یا اخم؟*
*با یکی بود و نبود، زیر یک طاق کبود*
*یا کلاغی که به خانه نرسید؟*
*قصّه گویی بکنم؟*
*تک به تک یا با جمع؟*
*بدوم یا آرام؟*
*«من معلّم هستم»*
*نیمکت ها نفس گرم ِقدمهایِ مرا میفهمند*
*بالهایِ قلم و تخته سیاه*
*رمز ِپرواز ِمرا میدانند*
*سیبها دست ِمرا میخوانند....*
*«من معلّم هستم»*
*درد ِفهمیدن و فهماندن و مفهوم شدن*
*همگی مال من است....*
*روز معلم*
*بر تمامی استادان و معلمان عزیز، مربیان بشریت مبارک باد...
* تاثیر جاودان علی اصغر حکمت بر نوسازی فرهنگی ایران*
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
*علیاصغر حکمت شیرازی* از جمله رجال فرهنگی و سیاسی است که همزمان با آغاز بهار آموزش و باز گشایی مدارس و دانشگاه ها، یادآوری برخی از خدمات او خالی از لطف نیست.
*حکایت حکمت حکایت یک نسل است؛ نسلی که از انقلاب مشروطه تا انقلاب ۵۷ را تجربه کرد و با فراز و نشیب هایی مانند جنگ، کودتا، دیکتاتوری، فضای باز سیاسی، نوسازی فرهنگی و اجتماعی و ... همراه بود.*
حکمت در شهریور ۱۳۱۲ با روی کار آمدن *محمدعلی فروغی* (ذکاءالملک) وزیر معارف شد و در این مقام بود که تأثیرات جاودان خود بر *نوسازی ایران* را برجای گذاشت. *او در دفاع از توسعه آموزش و پرورش و نوسازی فرهنگی ایران خستگیناپذیر بود؛ به گونه ای که زمان تصدی وی را میتوان سازندهترین دوره تاریخ آن وزارتخانه دانست.*
حکمت با تأسیس هشت دانشسرا در تهران، تبریز، کرمان، مشهد، شیراز، اهواز، ارومیه و خرمآباد و همچنین تعداد زیادی از مدارس ابتدایی و متوسطه مدرن در تهران و مراکز استانها نقش مهمی در مدرن سازی سیستم آموزشی ایران داشت. او مجری قدرتمند و مدیر موفق سیاستهای نوسازی فرهنگی و متناسب ساختنِ نظام آموزش و پرورش کشور با مقتضیات سیاسی ـ اجتماعی زمان خود بود.
حکمت در دوره طولانی وزارت معارف (۱۳۱۷-۱۳۱۲) موفق به پوستاندازی کیفی و کمی آن وزارتخانه شد. از جمله اقدامات وی گسترش دورههای آموزشی، گسترش مراکز آموزشی، گستره جغرافیایی مدارس، بنیاد برخی از نهادهای فرهنگی، برپایی کنگرههای بزرگداشت نام آوران فرهنگ ایران، بناهای یادبود آرامگاهای شاعران بزرگ ایران، تالیف و ترجمه و ... بود. همچنین برخی از اقدامات ساختاری او را می توان تاسیس دانشسراهای مقدماتی و عالی در سراسر کشور، تشکیل انجمن فرهنگستان ایران، تاسیس بنای موزه ایران باستان، کتابخانه ملی ایران، کتابخانه فنی برای مدرسان فنی، دانشکده فنی، تشکیل کنگره فردوسی با دعوت از شرق شناسان، بنای دانشگاه تهران، نامگذاری مدارس خارجی به نامهای ایرانی، تأسیس ورزشگاه امجدیه، تاسیس کمیته مدارس، تشکیل پیشاهنگی و تربیت بدنی نام برد.
او یک مجله آموزشی به نام *«تعلیم و تربیت»* راه اندازی کرد و مقالاتی از افراد برجسته ادبی و علمی آن زمان، از جمله *سیدحسن تقیزاده، بدیعالزمان فروزانفر و عباس اقبالآشتیانی و ...* را به چاپ رساند که با نام جدید *«آموزش و پرورش»* تا آستانه انقلاب تداوم داشت.
موفقیت حکمت از زمان تأسیس *کمیسیون ملی یونسکو* که هدایت آن را عهدهدار بود،
سازماندهی انتشار *ایرانشهر و یک مجموعه دائرةالمعارف* از مطالعات اصلی *به زبان فارسی* بود. این مجموعه تقریباً همه جنبههای زندگی و فرهنگی ایران، اعم از تاریخی و معاصر را پوشش میداد و در آن زمان اقدامی ابتکاری و نوآورانه بود.
حکمت از سال ۱۳۴۴، هنگامی که از مسئولیتهای عمومی خارج شده بود، در جهت ترویج دانش یک دانشکده خصوصی با نام *«مدرسه عالی ادبیات و زبانهای خارجی»* را تأسیس کرد.
علیاصغر حکمت صرف نظر از این که در درخشانترین دوران خدمتش پنج سال وزیر معارف و ریاست دانشگاه تهران بود، دوبار وزیر کشور، دوبار وزیر امور خارجه، یک بار وزیر دادگستری، دو بار وزیر پیشه و هنر، دو بار وزیر بهداری، سه بار وزیر مشاور و یک بار سفیر کبیر نیز بوده است.
حکمت دوبار وزیر امور خارجه شد و در فاصله میان این دوبار، بهعنوان سفیر کبیر ایران عازم هند شد. این چهره فرزانه با حضور خود در وزارت امور خارجه توانست جایگاه مهم *فرهنگ را در دیپلماسی* به رخ بکشد و از آن بهره ببرد.
او هنگامی که وزیر خارجه بود، از دولتمردان بزرگ و دانشمند عصر خود بهره برد و بر غنای علمی وزارت امور خارجه افزود. در سال ۱۳۲۸ میخواست *استاد محیط طباطبائی* را به عنوان رایزن فرهنگی به هند بفرستد. برای بزرگداشت و معرفی ایشان به احراز این سمت، جلسهای در تالار فرهنگستان مدرسه عالی سپهسالار تشکیل شد. حکمت گفت: *«همکاران من میگویند فلانی حالا که وزیرخارجه شده به جای دیپلمات معلم میفرستد. لابد اگر وزیر جنگ شود به جای توپ و تانک کتاب وارد میکند.»* سپس افزود: *«همین طور است آقایان؛ آنچه بدان مینازیم و دیگر کشورها به خاطر آن به ما حرمت مینهند فرهنگ و ادب ماست.»*
*در این سی سال که به برخی کشورهای آسیایی و اروپایی و آفریقایی سفر کردم، پروردههای دانشگاه تهران را میدیدم که هر یک در رشتهای از تمدن و فرهنگ مشغول تحقیقاند و آثاری ارزنده منتشر کردهاند و همین موجب سربلندیم بود.*
علیاصغر حکمت که در حساس ترین لحظات تاریخ ایران، سکانداری فرهنگ را به عهده گرفت، از هفدهسالگی تا یک سال پیش از مرگ، نزدیک به شصت سال، بهطور مرتب یادداشت روزانه داشت و نزدیک به صد دفتر یادداشت از او باقی مانده است.
*نام و یادش را گرامی داشته و از خداوند متعال توفیق تداوم راهش را خواستاریم.*
* عوامل موثر در گسترش زبان فارسی در ایران*
_* به مناسبت ۲۷ شهریور روز ادب و شعر فارسی*_
_برگرفته از مقاله آقای سیروس علی نژاد در ماهنامه اندیشه پویا، شماره ۸۵_
ابراهیم جعفری
دهکده جهانی
@dehkade_jahan
زبان فارسی که از ارکان هویت ملی ماست، با ادبیات غنی و فاخر خود ایران را به همه جهان شناسانده است.
*گسترش زبان فارسی به اندازه پیدایش آن اهمیت دارد.* زبانی که می رفت زیر سلطه خُرد کننده اعراب نابود شود، با مجاهدت چهره هایی سترگ مانند *یعقوب لیس صفاری* ، *فردوسی* و ... بدل به *زبان دوم جهان اسلام* شد و در سراسر قلمرو آن دامن گستر شد.
اگرچه زبان فارسی از زمان سامانیان قوت گرفت و زبان شعر و ادب شده بود؛ اما از دوره ترکان غزنوی گسترش یافت.
دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب تاریخ مختصر زبان فارسی، قدمت فراگیر شدن آن را بیشتر دانسته و می نویسد: « _اگر چه زبان فارسی از زمان حمله محمود غزنوی به هندوستان راه یافت؛ اما به نظر می رسد خیلی پیشتر و از زمان ورود ایرانیانی که از حمله اعراب گریختند و بعدها به پارسیان هند شهرت یافتند، در هندوستان نفوذ کرده باشد»._
تا قبل از آغاز قرن بیستم دامنه زبان فارسی جز در برخی نواحی، تنها در میان اشراف و درباریان و اهل دانش و کتابت بوده است. سخن گفتن به این زبان در میان توده های مردم در داخل مرزهای ایران عمومیت نداشت. جامعه را بیشتر روستائیان تشکیل می دادند و تحرک جغرافیایی مردم اندک بود؛ از این رو اغلب به زبان های محلی گفت و گو می کردند.
*با این وصف عمومیت یافتن این زبان حاصل کوشش های صد سال اخیر و مدیون سه گانه فراگیر شدن آموزش و پرورش، سازمان یافتگی ارتش و گسترش رسانه های همگانی؛ به ویژه رادیو و بعدها تلویزیون است.*
از وقتی دولت ایران در فکر ارتش سازمان یافته افتاد و قرار شد جوانان به سربازی بروند، آنان ناگزیر در پادگان ها با زبان فارسی آشنا شدند و در *قالب سپاهیان دانش، ترویج و آبادانی و بهداشت* زبان فارسی را با خود به مناطق روستایی بردند. اگرچه اهالی هر منطقه، هنگام نامه نگاری از زبان فارسی استفاده می کردند؛ اما اغلب آنان سواد نداشتند و حتی نمی توانستند به این زبان سخن بگویند. در چنین وضعیتی برای نامه نگاری از باسوادان که لایه ای نازک از جامعه بودند، یاری می جستند. هر چند هنگام شنیدن کلمات فارسی آن را کم و بیش می فهمیدند.
با مراجعه به تاریخ اجتماعی ایران در می یابیم که حتی پس از انقلاب مشروطه تا زمان حاکمیت رضاشاه که تعداد روزنامه ها رو به فزونی نهاده بود، مردم سواد نداشتند تا نوشته های مطبوعات را بخوانند. *سعید نفیسی* در گزارش هایی که در باره *سید اشرف الدین گیلانی* و *روزنامه نسیم شمال* در مجله سپید و سیاه نوشته، می گوید: *«مردم در کوچه و بازار این روزنامه را می خریدند؛ اما چون سواد نداشتند، نزد کسانی می بردند که خواندن و نوشتن می دانستند تا برای آنان بخوانند».*
* در دهه ۱۳۲۰ علاوه بر گسترش آموزش و پرورش و سازمان یافتن ارتش، یک عامل مهم دیگر نیز به فراگیر شدن زبان فارسی یاری داد و آن تأسیس رادیو بود.*
رادیو حرف می زد، ترانه می خواند، خبر می داد و ... از این رو می توانست به مردم زبان فارسی را یاد بدهد بی آن که به سواد نیاز داشته باشند. رادیو از زمان تأسیس (۱۳۱۹) در گسترش زبان فارسی تا حد زیادی تاثیر گذار شد و به مردم ایران در سخن گفتن به این زبان کمک کرد.
رادیو در ابتدای ورود به ایران وسیله قابل حملی نبود و جای ثابتی در خانه، قهوه خانه و ... داشت. این رسانه از چنان مقام والایی برخوردار بود که جز پدر خانواده کسی اجازه روشن کردن آن را نداشت. شمار گیرنده های آن بسیار کم بود. قهوه خانه ها برای بازارگرمی رادیو می خریدند و صدایش را بلند می کردند تا مردم را جذب کنند و ...
*تا وقتی رادیو در جای ثابتی قرار داشت، تعدادش اندک بود و در گسترش دانش و زبان فارسی تأثیر چندانی نداشت؛ اما در دهه ۱۳۳۰ رادیو ترانزیستوری انقلابی در همگانی شدن این وسیله ارتباطی به وجود آورد.*
رادیو از آن زمان به بعد قابل حمل شد، آنتن سرخود شد، ارزان شد و با مرور زمان کوچک تر و سبک تر شد. از دهه ۱۳۴۰ تلویزیون به یاری رادیو آمد و البته نتوانست در زمینه آموزش زبان فارسی با رادیو رقابت کند.
علاوه بر موارد بالا برخی نهادها مانند *سازمان آموزش بزرگسالان و پیکار با بی سوادی* که افراد مسن و حتی سالخورده را آموزش می داد، *روزنامه های اطلاعات و کیهان* که از دهه ۱۳۴۰ با راه اندازی *چاپ روتانیو* تا دوردست ترین نقاط کشور توزیع می شدند، *دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، فرهنگستان زبان فارسی و موسساتی که به طور گسترده به نشر و ترجمه کتاب از زبان های دیگر می پرداختند* و ... هر کدام سهمی را در فراگیر شدن زبان فارسی در کشور ایران به خود اختصاص می دهند.
*امید است هر یک از ما در حد توان خود پاسدار این زبان فاخر بوده و باور داشته باشیم که فارسی شکر است.*
* قابلیت های موسسه های خیریه در توانمند سازی و کاهش فقر*
* گزارشی از حضور در همایش مددجویان وابسته به موسسه خیریه و نیکوکاری همیاران محمد امین (ص) در استان کردستان*
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
طی سال های اخیر جمعی از جهادگران که در دهه های ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ با انگیزه و عشق راهی استان کردستان گردیده و با فعالیت در جهاد سازندگی به یاری محرومان روستایی شتافته بودند، پس از بازنشستگی موسسه ای مردم نهاد به نام *خیریه و نیکوکاری همیاران محمد امین (ص)* را با هدف *فقرزدایی و توانمند سازی محرومان روستایی* راه اندازی و ثبت نمودند که در حال حاضر حدود *۶۰۰ خانوار نیازمند روستایی* را پوشش می دهد.
یکی از ناخوشایندترین اتفاق های عصر حاضر، وجود فقر در جهانی است که به لحاظ رونق و رفاه بیسابقه است. در عین حال آنچه که بدتر و زشت تر به نظر میرسد، باور اغلب مردم است که معتقدند کار چندانی نمیتوان برای از بین بردن آن انجام داد.
*اما کنشگرانی که در این موسسه خیریه آستین همت بالا زده اند، بر این باورند که بخشی از فقر مردم (روستایی) به دلیل عدم خودباوری و اعتماد به نفس و فقدان توسعه منابع انسانی در کنار نداشتن تسهیل گری مالی است؛ زیرا فقر یک شکل ساختاری دارد.*
*آمارتیاسن* دانشمند هندی الاصل که فارغ التحصیل دانشگاه کمبریج، استاد فلسفه و اقتصاد دانشگاه هاروارد و *برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۸ میلادی* می باشد، در اثر معروف خود به نام *" توسعه به مثابه آزادی"* و سایر تالیفات بر *«ارتقاء قابلیت ها و بهبود استحقاق ها»* تاکید می ورزد و برای دستیابی به این مقصود راهکار *"توانمند سازی"* ( lmpowerment ) را به انسان ها معرفی می کند؛ زیرا افراد توانمند در پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی دارای اعتماد به نفس و خوداتکایی خواهند بود.
در سفرهایی که از دو سال گذشته تا کنون در معیت همیاران موسسه مذکور جهت شرکت در همایش های ارتقاء توانمندیهای فردی *مددجویان روستایی* (افراد تحت حمایت موسسه) به شهرستان های بیجار، سنندج، مریوان و قروه داشتم، ضمن تجدید خاطره از فعالیت در جهاد سازندگی (سابق) استان کردستان در دهه ۱۳۶۰، فقر حاکم بر محرومان روستایی آن سامان را بیشتر و بهتر لمس نمودم و در عین حال با مقایسه همایش های اخیر و سال گذشته آثار افزایش توانمندی مددجویان را به وضوح مشاهده کردم.
شاید برای شما مخاطب محترم جالب توجه باشد که در همایش مددجویان روستائی مریوان و سنندج مجریان برنامه و قاریان قرآن دختران روستایی بودند و از آن مهم تر دانشجویان پذیرفته شده در مقطع کارشناسی ارشد که یکی از آنان *دختری معلول و کم بینا* بود، با اعتماد به نفسی مثال زدنی راز موفقیت تحصیلی خود در رشته حقوق را برای حاضران بیان کرد و تاکید نمود که: *«معلولیت در مسیر رشد و تکامل انسان محدودیت نیست».*
یکی از خانم های *خودسرپرست* روستایی با کسب مهارت در شیرینی پزی و ایجاد پیج (صفحه) در اینستاگرام توانسته بود تعداد قابل توجهی از مخاطبان را به سوی خود جلب کند و درآمد زایی داشته باشد.
موارد بالا نمونه های روشنی از توانمند سازی بود که با همت *نمایندگان خیریه در شهرستان ها* به عنوان حلقه های وصل موسسه با مددجویان خودنمایی می کرد.
فعالیت های داوطلبانه آنان که بدون چشم داشت مادی و برخاسته از عشق به خدمت است، جایگاه ویژه ای را در پیشبرد اهداف خیریه محمد امین (ص) به خود اختصاص می دهد؛ به گونه ای که می توان بالاترین دستاورد نمایندگان خیریه را تولید *سرمایه اجتماعی* و *اعتمادزایی* قلمداد کرد.
طی این همایش ها تاکید شد که موسسه خیریه و نیکوکاری محمد امین (ص) هزینه آموزش، ایاب و ذهاب ، تهیه تجهیزات مورد لزوم و.... هر یک از مددجویان را در صورت فراگیری آموزشهای مهارتی و فنی، حرفه ای برای یادگیری فنون مورد علاقه تقبل خواهد کرد.
لازم به یادآوری است که موسسان خیریه محمد امین (ص) در دهه ۱۳۶۰ از جمله مدیرانی بودند که با شناسایی و جذب دانش آموزان مستعد روستایی از سراسر استان کردستان و استقرار آنان در خوابگاه دانش آموزی جهاد سازندگی در سنندج، با هدایت تحصیلی شان موجب شکوفا شدن استعدادهای بومی گردیدند که خوشبختانه ثمره آن ظهور مدیران و چهره های علمی در زمینه های پزشکی، مهندسی و مدیریتی و ... طی سال های بعد بود. با این وصف می توان تلاش خیریه محمد امین (ص) را امتداد آن اقدام اساسی و راهبردی قلمداد کرد.
از آنجا که همپای رفع نیازهای مادی اولیه ارتقای بینشی و فرهنگی مددجویان از دغدغه های جدی کارگزاران موسسه است، *یادگیری و اُُنس با قرآن مجید* نیز دستور کار خیریه قرار گرفته و حافظان و فراگیران آیات الهی مورد تشویق قرار می گیرند.
*این موسسه به روی خیران علاقه مند در سراسر کشور آغوش می گشاید تا کمک های انسانی آنان را در جهت فقرزدایی و توانمند سازی نیازمندان واقعی مناطق محروم روستایی ساماندهی نماید.*
ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
الوند گلپایگان- عکس محمود نیکنامی ۸۹
*میراث طبیعی و فرهنگی* بیانگر پیشینه تاریخی، تمدن، فرهنگ و جاذبه های گردشگری هر کشوری است که فرآیند ایجاد آن طی سالیان متمادی صورت گرفته است.
آنچه امروز با عنوان میراث طبیعی از آن نام میبریم، حاصل تأثیر عوامل مختلف بر یکدیگر و دخل و تصرفات عوامل انسانی بر آن هاست که چشماندازهای متنوعی را به وجود آورده است.
اینگونه پدیدهها در گذشته های دور نیز در گوشه و کنار اغلب کشورها وجود داشته؛ ولی مطالعات چندانی روی آن ها صورت نگرفته و در دهه های اخیر با پیشرفتی که در همه علوم و از جمله زمین شناسی حاصل شده است، پژوهشگران به کار مطالعاتی در رابطه با شناسایی و معرفی آن ها به جهانیان پرداخته اند.
* پژوهش در مورد چنین پدیده هایی به قدری حائز اهمیت است که یونسکو کلیه کشورهای جهان را وادار ساخته که در حفظ و حراست از آن ها بکوشند؛ زیرا آثار طبیعی متعلق به یک کشور خاص نیست، بلکه متعلق به کره خاکی است که زیستگاه همه مردم جهان است و در صورتی که صدمه ای به آن ها وارد شود، پیامد های این آسیب را همه ساکنان روی زمین احساس خواهند کرد.*
بشر دارای ابعاد گوناگون مادی، معنوی، فرهنگی و اخلاقی است؛ از این رو محیط پیرامون اش نیز متأثر از همین ابعاد می باشد؛ کما این که هویت افراد یک جامعه نیز تحت تاثیر زیست بوم آنان شکل می گیرد.
*به همین دلیل توسعه پایدار زمانی حاصل خواهد شد که محیط طبیعی و افراد یک جامعه با هم در تعامل باشند و لازمه تحقق این هدف داشتن اخلاق زیست محیطی برای اقشار یک جامعه است.*
*با این وصف نواحی کوهستانی جهان، بستر و خاستگاه تمدنهایی بسیار ارزشمند بودهاند.*
در حال حاضر کوهها یک پنجم سیمای زمین را تشکیل میدهند، زیستگاه حداقل یک دهم از مردم جهان هستند، یک سوم مردم دنیا از جنبههای مختلف مانند غذا و مواد معدنی به کوهها وابسته و نیمی از مردم جهان از نظر تأمین نیازهای آبی به آبخیزهای کوهستانی چشم دوختهاند؛ زیرا آن ها منابع آبی هستند که خود سبب بارش برف و باران، تقویت آبهای زیرزمینی و تشکیل رودها میشوند؛ *به گونه ای که کوه ها را برجهای آب شیرین جهان نیز مینامند.*
کوهها در کشور ما نیز اهمیت ویژهای دارند و حدود ۳۰ درصد مساحت ایران را تشکیل می دهند. *به لحاظ جغرافیای طبیعی اگر در فلات ایران، کوه وجود نداشت، آب و جنگل نیز شکل نمیگرفت.*
راهکارهای بسیاری برای حفاظت کوهستان وجود دارد که توسط ارگانهای دولتی، سازمانهای مردم نهاد و خود مردم انجام میشود.
*با توجه به خلاءهای موجود قانونی در بحث حفظ محیط کوهستان، یکی از راههای موثر در تهیه و تدوین لایحه قانونی حفاظتی برای مناطق کوهستانی کشور، ثبت آن ها در فهرست میراثهای طبیعی است که از نظر حفاظت، از پشتیبانی قانونی مضاعفی برخوردار خواهند بود.*
با این وصف ثبت ملی کوهستان الوند در زادگاه ما را می توان در همین راستا بررسی کرد. *کوهستان الوند* که مربوط به دوران دوم زمین شناسی است و در ارتفاعات شمال غربی شهرستان گلپایگان قرار دارد، دارای جاذبه های طبیعی، جانوری، پوشش گیاهی و آثار تاریخی می باشد؛ به طوری که گونههای متنوع و منحصر به فرد گیاهی و جانوری بر غنای زیست محیطی آن افزوده است.
انواع گیاهان دارویی و درختچهای در این کوهستان وجود دارد که از مهمترین آن ها میتوان به انجیر کوهی، سماق کوهی، بنه، بادام کوهی، ریواس آویشن تره کوهی و غیره اشاره کرد.
این کوهستان حدود ۱۵ کیلومتر طول و به طور متوسط ۵ کیلومتر عرض دارد و ارتفاع بلندترین نقطه آن ۳۱۳۸ متر است که به نام کلنگ سیاه شناخته می شود. در دامنه های جنوبی کوه، چشمه ای زیبا و چهار فصل به نام *چشمه خضر* وجود دارد که دسترسی به آن با طی کردن ۱۲ کیلومتر جادهِ خاکی از گلپایگان امکان پذیر است. در دامنه جنوبی این قله و در ارتفاع ۲۸۰۰ متری در محلی به نام کول خران یک جان پناه فلزی چوبی به همت کوهنوردان گلپایگانی بر پا شده است. در سمت شمالی جان پناه بقایایی از معدن نقره وجود دارد که به همین دلیل درهٍ واقع در ان جا، *دره نقره* نام گرفته است.
وجود بقعه های *باب شیخ* و *دره شهیدان* در دامنه های این کوهستان نیز یکی از عوامل موثر در روی آوری علاقه مندان به آن است.
نمای کوه الوند گلپایگان- عکس از محمود نیکنامی
* ثبت ملی مجموعه رشته کوهستان الوند در فهرست آثار طبیعی کشور به عنوان اولین کوهستان ثبت طبیعی استان اصفهان به شماره ۱۲۷۷ که با همت انجمن وردپاتکان، اداره میراث فرهنگی و هیئت کوهنوردی گلپایگان عملی گردید، گام بلندی در راستای حفاظت از آن و نیز گردشگری طبیعی ( اکو توریسم ) شهرستان به شمار می رود.*
*با عرض تبریک به همشهریان و تقدیر از همه دست اندرکاران امیدواریم از این پس با حساسیت بیشتر از تخریب این سرمایه طبیعی پیشگیری نموده و در جهت محافظت از آن تلاش کنیم.*
* پزشکان و مدرنیته ایرانی*
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
نقش کنشگران اجتماعی همچون *مهندسان* ، *پزشکان* ، *صنعتگران* ، *تاجران* و به ویژه *دانشمندان و پژوهشگران در علوم پایه یعنی فیزیک، ریاضی، شیمی و زیست شناسی در تحولات اجتماعی و فرهنگی و ورود اندیشه های نو و نهادینه شدن آن ها در متن زندگی روزمره اگر از نقش روشنفکران و نظریه پردازان علوم انسانی بیشتر نباشد، قطعا کمتر نیست.*
* از سوی دیگر جهان جدید تغییرات زیادی در نگرش ها و افکار ما انسان ها ایجاد کرده است. یکی از مهم ترین تحولات، تغییر نگرش به بدن و سلامت انسان است. در این نگاه جامعه ای حق پیشرفت و ترقی دارد که دارای شهروندان سالم و قوی باشد؛ شهروندان سالمی که تمام توان خود را برای پیشرفت و توسعه کشور به کار گیرند. این امر درباره تاریخ کشور ما یعنی ایران معاصر نیز صادق است.*
زمانی که پزشکی مدرن در ایران پا به عرصه گذاشت و مورد پذیرش جامعه قرار گرفت، الگویی از *نظام دانش و رژیم معرفت* (به تعبیر میشل فوکو) بر جای گذارد که تمام وجوه زندگی را در نوردید.
*میشل فوکو فیلسوف فرانسوی* در زمره اولین افرادی است که به رابطه *قدرت و پزشکی* توجه کرده است. وی در کتاب *«تولد پزشکی بالینی»* که در سال ۱۹۶۳ انتشار یافت، می گوید: *«دانش پزشکی در قرن هجدهم، تحولی اساسی را تجربه کرد. برای اولین بار این دانش چارچوبی علمی و سازماندهی شده را به خود دید که قبل از آن فقط به ریاضیات تعلق داشت. بدن به پدیده ای قابل شناسایی تبدیل شد و بیماری ها با قواعدی جدید برای دسته بندی شدن همراه شدند.»* _( مرتضی ویسی، از طبابت بقراطی تا پزشکی مدرن، روزنامه اعتماد، ۲۸ آذر ۱۴۰۱ )_
در روند نوسازی ایران که پروژه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با محدودیت ها و شکست هایی مواجه بوده اند، عرصه پزشکی یکی از خلاقانه ترین و پویاترین عرصه هایی بوده که تاریخ ایران تجربه کرده است.
شاید کمتر کسی به تاثیر پزشکی و پزشکان در *نوسازی* ( Modenization ) و تغییر نگاه *عاملان انسانی* در یک جامعه توجه کرده باشد. پزشکی که در نظر بسیاری از مردم صرفاً امری در خدمت سلامت و نجات جان انسان ها از امراض و بیماری هاست، چگونه می تواند دارای تاثیرات سیاسی و اجتماعی نیز باشد؟
* با گسترش پزشکی مدرن، فرد ایرانی در جایگاهی قرار گرفت که نه تنها تلقی او از بدن، بلکه از جهان و نظام حکمرانی نیز تغییر کرد.*
پزشکان ایرانی سعی داشتند با حفظ و افزایش داشته های خود از طریق بهره گیری از دستاوردهای نوین علمی، حرفه خودشان را در جامعه گسترش دهند که این اقدام رمز موفقیت پذیرش پزشکی مدرن در ایران بوده است.
*نوسازی پزشکی ایرانی فرآیندی چند لایه است که نه تنها از نفوذ غرب و آشنایی با فناوری و مفاهیم مدرن، بلکه تکامل در حرفه پزشکی بومی نیز تاثیر پذیرفت.*
* در تاریخنگاری مدرنیته ایرانی مشهور است که ایرانیها با شنیدن صدای توپهای روسیه از خواب گران بیدار شدند؛ اما به نظر می رسد مهم تر از توپهای روس، بیماریهای همهگیر در ایران بود که حاکمان را از خواب گران بیدار کرد و آنان را به این نتیجه رساند که برای داشتن جامعه سالم، باید فکری به حال کاهش مرگ و میرهای ناشی از گسترش بیماریهای همهگیر در ایران کرد. این بیماریها به قدری دهشتناک و کشنده بود که حتی تصور آن برای انسان امروزی دشوار است.*
در کنار این وضعیت *جهل و خرافات* در کشور ما دامن گستر شده بود و در برابر دانش پزشکی و فراگیر شدن بهداشت عمومی سرسختانه مقابله می کرد؛ به گونه ای که طی مدت طولانی موجب سرازیر شدن اشک از دیدگان قهرمان مبارزه با استبداد و استعمار *میرزا تقی خان امیرکبیر* گردید.
*ایجاد دارالفنون و اهمیت یافتن دو رشته پزشکی مدرن و جراحی، تاسیس نخستین بیمارستان مدرن در این دوره، تاسیس انستیتو پاستور، افزایش تعداد حمام ها و ... از جمله اقداماتی بود که زمینه های ایجاد تحرک در دولت و عوامل گذارٍ این نهاد از وضعیت پیشا مدرن به مدرن را فراهم آورد.*
از سوی دیگر به دلیل افزایش مسیرهای تجاری و مسافرت، بیماریهایی همهگیر مثل طاعون و وبا در قرن سیزدهم خورشیدی از طریق مسیرهای تجارتی و زیارتی به ایران حملهور شد. دولتمردان قاجار در این دوران راهی نداشتند جز این که به پزشکی مدرن روی بیاورند و با استمداد از آن راهی برای مهار و ریشه کن کردن این بیماریها پیدا کنند. *به همین جهت میتوان گفت این امراض باعث گسترش نظارت دولت بر بدن های مردم ایران شد.* هر چند نمیتوان انکار کرد که حکام قاجار از این فضا بیشتر برای سلامت و بهبود خود استفاده کردند؛ اما به هر حال این تاثیر مهم بر جامعه ایران را نیز نمیتوان انکار کرد. *همینکه به فکر راهکارهای نوین برای مهار این بحران افتادند، نشان از یک نقطه عطف تاریخی بود.*
* جای بسی خرسندی است که فرآیند پیشرفت پزشکی ما اکنون به مرحله ای رسیده که مراکز درمانی ایران علاوه بر هم میهنان، پذیرای بیماران از کشورهای دیگر؛ به ویژه حوزه خلیج فارس و حوزه قفقاز نیز می باشد.*
#شازده_کوچولو، آموزگار درس های بزرگ برای زندگی
ابراهیم جعفری
دهکده جهانی
@dehkade_jahan
آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده، روزنامهنگار، خلبان و یکی از معروفترین چهرههای ادبیات رومانتیک مدرن اهل فرانسه است که معروفترین کتاب او " شازده کوچولو" در دهه های گذشته سومین کتاب پُرخواننده جهان بوده است.
«شازده کوچولو» با زبانی ساده داستان یک کودک را روایت می کند؛ داستانی طولانی و با مفهوم که با بیانی متفاوت از دوست داشتن، عشق و هستی مخاطب را جذب مفاهیم فلسفی خود میکند.
«شازده کوچولو» در ایران برای نخستینبار در سال ۱۳۳۳ توسط محمد قاضی به زبان فارسی منتشر شد. این کتاب تاکنون بیش از ۳۰ بار در ایران ترجمه شده است و از سایر مترجمان آن می توان به احمد شاملو، ابوالحسن نجفی، عباس پژمان، کاوه میرعباسی، لیلی گلستان و ... اشاره کرد.
«شازده کوچولو» پس از طی دهه ها انتشار، همچنان برای خوانندگان جذاب است. و شاید برای آنان این سؤال مطرح شود که چگونه یک کتاب به مدت ۸ دهه بر قله ادبیات جهان می نشیند و همچنان خوانده می شود؟ «شازده کوچولو» تا کنون به بیش از ۲۸۰ زبان و گویش ترجمه شده که رقمی شگفتانگیز است.
کتاب اگزوپری در نگاه اول، اثری درباره کودکان و نوجوانان به شمار می رود؛ ولی با خوانشِ عمیقتر آن، خواننده به لایههایی مهم از معنای زندگی میرسد.
به نوعی کتاب گستره وسیعی از مخاطبان را در بر میگیرد؛ یعنی از کودک و نوجوان تا بزرگسال، هر کدام به اندازه درک و فهم خود با کتاب ارتباط برقرار میکنند و به شناختی از اثر میرسند.
در «شازده کوچولو» با نثری سهل و ممتنع مواجه می باشیم؛ یعنی همان گونه که کتاب زبانی ساده و حتی کودکانه دارد؛ اما در حال مطرح کردن مسائلی بسیار مهم، عمیق و جدی است.
شازده کوچولو اثری خیال انگیز و زیباست که در قالب داستان سفر کودکی از یک سیاره دیگر به زمین، فلسفه دوست داشتن را به خواننده نشان می دهد. در طول داستان، شازده کوچولو دنیای آدم بزرگ ها را به باد مسخره می گیرد و به نکوهش اعمال زشت انسان ها می پردازد.
«شازده کوچولو» در کتاب نماد سادگی و معصومیت کودکانه است که هنوز دنیایش با زشتی و پلشتیهای آدم بزرگها آمیخته نشده و همه چیز را در نهایت زیبایی میبیند.
در تصویر «شازده کوچولو» از دنیای بزرگ سالان، همه چیز حول محورِ اعداد و ارقام یعنی کمیت ها میگردد و کسی به ذاتِ و کیفیت آن چیز توجه ندارد. دنیای او با دنیای آدم بزرگهایی که میشناسد، فرسنگها فاصله دارد. در جهان بینی شازده کوچولو، مظاهر زیبایی و انسانی با مسائل مادی، پول و ویژگیهای سرد و سیاه آلوده نشده است.
دیالوگ « شازده کوچولو» به خوبی نشان دهنده این موضوع است که اغلب «آدم بزرگها ارقام را دوست دارند.»
«شازده کوچولو» حقایق ساده و مهم زندگی را به شیواترین و زیباترین حالت ممکن بیان میکند. اگزوپری از مسائل مهمی صحبت میکند که آدمها در خلال زندگی روزمره فراموش کردهاند و بد نیست با مرورش به آنان یادآوری شود دنیا فقط به مادیات و پول خلاصه نمی شود.
سقوط خلبان در بیابان و همسفری اش با شازده کوچولو تمثیلی بر سفر از دنیای بزرگ سالی به دنیای کودکی و یادآوری ارزشهای زیبای انسانی است. در پایان کتاب، خلبان به دست شازده کوچولو اهلی میشود و بازگشت شازده کوچولو به سیارهاش غم عجیبی بر دل خلبان مینشاند.
شازده کوچولو به واسطه روح پاکش، تداعیگر زیباییهای فراموش شده دوران کودکی است. زمانی که آدمها با چشمِ دل نظارهگر دنیا بودند و جهان را بدون پیش فرض و فیلترهای ذهنی نگاه میکردند.
خواندن «شازده کوچولو» در حکم سفر معناگرایانه آدمی به ذاتِ فراموش شده خویش است. آدم بزرگهایی که خود را در چنبره کار، پول، خودپسندی، طمع، غرور و دهها چیز دیگر گرفتار کردهاند و چشمهایشان را روی زیباییهای دنیا بستهاند.
داستان کتاب شازده کوچولو مقایسهای است بین کودکان که از طریق نگرش باز همیشه تمایل دارند دنیای اطراف و درون خود را کشف کنند و بزرگ سالانی که بسیار تنگ نظر و محافظه کار هستند.
موضوع اصلی این داستان در قالب رازی بیان میشود که روباه به شازده کوچولو میگوید:« تنها با قلب میتوان دید. آنچه به چشم دیده میشود، پوچ و ناچیز است»
شازده کوچولو با کودک درون خواننده گفتوگو میکند؛ برای همین حرفهایش به دل مینشیند.
«شازده کوچولو» پر از درس هایی است که کودکان را برای ورود به دنیای بزرگترها آماده می سازد و در عین حال دعوتی برای بازگشت بزرگ سالان به اصالت های انسانی است که در کودکان موج می زند.
در پایان جا دارد از استاد ارجمند مان آقای فرج الله صبا یاد کنم که در ترم اول سال تحصیلی ۵۷ -۱۳۵۶ رشته روزنامه نگاری دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی (سابق) در درس شیوه نگارش زبان فارسی این کتاب را به عنوان منبع درسی به ما معرفی کردند.
* روز پزشک بر جامعه پزشکی مبارک باد*
_علی اکبر جعفری _ حسین جعفری- ابراهیم جعفری_
*اول شهریور ماه* که مصادف با تولد *حکیم ابوعلی سینا* می باشد، *روز پزشک* نامگذاری شده است.
اگر بپذیریم که مهم ترین سرمایه های یک کشور مردم هستند و *توسعه انسانی* باید سرآمد اهداف بلند و راهبردی یک جامعه باشد، بدون تردید پزشکان که خود را وقف صیانت از سلامتی شهروندان می کنند، در نظام ارزشی ما جایگاه بسیار رفیع و برجسته ای دارند.
از یاد نبریم که پزشکان جامعه نه تنها به معالجه جسم بیماران خود می پردازند؛ بلکه با ایجاد امنیت روانی، آرامش بخش وجود آنان خواهند بود.
بدیهی است *ارتباط موثر انسانی* یک پزشک، نقش تعیین کننده ای در *بهداشت روانی جامعه* دارد و قادر است تعامل سازنده ای با اقشار مختلف داشته باشد که نتیجه آن اعتماد زایی و تقویت *سرمایه اجتماعی* است.
با گرامی داشت سالروز میلاد فخر ایرانیان حکیم و فیلسوف بزرگ *ابوعلی سینا* ، *روز پزشک* را به جامعهٍ گرانقدر و فرهیخته بهداشت و درمان اعم از پزشکان، دندان پزشکان، داروسازان، پیراپزشکان، پرستاران و ... صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می نماییم.
_آنا لله و انا الیه راجعون_
* استاد مرتضی امینی آسمانی شد*
*استاد حاج مرتضی امینی* بعد از مقاومت و صبوری در مقابل امراض جسمانی که طی چند سال اخیر با آن ها دست به گریبان بود، دعوت حق را لبیک گفت و آشنایان و دوستان را در ماتمی سنگین فروبرد.
این چهره فرهیخته که بهترین ایام زندگی خود را در عرصه فرهنگ و آموزش و پرورش سپری کرد، هم به عنوان مدیر آموزشی و هم به عنوان معلم، میراث گرانبهایی از سجایای اخلاقی و انسانی را به یادگار گذاشت که در ذهن همکاران و دانش آموزان ایشان همواره باقی است.
مردمی بودن، منش اعتدالی، انصاف، تشویق همگان به فعالیت علمی، گذشت و منطقی بودن در گفت و گو با دوستان، از ویژگی های برجسته این چهره فرهنگی بود.
او که فارغ التحصیل رشته تاریخ از دانشگاه تهران بود و تجربه بازدید از مراکز آموزشی کشور فرانسه در دهه ۱۳۵۰ را به همراه داشت، با الهام از دستاوردهای علمی خود سعی داشت تا کیفیت زندگی را همواره افزایش دهد؛ از این رو مطالعه کتاب و مطبوعات در برنامه ریزی اوقات فراغت ایشان؛ به ویژه در دوران بازنشستگی جایگاه ویژه ای داشت.
اکنون که با پشتوانه ای از اعمال صالح و خدمات صادقانه به سوی معبودش شتافته، به روح بلندش درود می فرستیم و از خداوند متعال برای خانواده محترم و سایر بازماندگان ایشان سلامتی و صبر جمیل مسئلت می نماییم.
*خانواده های حاج عباس جعفری و حاج عباسعلی زاهدی*
پرواز اندیشه از اتریش به گلپایگان
به مناسبت درگذشت شاعر برجسته زادگاه مان #استاد_محمد_علی_سعیدی
علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری
دهکده جهانی
@dehkade_jahan
ایرانیان با شعر و شاعری به صورتی تاریخی گره خوردهاند. شعر در زیست عمومی و در خلوت فردی هر ایرانی حضور روشنی دارد. شاید در هیچ فرهنگی پدیده مشابهی پیدا نکنید که مردم یک کشور، سرنوشت آینده خود را با تفأل از دیوان یک شاعر پیشبینی کنند.
خاستگاه شعر فارسی را از زمان رودکی و توسط او دانسته اند؛ در عین حال این واقعیت را خوب می دانیم که در کشور بزرگ و پهناور ایران و در میان رنگین کمان فرهنگ ها، از دیرباز شعر در میان ملل و اقوام گوناگون با باورها و دانستگی های مختلف و متنوع وجود داشته است. در میان ملتِ ما همیشه و در هر نقطه از کشور، شعر به مثابه یک پدیده دانا، زیبا، شفاف، جوان و جذاب هویت خود را بروز داده است.
در کنار زبان و شعر رسمیِ فارسی، نوع دیگری از ادبیات هم در حال نفس کشیدن است و آن فرهنگ و زبان محلّی است. بسیاری از شاعران بزرگ فارسی در طول تاریخ تا امروز، گریزی هم به ادبیات محلی زدهاند و اشعاری به زبان بومی منطقه خودشان سرودهاند. ادبیات محلی نشانه تعلق و دلبستگی اهالی شعر و ادب به زادگاه شان است و علاوه بر این، گویش و لهجه آن منطقه را هم زنده نگه می دارد.
شاید بتوان باباطاهر عریان، شاعر قرن پنجم هجری را، تنها نماینده پا برجای ادبیات محلی نامید. دوبیتی های محلی بابا طاهر به روانی آب است و به دل می نشیند:
« غم عشقت بیابون پرورُم کِرد/ هوای بخت بی بال و پرُم کِرد/ به مو گفتی صبوری کن صبوری/ صبوری طرفه خاکی بر سرُم کِرد».
ملک الشعرا بهار، عماد خراسانی و محمّد قهرمان، سه شاعر معاصر فارسی هستند که در کنار ادبیات رسمی، از ادبیات محلی هم غافل نبودهاند.
نیما یوشیج پدر شعر نو نیز، تعلقش را به زادگاهش مازندران، از یاد نبرده است و شعرهایی هم به زبان مازنی دارد که در کتابی به نام «روجا» منتشر شد. «روجا» شامل ۴۵۴ قطعه از اشعار مازندرانی(طبری) نیما با ترجمه فارسی است.
شهریارٍ شعرٍ فارسی هم، دیگر شاعر محلی سراست که اهالی آذربایجان او را با «حیدربابا یه سلام» شناختهاند. این منظومه یکی از آثار ادبی شاخص به گویش ترکی آذربایجانی است که در ۱۲۱ بند سروده شده است:
«حیدربابا گؤیلر بوْتوْن دوماندی/ گونلریمیز بیر-بیریندن یاماندی».
به اعتراف صاحب نظران متاسفانه روند کم رونق ژانرهای فولکلور محلی، به ویژه شعر و داستان در دهه های اخیر شتاب بیشتری گرفته که جای تامل است.
طبق اعلام سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد(یونسکو)، شش هزار گویش محلی در جهان رو به فراموشی است که در عصر دانایی بشر، نابودی این هویت های فرهنگی در هر سرزمین جای تاسف دارد.
به اعتقاد صاحبنظران گسترش ارتباطات مجازی و توسعه شبکه های اجتماعی، نبود پیشینه کتابت زبان محلی، نبود شاعران برجسته و ... موجب شده تا ادبیات فولکلور بومی، پویایی چندانی در مناطق مختلف کشور نداشته باشد.
این عده شناسایی پیشینه فرهنگی هر منطقه، تدریس آموزش زبان های محلی، انتشار اخبار و کتاب به زبان بومی و اهمیت دادن به ترانه و اشعار ماندگار محلی را برای احیای این آفرینه های فولکلور ضروری می دانند.
استاد محمد علی سعیدی از جمله فرهیختگان و شاعران سوخته دلی بود که اگرچه بخش قابل توجهی از عمر ارزشمند خود را در کشور اتریش سپری کرد؛ اما زنده نگاه داشتن فرهنگ محلی و گویش اصیل گلپایگانی از دغدغه های او به شمار می رفت.
این شاعر توانا در فایلی که به صورت خلاصه کارنامه ادبی اش را معرفی می کند، خاطرنشان می سازد که با تشویق و توصیه همسرش در ایام بازنشستگی نسبت به جمع آوری و تدوین آثارش اقدام نموده است.
او در فایلی دیگر می گوید: «قبل از سرایش شعر با گویش گلپایگانی توسط بنده، تنها با یک دوبیتی شعر محلی مواجه شده بودم»؛ بنابراین استاد سعیدی را می توان پیشگام سرایش اشعار بومی و محلی گلپایگان قلمداد کرد که پس از آن شاعران دیگری مانند شادروانان استاد جواد غیاثی گلپایگانی، استاد احمد جهان بخشی و ... به این عرصه قدم نهادند.
خوشبختانه تعداد قابل توجهی از اشعار استاد سعیدی در کتابی به نام « از زبان دل» در دسترس علاقه مندان قرار دارد و از سوی دیگر فایل های صوتی اشعار محلی او نیز در سایت آخاله ( Akhale.ir ) قابل دسترسی می باشد.
استاد طالب گلپایگانی شاعر چیره دست زادگاه مان پیشنهاد کرده آند که اگرچه استاد سعیدی در دیار غرب به میهمانی خاک رفت؛ اما به منظور پاسداشت هنر او یادمانی از ایشان در قطعه هنرمندان گلپایگان ایجاد گردد و در کنار تمثال او رباعی زیر نگاشته شود:
صورت قبرش در اینجا، پیکرش جای دگر
روح او پرواز کرده سوی دنیای دگر
رهگذر حمدی بخوان از بهر قبر اطهرش
تا دعاگوی شما باشد به جنت مادرش
روانش شاد و نامش جاودان باد
* تبریک روز خبرنگار*
_ علی اکبر جعفری، حسین جعفری و ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
* مدیران محترم سایت مردمی آخاله آقایان محمود و توحید نیکنامی*
با عرض سلام و احترام
۱۷ مرداد ماه هر سال که مصادف با *سالگرد شهادت محمود صارمی* به دست طالبان جاهل و خشونت طلب در سال ۱۳۷۷ می باشد، فرصتی برای تکریم مقام *خبرنگاران* و در عین حال بازاندیشی در عملکرد رسانه ها را فراهم می سازد.
تاسیس *سایت مردمی آخاله* در اوایل دهه ۱۳۸۰ قبل از راه اندازی و گسترش شبکه های اجتماعی، خلاقیت و ابتکاری بود که با گذشت زمان منشاء خدمات ارزشمند فرهنگی به همشهریان داخل و خارج از کشور گردید. به عبارت دیگر این سامانه اینترنتی *تریبونی برای انعکاس صدای مردم و سرآغازی در جهت ارتباط دو سویه و تعاملی شهروندان گلپایگانی گردید.*
اگر آشکار شدن *تنوع فرهنگی* کشورها و مطرح گردیدن *خرده فرهنگ ها* را از ویژگی های بارز *عصر اطلاعات و ارتباطات* بدانیم، *بدون تردید سایت آخاله در اشکال مختلفی مانند بازتاب دادن اشعار محلی، ضرب المثل ها، آداب و رسوم، مشاهیر و سمبل های دانش بومی نظیر قنات ها و کبوترخانه ها، دیدگاه فرهیختگان مناطق شهری و روستایی و ... اولین و مهم ترین گام را برداشته است.*
هر چند *گردش اطلاعات* در شبکه های اجتماعی به مراتب بیشتر از سامانه های اینترنتی است؛ *اما ظرفیت سایت آخاله و ... در جهت اعتمادزایی، صحت اخبار و گزارش ها، ماندگاری آثار، تالیفات کاربران و ... تضمینی برای حفاظت از ذخایر معنایی و فرهنگی مردم گلپایگان به شمار می رود. در حقیقت مندرجات سایت آخاله به منزله آرشیوی مطمئن از تراوشات فکری و اندیشه نسل حاضر برای آیندگان محسوب می گردد.*
* علاوه بر موارد بالا، سایت آخاله پاتوقی برای فرهیختگانی است که می خواهند برای نسل های فعلی و بعدی باقیات و صالحات فرهنگی و اندیشورزانه داشته باشند. پس قدر این نعمت و خدمت فرهنگی را بدانیم و خدای بزرگ را شاکر و سپاسگزار باشیم.*
با عرض تبریک فرا رسیدن روز خبرنگار، از خداوند متعال توفیق روزافزون شما پدر و پسر فرهیخته را که با راه اندازی به هنگام سایت آخاله، میراث گرانقدری از خود بر جای گذاشتید، مسئلت می نماییم.
* انعکاس صدای مشروطه خواهان در تئاتر و مطبوعات*
_* به مناسبت ۱۴ مرداد؛ سالگرد انقلاب مشروطیت*_
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
با آغاز نخستین زمزمه های *مشروطه خواهی* و ضرورت جانشینی *حکومت پارلمانی* به جای حکومت استبدادی و پایان گرفتن دوره استبداد صغیر و حاکمیت مشروطه خواهان در ایران، *هنر تئاتر* آن چنان مورد توجه تجدد طلبان قرار گرفت که بعد از *روزنامه نویسی* ، می توان آن را مشغلۀ دوم روشنفکران مشروطه خواه دانست؛ تا آنجا که روزنامه ای مستقل به نام *تئاتر* انتشار یافت و در مجلس شورای ملی طرح تأسیس *تماشاخانه* مورد بحث قرار گرفت.
*تئاتر* و *مطبوعات* در ایران تقریباً هم دوره اند و هر دو در پیوند با آرمان *تجدد خواهی* پا گرفتند و فراگیر شدند.
در دوره مشروطیت هیچ قالب و فضایی جز این دو رسانه برای عرضه و معرفی ایده های تجدد وجود نداشت. در عین حال از مصداق های آن نیز به شمار می رفتند.
* به دلیل بی سوادی اکثریت جامعه و لزوم عینیت بخشی به مطالب چاپ شده، این دو رسانه در داد و ستد بودند. در روزنامه برای تئاتر و در تئاتر برای روزنامه تبلیغ می شد و جالب این که اغلب آدم های تأثیرگذار آن دوره در هر دو زمینه فعال بودند.*
طباطبایی نایینی روزنامه ای به نام « *طیاطر* » انتشار می داد و در آن نمایشنامه چاپ می کرد و *مویدالممالک فکریٍ ارشادٍ روزنامه نگار* نیز در بالا خانه مطبعه اش تئاتر اجرا می کرد.
*اولین نمایشنامه اش «سرگذشت یک روزنامه نگار» ، سند مهمی از تعامل هنر تئاتر و روزنامه نگاری در تاریخ ایران است. وسط این نمایشنامه که مویدالممالک، هم اجرا می کرد و هم در روزنامه اش به چاپ می رساند، شخصیت نمایش می ایستد و کل یک مقاله سیاسی و انگیزشی روزنامه را روی صحنه برای تماشاگران می خواند.*
به گواهی اسناد آن دوره، تئاتر و مطبوعات نسبت به وقایع سیاسی و اجتماعی روز، نقد صریح و واکنش زنده داشتند و به *صدای انقلاب مشروطه* تبدیل شدند.
مشروطه خواهان ندای تجدد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را با موسیقی و شعر و ... در می آمیختند و از همه ظرفیت ها برای پیشبرد مقاصدشان بهره می گرفتند.
اکنون جا دارد با کارنامه یکی از مهم ترین کنشگران این عرصه یعنی *مویدالممالک فکری ارشاد* آشنا شویم.
مرتضی قلی فکری (مویدالممالک) *یگانه نمایشنامه نویس سیاسی ادبیات نمایشی ایران* است که تمامی اثارش در ارتباط با وقایع اجتماعی و سیاسی دوران مشروطیت نوشته شده است.
*نمایشنامه نویسی که بی باکانه فساد دستگاه حاکم را ترسیم می کرد.*
* او در دارالفنون حقوق و زبان فرانسه آموخت و سپس والی مازندارن، عراق عجم ( اراک) و گلپایگان شد. با وجود جایگاه خوبی که در کشور داشت، وقتی فرمان مشروطیت صادر شد، کار دولتی را رها کرد و به سمت روزنامه نگاری رفت.*
ابتدا روزنامه *صبح صادق* را منتشر کرد. روزنامه ای که مندرجات آن پس از سرمقاله، یک یا دو نوشته و اخبار داخلی، مذاکرات مجلس شورای ملی و اخبار خارجی را پوشش می داد و *به دو دلیل از اهمیت ویژه ای برخوردار بود: یکی آن که همه روزه صبحها منتشر میشد و دیگر آن که گزارش اخبار مجلس طی سالهای جنجالی مشروطیت را انعکاس می داد.*
این روزنامه تا روزی که قوای استبداد مجلس را به توپ بستند، فعال بود. پس از آن، مؤیدالممالک به خارج از کشور گریخت و یک سال در قفقاز، شام و عثمانی ماند.
با پایان استبداد صغیر، به تهران بازگشت و روزنامه ای به نام *پلیس ایران* را انتشار داد که پس از چند ماه فعالیت بسته شد.
او در سال ۱۲۹۱ روزنامه دیگری به نام *ارشاد* را راه اندازی کرد. روزنامه ای که مورد اعتماد عمومی قرار گرفت؛ به حدی که نام روزنامه به انتهای نام خانوادگی اش اضافه شد و از آن پس او را مؤیدالممالک فکری ارشاد نامیدند.
موئدالممالک در کنار روزنامه که آن را از مظاهر اساسی تمدن جدید می شمرد، به تئاتر نیز علاقه داشت؛ به حدی که در کنار روزنامه نگاری، *گروه نمایش عالی ارشاد* را راه انداخت و *سال های واپسین ِعمر خود را میان تئاتر و روزنامه تقسیم کرد.*
*لنین* زمانی درباره *انقلاب اکتبر* گفته بود ما به سه چیز احتیاج داریم: *روزنامه* ، *خط آهن* و *سینما* . این حرفی است که مشروطهخواهان قبل از لنین نیز گفته بودند. آنها میگفتند ما به *روزنامه* ، *ارتباطات* و *تئاتر* احتیاج داریم و معتقد بودند *آنچه کتابها از نشان دادنش عاجزند، صحنهها توان به تصویر کشیدنش را دارند.* طبیعی است که تئاتر در این رابطه سهم مهمی داشت. پیش قراولان تغییر فهمیده بودند که اگر این هنر در ایران رشد کند بسیاری از مسائل تحتالشعاع آن تغییر میکند؛ زیرا به قول *ارسطو تئاتر داستانی است که دیده و شنیده میشود.»*
*با این وصف در عصر مشروطیت با سست شدن ساختار استبداد سیاسی و فرهنگی، زبان نیز رو به دموکراتیک شدن نهاد و تئاتر و مطبوعات به عنوان ابزارهایی کارآمد برای ایجاد دیالوگ و گسترش دموکراسی در جامعۀ ایرانی مطرح گردیدند.*پایان
* کار ستودنی رشیده طلیب نماینده فلسطینی الاصل کنگره آمریکا*
_* شعار «جنایتکار جنگی» جلوی چشمان نتانیاهو در کنگره آمریکا*_
_ علی ورامینی دبیر گروه فرهنگی روزنامه هم میهن_
*رشیده طلیب نماینده فلسطینی الاصل و قانونگذار دموکرات* هنگام سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا، تابلویی که روی آن « *جنایتکار جنگی* » نوشته شده بود را، بالا گرفت.
در حالی که بیش از ۸۰ نماینده دموکرات سخنرانی نتانیاهو را تحریم کردند، رشیده طلیب با حضور در کنگره به سخنان «جنایتکار جنگی» اعتراض کرد.
*این نماینده مسلمان که با یک چفیه به دور گردن و همچنین سنجاق پرچم فلسطین نشسته بود، با یک مهمان دعوت شده به نام هانی المدحون فلسطینی همراه بود که بیش از ۱۵۰ نفر از اعضای خانواده بزرگ خود را از زمان آغاز جنگ غزه از دست داده است.*
هنگامی که نتانیاهو در کنگره حضور داشت و نمایندگان به پاس این حضور کف میزدند و هورا میکشیدند، رفح و خان یونس زیر بمباران بود.
نمایندگان کنگره برای نزدیک به ۴۰ هزار نفری که نتانیاهو در غزه کشته است و عمده این کشتهشدگان زن و کودک بودند، دست میزدند!!! آنان مردی را تشویق میکردند که *دادگاه لاهه* یعنی دادگاه مورد وثوق خودشان، او را به جنایت جنگی متهم کرده است. آیا از همه این ها بیخبر بودند؟ حتماً که نه. دست و هورای آنها اتفاقاً برای همین است که بگویند ما با علم به همه این ها، در این جنایت همراه تو هستیم و تا انتها هم از تو حمایت خواهیم کرد.
*نچه در کنگره آمریکا اتفاق افتاد، یک بیاعتنایی بزرگ به اخلاق و حقوق بشر در دنیای جدید بود؛ انگار مجلس بزمی که برای ذبح کردن تمام ارزشهای بشری برپا شده بود.*
در این میان یکی در بین صدها تن، یک تنه، مصم و استوار، با خشم و غضب با پلاکاردی در دست و شعارهایی خلاف همه آن چند صد نفر دیگر، همچون خاری در چشم میهمان نامحترم بود.
*«رشیده طلیب» نماینده فلسطینیتبار کنگره آمریکا قلندری بود که یکتنه در آن بزم نامبارک به دل سیاهی زده بود. نه حتی مثل «برنی سندرز» که اعتراضش را با نبودنش نشان داده بود، بلکه با بودنش میخواست که پرتاب نوری شود در دل آن سیاهی مطلق. که شد. طلیب ترجیح داده بود باشد و نماینده همه آنهایی شود که در این چند ماه توسط میهمان آدمکش از زندگی ساقط شده بودند.*
* از بُعد سیاسی و اجتماعی کار رشیده طلیب، کارستان بود.*
گر او هم چون سندرز و دیگرانی که نیامدند، اعتراض خود را با فقدانش نشان داده بود، هرگز چنین تاثیری نمیگذاشت.
سوای این ها کار طلیب در حوزه فردی هم کاری سترگ بود.
*این سنت همه آزادگان تاریخ است که نه به تعداد مخالفانشان فکر میکنند، نه به قدرتشان و نه به آیندهای که از پس حقیقتجویی برایشان رقم خواهد خورد. آنان به حکم وظیفه در لحظه، آن کاری را میکنند که باید. فقط یک خودِ پختهشده میتواند در آن هیاهو و میان صدها تن دیگر که مشغول مصلحتاندیشی صرف هستند، چنین کند.*
انگار رشیده طلیب رند عالمسوز آن محفل بود. رندی که فکر نمیکند ممکن است زندگی سیاسیاش بعد از این به کلی ساقط شود؛ رندی که حتی میتوانست آن روز نیاید و اصلاً خود را درگیر چنین وضعیتی نکند؛ اما آمد و نشان داد که زهره شیر دارد.
بودن یک زن رنگینپوست خاورمیانهای در کنگره خودش به تنهایی به معنی مواجهه با یک هیمنه سهمگین از مخالفت و مقاومت است.
دفاع طلیب از مظلوم برایش بیهزینه هم نبوده است، همین چند وقت پیش مجلس نمایندگان قطعنامهای برای وادار به سکوت کردن او تصویب کرد.
*مصلحت را فدای حقیقت کردن کار کوچکی نیست. متاسفانه آن همه سازوکار، نهاد و تلاشهای چند صدساله برای کرامت حقوق انسانی در کنگره آمریکا به پای نتانیاهو ذبح شد.*
*اگرچه آن سازوکار هم حریف این همه پلیدی نشد، اما دل خوش کنیم به همین لحظات انسانیای که نامهایی چون طلیب رقم میزنند و آدمی را به آدمیت دلخوش میکنند.*
_ابراهیم جعفری_
* همبستگی و صلح جهانی در پرتو بازی های المپیک*
_* به مناسبت برگزاری سی و سومین دوره بازی های المپیک در پاریس*_
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
سیوسومین دوره رقابتهای المپیک تابستانی از ۵ تا ۲۱ مرداد ۱۴۰۳ با شعار *«بازی هایی برای همه»* در شهر پاریس در حال برگزاری است. در این رقابتها ۲۰۶ کشور جهان شرکت کرده اند و ۱۰۷۱۴ ورزشکار حضور دارند. این ورزشکاران در ۳۲ رشته با هم رقابت میکنند که در مجموع ۳۲۹ مدال طلا به برندگان رشتههای مختلف اهداء میشود. کاروان ایران نیز متشکل از ۴۰ ورزشکار از ۱۳ رشته راهی این دوره از بازی ها شده است.
نکته جالب در میان شرکتکنندگان، حضور کشور *نائورو* در این رقابتهاست. نائورو جزیرهای کوچک در اقیانوس آرام و شمالشرقی استرالیاست که با ۱۲ هزار نفر جمعیت *لقب کوچکترین کشور حاضر در المپیک را به خود اختصاص داده است.*
صرف نظر از ریشههای تاریخی-باستانی بازیهای المپیک، احیای این بازیها که با تلاشهای دانشمند انساندوست فرانسوی، *پیر_دو_کوبرتن* در سال ۱۸۹۶ به ثمر نشست و منشوری که برای آن تدوین شد، این جشنواره جهانی ورزشی را در زمره یکی از *میراث های معنوی ارزشمند جهان* قرار داده است.
آرمان بنیانگذاران المپیک نوین، بسط و گسترش صلح، دوستی، احترام و تفاهم بین ملتها است. در واقع المپیک جشنواره ورزشی ملتهاست نه دولتها؛ از این رو طبق قوانین المپیک، مردم کشورهایی که استقلال آن ها در سازمان ملل به رسمیت شناخته نشده و یک کشور مستقل به شمار نمی روند نیز، میتوانند به صورت مستقل در این رقابتها شرکت کنند.
به اعتقاد *کوبرتن* المپیک باید از اختلافات سیاسی، مذهبی و نژادی مبرا باشد تا به تمام انسانها تعلق گیرد و بتواند جایگاه ظهور روح جوانمردی و تجلیگاه اتحاد و دوستی بین ملل باشد.
در راستای همین نگاه کمیتههای ملی المپیک کشورها لازم است شرایط را برای حضور همه ورزشکاران مستعد در این بازیها فراهم کنند. *هدف این است که این جشنواره بزرگ، ورزشی، مردمی و انسانی بماند.*
* مهمترین مسئله در بازیهای المپیک طبق منشور آن، قبل از برنده شدن، حضور در این میدان است.* آن طور که در تاریخچه المپیک آمده است، در آغاز فقط ورزشکاران غیرحرفهای میتوانستند در این بازیها شرکت کنند؛ اما بعدها با اصلاح آییننامه، اجازه داده شد که ورزشکاران حرفهای نیز در این مسابقات شرکت کنند.
*در فلسفه بازیهای المپیک، حاضر شدن، تلاش کردن، خوب جنگیدن و رعایت اخلاق و اصول جوانمردی، مهمتر از قهرمانی است.* شعار المپیک عبارت است از *«سریعتر، بالاتر و قویتر».*
کمیته بینالمللی المپیک، با توجه به اهمیت *«همبستگی»* بین ملت ها، شعار *«باهم»* را نیز به شعارهای بازیهای المپیک اضافه کرد؛ یعنی شعار بازیهای المپیک به *«سریعتر، بالاتر، قویتر و باهم»* تبدیل شد.
*لازم به یادآوری است که نماد المپیک بیانگر اهمیت و ضرورت همبستگی میان ملتهاست؛ پرچمی شامل پنج حلقۀ به هم پیوسته به معنای همبستگی و درهم تنیدگی پنج قاره که باید در این بازیها جلوهگر شود.*
نماد المپیک حلقههای پنجگانه ای است که در اتحادی ناگسستنی با هم قرار دارند و نشانه ای از پنج قارهی بزرگ جهان به شمار میآیند که هر چهار سال ورزشکارانشان فارغ از جنگ و درگیری و مشکلات دیگر با هم رقابت میکنند.
این حلقهها به این صورت کنار هم قرار گرفتهاند که سه حلقه در بالا و دو حلقه در پایین با هم ترکیبی پنج تایی را ساختهاند. همچنین تا جایی که ممکن است تلاش شده رنگهای به کار رفته در حلقهها هم با مفاهیم قارهها در ارتباط باشد. *برای نمونه حلقهی زرد نماد آسیا است و سبز نمادی از قارهی سبز که همان اروپاست.*
به صورت کلی نخستین حلقه از سمت راست که *حلقه قرمز* است یادآور *سرخپوستان آمریکا* و نمادی از این قاره است. دومین حلقه از سمت راست *حلقه سیاه و نماد قاره بزرگ آفریقاست.* سومین حلقه از سمت راست هم که به *رنگ آبی است نمادی از قاره اقیانوسیه است که در آب محصور شده است.* دو حلقه پایینی *یکی سبز به سرسبزی قاره اروپا و دیگری به زردی بخش بزرگی از زرد پوستان جهان و نماد قارهی آسیا است.*
*این پنج حلقه به هم پیوسته هستند و نمادی از روح همبستگی جهانی را در خلال بازیهای المپیک به نمایش میگذارند.* گاهی ممکن است در جریان برگزاری یک المپیک دو یا چند کشور با هم در جنگ باشند؛ اما ورزشکاران آنها در میدان جهانی المپیک دوش به دوش هم مشغول رقابتی عادلانه و دوستانه باشند و به این ترتیب پیام صلح و دوستی را به سراسر دنیا مخابره کنند.
* المپیک میراثی ارزشمند و نتیجه اندیشه هایی ارجمند است. جامعه امروز جهانی به چنین مراسمی بسیار نیازمند است. باشد که چنین میراثهای ارزشمندی که پیامآور صلح و سلامتی و نشاط و همبستگی هستند، بیشازپیش توسط همه جهانیان پاس داشته و ارج گذاشته شود.*
* از خداوند متعال توفیق ورزشکاران میهن مان را در آوردگاه انسانی المپیک پاریس خواستاریم.*
* ایران آغازگر سنت دانشگاهی ۱۷۵۷ ساله در جهان و #دانشگاه_تهران نماد این فخر ملی در ۹۰ سالگی*
_ علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری_
_دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
*۱۲ تیرماه سال ۱۴۰۳شمسی جشن نودمین سال تاسیس دانشگاه تهران به عنوان نماد فخر ملی با تاکید بر سنت دانشگاهی ۱۷۵۷ ساله در ایران برگزار گردید. به همین مناسبت مطلب زیر را تقدیم حضورتان می نماییم.*
سیر تکامل نمادهای آموزش عالی ایران را میتوان به *پنج دوره تاسیس دانشگاه جندی شاپور* در سال ۲۷۱ میلادی، *نظامیهها* در سال ۱۰۶۵ میلادی، *ربع رشیدی* در سال ۱۲۷۵ میلادی، *دارالفنون* در دسامبر سال ۱۸۱۴ میلادی و *شکلگیری دانشگاه تهران* در سال ۱۹۳۴ میلادی ( ۱۳۱۳ خورشیدی) تقسیم نمود.
استفاده از این ظرفیتهای تاریخی ملی که اعتماد به نفس و امیدآفرینی ملی را فراهم میسازد، *نقطه عزیمت دانشگاه تهران در انتخاب شعار «ایران آغازگر سنت دانشگاهی ۱۷۵۷ ساله در جهان و دانشگاه تهران نماد این فخر ملی در ۹۰ سالگی» بود.*
در سی و نهمین اجلاس کنفرانس عمومی *یونسکو* که در نوامبر سال ۲۰۱۷ میلادی برگزار شد، سابقه طولانی دانش و آموزش در تمدن ایران باستان مورد توجه قرار گرفت. یونسکو در این اجلاس، قدمت تاسیس *دانشگاه جندی شاپور* را ۱۷۵۰ سال ثبت و آن را *کهنترین دانشگاه جهان* اعلام کرد. پیش از این رویداد، دانشگاههای بزرگ و نامآشنایی چون بولونیا، آکسفورد، کمبریج و سوربون، با قدمت نزدیک به ۱۲۰۰ سال را آغازگر سنت دانشگاهی در جهان میدانستند؛ *اما ثبت پیشینه تاریخی جندی شاپور، بر قدمت آموزش عالی در جهان افزود و کانون آن را از مغرب زمین به مشرق و دیار کهن ایران انتقال داد.*
اندیشه ایجاد مرکزی برای آموزش عالی در ایران معاصر و به تعبیر دیگر دانشگاه، نخستین بار با تأسیس *دارالفنون* ، در سال ۱۲۳۰ شمسی با رشتههای *مهندسی* ، *داروسازی* ، *طب و جراحی* ، *توپخانه* ، *پیادهنظام* ، *سوارهنظام* و *معدنشناسی* ، به همت *میرزا تقیخان امیرکبیر* عملی شد. دارالفنون گرچه توسعه نیافت؛ اما تجربهای ارزشمند پیشروی کسانی بود که در آرزوی آشنایی ایرانیان با دانشهای جدید و پیشرفتهای اروپاییان در صنعت، اقتصاد، سیاست و... بودند.
در سال ۱۲۹۷ و ۲ سال قبل از زمامداری رضاشاه، دانشگاهی که امروز معروف به *دانشگاه خوارزمی* است، تأسیس شد. *مدرسه عالی طب* نیز، سالها پیش از روی کار آمدن رضاشاه، فعالیت داشت و پزشک تربیت میکرد. پزشکان فارغالتحصیل این مدرسه، در درجه تخصص و استادی بودند. این مدرسه در سطح تخصصی، در ۲ رشته *امراض نسوان* (بیماری زنان) و *کحالی* (چشمپزشکی)، پذیرش دانشجو داشت. در رابطه با دیگر رشتهها نیز دانشجویان پس از گذراندن دوره عمومی برای اخذ مدرک تخصصی موردنظر، به خارج از کشور میرفتند.
ایران پیش از ورود رضا شاه به عرصه سیاست، *دارالمعلمات* (دانشسرای تربیت معلم) نیز داشت. هدف از تأسیس درالمعلمات، *تربیت دبیران زن لیسانسه* ، برای آموزش در دبیرستانهای دخترانه بود.ایجاد و توسعه دبیرستانها، موجب شده بود تا تعداد داوطلبان ورود به مؤسسات آموزش عالی، افزایش یابد و *مدرسه عالی طب* ، *مدرسه عالی تجارت* ، *مدرسه عالی فلاحت* و...، دانشجویان بیشتری داشته باشند
* اما دانشگاه تهران را بی گمان می توان اصلی ترین پایه دانش و فرهنگ در عصر جدید دانست.*
برای آن که بدانیم چگونه این خانه بزرگ علم، خرد و فرهنگ بر تارک ایران درخشیدن گرفت، گام به گام راه طی شده را مرور می کنیم.
پیشنهاد اولیهٔ ساخت این دانشگاه را *دکتر اسماعیل سنگ* در سال ۱۳۰۵ مطرح ساخت و پس از انجام مطالعات اولیه، توسط دکتر *عیسی صدیق* در سال ۱۳۱۳ تأسیس شد.
*دکتر علی اصغر حکمت* کفیل وزارت معارف در دولت *محمدعلی فروغی* در زمینه چگونگی تولد دانشگاه تهران نوشته است: «در یکی از شب های فرخنده اواخر بهمن ۱۳۱۲ جلسه هیئت دولت در حضور شاه تشکیل شده بود. سخن از آبادی تهران و عظمت بناها و عمارات و قصرهای زیبای جدید به میان آمد، مرحوم فروغی رییس الوزرا در این باب به شاهنشاه تبریک گفت و دیگر وزیران نیز هر کدام به تحسین و تمجید زبان گشوده بودند. چون نوبت به بنده رسید، گویا خداوند متعال به قلب من الهام کرد که عرض کردم در آبادی و عظمت پایتخت البته شکی نیست؛ ولی نقصی که دارد این است که شهر هنوز عمارت مخصوص *اونیورسیته* (دانشگاه) ندارد و حیف است که این شهر نوین از همه بلاد بزرگ عالم از این حیث عقب باشد. شاه بعد از اندک تاملی گفتند: *بسیار خوب آن را بسازید ».*
* با این وصف دانشگاه تهران به دلیل شجره تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و ... به دانشگاه مادر ایران ملقب شده است.*
*دانشگاه تهران در طول عمر پر برکت خود نقشی بی بدیل در توسعه علمی و فرهنگی کشور داشته و دانش آموختگانی فرزانه را به جامعه تقدیم کرده؛ دانشگاهی که به معنای واقعی کلمه مرکز علم و اندیشه و آیندهسازی کشور بوده و خاستگاه استادان بزرگی در عرصه های گوناگون علمی بوده است.*
*شرحی بر مولفه های گفتمان دکتر مسعود پزشکیان نهمین رئیس جمهور ایران*
_ برگرفته از مقاله دکتر شجاع احمدوند با عنوان « *پیروزی سازش بر ستیز* » در روزنامه هم میهن، ۱۸ تیر ۱۴۰۳_
ابراهیم جعفری
دهکده جهانی
_@dehkade_jahan_
با پایان گرفتن رقابت انتخاباتی چهاردهمین دوره ریاست جمهوری و برگزیده شدن *دکتر مسعود پزشکیان* از سوی هم میهنان در ۱۵ تیرماه ۱۴۰۳، توضیح مختصر کلید واژه های مطرح شده در برنامه ها و مناظره با سایر نامزدها خالی از لطف نیست.
* محورهای اصلی گفتمان دکتر پزشکیان پنج مقوله مهم اجرای قانون، کارشناس محوری، ایجاد اجماع داخلی، تنشزدایی خارجی و شفافیت و راستگویی است.*
دکتر پزشکیان با تأکید بر اجرای سیاستهای کلی نظام و اجرای قانون توسعه اعتقاد دارد که *حلقه مفقوده حکمرانی در ایران اجرای قانون است.* مسئلهای که از زمان مشروطه تا امروز دغدغه همه کنشگران اجتماعی و سیاسی بوده است
استناد ایشان به آیات قرآن و نهجالبلاغه امام علی(ع) در مناظره ها را می توان در همین راستا ارزیابی کرد. سیاستهای کلی نظام، فصل مشترک برنامه نیروهای سیاسی معتقد به قانون اساسی و قرآن و نهج البلاغه فصل مشترک اعتقادی آنان است. او با این تأکید میخواست نشان دهد *آنچه موجب تفرقه شده، تحمیل دیدگاه هایی است که در مقابل خرد جمعی صف آرایی می کنند.*
واگذاری امور مهم و زیربنایی به *کارشناسی* وجه دیگر گفتمان دکتر پزشکیان است. در ایران *سیاستورزی* همواره معادل *قهرمان سازی* و گاه *مقدس سازی* افراد و شخصیتها بوده؛ بهطوری که واژه *«نمیدانم»* نوعی ضعف و سست عنصری به شمار می رود. با وجود آن که رقبای انتخاباتی اش مهم ترین نقطه ضعف او را تأکیدات فراوان بر منطق کارشناسی دانسته و او را فاقد برنامه معرفی میکردند؛ اما حتی یک لحظه از این گفتار کلیدی خود کوتاه نیامد و بر آن بود که *منطق کارشناسی در دنیای وسیع و بهشدت تخصصی شده امروز، جزء ضروری همه فعالیتهاست.*
کوشش برای *اجماع سازی* وجه دیگر گفتمانی است که در این انتخابات کلید خورد. پزشکیان در مناظرهها و گفتوگوهای رسانه ای کوشید تا از وارد شدن به درگیریهای کلامی پرهیز کند و تا حدود زیادی در این استراتژی موفق بود؛ چنانچه با مشکلی که طی برنامه گفتوگوی فرهنگی پیش آمد، بسیاری از منتقدان در فضای مجازی بر آن بودند که او باید دفاعی جانانه از همکارش میکرد؛ اما دفاع منطقی و ملایم او با این گزاره که *«بگذارید حرفش را بزند»* پیام مهمی مبنی بر دوره جدیدی از سیاستورزی مبتنی بر *تعامل* و *گفتوگو* دربر داشت.
در فضای تند مناظره های انتخاباتی نیز عصبی نشد و همچنان مشی گفتوگوی توأم با ادب و تساهل را ادامه داد.
بدیهی است لازمه اتخاذ رویکرد تعاملی، احترام به دیدگاه و نظرهای رقیبان است. او به استناد آیات قرآن، روایات و ضربالمثلهای ایرانی رفتار تقابلی را حتی مناسب دشمن نیز نمیدانست؛ کما این که در موردی با ارجاع به شعری از حافظ *«آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا»* ، حتی دشمنان را شایسته مدارا میدانست. *مگر نه این است که حافظ اصلاح وجوه عینی جامعه را مستلزم رعایت قانونی دوگانه انصاف و مهربانی با دوستان و مدارا و تحمل دشمنان می داند.*
گفتمان دکتر پزشکیان در *عرصه روابط خارجی* نیز بر *تنشزدایی* استوار است. *او این رویکرد را با منطقی کاربردی پیش میبرد؛ به این معنا که اگر بهدنبال رفع فقر، برابری در فرصتهای اقتصادی و حمایت از طبقات پائین جامعه هستیم، باید رویکرد تعاملی با جهان داشته باشیم.* این رویکرد تعاملی محور تلاش خود را رفع نابرابری و بهخصوص توجه به اقشار پایین جامعه قرار می دهد.
*رای نسبتاً بالای پزشکیان در اغلب مناطق روستایی و فقیرنشین حکایت از فهم این رویکرد از سوی طبقات مذکور دارد.*
از دید پزشکیان تعامل با دنیا از طریق تنشزدایی در چارچوب سه اصل اعلامی جمهوری اسلامی یعنی *حکمت* ، *عزت* و *مصلحت* انجام خواهد شد.
*او در این سهگانه اصل مصلحت را اصل فراموششده میداند و اعتقاد دارد که رعایت مصلحت زندگی مردم اصلی است که باید به واسطه آن قفلهای روابط بینالملل را باز کرد.*
*مردمداری مبتنی بر راستی و شفافیت وجه دیگر این گفتمان است.* کلیدواژه پزشکیان در این زمینه گزاره مهم « *من دروغ نخواهم گفت* »، بود. به نظر او رفتار صادقانه با مردم موجب ترمیم شکاف دولت و ملت شده و باعث میشود ملت در کنار دولت سختی اجرای سیاستها و برنامههای توسعه را بپذیرد. *به نظر او اگر تبعات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی اجرای یک سیاست در هر دو عرصه داخلی و بینالمللی بدون پرده پوشی و صادقانه و البته با لحاظ ابعاد امنیت ملی با مردم در میان گذاشته شود، آنان مهم ترین پشتیبان اجرای آن سیاست خواهند بود.*
*با این وصف میتوان گفت که رویکرد جدید سیاستورزی با تکیه بر پنج مقوله پیشگفته چراغ راه گفتمان جدید و دولت برآمده از آن خواهد بود.*
* جنبش پیاده روی در قرن ۲۱*
* به بهانه برگزاری همایش پیاده روی خانوادگی اقشار مختلف مردم گلپایگان به مناسبت عید سعید غدیر*
_ابراهیم جعفری_
_دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
برگزاری *همایش پیاده روی خانوادگی* با حضور جمع کثیری از اقشار مختلف همشهریان به مناسبت عید سعید غدیر انگیزه ای برای تهیه و تنظیم این یادداشت به وجود آورد.
با آغاز هزاره سوم ضرورت رویکرد به *پیاده روی* به عنوان سالم ترین، اقتصادی ترین و پویاترین روش جابجایی و حمل و نقل درون شهری مورد توجه جدی مدیران و کارشناسان امور شهری قرار گرفته است؛ به گونه ای که در قرن ۲۱ میلادی با جنبشی نو تحت عنوان *« پیاده روی قرن ۲۱»* مواجه شدیم که هدف آن پر رنگ کردن جایگاه پیاده روی در مدیریت شهرهاست.
*در حال حاضر این جنبش به عنوان یکی از مهم ترین جنبش های بین المللی در عرصه شهرهای پایدار مشغول فعالیت است.*
در گذشته، مقیاسهای انسانی مبنای بسیاری از تناسبات شهری به حساب میآمد؛ بهگونهای که دسترسی به بسیاری از خدمات از طریق پیاده روی میسر بوده است. پس از وقوع انقلاب صنعتی و به تبع آن گسترش استفاده از اتومبیلها، افزایش سرعت رفت و آمدها و دگرگونی چهره شهرها پدیدار گردید و در نتیجه جنبههای زندگی اجتماعی در مسیرهای جابهجایی شهروندان در گذر زمان کمرنگ شد. به مرور زمان خیابانها که زمانی مسیر تردد پیاده شهروندان بودند، جایگاه خود را بهعنوان یک *مقصد انسانی* از دست داده و تنها به یک مسیر آمد و رفت با محوریت اتومبیلها تبدیل شدند. *متاسفانه این تغییرات و تنزل کارکردی خیابانها علاوه بر تبعات زیان بار در حوزههای اجتماعی و انسانی، باعث رشد روز افزون مصرف انرژیهای تجدیدناپذیر و بروز مخاطرات زیست محیطی مختلف گردید.*
از سوی دیگر پیاده روی را می توان درمانی بدون دارو و تفریحی بدون نیاز به پول دانست؛ چراکه سلامتی جسم، کنترل وزن و همچنین آرامش روح و روان از نتایج مثبت آن بوده و هر انسانی از کودکی تا پیری به انجام آن گرایش دارد.
جنبش پیاده روی قرن ۲۱، گامی است در جهت گسترش پایداری، کارآیی و سلامت شهرها و به دنبال خلق فضاهایی است که در آن انسان ها خودشان پیاده روی را برای جا به جایی انتخاب کنند. این جنبش، یک گام به سوی آینده ای است که در آن شهرها بیشتر قابل زیست باشند و محیط هایی برای زندگی سالم در اختیار شهروندان قرار می دهند.
در این راستا میزان پیاده روی شهروندان بهعنوان شاخص *" کیفیت زندگی "* در یک منطقه مشخص مطرح می گردد؛ *آن گونه که به گفته سر کولین بوچانان، شهرساز برجسته بریتانیایی، شرایطی که یک شخص در کمال آزادی بتواند در محیط شهری راه برود و اطراف را نظاره کند، مهمترین نشانه کیفیت آن محیط به حساب میآید.* به عبارتی دیگر میزان آسایشی که یک شهروند در حال پیاده روی از محیط اطراف احساس میکند را، بهعنوان مهمترین شاخص کیفیت محیط به شمار می آورد.
جنبش پیاده روی قرن ۲۱ سعی دارد با تشویق والدین به قدم زدن در کنار کودکان خود ارتباط بین نسل ها را مستحکم نموده و روابط خانوادگی را بهبود بخشد. *یکی از برنامه ها در راستای این هدف، آگاه ساختن والدین از عواقب کم تحرکی کودکان است.* خانواده ها اگر از تاثیر پیاد ه روی بر سلامت فرزندان خود باخبر شوند، آن را در اولویت برنامه هایشان قرار خواهند داد.
هدف دیگر این جنبش حرکت به سوی شهرهای شاد است که به شهروندان امکان تجربه جدید، هوشمند بودن، صرفه جویی در وقت و هزینه و کشف فرصت های جدید را می دهد.
*از یاد نبریم که فضاهای شهری با محوریت پیاده رو می توانند بسترساز ارتباطات اجتماعی سازنده و خلاقیت شهروندان باشند.*
در فضاهای شهری که مردم به صورت پیاده در حرکت هستند، *هویت شنیداری* که یکی از ارکان *ارتباطات انسانی* است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. واکنش پیاده ها به صدای محیط و تلاش برای خلق صداهای جدید از جمله موارد قابل توجه در مسیرهای پیاده است که نیاز به فکر و برنامه ریزی دارد. استفاده از این فضای شنیداری به صورت برنامه ریزی شده و با هدف افزایش آگاهی عمومی از مباحث جاری در شهر و *تلفیق گفت وگوهای خلاق امروز با فضای گذشته (تاریخ و خاطرات جمعی ماندگار ) از مهم ترین بازخوردهای ساخت فضاهای جمعی پیاده است.* بر این اساس طراحان شهری باید بدانند چگونه فضایی را خلق کنند که شهروندان بیشتر آن را دوست داشته باشند.
یکی دیگر از نتایج مثبت توجه به پیاده مداری، *ارتقای سطح فرهنگ شهرنشینی* است؛ چرا که افزایش فعالیتهای مدنی در چنین محیطی میتواند احساس مسئولیت اجتماعی و رفتارهای منجر به رعایت حقوق دیگران را در شهروندان نهادینه سازد. در چنین فضایی برابری و عدالت اجتماعی میان افراد بیشتر از هر محیط شهری دیگری ظهور و بروز مییابد.
* با گرامی داشت این اقدام زیبا و مردمی، امیداست پیاده روی هم به صورت فردی و هم به صورت جمعی به فرهنگ عمومی در کشور ما تبدیل شود.*
*مرد آن گاه آگاه شود که نبشتن گیرد*
( _بیهقی_ )
*به مناسبت ۱۴ تیر روز قلم*
_ ابراهیم جعفری_
_دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
_*کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب*_
_*تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند*_
در تاریخ کهن سرزمین ما *تیرگان* یکی از جشن هایی است که در ۱۳ تیرماه هر سال در گاه شمار ایرانی برگزار می شود. تیرگان روز کمان کشیدن *آرش کمانگیر* و پرتاب تیر از فراز البرز است. در عین حال *جشن تیرگان* به روایت *ابوریحان بیرونی* در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده و مردم به آنان هدیه می دادند.
بر خلاف سده های آغازین تاریخ که نگارش کارویژه ای در زیر چتر نهاد قدرت بود و سراسر شرح فتوحات و منزلت و اُبهت را به همراه داشت، در سده های میانی بخصوص پس از *اختراع ماشین چاپ* توسط *گوتنبرگ* ، نوشتن به منزله کنشی آزادی بخش و روشی برای دستیابی به آزادی و عدالت تبدل شد. به عبارت دیگر نویسنده با قلم کاری همچون آرش و کمانش انجام داد؛ کما این که آرش کمانگیر جان خود را بر سر حماسه تعیین مرز ایران با توران نهاد.
در تمدن اسلامی نیز در بلندای جایگاه قلم، همین بس که دومین سوره نازل شده بر رسول گرامی اسلام (ص) به قلم سوگند یاد کرده است و پیامبر ما بر برتری قلم عالِمان بر خون شهیدان تاکید می ورزد. *_( مِدادُ العُلما اَفضل مِن دِماء الشُهدا )_*
قلم لباس زرین الفاظ را بر قامت بلند معانی می پوشاند و نویسندگان با دستان توانای خود علوم و معارف را بر صحیفه تاریخ می نگارند. از این طریق قلم، علم و معرفت را از اسارت نسیان و فراموشی رها می گرداند و نهر زلال دانش را حیاتی جاودانه می بخشد. اگرچه انسان به گونه های مختلفی همچون زبان و اشاره مقصد های قلبی و درونی خویش را آشکار می سازد؛ *اما تفاوت زبان و قلم در آن است که اظهار قلبی و آگاهی های فردی از طریق قلم، بسی ماندگار تر و حیطه اثرش گسترده تر می باشد.*
در آبان ماه سال ۱۳۹۸ مراسمی در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به مناسبت چاپ و ترجمه کتاب " گیتا: سرود خدایان " برگزار شد. در این مراسم *استاد محمد علی موحد* سخنانی را با این بیت زیبا از مولانا جلال الدین بلخی آغاز کرد:
_اندر این ره می تراش و می خراش_
_تا دم آخر دمی فارغ مباش_
( دفتر اول)
و سپس با طرح پرسشی بحث خود را چنین ادامه داد: " *چرا می نویسم؟* به دو دلیل؛ اول آن که دوست ندارم بر سر خوانی تنها بنشینم. دلم می خواهد اگر طعامی مطبوع و لذیذ نصیبم شد، با دیگران هم زانو و هم کاسه باشم. دوم آن که تا مطلبی را ننویسم، درست آن را نمی فهمم و با فراز و فرودهای آن آشنا نمی شوم. من بیشتر با *بیهقی* احساس همدلی می کنم که گفت: *مرد آن گاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست؟ "*
فراموش نکنیم که *نگارش* و *مستند سازی* به عنوان یک راهبرد فرهنگی برای ثبت، ذخیره سازی و انتقال تجربه های انسانی زمانی تحقق خواهد یافت که به امری عمومی تبدیل شود. به زبان دیگر آنچه یک ملت را از خطر زودگذر و موقتی بودن نجات می دهد، عمومیت یافتن این نگاه است که بسیاری از تجربه های اجتماعی ارزش ثبت شدن دارند. از یاد نبریم کشورهای پیشرو امروز کشورهایی هستند که در آن هر فرد؛ از معلم و کارگر گرفته تا وکیل و مدیر اندوخته های تجربی خود را *مستند* می کند.
متاسفانه با آن که بیش از ۱۱۰ سال از مشروطه ایرانی می گذرد؛ اما جامعه ما هنوز در مرحله شفاهی باقی مانده است و سعی نکرده ایم دانش مردم را به سرمایه تبدیل کنیم. *با توجه به آسیب فراگیر از این بازماندگی تاریخی، بنیادی ترین راه حل برای گذار از فرهنگ شفاهی به فرهنگ نوشتاری شروع از درون مدرسه است.*
آموزش و پرورش باید به این باور برسد که فرهنگ کتابت برای جامعه مانند اکسیژن برای بدن است. از این رو درس *انشاء* و *نویسندگی* در دوره های ابتدایی و متوسطه باید مورد اهتمام جدی قرار گیرد. امیدواریم به بهانه روزهایی مانند روز قلم سیاستگذاران فرهنگی بر اهمیت ترویج فرهنگ نوشتاری در فضای عمومی بیش از گذشته همت گذارده و با سعه صدر و پذیرش تضارب دیدگاه ها و اندیشه ها امکان های تحقق انباشت تجربی و فکری جامعه را گسترش دهند.
* قلم حافظ علوم، پاسدار افکار اندیشمندان، حلقه اتصال فکری عالمان و پل ارتباطی گذشته و آینده بشر است. حتی ارتباط آسمان و زمین نیز از راه لوح و قلم به دست آمد.* _( ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ )_
روز پاسداشت قلم* را به فرهیختگانی که با سلاح قلم به مقابله با جهل و خرافات شتافته و با آثار خود به تنویر افکار می پردازند، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض نموده و با سعدی شیرین سخن هم صدا می شویم که:
_*قلم خاصیتی دارد که سر تا سینه بشکافی*_
_*دگر بارش بفرمایی به فرق سر دوان آید*_
* توانمند سازی سالخوردگان؛ ضرورتی قطعی در برنامه ریزی آینده کشور*
_*#باهاتیم*_
* به مناسبت ۱۵ ژوئن ( ۲۶ خرداد ماه) روز جهانی آگاهی رسانی علیه تبعیض سالمندان از سوی سازمان ملل متحد*
_ ابراهیم جعفری_
_ دهکده جهانی_
_@dehkade_jahan_
یکی از گروه های اجتماعی که در بیشتر جوامع و از جمله ایران وضعیت حاشیه ای دارند، *گروه سالمندان* می باشد. از اقدامات اجتماعی موثر برای کمک به سالمندان *«توانمند سازی»* است تا از طریق آن بتوانند به کنترل و تسلط بر شرایط خودشان نائل آیند؛ زیرا سالمندی معمولاً با مواردی نظیر کاهش سلامت جسمی و روانی و در نهایت از دست دادن نقش های اجتماعی همراه است.
پیشرفت های بهداشتی و پزشکی در نیمه دوم قرن بیستم باعث افزایش طول عمر انسانها شد؛ به طوری که بنابر آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO)، جمعیت افراد سالمند تا سال ۲۰۲۵ به ۱/۲ میلیارد نفر خواهد رسید.
سالمندی بنا به تعریف سازمان بهداشت جهانی *عبور از مرز ۶۰ سالگی* است. امروزه افزایش امید به زندگی و کاهش سطح باروری و زاد و ولد، موجب بالا رفتن شمار سالمندان نسبت به جمعیت کل شده است و این رشد فزاینده همچنان ادامه دارد؛ به گونه ای که بر اساس پیش بینی کارشناسان، در آینده ای نه چندان دور در جهان از هر پنج نفر یک نفر سالمند خواهد بود.
*از یاد نبریم که سالمندی بیماری نیست، بلکه یک فرایند طبیعی است و نمی توان آن را متوقف و یا معکوس نمود. در اغلب کشورها سالمندان در ردیف گروه های فعال جامعه هستند و برنامه ریزان از تجربه های آنان در جهت پیشبرد اهداف توسعه سود می برند.*
بدیهی است که با تکیه بر دستاوردهای علمی و مراقبت های صحیح می توان به سالمندی توام با سلامت دست یافت. علاوه بر آن اگر خود مردم آگاهی کافی از مسایل مربوط به سالمندی داشته باشند، هنگام مواجهه با مسائل و واقعیات دوران پیری، در موقعیت بهتری قرار خواهند گرفت.
با این وصف توجه به بهداشت مقطع سالمندی موجب خواهد شد تا یک شهروند سال های پایانی عمر خویش را با آرامش و سلامت جسمی، روانی و اجنماعی سپری کند.
* یکی از شاخصهای خوب وضعیت سالمندان، کیفیت زندگی آنان است.* سازمان ملل متحد اصولی را در جهت افزایش کیفیت و بهبود شرایط زندگی سالمندان تصویب کرده است که برخی از موارد آن به شرح زیر می باشد:
*سالمندان باید دانش و مهارت های خود را در اختیار نسل جوان تر قرار دهند.*
*سالمندان باید بتوانند در پی فرصت هایی برای توسعه کامل توانایی های بالقوه خود باشند.*
*سالمندان باید به امکانات و منابع آموزشی، فرهنگی و تفریحی جامعه دسترسی داشته باشند.*
*و ...*
*از این رو ضروری است افراد سالخورده برا ی تبدیل شدن به سالمند فعال (پویا)، کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند.*
. ایران نیز به عنوان یکی از کشورهای در حال توسعه مشمول این وضعیت است.
*مطالعات صورت گرفته نشانگر کیفیت زندگی سالمندان کشورمان در سطح متوسط است.*
در حال حاضر حدود *۱۱ درصد* جمعیت ایران را سالمندان تشکیل میدهند. نرخ رشد جمعیت کشور *۱/۲۴ درصد* است؛ در حالی که نرخ رشد جمعیت سالمندی *۳/۶ درصد* می باشد.
تفاوت جمعیت سالمندان ایران با سایر کشورها در نوع رفتار سالمندی میان این جمعیت است. ما با افرادی روبرو هستیم که جوانی نکرده، پیر میشوند و همین امر باعث ایجاد احساس افسردگی و سرخوردگی در آنان خواهد بود؛ *از این رو مهم ترین گام برای سالمندان ایجاد نشاط اجتماعی است تا همزمان با افزایش طول عمر، کیفیت زندگی شان ارتقاء پیدا کند و همه اقشار جامعه به این باور برسند که وجود سالمند در هر خانه وجود نور است.*
در این راستا نخستین پایگاه خبری ویژه سالمندان با نام" **باهاتیم "* بهمنظوراطلاعرسانی و آموزش تخصصی در حوزه سالمندی راهاندازی شده است.
دوست ارجمندم *جناب آقای محمدرضا عرب* مدیرعامل موسسه *" ارتباطات چهره به چهره"* و بنیانگذار این پایگاه خبری، دلیل راهاندازی این پایگاه را رشد فزاینده سالمندی در کشور عنوان کرد و گفت: آمارهای رسمی از وجود *۱۲ میلیون سالمند* در کشور خبر میدهد و بر اساس همین آمارها طی ۱۰ سال آینده این تعداد از مرز *۲۵ میلیون نفر* نیز عبور خواهد کرد. بنابراین آموزش و اطلاعرسانی به ۳ گروه اصلی یعنی افرادی که در شرف سالمندیاند، افراد سالمند و خانوادههای سالمندان از اولویتی اساسی برخوردار است.
* بدیهی است که سالمندان با اطلاع رسانی صحیح می توانند دوران پیش سالمندی و سالمندی را با سلامت و شادابی و به دور از بیماری های جسمی و روحی سپری کرده و در صحت و سلامت از سال های پختگی و تجربه های تاریخی شان لذت برده و خانوادههای خود را نیز در این لذت شریک نمایند.*
ضمن آرزوی موفقیت برای جناب آقای عرب و همکاران شان، امید است این پایگاه در آینده نزدیک علاوه بر آموزش اطلاعرسانی در تهران و شهرستان ها، به عنوان یک *مرجع تخصصی و بانک اطلاعاتی امور سالمندان* در دسترس شهروندان قرار گیرد.
*نشانی پایگاه:*
*Bahatim.ir*