دکتر ابراهیم جعفری
دکتر ابراهیم جعفری

دکتر ابراهیم جعفری

فرهنگی

آخاله پاتوق همشهریان

 

به نام آن که جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان بر افروخت

زفضلش هر دو عالم گشت روشن
زفیضش خاک آدم گشت گلشن

یازدهمین  سالگرد تاسیس سایت آخاله از گرد راه رسید و اکنون زمان آن فرارسیده است تا از منظر کارشناسی فعالیت های این  پاتوق دوست داشتنی را مورد ارزیابی  قرار دهیم.

ابتدا ذکر  این مطلب را ضروری می دانم که بر خلاف تصور عامه مردم در مورد پاتوق که شاید در نظر اول مکان آدم های بی خیال و سردرگم را تداعی کند، این واژگان در ادبیات جامعه شناسی فاخر و دارای برجستگی ویژه ای معادل حوزه عمومی (public sphere) است که در آن فضای گفت و گو شکل می گیرد.

برای  تبیین جایگاه رسانه های محلی از جمله اخاله در جامعه ، یکی از مفاهیم بنیادی مطرح در جهان امروز یعنی مشارکت  (partnership) را مورد اشاره قرار می دهم.

مشارکت  از مهم ترین مولفه های زندگی  در عصر حاضر به شمار می رود. اگر در زمان های گذشته ،منظور از مشارکت  ،کمک های جسمی و مالی به یک پروژه  بود،امروز مراد از آن ایده پردازی،ارائه نظرو فعال نمودن ذهن هابرای  پیشرفت و توسعه می باشد.

   حجم وسیع دانش و آگاهی انسان  معاصر سبک زندگی وی را تحت  تاثیر قرار داده و انگیزه  مشارکت آگاهانه  او را در  تحولات زندگی جدید فراهم آورده  است. در همین راستا سازمان ملل متحد در گزارش های توسعه انسانی خود  اعلام و تاکید می نماید : مشارکت مساله مهم عصر ماست.

   مشارکت به معنی حضور همه  مردم در تصمیم گیری های مختلف است که بر وجود آزادی بیان و حق اظهار نظر همه افراد جامعه در حوزه های گوناگون  استوار می باشد.    از سوی دیگر یکی از اساسی  ترین عوامل زمینه ساز مشارکت  های آگاهانه ،ارتباطات اعم از سنتی و مدرن می  باشد. به عبارت دیگر مشارکت و ارتباطات لازم و ملزوم یکدیگرند.    از  جمله کارکردهای ارتباطات در ایجاد یک جامعه مشارکتی  توسعه هویت فرهنگی اجتماع است که این مقصود در  جامعه ای مانند ایران که دارای تنوع فرهنگی است ، به وسیله رسانه های محلی امکان پذیر می گردد.

   رسانه های محلی از ظرفیت  و توانایی بالقوه به منظور  ایجاد تغییرات و تحرک در  جهت مشارکت و همبستگی اجتماعی برخوردارند ، زیرا فرهنگ  مشارکت را هم تولید می کنندو هم پرورش  می دهند و به ایفای نقش مهمی در خلق و ایجاد یک حوزه عمومی می پردازند.   علاوه بر آن توجه  به نیروهای مستعد بومی ،کمک  به حفظ فرهیختگان ،کمک به  حفظ وحدت و انسجام ملی و  نهایتاکمک به توسعه محلی از طریق ایجاد  بسیج عمومی و مشارکت اجتماعی از آثار رسانه های محلی محسوب می شود.

   از آنجا که آخرین  مرحله نظریه پردازی های ارتباطات  بر مخاطب محوری و جلب مشارکت های اجتماعی و عمومی پای می فشارد،رسانه های دیجیتال نظیر آخاله نسبت به سایر وسایل ارتباطی (محلی) دارای اثر بخشی ویژه ای هستند، زیرا در دنیای مجازی به مراتب آسان تر  و سریع تر مخاطب می تواند نسبت به یک موضوع واکنش نشان داده و بازخورد آن در اجتماع زود مشخص می گردد.

   از یاد نبریم که  مخاطب فعال و جستجوگر امروز  به همان میزان که دریافت  کننده اطلاعات است، تمایل به  بارگذاری مطالب و ارسال ایده های  خود در رسانه های اجتماعی دارد.  به عبارتی او فقط دانلود نمی کند، بلکه دوست دارد آپلود هم داشته باشد.

   رسانه های دیجیتال  قدرت مخاطب را نسبت به گذشته  به میزان قابل توجهی افزایش داده اند و فرصتی برای ایفای نقش و ابراز نظر و هویت او فراهم  ساخته اند که نتیجه آن پاتوقی برای گفت و گو ، خیر مشترک و خرد جمعی است  . منظور از گفت وگو روش دستیابی به حقیقت است . گفت و گو یعنی این که امکانی وجود داشته باشد که من بتوانم فهم دیگری را و نظر دیگری  را دریابم و نقد کنم وهمزمان  خود و آراء و عقایدم را در معرض فهم او قرار دهم تا یک برداشت مشترک حاصل گردد. بنابرین گفت و گو بیشتر به واژه دیالوگ نزدیک می گردد و به تنهایی سخن گفتن،طولانی حرف زدن،انحصار در کلام و متکلم  وحده شدن نیست.

    در این زمینه  تعبیر معروف سقراط راهگشاست که گفت و گو را مانند هنر قابلگی یعنی کمک به خلق یک مفهوم که عصاره خرد همگانی است،می داند. علاوه بر موارد فوق  اگرچه به لطف فن آوری های  نوین ارتباطی به تعبیر آقای مارشال مک لوهان در یک دهکده جهانی قرار گرفته ایم به گونه ای که جهانی شدن (globalization) سرنوشت همه ملت ها و جوامع می باشد،اما محلی شدن (localization) نیز روی دیگر سکه است.به همان میزان که  بشر رویکردی جهانی دارد،گرایش  های محلی نیز دارد. در سال  ۱۳۸۵ اینجانب با تجزیه و تحلیل مطالب سایت آخاله  و میزان  مراجعه مخاطبان داخل و خارج کشور ، به آمار شایان توجهی برخورد نمودم  که تایید کننده ادعای فوق است.

۶۸ درصد مخاطبان داخل ایران  و ۳۲درصد خارج از ایران بودند.  این اعداد (درصد ها) پیام روشنی  برای ما دارد وبه این مفهوم است که اگر  یکی از همشهریان ما مثلا در پاریس  ، نیویورک ، توکیو و ... تحصیل  یا زندگی می کند ومرز های وطن را در  نوردیده ، با جهان وسیع تری  تعامل دارد ، اما همین انسان  در نوروز ، شب یلدا ، شب  عاشورا ، نیمه شعبان و ... دل در هوای وطن  داشته و علاقه مند است که در جمع آشنایان و دوستان  باشد .

          سایت آخاله این فرصت را برای او فراهم ساخته که ازطریق ارتباط مجازی این خلا روحی و روانی را پرنموده ، تا حدودی خود را به ساحل آرامش برساند .

    آنچه طی ده سال گذشته از فعالیت سایت آخاله به ذهن متبادر می شود ، این است که تا کنون در بعد هویتی یعنی شناسایی استعداد  ها ، معرفی چهره های علمی ، ادبی ، هنری و مذهبی شهر ، درج خاطرات ، عکس های تاریخی،اشعار و گویش محلی و .. سنگ تمام گذارده و البته هنوز هم ظرفیت های فراوانی دارد.

   آمار بالای بازدید  کنندگان نشانگر همبستگی و الفت  مخاطبان با سایت است. دامنه  این انس به حدی است که  به عنوان مثال برخی از داوطلبان برای قبولی  در کنکور از طریق سایت از مردم التماس دعا دارند و ....   اما به نظر می رسد وقت آن فرارسیده تا این تریبون در رابطه با توسعه منطقه ای و محلی نقش موثرتری را بر دوش کشد. از این رو پیشنهاد می گردد:

الف – با طرح مسائل شهری(عمرانی،کشاورزی ،آموزشی ،صنعتی و...) و نظر خواهی از مردم (موافق و مخالف)،فضایی برای مشارکت و تضارب  افکار و اندیشه ها فراهم گردد تا هم فرهنگ نقد نهادیته شود و هم از ذخایر فکری و علمی شهروندان استفاده شود.   در این راستا جای  خالی گزارش و مصاحبه به عنوان دو ژانر (سبک) خبری در سایت آخاله به شدت احساس می شود. یک گزارش خوب که دربرگیرنده نقاط قوت و ضعف فرآیند پیشرفت یک طرح بوده، فرصت ها و  تهدیدها را نمایان سازد و از طریق مصاحبه با دست اندرکاران  افکار عمومی را حساس و فعال نماید، قادر است اهداف ذکر شده بالا را تحقق بخشد.بخصوص تهیه گزارش و انعکاس فعالیت های سازمان های غیر دولتی (NGO ها) و مردم نهاد در همه زمینه ها فضای دلپذیری  از خدمات داوطلبانه در جامعه به وجود می آورد.

  ب – علاوه بر آن توسعه روستایی گلپایگان و شناسایی استعداد های آن مناطق می تواند بخشی از فضای سایت آخاله را به خود اختصاص دهد. اگرچه  خوشبختانه روستاهایی نظیر وانشان ،کوچری و...وب لاگ هایی دارند،اما معرفی روستاها ،هنرهای خاص،چهره های فرهنگی وسایر ظرفیتها ی روستایی می تواند به تثبیت جایگاه روستا کمک کند.

     ج – شایسته است از دانشجویان رشته های علوم انسانی درمقاطع کارشناسی ارشد و دکترا بخصوص علوم ارتباطات دعوت به عمل آید تا با پژوهش  وتحقیق در قالب پایان نامه و رساله های تحصیلی فعالیتی عمیق در رابطه با نیازسنجی از مردم شهر وروستا و عوامل  موثردر نفوذ این رسانه میان انها شناسایی گردیده واز طریق بازنگری واصلاح رویه، تاثیر  آن  افزایش یابد.

    د – ضرب المثل معروف "نو که می آد به بازار -  کهنه می شه دل آزار" در عالم ارتباطات بی معنی است. صاحبنظران این رشته اعتقاد دارند  که وسایل ارتباطات جمعی ونوین هیچگاه رقیب هم نیستند که با حضور یکی ،دیگری نفی شود ، بلکه حبیب یکدیگرند به طوری که می توانند یک منظومه ارتباطی را سامان دهند.

     خوشبختانه روزنامه  محلی "صدای گلپایگان" ، "سایت آخاله" و سایر رسانه های محلی مکمل هم می باشند.بدیهی است که هر کدام می توانند فراخور استعداد خود یک نیاز ارتباطی را پوشش دهند.

    جان کلام این  که تعامل این دو رسانه می تواندموجب هم افزایی فرهنگی باشد و استفاده بهینه و مطلوب از ارتباطات را در کلیه اقشار فراگیر سازد.

    با عرض تبریک  به آقایان  محمود و توحید نیکنامی ، این پدر و پسر فرهیخته ،کوشا و نوآور که بانی و راه انداز سایت آخاله  و این خدمت بزرگ فرهنگی به همشهریان بودند و  آرزوی توفیق آنها در تداوم این حرکت شکوهمند ،

 امیدواریم این پاتوق  راهگشای توسعه پایدار و همه جانبه شهر و توانمند سازی همشهریان باشد.

 

                                      ما زنده به آنیم که آرام نگیریم   
                                      موجیم که آسودگی ما عدم ماست
      

آیین چراغ خاموشی نیست

آیین چراغ خاموشی نیست

 

 

 

یادداشت/به یاد دکتر معتمدنژاد

 

                               به قلم  دکتر ابراهیم جعفری شاگرد صالح استاد معتمد نژاد

اشاره
چهاردهم آذر ماه سالگرد در گذشت دکتر کاظم معتمد نژاد پدر علم ارتباطات اجتماعی ایران است . وی پدر علم ارتباطات اجتماعی ایران بود که در ۱۴ آذر سال ۱۳۹۲  دعوت حق را لبیک گفت ایشان  حق زیادی بر گردن جامعه رسانه ای ایران بخصوص "مطبوعات" دارد. علاوه بر آن اولین صاحبنظری بود که ادبیات جامعه اطلاعاتی را در کشور ما نهادینه ساخت.
دانشجویان گلپایگانی رشته علوم ارتباطات اجتماعی هم چهره ایشان را به خوبی می شناسند. بر همین اساس آقای دکتر ابراهیم جعفری که از سال 1356 تا 1388 به صورت ناپیوسته در مقاطع کارشناسی,کارشناسی ارشد و دکتری دانشجوی ایشان بوده و یکی از بزرگترین افتخارات خود را شاگردی این مرد بزرگ می داند,یادداشتی تحت عنوان "آیین چراغ خاموشی نیست"نگاشته است که در روزنامه اطلاعات بیستم آذر ماه۹۲ به چاپ رسید. متن این یادداشت از نظرتان می گذرد.
 
                                           از شمار دو چشم یک تن کم

                                           و از شمار خرد هزاران بیش

‏پدر علم ارتباطات با عروج به سوی معبود همچون زمان حیات خود مانند چراغی پرفروغ می‌درخشد و برای مشتاقان و علاقه‌مندان روشنگری می‌کند. از این رو همواره جاویدان است.

آنچه موجب شگفتی است این که هرچه از عمر گرانمایه این الگوی برجسته علمی می‌گذشت، گویی عطش یادگیری و یاددهی در ایشان افزون‌تر می‌شد. گذر عمر نه او را خسته می‌کرد و نه از دغدغه‌هایش برای پیمودن راهی که آغاز کرده بود، می‌کاست.‏

دانش پژوهان نیک می‌دانند که دکتر معتمد نژاد نهال ارتباطات اجتماعی را در کشور عزیز ما با عشق، پایداری و ایمان به توانمندی دانشجویان به درختی پرثمر و تناور تبدیل کرد؛ به گونه‌ای که امروز تعداد بی شماری از فرزندان این مرزوبوم در دانشگاه‌های دولتی و آزاد و نیز مراکز آموزش عالی دانشگاه جامع علمی، کاربردی در رشته ارتباطات و شاخه‌های آن نظیر روابط عمومی در مقاطع گوناگون تحصیلی فارغ التحصیل شده یا در حال تحصیل هستند.‏

 
استاد بزرگ ما در هر مجمعی که ظاهر می‌شد، طرحی نو ارائه می‌داد. سخنانش همواره بن بست شکن و راهگشای مسیری تازه بود. چشم امید او به سرمایه‌های انسانی و در راس آنها پژوهشگران بود؛ تا با شجاعت ظرفیت‌های ارتباطات اجتماعی را در مسیر توسعه شکوفا سازند.‏
 
به دور از هرگونه ذوق زدگی در برابر تکنولوژی‌های نوین به جایگاه ارتباطات سنتی نیز توجه داشت. دانشمندی سنت دار بود که از نو اندیشی و نوآوری نیز استقبال می‌کرد. مقدمه پرمحتوا و عمیق ایشان بر کتاب «در آمدی بر ارتباطات سنتی» دکتر فرقانی‏ و... و در کنار آن حضور در نشست‌های جهانی و منطقه‌ای نظیر اجلاس‌های جهانی جامعه اطلاعاتی در ژنو و تونس و نگاشتن جدیدترین مطالب در ارتباط با دیدگاه‌های یونسکو و ... حاکی از نگاه جامع و سیستماتیک این استاد فرزانه به مقوله ارتباطات است.‏

او جهانی می‌اندیشید و بومی عمل می‌کرد. در اندیشه؛ آرمان گرا و در عمل واقع بین بود. و به قول سهراب سپهری از اهالی امروز بود و با افق‌های باز نسبت داشت.

جا دارد به نقل از استاد عزیز و ارجمند جناب آقای دکتر خانیکی متذکر شوم که «اندیشه‌های بزرگ اگر نتوانند در ظرف‌های کوچک نیز برای خود جا بیابند، تنها در خاطره‌ها می‌مانند. هنر مهم مهندسی تدریجی آرمان‌های بزرگ است، این دشوارترین بخش کار علمی و فرهنگی سرزمین ماست. کاری که با انجام آن، «پدری» را برای دکتر معتمدنژاد در ارتباط ممکن ساخت.»‏

آری او فکرش بزرگ بود و گام‌هایش کوچک؛ آرمان‌هایش بلند بود و امیدش مداوم؛ اما نکته‌ای که در عملکرد دکتر معتمدنژاد اهمیت داشت و به اعتقاد اینجانب کمتر مورد عنایت قرار گرفته است، گرایش و رویکرد ایشان به تئوری «پائولوفریره» اندیشمند برزیلی در قلمرو آموزش بود.‏

فضای کلاس درس پدر علم ارتباطات اجتماعی، همواره آمیزه‌ای از گفتگو، بحث آزاد و تبادل نظر بود. اگرچه دانشجویان در برابر مقام علمی، ادب و فروتنی او سر تعظیم فرود می‌آوردند، اما در حین درس هر کس انگیزه‌ای برای بیان مطلبی داشت؛ زیرا صمیمیت حاکم بر کلاس به راستی فرهنگ سکوت را می‌شکست.‏

در حقیقت او تسهیلگری بود که استعدادهای خفته را شکوفا می‌کرد و شهامت در بیان عقیده را میان دانشجویان نهادینه می‌ساخت این نحوه تعامل از اعتقاد راسخ او به ظرفیت‌های بالقوه منابع انسانی و لزوم توانمندسازی آنها سرچشمه می‌گرفت.‏

شاید از منظری دیگر بتوان کلاس‌های ایشان را نمادی از یک حوزه عمومی (هابرماس) دانست که با اظهار نظرهای مختلف؛ فارغ از هرگونه تهدید، تطمیع و سانسور، عقلانیتی برخاسته از خرد جمعی ایجاد می‌‌شد.

بدیهی است که این خرد جمعی خاستگاه تفاهم، دوستی، منش انسانی و در عین حال تفکر انتقادی است. همان حلقه گمشده‌ای که امروز در کاهش سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی در کشور ما متجلی شده است.‏

دکتر معتمدنژاد همچون ستاره‌ای درخشان در سپهر فرزانگی و دانش این سرزمین همواره می‌درخشد. اگرچه او دیگر در میان ما نیست، اما آثار، دغدغه‌ها و خاطراتش معبری را که با فداکاری و از خود گذشتگی در میان سنگلاخ‏‌ها گشود، پیش روی علاقمندان قرار داده است.‏

دکتر معتمد نژاد یک فرد نیست، او یک راه، یک مکتب و یک چراغ است و آئین چراغ خاموشی نیست.

‏                                       ‏جهان یادگار است و ما رفتنی 

                                       به گیتی نماند به جز گفتنی

یک قدم مانده تا رویا

                 

   یک قدم مانده تا رویا 

روایتی دیگر از جام جهانی 2018Image result for ‫جام جهانی‬‎
جام جهانی یک فستیوال خارق العاده است، یک گردهمایی که نظیرش وجود ندارد. هیجان جام جهانی با هیچ تورنمنتی قابل مقایسه نیست و اتفاقاتش تا مدتها در ذهن علاقه مندان پابرجاست و تصاویر خاص آن در تاریخ فوتبال ماندگار می شود. فوتبال در دنیای امروز به یک «زبان جهانی مشترک» تبدیل شده و می توان گفت که جام جهانی فوتبال بی رقیب ترین وپربیننده ترین آوردگاه در جهان است. ملت ها به تدریج متوجه شده  اند که در دنیای جدید روح جمعی آنان با فوتبال می تواند پرواز کند. اهمیت و فهم کارکرد فوتبال در روزگار ما زمانی روشنتر خواهد شد که در نظر داشته باشیم، عصر مدرنیته عصر فردگرایی است که معمولا در آن شادی و غم تقسیم نمی شود. بازی فوتبال در روند تاریخ خود، شاید ناخواسته به سمتی پیش رفت که خود به مثابه استوارترین، گسترده ترین و عمیق
ترین امکان بروز عاطفه ورزیهای جمعی در دنیای مدرن ظهور کرده است.

عاطفه ورزی نظیر عقل ورزی ، هنرورزی ، تخیل ، خلاقیت و... یکی از نیازهای جداناشدنی انسان بوده و خواهد بود که به نظر میرسد در میان انواع تمایلات بشری کارکردهای جانبی بیشتر و اثرگذاری عمیق تر و ماندگارتری دارد. افزون بر آن گاه عاطفه ورزیها به صورت جمعی بروز و ظهور پیدا می کند و به خاطره ی جمعی ملت ها تبدیل می شود. از این رو فوتبال قادر است فردگرایی منفعت طلبانه را به آرمانگرایی جمعی ملی تغییر دهد و یادآور فداکاری ها ، پهلوانی ها و از خودگذشتگی نیاکان بوده و در عین حال  می تواند تمرین خوبی برای رفتارهای جمع گرایانه، همبستگی و روابط متقابل باشد.
 
   از سوی دیگر فوتبال بازتاب دهنده هویت ها و فرهنگ های محلی، منطقه ای و ملی است ؛ به عبارتی جنس فوتبال باشگاه ها و تیم های ملی در کشورهای مختلف ، نشانی از هویت آن ملت است. به این مفهوم که اگر فوتبال آلمانی ها جنگنده ومقاوم و آهنگ منطقی واحدی دارد، ریشه در فرهنگ شکیبایی ، قانون گرایی ، نظم و ... دارد که دراین کشور نهادینه شده است و یا در کشوری مانند اسپانیا فوتبال ابزاری برای به رخ کشیدن هویت های محلی بوده واساساً در چارچوب و زمینه سیاسی معنا پیدا می کند. درواقع جدال باشگاه ها در لیگ این کشور دیدار دو تیم فوتبال نیست، بلکه جدال دو رویکرد سیاسی ، دو فرهنگ متفاوت تاریخی و دو جهان بینی است. علاوه بر آن ازنوع فوتبال بازی کردن تیم ملی یک کشور می توان فهمید که آن ها چگونه زندگی می کنند ؛ حتی در مورد غذا و فرهنگ آنان نیز قضاوت می کنند. از این رو جامعه شناسان ورزشی فوتبال را بخشی از فرهنگ یک جامعه می دانند. تیم ملی کرواسی ، نماینده جنگ زده های بالکان است که فوتبال برای شان همان کشاندن جنگ از جبهه های نبرد به مستطیل سبز ترجمه شده است. تاریخ 28 ساله فوتبال در کرواسی ، از تاریخ بزرگ نمایی شده فوتبال یوگسلاوی هم درخشان تر شده و به چیزی رسیده اند که هرگز پیش از این تجربه نکرده بودند. آلمان ها در سال 1954 با فتح جام جهانی ، وحدت و هویت ملی خودشان را به رخ دنیا کشیدند.

Image result for ‫جام جهانی 1954‬‎

فتح جام ، وحدت ملی را در آلمان تقویت کرد. ملتی شکست-خورده از خاکستر جنگ جهانی دوم سر برآورد و با شکست دادن مجارستان و بازیکن استثنائی اش «پوشکاش» نشان داد که نه تنها هنوز زنده است ، بلکه می خواهد دوباره در جهان آقایی کند. بنابراین جام جهانی هنوز برای بسیاری از مردم جهان عرصه کسب و نمایش غرور و افتخار ملی است. حضور چشمگیر ما ایرانیان در خیابانهای شهرها پس از هر بازی تیم ملی محصول نیاز به دیده شدن در عرصه جهانی بود. همین که در مهمترین آوردگاه جهانی حضور داشتیم ، پرتلاش بازی کردیم و جام را سرافکنده ترک نکردیم ، کافی بود تا مردم ما به تیم ملی ایران افتخار کنند و حتی در شب مسابقه با اسپانیا که نتیجه را واگذار کردیم ، احساس شکست نداشته باشند.

Image result for ‫بازی ایران اسپانیا‬‎

تشکیل «دنیایی صلح آمیز» از طریق رقابت دوستانه مهمترین وجه این تورنمنت بین المللی است. ملت ها در این میدان ضمن رقابت با یکدیگر و تلاش برای ربودن گوی سبقت تلاش می کنند تا صلح، دوستی و باهم بودن را به عنوان ضرورت کنونی جهان مطرح سازند. به عبارتی جام جهانی فوتبال زبانی برای گفت و گوی میان ملت ها است؛ گفت و گویی که طی آن ما بتوانیم از طریق نشانه ها و بر اساس قواعد اخلاقی و انسانی پذیرفته شده ، ضمن ارتقای شایستگی های خود ، ارزش های والا و مشترک میان ملت ها را نیز افزایش دهیم. «ایمانوئل کانت» فیلسوف آلمانی اگر دو قرن دیرتر به دنیا می آمد، شاید می توانست تحقق یکی از ایده هایش را حتی در مقیاسی کوچک و به صورت مینیاتوری در قالب جام جهانی فوتبال ملاحظه کند ؛ زیرا او در بدو شکل گیری دولتهای ملی جدید و در آغاز سده هجدهم، ایده صلح جهانی را مطرح کرد و از امکان مصالحه و همزیستی آدمیان در کنار یکدیگر فارغ از رنگ، نژاد، مذهب، زبان و قومیت سخن گفت. کانت این قاعده زرین اخلاقی که « با دیگران چنان باش که خوش داری باتو باشند» را ، مبنای نگرش خود دانست و آن را چنین ترجمه کرد: «در گفتار و کردارت چنان باش که انسان همیشه هدف باشد ، نه وسیله». توضیح این مطلب ضروری است که صلح جهانی کانتی، به معنای دنیای راکد و ساکن نیست که در آن خبری از مسابقه و رقابت نباشد ؛ اتفاقا اجتماع های انسانی با حفظ تفاوتها و تمایزهایشان در تعاملند.

تحقق جام جهانی فوتبال، دست کم در مقیاس خیلی کوچکتر، نشانه ای است از اینکه رؤیاپردازی کانت چندان هم دور از واقع نمیباشد. بنابراین می توان گفت فوتبال ابزاری است که توانسته ملل مختلف از سراسر جهان را با یکدیگر پیوند زند. تماشای مسابقات فوتبال درواقع یک کنش اجتماعی برای شریک شدن در احساسات و هیجانات با سایر تماشاگران کشورهای مختلف است و پخش آنها به خصوص در اماکن عمومی از جمله استادیوم ها، پارکها، سینماها و... فرصتی برای کاهش هرچه بیشتر انزوا و تنهایی های انسان امروز شده است. شادی عمومی و نشاط جمعی یکی از ابعاد پدیده ی فوتبال است. عرصه ورزش به ویژه فوتبال از جمله فضاهایی است که این ظرفیت و فرصت را برای یکایک افراد جامعه به خصوص خانواده ها فراهم می
کند تا در کنار یکدیگر شادی جمعی را تجربه کنند و نشاط اجتماعی را به اوج خود برسانند. نباید فراموش کرد در شرایطی که جامعه با انواع چالش ها و مشکلات مواجه است ، تماشای خانوادگی فوتبال بر همبستگی و اتحاد ملی تاثیر مثبتی دارد و به زبان دیگر فوتبال می تواند نشانه ای از هویت ملی و شور اجتماعی باشد. هرچند شادی بعد از پیروزی فوتبال کوتاه است، اما همین شادی زودگذر نیز می تواند بخشی از نهاد اوقات فراغت تعریف شود. در شرایطی که زندگی خسته کننده و استرس زای مدرن بر سر ما سایه افکنده است، کارکرد اینگونه تفریحات به خصوص در حوزه ی ورزش نوعی بازآفرینی معنوی و روحی است.

Image result for ‫بازی ایران اسپانیا‬‎

خوشبختانه مردم تهران دو مسابقه کم نظیر تیم ملی فوتبال ایران با اسپانیا و پرتغال را بدون هیچ مشکلی از صفحات نمایش بزرگ ورزشگاه آزادی به صورت خانوادگی تماشا کردند. حضور خانوادگی در ورزشگاه آزادی به صورت نمادهایی از شادمانی و نشاط سالم اجتماعی بازتاب یافت که یک گام اجتماعی و انسانی مثبت ارزیابی می شود. در این میان استقبال بانوان برای حضور در استادیوم چشمگیر بود. دکتر معصومه ابتکار، معاون امور زنان ریاست جمهوری و برخی نمایندگان زن مجلس نیز در استادیوم حضور داشتند. بازتاب حضور گسترده زنان در استادیوم آزادی با واکنش خوشحال کننده بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان همراه شد و جالب اینکه «سرخیو راموس» کاپیتان تیم ملی اسپانیا هم اعلام کرد: "برنده ی اصلی این بازی زنان ایرانی بودند که پس از سال ها موفق به حضور در استادیوم شدند."

Image result for ‫بازی ایران اسپانیا‬‎

رسانه های بسیاری در دنیا به این موضوع پرداختند. به عنوان مثال روزنامه «واشنگتن پست» در این باره گزارش داد: " طرفداران زن فوتبال در ایران، روزهای مسابقه ی فوتبال ایران با اسپانیا و پرتغال هیجان بسیاری داشتند. مردان، زنان و کودکانی که بلیط تهیه نموده بودند، تلفن های همراه خود را آماده کردند تا با گرفتن عکس سلفی ، این لحظه تاریخی را ثبت کنند. همان گونه که قهرمانان زن ایرانی ( لیدا فریمان ، هما حسینی و زهرا نعمتی ) ، پرچم دار ایران در بازی های المپیک می شوند، عموم زنان ایرانی هم شور و علاقه خود را به سرزمین خویش نشان داده و نمادهای ملی از هویت ایران را در قالب " فرهنگ هواداری " به نمایش می گذارند. اکنون در جهان بدون شک " فرهنگ هواداری " یکی از مهم ترین چشم اندازهای بازنمایی هویت ملی است که همه گروه های اجتماعی را در برمی گیرد.
    " آمارتیاسن " اقتصاد دان نهاد گرا و برنده جایزه نوبل درفصل هشتم کتاب "توسعه به معنای آزادی" بر نقش آفرینی و عاملیت زنان در تحول اجتماعی تأکید می کند. وی به شواهد فراوانی اشاره می نماید که هرگاه زنان به فرصت هایی که همواره در اختیار مردان بوده است ، دست یافته اند ،کمتر از مردان که قرن ها ادعای انحصار آن را داشته اند ، نبوده است. ورود زنان به ورزشگاه ممکن است لزوماً بیانگر توسعه یافتگی آنان نباشد ؛ ولی می دانیم در جامعه ای که میزان افسردگی اجتماعی یکی از بالاترین سطوح و شادمانی ونشاط در یکی از پایین ترین شرایط است ، چنین اقداماتی با هزینه بسیار کم ، ارزش افزوده بالایی را برای فعالیت های فرهنگی و اجتماعی در نظام مبادلات سیاسی و اجتماعی کشور ایجاد می کند.

Related image

 
     فراموش نکنیم که جامعه ایران دراین مقطع بیش از هر دوره دیگری از تاریخ خود به "رویا " و "امید اجتماعی " نیاز دارد. هرچند با رویدادهایی گذرا مانند جام جهانی نمی توان به امید اجتماعی پایدار دست یافت ؛ اما بدون تردید  می توان نفس تازه کرد. نباید رویاهای ساده و دست یافتنی مردم رابه کابوس های بی پایان بدل کرد. "زلاتکو دالیچ" سرمربی تیم ملی فوتبال کرواسی پس از بازی فینال گفت : " ما کشوری کوچک با رویاهای بزرگ هستیم. این پیام ما برای کشورهای کوچک است. اگر تلاش کنید ، به نتیجه می رسید. با این حال باید رویاپردازی کنید تا در نهایت به آن ها جامه عمل بپوشانید. در آخر بگویم که به بازیکنان کشورم افتخار می کنم. " در واقع رویا پردازی کلید موفقیت کرواسی بود. آنان به رویای مشترک شان بال و پر دادند و تا آخرین لحظه برای تحقق آن جنگیدند. سه بار تا آستانه حذف از جام جهانی رفتند و باز مثل یک ققنوس از خاکستر برخاسته و به بازی برمی گشتند. هر بار قوی تر از قبل ظاهر می شدند و هر مرحله که بالاتر می رفتند ، انگار نیرویی تازه به وجودشان تزریق می شد. بازیکنان کرواسی رویای سربلندی ملتی را داشتند که تاریخ معاصرش با بیچارگی پیوند خورده است. مردم این کشور تا سه ساعت بعد از شکست مقابل فرانسه همچنان خوشحال در خیابان ها پایکوبی می کردند و این به خاطر نزدیک شدن بیش از اندازه به رویا بوده ؛ رویایی که با رسیدن به فینال جام جهانی نام آنان را وارد جغرافیای فوتبال نمود.

Image result for ‫زلاتکو دالیچ‬‎

 " توژمان " اولین رئیس جمهور تاریخ کرواسی یک بار در باره نقش فوتبال در آن کشور گفته بود : " پیروزی های فوتبالی همان قدر در سرنوشت کشورها تأثیر دارند که جنگ ها "؛ به همین دلیل خانم " گرابار کولیندا کیتاروویچ " رئیس جمهور کرواسی تمام مسئولیت های مهم خود در دولت را رها کرده و با پروازی عادی همراه با هواداران تیم ملی شان به روسیه سفر کرد تا در در صحنه های خوشحالی رسیدن کروات ها به فینال جام جهانی سهیم شود. توسعه فوتبال کرواسی می تواند نمونه ای از برنامه ریزی مدون در ورزش معنا شود. این کشور در کنار هلند و اسپانیا ، برترین آکادمی های فوتبال اروپا را در اختیار دارد و به طور میانگین 27 درصد بازیکنانش محصول آکادمی های خودش هستند. اگرچه وضعیت اقتصادی این کشور مطلوب نیست و آخرین آمارهای اکونومیست در سال 2015 نشان می دهد سرانه تولید ناخالص داخلی کرواسی حدود 14 هزار دلار است که در ردیف پایین ترین ها در اروپا به حساب می آید و علاوه بر آن با بدهی هنگفت 4/49 میلیارد دلاری دست به گریبان است ؛ اما شاخص کیفیت زندگی که تلفیقی از درآمد ، امید به زندگی و تحصیلات است ، نشان می دهد سطح زندگی در این کشور پیشرفته است. بنابرین اگر معجزه فوتبال نبود ، شاید نام کرواسی تا این میزان بر سر زبان ها نمی افتاد.

Image result for ‫کیتاروویچ‬‎

این رویداد نمایانگر آن است که سرمایه گذاری و موفقیت در ورزش هایی مانند فوتبال که ظرفیت اجتماعی آن ها بالاست ، کشورها را به سمت خودباوری ، توسعه و پیشرفت هدایت می کند.
      در این راستا اشاره به موفقیت تیم ملی فوتبال ژاپن در جام جهانی نیز خالی از لطف نیست. ژاپن تنها تیم آسیایی بود که تا یک هشتم نهایی مسابقات بالا رفت ؛ اما در آخرین ثانیه ها گل سوم را از بلژیک دریافت کرد تا دو گل زده اش برای صعود به مرحله بالاتر چاره ساز نباشد. ژاپن به غیر از مسائل فنی ، درس هایی را به جهانیان داد که در هیچ یک از تیم های کشورهای دیگر مشاهده نگردید و آن هم نفوذ آداب اجتماعی و فرهنگی شان در فوتبال بود. اتفاقی که برای اولین بار در تاریخ جام جهانی رخ داد و ترکش آن در بدن سنگال فرو رفت ، تأثیر کارت های زرد و قرمز در رده بندی تیم ها در جدول مسابقات بود. سامورایی ها با دو کارت زرد کمتر نسبت به سنگالی ها ، در شرایط برابر توانستند به دور حذفی راه یابند و در واقع یکی از عجیب ترین صعود های تاریخ فوتبال را رقم زدند که باید آن را " صعود اخلاق گرایانه " نام نهاد. راه یابی به مرحله بعد ، فارغ از برد و باخت و گل زده و گل خورده بر اساس تعداد کارت زرد و قرمز که مستقیماً به مسأله تعداد خطا و خشونت ورزی در زمین باز می گردد ، می تواند موضوع جالبی برای پیگیری مقوله اخلاق در ورزش بوده و چه بسا نقطه عطفی در تاریخ مسابقات فوتبال قلمداد شود.

Image result for ‫فوتبال ژاپن بلژیک‬‎

  اکنون که موضوع اخلاق در فوتبال مطرح شد ، جا دارد از اقدام گروهی از هواداران تیم ملی کشورمان در برهم زدن آرامش و استراحت بازیکنان پرتغال در شب قبل از مسابقه با ایران به تلخی یاد کنم که کاملاً مغایر با شئونات اخلاقی بود. این رفتار ناشایست توسط گروهی از هواداران ایرانی سر زد که متعلق به قشر فرودست و طبقه پایین استادیوم روهای ایران نبوده و از قشر مرفه جامعه هستند که توانسته بودند با دلار گران قیمت تور جام جهانی را تهیه کنند و خود را به روسیه برسانند.

Image result for ‫هتل محل اقامت فوتبال پرتغال‬‎

 فراموش نکنیم که کوچک ترین واکنش ها و برخوردها پای فرهنگ یک کشور نوشته می شود و بر نگرش دنیا نسبت به مردم این سرزمین تأثیرگذار خواهد بود. کافی است به یاد آوریم هواداران فرهیخته تیم ملی ژاپن پس ازشکست دردناک در برابر بلژیک ، از پاکسازی جایگاه خود در استادیوم غافل نشدند و با تمیز کردن آن محیط ، نشان دادند که شهروندانی مسئولیت پذیر هستند. ژاپنی های غم زده فراموش نکردند که در هر شرایطی باید نسبت به وظایف اجتماعی خود پای بند باشند. علاوه بر آن چشم بادامی ها که ملتی مقاوم در برابر بلایای طبیعی می باشند ، ثابت کردند در مقابل بلایای فوتبالی هم همان قدر محکم و با طمأنینه رفتار می کنند. بازیکنان ژاپن بعد از گذشت چند دقیقه دور هم جمع شدند و با نظم و آرامشی مثال زدنی از هواداران باوفای خود که 90 دقیقه با تمام وجود آنان را تشویق کرده بودند ، تشکر نمودند. اعضای تیم ملی فوتبال ژاپن در مقابل هواداران شان تعظیم کرده و در حالی که تمام وجودشان را در زمین بازی گذاشته بودند ، با ادای احترام به آنان درخواست بخشش داشتند. در هنگام ترک ورزشگاه نیز کاغذی روی میز وسط رختکن قرار دادند که روی آن به زبان روسی نوشته شده بود:   "متشکریم"  - تصویر آن را " پریسیلایانس" یکی از مسئولان فیفا در صفحه توئیترش منتشر کرد و نوشت : " یک الگو برای همه تیم ها ! کار کردن با آن ها یک موهبت بود. "

Image result for ‫نظافت ورزشگاه هواداران ژاپن‬‎

بدون تردید بازی ژاپن و بلژیک به عنوان یکی از بازی های کلاسیک جام جهانی در تاریخ ماندگار خواهد شد ؛ زیرا اگرچه ژاپنی ها نتیجه را واگذار کردند ؛ اما درخشش آنان در این بازی یکی از زیباترین جلوه های جام جهانی روسیه بود. البته نباید از یاد برد که بلژیکی ها هم کاری کردند که از سال 1970 تا کنون هیچ تیم دیگری موفق به انجام آن نشده بود. تیم ملی بلژیک در حالی که تنها 21 دقیقه از زمان مسابقه باقی مانده بود ، با دوگل از ژاپن شگفتی ساز عقب بود و در حالی که به نظر می رسید به سرنوشت آلمان ، اسپانیا ، پرتغال و آرژانتین دچار گردد ، با یک بازگشت درخشان و جبران عقب افتادگی و زدن گل پیروزی در ثانیه های پایانی بازی ، جهان را به حیرت واداشت. در سال 1970 انگلستان به همین شکل آلمان را شکست داده بود.
     مجید نامجو مطلق بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران در یادداشتی با عنوان " ستاره ها در سیستم روز فوتبال جهان حل شده اند " ، خاطرنشان می سازد جام جهانی 2018 روسیه نشان داد که ستاره ها مانند گذشته در تیم ها جایگاهی ندارند و " کار گروهی " یا به اصطلاح (team work  ) دارای اهمیت است. چنان که دیدیم تیم های آرژانتین و پرتغال و حتی برزیل که به تک ستاره های خود ( لیونل مسی ، کریستین رونالدو و نیمار ) متکی بودند ، از دور رقابت ها حذف و در سیستم روز فوتبال جهان حل شدند. در همین راستا روزنامه اعتماد نیز در یادداشت ورزشی خود به این نکته اشاره می کند که : " تیم هرچه پرستاره تر باشد ، پر دردسرتر هم خواهد بود. اگر این ستاره ها یک تیم را تشکیل ندهند و تلاش لازم و کافی را نداشته باشند ، توسط یک عده پیاده نظام هماهنگ به زانو درخواهند آمد. ستاره ها زمانی می توانند بیشتر و بهتر به چشم آیند که در قالب یک رهبر و ژنرال به موفقیت تیم کمک کنند ؛ یعنی شرایطی را ایجاد کنند که بازیکنان دیگر بهتر بازی کرده و عملکرد موثرتری داشته باشند ، نه این که بازیکنان دیگر شرایط بهتر بازی کردن او را فراهم سازند و این شاید بهترین تعریف برای یک ژنرال در زمین فوتبال باشد ؛ کاری که از امثال زیدان و مارادونا برمی آمد ؛ اما از مسی و نیمار ساخته نبود.

Image result for ‫شکست رونالدو‬‎

     نامجو مطلق در ادامه مطلب خود نکته ظریف دیگری را مطرح ساخته و یادآور می شود که : " در جام جهانی روسیه تیمی مانند آلمان هم که در اکثر اوقات کار تیمی انجام می دهد و به ستاره متکی نیست هم ، از گروه خود بالا نیامد. دلیل این اتفاق آن است که اگر شما در فوتبال در جا بزنید  و به تفکرات قبلی خود اعتقاد داشته باشید و تلاش بیشتر نکنید ، محکوم به شکست هستید. آلمان قهرمان دوره قبل جام جهانی بود و یا اسپانیا در دوره قبل تر آن به قهرمانی رسیده بود ؛ اما آن ها با نوع فوتبالی که ارائه دادند ، نتوانستند از پس حریفان خود برآیند و حذف شدند. " از این رو باید پذیرفت که فوتبال همپای تغییرات شتابدار جامعه حرکت می کند و مربیان نباید به داشته های خود اکتفا کنند و ضروری است خود را به دانش روز مجهز سازند.

Related image

   در تداوم این بحث وضعیت تیم ملی فوتبال ایران را در بیست و یکمین جام جهانی فوتبال مورد کند و کاو قرار می دهیم. دکتر محمد فاضلی جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی در اوایل آذرماه 1396 بعد از این که مشخص شد با اسپانیا و پرتغال هم گروه شده ایم ، در جستاری متذکر شد این دو کشور قرعه های بدشانسی نبوده و بلکه پرنده های خوشبختی اند. اگر آن ها را فرصت تلقی کرده و فوتبال را درسی برای زندگی بدانیم ، " از بودن با بزرگان استقبال خواهیم کرد و حتماً تلاش خواهیم کرد در سایر عرصه ها نیز کنار آنان بایستیم. " او در یادداشتی دیگر با عنوان " روح زندگی در گروه مرگ " بعد از مسابقات جام جهانی  آورده است : " تصور می کنم کنار بزرگان دنیای فوتبال بودن ، به ما اجازه داد حس رقابت پیدا کنیم. تلاشگر باشیم و تا سرحد توان ( آرش گونه ) شادمان و امیدوار برای ایران مبارزه کنیم. از این رو اعتقاد دارم گروه ما در جام جهانی « گروه زندگی » بود. زیستن و رقابت در گروه زندگی مردم ما را شادمانه به خیابان ها کشاند. مردمانی که خود را برآمده از تمدنی چند هزار ساله می دانند و همه شاخص های طبیعی و منابع و توانمندی های انسانی شان ، آنان را نامزد قرار گرفتن در بین بزرگان نشان می دهد . از این رو دوست دارند  در کنار آن ها دیده شوند و ابداً نمی خواهند این موضوع فقط در فوتبال باشد. فوتبال آرزوی شان را برآورده کرده بود. احساس مردم این بود که در « گروه زندگی » رقابتی جریان دارد که در نهایت سازنده است. هر هنرنمایی از لایی زدن به پیکه تا گرفتن پنالتی رونالدو را جهان تحسین می کرد و همه کنش ها در جهان دیده می شد؛ بدون آن که سرزنشی در کار باشد. حس این گونه رقابت برای مردم ما دوست داشتنی بود. "

                       Image result for ‫آرش کمانگیر‬‎

Image result for ‫مهار پنالتی رونالدو‬‎

«روح جام جهانی» برای ما و شاید همه ملت ها ، مهم تر از خود جام است. جام جهانی برای ملت ها گاه دست خدا می سازد و دیه گو مارادونا را به اسطوره تاریخ کشورش تبدیل می کند و گاه رئیس جمهوری کشور کوچک کرواسی را به وجد آورده و بزرگی می بخشد و گاه مطالبه یک ملت برای زیستن در گروه زندگی ، جامعه جهانی را به حرکت وامی دارد. زیستن و رقابت کردن هوشیارانه در گروه زندگی ، راهی به سوی شادی ، امیدواری ، انسجام و اتحاد مردم ایران است. این همان روح جام جهانی روسیه برای ما بود.
کارنامه تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2018 قابل ستایش بود و تنها یک گام تا دستیابی به رویای مردم که عبور از مرحله گروهی و رسیدن به مرحله حذفی بود ، فاصله داشت. به منظور تجدید خاطره های بازی های ایران ، پیام هایی را که اینجانب پس از مسابقه تیم ملی کشورمان با تیم های اسپانیا و پرتغال برای سایت آخاله و شبکه های اجتماعی زادگاه مان ارسال نمودم ، یادآور می شوم.

 

Related image


               پیام بعد از مسابقه ایران و اسپانیا :
نمایش بسیار زیبا و غرور آفرین تیم ملی فوتبال ایران مقابل اسپانیا برگ زرینی دردفتر خاطرات ملت بزرگ ایران به شمار می رود. هر چند نتیجه را واگذار کردیم ؛ امادرخشش بی نظیر فرزندان ایران در آوردگاه جام جهانی فوتبال آن چنان برجسته بود که مردم تهران و چه بسا سایر شهرها را تا سحرگاهان به خیابان ها کشاند تا قدرشناس اعتماد به نفس بازیکنان ، کیفیت بالای بازی و مدیریت علمی و هوشمندانه کادر فنی تیم ایران باشند و اعلام کنند که ما در برابر بزرگترین قدرت های فوتبال جهان نیز توان ایستادگی داریم. بدون تردید می توان مدعی شد که اگرچه اسپانیا پیروز میدان بود ، اما ایران بازنده نبود. این غیرت و مردانگی بر مردم ایران مبارک باد.
        پیام بعد از مسابقه ایران و پرتغال :
  ملت بزرگ ایران دوشنبه شب 4 تیرماه سال 1397 را به عنوان شب تاریخی از یاد نخواهد برد ؛ زیرا فرزندان غیورش در میدان بزرگ جام جهانی 2018 روسیه مانند آرش کمانگیر هرچه نیرو ، انرژی غیرت و مردانگی داشتند ، در چله گذاردند و به مبارزه با قهرمان اروپا یعنی پرتغال با کریستین رونالدو ، مرد سال فوتبال جهان برخاستند و یکی از جلوه های به یادماندنی را در تاریخ ورزش ایران خلق کردند. مهار پنالتی رونالدو توسط سنگربان تیم ما علیرضا بیراوند ، زیباترین صحنه ای بود که هرگز فراموش نخواهد شد. درود بر غیور مردان ایران زمین که برای ما افتخار آفریدند . امروز تیم ملی ایران و جمهوری اسلامی در جهان سربلند است. اگر بپذیریم که پیروزی فقط در برد و باخت نیست ، تیم ملی فوتبال ایران قهرمان صحنه فداکاری و جوانمردی در دوره مقدماتی بیست و یکمین جام جهانی فوتبال 2018 میلادی است. این موفقیت گوارای وجود ملت بزرگ ایران باد.
زندگی پرماجرای بیراوند و غلبه بر مشکلات عدیده برای تبدیل شدن به یک چهره جهانی برای جوانان ایرانی بسیار درس آموز است که نشان می دهد یک جوان شهرستانی با اراده از یک خانواده معمولی و با داشتن کمترین امکانات چگونه می تواند به هدف خود برسد. این چهره محبوب در شبکه ورزش سیمای جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت که آرمان او این است که در ردیف سه دروازه بان برتر جهان باشد و در این مسیر از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.

Image result for ‫سرگذشت بیرانوند‬‎

یکی از دلپذیرترین صحنه هاپس از بازگشت تیم ملی فوتبال ایران از روسیه ، دیدار علیرضا جهانبخش ، چهره با اخلاق و آقای گل لیگ حرفه ای هلند با طرفداری منحصر به فرد به نام «متین» در کوره آجرپزی واقع در خاورشهر تهران بود. وقتی تیم ملی فوتبال کشورمان برای رقابت های جام جهانی در روسیه بود ، عکسی از کودکان در زمین خاکی در کوره های آجرپزی منتشر شد که روی پیراهن هر کدام از آنان نام و شماره یکی از بازیکنان تیم ملی فوتبال دست نویس شده بود. متین روی تی شرت زرد رنگش یک زیرپیراهن رکابی پوشیده و پشت آن نام علیرضا جهانبخش ، مهاجم تیم ملی فوتبال ایران را چسبانده بود. این عکس آن قدر دست به دست شد و در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی چرخید تا به دست خود جهانبخش رسید. این تصویر شاید برای انگیزه دادن به بازیکنان انتشار یافت تا بدانند چه چشم های نگرانی به پاهای آنان دوخته شده و امید بچه های زیادی به به برنده شدن شان گره خورده است ؛ اما همان وقت علیرضا جهانبخش خواست تا کودکی که نام او را به لباسش زده ،  معرفی کنند. این خبر باعث شد رویای دیدن جهانبخش ، رویای مشترک متین و هم بازی هایش شود که هر روز در زمین خاکی و خشن روستایشان در حاشیه تهران با دمپایی و توپ پلاستیکی فوتبال بازی می کنند.

See the source image

از همان روز آن ها هر صبح به امید دیدن قهرمان خود چشم باز کردند و خانه تا زمین خاکی را پیاده طی کردند و تا غروب پا به توپ دویدند تا وقتش برسد و جهانبخش را از نزدیک ببینند. تا این که سرانجام جهانبخش به دیدار متین پسر بچه خاورشهری رفت ، برایش توپ خرید و لباس شماره 18 خود را تن متین کرد و با او عکس یادگاری گرفت ؛ لباسی که حالا به تن او بزرگ است و تا مچ پایش می آید. بخشی ازمتنی که جهانبخش در باره این کار خیرخواهانه در اینستاگرامش همراه با چند عکس در کنار متین منتشر کرد ، به شرح زیر می باشد :
" خدا را شکر که توانستم این کوچولوی نازنین را از نزدیک ببینم. از وقتی فهمیدم کجاست ، لحظه شماری می کردم برای دیدنش تا بتوانم حس قشنگی که با عکس اش و آن نوشته پشت کمرش به من داد را ، حتی برای یک مقدار هم که شده با دیدارش به او برگردانم. متین همان بچه ای بود که فکرش را می کردم. شیطان و بازیگوش – زمین خاکی ، دمپایی پاره و لباس خاکی متین ، بد جور مرا یاد بچگی خودم انداخت ؛ با این تفاوت که من توانستم سقف آرزوهایم را بزرگ تر ترسیم کنم و آرزوی من این است که این بچه ها هم بتوانند سقف آرزو های بزرگ تری داشته باشند. و ... "
یکی از شب های برگزاری مسابقات جام جهانی ، علیرضا جهانبخش میهمان برنامه 2018 شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران بود و عادل فردوسی پور با او گفت و گو می کرد. اینجانب به راستی شیفته اش شدم و با خود اندیشیدم که جهانبخش شایستگی الگو شدن برای جوانان را دارد. این چهره دوست داشتنی و موفق در عرصه فوتبال اروپا مانند علیرضا بیرانوند پس از پشت سر گذاردن دوران سخت کودکی و نوجوانی در ایران با مهاجرت به هلند و فراگیری زبان های انگلیسی و هلندی و تمرینات مداوم به یک چهره اثرگذار تبدیل شد و به عنوان سفیر فرهنگی ایران مطرح می باشد. بسیار خرسندیم که او پس از هلند در فصل پیش رو در تیم برایتون انگلستان و در لیگ حرفه ای آن کشور بازی خواهد کرد.
قیمت علیرضا جهانبخش در آخرین " به روز رسانی " سایت معتبر ترانسفر مارکت به 16 میلیون و 200 هزار یورو رسیده است. قیمت این بازیکن ارزشمند تیم ملی قبل از جام جهانی 10 میلیون و 800 هزار یورو بوده است . این افزایش قیمت چشمگیر بعد از بازی های جام جهانی اتفاق افتاده ، در حالی که نمایش جهانبخش فوق العاده نبود. اینجاست که مشخص می شود ویترین جام جهانی چقدر بزرگ است و چه تأثیری در سرنوشت فوتبالیست ها دارد.
یکی دیگر از افتخارات مردم ما در آوردگاه جام جهانی 2018 روسیه ، درخشش تیم داوری ایران بود که یک قدم تا رویای خود یعنی قضاوت فینال مسابقات فاصله داشت. اگرچه داوری مسابقه رده بندی بین تیم شگفتی ساز بلژیک و انگلستان دست کمی از فینال نداشت ؛ اما به اعتراف کارشناسان داوری آقای علیرضا فغانی و دستیاران او آقایان رضا سخندان و محمدرضا منصوری شایستگی قضاوت در مسابقه نهایی را داشتند. آقای فغانی فینال جام ملت های آسیایی 2015 ، فینال المپیک 2016 ریو ، فینال لیگ قهرمانان آسیا ، نیمه نهایی جام کنفدراسیون ها و فینال جام باشگاه های جهان را سوت زده بود و در جام جهانی روسیه هم ، بازی های بزرگی را بدون استفاده از ویدئو چک قضاوت نمود که بسیار ارزشمند بود. درعین حال در دور پایانی مسابقات با وجود این که 30 داور برتر دنیا حضور داشتند ، قضاوت بازی رده بندی به نمایندگان ایران رسید تا نام کشورمان را بلند آوازه سازند.

See the source image

در پایان ذکر این نکته را ضروری می دانم که برنامه ریزان جام جهانی با توزیع بازی ها در استان های مختلف روسیه تقویت وحدت سرزمینی آن کشور را قوام بخشیدند و با برگزاری موفق و بدون حادثه بازی ها و فراهم کردن تسهیلات لازم برای آمدن ده ها هزار تماشاگر خارجی و جابجایی آنان در داخل ، توانستند چهره این کشور را که بعد از حوادث اوکراین در غرب ، خشن و خطرناک ترسیم شده بود ، با مهارت کامل تلطیف کنند.
روس ها در بعد سیاست داخلی توجه ویژه ای را به مناطق مسلمان نشین خود معطوف داشتند و علاوه بر ساختن استادیوم های بزرگ ورزشی در آن استان ها و برگزاری مسابقات در آن ها ، تیم ملی مصر را در شهر گروزنی پایتخت جمهوری چچن اسکان دادند. برای روسیه ای که از تحریم رنج می برد ، چنین همبستگی ملی بسیار پر ارزش می باشد.
باشد که آموزه های ما از مکتب فوتبال ، راه گشای توسعه پایدار در ایران عزیز باشد.