دکتر ابراهیم جعفری
دکتر ابراهیم جعفری

دکتر ابراهیم جعفری

فرهنگی

پروفسور فضل الله رضا


علی دهباشی
 روز پنجشنبه گذشته ۳۰ آبان ماه خبر درگذشت چهره نام آور علمی ایران پروفسور رضا بر صفحه اول مطبوعات نقش بسته بود. ذکر جمیل شادروان #پروفسور_فضل_الله_رضا را از ایام دانشجویی برادرم استاد علی اکبر جعفری در دانشگاه تهران به خاطر داشتم ؛ تا این که در سال ۱۳۸۲ که به ایران تشریف آورده بودند ، توفیق یافتم‌ در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران آن انسان والا و دانشمند بزرگ را از نزدیک ملاقات کرده و همگام با خیل مشتاقان خرد و آگاهی به سخنرانی ایشان گوش فرا دهم. فراموش نمی کنم که دوست عزیز و فرهیخته جناب آقای حسن وکیلی فرد از کنشگران و فعالان آن محفل علمی بود. با توجه به این که چنین فرصت هایی به ندرت در زندگی انسان به وجود می آید ، شرکت در آن اجتماع شکوهمند و استثنایی خاطره ای ماندگار را در ذهن و ضمیرم برجای گذارد.

از میان مطالبی که در توصیف شخصیت پروفسور رضا مطبوعات چاپ کردند ، روز شنبه دوم آذر ماه ۱۳۹۸ یادداشتی را از جناب آقای علی دهباشی مدیر مسئول مجله بخارا در روزنامه اعتماد مطالعه نمودم که بسیار جالب و خواندنی بود. از این رو تصمیم گرفتم جهت ادای دین به محضر آن پیر فرزانه که برای همه ایرانیان افتخار آفرین بوده و هست ، آن را در فضای مجازی بازنشر نمایم.
روانش شاد و یادش گرامی باد.

✅ پروفسور رضا را به عنوان استاد ادبیات به یاد می آورم
دو سال پیش این افتخار را داشتم که همراه با یکی از دوستان از تورنتو به محل زندگی استاد فضل‌الله رضا در اوتاوا بروم. دیدار چندساعته‌ای بین ما اتفاق افتاد و در این چند ساعت از هر دری با ایشان گفت‌وگو کردیم، سعی می کردیم شنونده باشیم ؛ اما انبوه سوالات برای ما وجود داشت. در همین جا باید یاد کنم از برادر ایشان زنده‌یاد دکتر عنایت‌الله رضا که یکی از شریف‌ترین انسان‌هایی است که من در زندگی خود دیده‌ام.

اگرچه راه او با راه برادر از جهاتی جدا بود اما در ایران دوستی و عشق به زبان و فرهنگ و ادبیات ایران با هم دیدگاه‌های بسیار مشترک داشتند. پروفسور رضا با عمر طولانی و سلامت فکری تا دو سال پیش که او در منزل خویش با دخترشان زندگی می کرد و با عصایی که زیاد هم برای او ضروری نبود، راه می رفت ، در سلامت کامل جسمی و ذهنی بود و صحبت از کتابی می کرد که مجموعه مقالات او بوده و قرار است روزنامه اطلاعات منتشر کند.

✅ پروفسور رضا حاصل یک دوره درخشان پرورش و توجه به علم در ایران بود؛ نسلی که بعد از نسل اول فرزندان مشروطیت به خارج رفت و آموخت. نسل پروفسور رضا تماما به ایران بازگشتند و منشا خدمات علمی فراوانی برای ایران شدند. اصولا در آن نسل و نسل‌های بعد منهای نسل کنونی این اصل به صورت یقین بود که ما می رویم و می آموزیم و بعد برای خدمت به مملکت خود باز می گردیم. این نسل هرگز وسوسه زندگی در غرب با امکانات بسیار نشدند، اگر هم می رفتند برای سمینار یا یک ترم درس دادن که بیش از سه ماه نمی شد. در مورد دکتر رضا به علت حوادث انقلاب ، این سفر طولانی تر شد و به واسطه زندگی فرزندان و همسرش در آنجا به نوعی ناچار به ماندن شد. اما در دوران پس از ریاست دانشگاه که حتی سمتی هم نداشت، آماده خدمت بود.

✅ عده بسیاری پروفسور رضا را در مسائل بسیار پیچیده علمی می‌شناسند، من ایشان را در وجوه ادبی او به جا می آورم. در تمام نامه‌ها ، ‌مکاتبات و چند ساعتی که با دوست مشترک آنجا بودیم ، صحبت از ادبیات و فرهنگ و موسیقی ایرانی بود. انگار که ایشان یک پروفسور در رشته ادبیات بود تا مسائل فیزیک و هسته‌ای و نجوم و از این قبیل. بیشتر دوستی های او در ایران با هموطنانش با استادانی همچون دکتر محمود افشار، عبدالحسین زرین‌کوب، باستانی پاریزی و استادان دیگر بود.

یادم است از مقالات بخارا که مرتب می خواند توجه خاص خود را به مقالات دکتر شفیعی کدکنی، دکتر ژاله آموزگار، دکتر محمدعلی موحد ابراز و تاکید کرد و گفت هنوز مثل یک دانشجو از آنان می آموزم.

✅ فروتنی علمی پروفسور رضا بی نظیر بود. در همان زمان ، دانشجویی به ایشان تلفن کرد و او با فروتنی خاصی آنچه می دانست را گفت و آنچه نمی دانست که بسیار هم بود را با نمی‌دانم، حتما به فلانی یا فلان کتاب مراجعه کنید ، بیان کرد.

ای کاش بخشی از استادان ما فروتنی علمی را از پروفسور رضا بیاموزند که همواره خود را دانشجو احساس می کرد. این فروتنی ذاتی بود و به آن تظاهر نمی کرد. شما در عمل می دیدید که با چه دقتی به صحبت‌های شما گوش فرامی دهد و با پرسش‌هایی که می کند در پی آموختن یا دریافتن یک موضوع است. با رفتن پروفسور رضا و پیوستن او به هفت هزارسالگان ، یکی از آخرین دانشمندان ما از آسمان کم ستاره بزرگان ایران خاموش شد.
یادش گرامی و خاک بر او گوارا باد.

ابراهیم جعفری

روستا زاده دانشمند


من قصه عشق را مکرر خواندم

تفسیر بسی لاله پرپر خواندم

آویخت به گوش جگرم خوشه داغ

تا نامه " نخل های بی سر " خواندم



   

  ✅


روز ۲۵ آبان ماه ۱۳۹۸ همزمان با هفته کتاب ، به پاس بیش از ۴۰ سال خدمت صادقانه فرهنگی و نگارش ۲۳ کتاب در حوزه ادبیات داستانی توسط استاد قاسمعلی فراست و قدرشناسی از مجاهدت علمی ایشان ، مراسم وزین و خاطره انگیزی با حضور انسان های صاحب دل و اهل قلم و خانواده معزز ایشان در خانه کتاب برگزار گردید. او که دانش آموخته ادبیات دراماتیک از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است ، از نویسندگان پیشگام در قلمرو داستان نویسی دفاع مقدس به شمار رفته و مهم ترین اثر او به نام #نخل_های_بی_سر که راوی دفاع ، حماسه و مظلومیت خرمشهر می باشد ، بارها به چاپ رسیده است.


✅ فراست که فرزند زمان خویشتن است ، با کتاب زندگی می کند و آثارش پاره های تن او هستند. در سخنانی که ایراد کرد ، خاطرنشان ساخت که ۴ فرزند شناسنامه دار دارد و ۲۳ فرزند دیگر که کتاب های او هستند. آثار این نویسنده پیشکسوت آیینه روزگاری است که تجربه کرده و اتفاق های مهم جامعه ایران پس از انقلاب را بازتاب می دهد. او به آنچه نوشته ، باور داشته و اهل تزویر ، ریا و ناراستی نبوده است. به همان اندازه که شیوا می نویسد ، صراحت کلام هم دارد که این دو ویژگی به ماندگاری و تاُثیرگذاری آثارش کمک شایانی می کند. آثار فراست نشان از دردمندی انسانی می دهد که میانه ای با بُرج عاج نشینی ندارد و در پس هر کدام حرفی برای گفتن نهفته است. اخلاق گرایی ، ظلم ستیزی ، مبارزه با اشرافیت ، سنت گرایی ، خرافات زدایی ، مهر ورزی و ... دال های مرکزی آثار قاسمعلی فراست است.

✅ لغت نامه دهخدا " فراست " را فهم ، ادراک ، زیرکی و دانایی معنی کرده و شگفتا که این نام خانوادگی با خصلت های انسانی و صفات برجسته و محبوب قاسمعلی همزاد است. ساده و صمیمی بودن ، صداقت داشتن ، خوش خلقی و روا داری ، خلاقیت ، فروتنی ، آزادگی و ... از ویژگی های برجسته این انسان دوست داشتنی است. قاسمعلی آن قدر به مادرش ارادت می ورزد که هر گاه سری به ایشان در گلپایگان می زند ، از صمیم قلب می گوید : " به زیارت مادرم می روم. " این نویسنده متعهد و مسئول که برادر دو شهید گرانقدر دوران دفاع مقدس است ، در سخنان خود بر روستایی بودنش افتخار کرد و افزود : " این اجتماع نه به خاطر من‌؛ بلکه به خاطر ارزش نهادن به مقام قلم و اندیشه است. "

✅ لازم به یادآوری است بعد از رمان " نخل های بی سر " که توسط چند ناشر به زیور طبع آراسته گردیده ، رمان های " گلاب خانم " با ۹ نوبت ، " روزهای برفی " با ۸ نوبت و "افطار " با ۵ نوبت چاپ بالاترین سطح انتشار را داشته اند. در ضمن رمان " نیاز " به زبان های انگلیسی و عربی ترجمه شده و فیلم های تلویزیونی " نیاز " از روی رمان " نیاز "و " افطار " از روی رمان "افطار " و نیز سریال " روزهای برفی " با اقتباس از رمان " روزهای برفی " ساخته شده که چند بار هم از شبکه ۲ سراسری پخش گردیده است.

✅ اینجانب در سال ۱۳۹۳ مقاله ای با عنوان " با قاسمعلی فراست در میان نخل های بی سر " به مناسبت هفته دفاع مقدس نوشتم که در روزنامه ایران به چاپ رسید و در سایت آخاله ( Akhale.ir ) نیز بارگذاری گردید.خوشبختانه این مقاله برای علاقه مندان از طریق مراجعه به سایت قابل دسترسی است.

✅ با آرزوی سلامتی و اثربخشی هرچه افزون تر این چهره فرزانه یادداشت را با شعری از شاعر گرانمایه معاصر استاد سهیل محمودی که یکی از سخنرانان برنامه بود ، به پایان می برم.





عشق طرح ساده لبخند ماست

معنی لبخند با پیوند ماست

عشق را بادست های مهربان

هرکه قسمت می کند ، مانند ماست

عشق یعنی این که ما باور کنیم

یک‌دل دیگر ارادتمند ماست

پاراآکادمی‌ها و توزیع مردمی دانش- روزنامه اطلاعات - دوشنبه ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۸

روزنامه اطلاعات - دوشنبه ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۸

پاراآکادمی‌ها و توزیع مردمی دانش

عمومی‌سازی علم یا توزیع اجتماعی دانش به شکل نوین که از ابتدای قرن بیستم در مغرب زمین مطرح شد، در ۵۰ سال اخیر مورد توجه جدی سیاستگذاران قرار گرفته است؛ زیرا آنان که دریافته‌اند بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مستلزم بهره‌گیری از خرد همگانی است، ناچارند این راهکار را برگزینند. در روزگاری که مراکز آموزشی بخصوص دانشگاه‌ها دچار کژکارکردی و رخوت شده‌اند، کانون‌های علمی مردمی مانند خانه ریاضیات می‌توانند نقشی را ایفا کنند که در جهان امروز پاراآکادمی (موازی) نام گرفته است.
پیش از آن، دانش بیشتر به کانون‌های مشخصی که همان مراکز آکادمی و دانشگاه‌ها بود، محدود می‌شد؛ اما بعدها این امکان فراهم آمد تا در سطح جامعه به اشتراک گذاشته شود و نهادهای موازی با مراکز آکادمیک برای توزیع دانایی پدید آید؛ چرا که عملا دانشگاه‌ها فضایی برای عمومی کردن دانش فراهم نمی‌کردند. یکی از قدیمی‌ترین نمونه‌‌ها در زمینه همگانی کردن علم، «فرانسیس بیکن» است که از او به عنوان پیامبر ترویج علوم جدید یاد می‌شود. در شکل‌گیری پاراآکادمی‌ها، دانشگاه‌ها نیز بی‌تأثیر نبوده‌اند؛ زیرا به مرور زمان با در اختیار گذاشتن سالن‌های اجتماعات و دیگر امکانات، فضایی برای سخنرانی صاحب‌نظران و استادان ایجاد می‌کردند تا معلومات آنان مورد استفاده عامه مردم قرار گیرد.


Somer Francis Bacon.jpg

چنین سنتی ابتدا در دانشگاه سوربُن فرانسه و در دانشگاه‌های آلمان شکل گرفت و طی آن بسیاری از فیلسوفان بزرگ آن زمان کلاس‌هایی را برای همه شهروندان برگزار می‌کردند. خوشبختانه دانشگاه‌های ایران نیز در زمینه فراگیر ساختن دانش در میان مردم فعال بوده‌اند و هستند؛ کما این‌که که در حال حاضر نهادهای مدنی علمی نظیر انجمن‌های جامعه‌شناسی، مطالعات ارتباطات و فرهنگ ایرانی ، آبخیزداری و ترویج کشاورزی و ... در دپارتمان‌های دانشگاهی شکل گرفته‌اند.
بدیهی است که برای دستیابی به توزیع عمومی دانش از طریق پاراآکادمی‌ها باید گفت و گو میان اقشار نخبه و فرهیخته به وجود آید و به عبارت دیگر این مراکز به پاتوق‌های فکری بدل شوند. مهم‌ترین خصیصه‌ و ویژگی‌های پاتوق‌های فکری، غیررسمی بودن و استقلال آن‌ها از ساختارهای رسمی است.
اولین نمونه از پاتوق‌های فکری در ایران را می‌توان در نشست‌های فکری و مطالعاتی کافه نادری ردیابی کرد؛ از نیما یوشیج گرفته تا ادیبان و شاعرانی مانند هدایت، شاملو و فروغ. در این کافه و در زیر درختان، روی صندلی‌های چوبی لهستانی و پشت میزهایی می‌نشستند و باهم روزنامه می‌خواندند و بحث‌های ادبی و هنری می‌کردند. کافه نادری که به بخش انکارناپذیر از تاریخ تهران بدل شده است، آمیختگی ناگسستنی با هویت فرهنگی ایران دارد و می‌توان ادعا کرد که تاریخ ادبیات ایران معاصر در فضای آن رقم خورده است.
بی‌تردید خانه‌های ریاضیات هم که با انگیزه سرایت این دانش به زندگی روزمره‌ مردم و در راستای اهداف پاراآکادمی‌ها تشکیل شده‌اند، باید فضایی مانند کافه نادری داشته باشند تا علاقه‌مندان به دانش ریاضی اعم از استادان، دبیران، دانشجویان، دانش‌آموزان و حتی مردم عادی بتوانند فارغ از هرگونه نگرانی و دلواپسی و در کمال آرامش، بحث و گفت و گو کنند؛ زیرا همان‌گونه که از نامش پیداست، کلمه خانه به تنهایی این موضوع را به مخاطب القا می‌کند که این جا محل اضطراب و استرس نیست.


                                                            نتیجه تصویری برای خانه ریاضیات گلپایگان

سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۰ میلادی را « سال جهانی ریاضیات» نام‌گذاری کرد، تا نشان دهد که گذر از قرن بیستم به قرن بیست و یکم باید از مسیر ریاضیات صورت پذیرد. از این رو شعار «ریاضیات برای همه» در مجامع ریاضی دنیا سر داده شد. در گذشته این تصور به وجود آمده بود که ریاضیات فقط مخصوص نخبگان است و عامه مردم استعداد یادگیری آن را ندارند. این تصور غلط باعث شد تا فرصت یادگیری ریاضیات برای همه ایجاد نشود.


                                              Image result for ‫سال جهانی ریاضیات‬‎


علاوه بر آن آموزشگران ریاضی به این نتیجه رسیده بودند که ریاضی نباید از زندگی واقعی دانش‌آموز فاصله داشته باشد و او باید بتواند بین زندگی روزمره و کلاس درس ریاضی ارتباط برقرار کند. معلم کلاس باید به عنوان یک راهنما نگرش‌های دانش‌آموزان را تنظیم و کمک کند تا خودشان رویه‌ها، روش‌ها (الگوریتم‌ها) و فرمول‌ها را بسازند. این دیدگاه‌های جدید در آموزش ریاضی سبب شد ایده ساخت خانه‌های ریاضیات توسط ریاضی دانان کشورمان مانند دکتر رجبعلی‌پور از دانشگاه کرمان و دکتر رجایی از دانشگاه صنعتی اصفهان مطرح شود. در واقع آنان می‌خواستند مکان‌هایی تأسیس شود تا عامه مردم ریاضی را تمرین کنند و به همین دلیل نام این مکان را «خانه ریاضیات» گذاشتند‎. با تأسیس خانه ریاضیات در گلپایگان توسط گروهی از استادان ریاضی در اسال ۱۳۹۶ نیز مهم‌ترین گام در راه عمومی‌سازی این دانش بنیادی در میان جوانان برداشته شده است.‏

    دکتر ابراهیم جعفری
   مدرس علوم ارتباطات دانشگاه

تضاد بزرگ!- چرایی عدم پوشش خبری راه پیمایی عظیم مردمی اربعین

تضاد بزرگ!

 ✏️علیرضا خانی

                                                 نتیجه تصویری برای چرایی عدم پوشش خبری اربعین


   یادداشت سردبیر روزنامه اطلاعات آقای علیرضا خانی در روز یکشنبه ۲۸ مهرماه در مورد عدم پوشش خبری راه پیمایی عظیم مردمی اربعین از سوی رسانه های بزرگ جهانی دارای نکات ارزشمندی است که بازنشر آن خالی از لطف نیست.
  می گویند وقتی نخستین سفیر بریتانیا در ایران ، به طور ناگهانی با مراسم روز عاشورا مواجه شد ، ابتدا ترسید و بعد اولین پرسشش این بود که آیا این کارها منافع بریتانیا را تهدید نمی کند؟! وقتی پاسخ شنید که نه. خیالش راحت شد و گفت: خب. چه اشکال دارد. هر چقدر می خواهند سینه بزنند!
اما امروز با گذشت بیش از یکصد سال از آن زمان قضیه تغییر کرده است و قدرت های جهانی احساس می کنند آنچه در گذشته به عنوان یک مراسم صرفاً مذهبی منافع آنان را تهدید نمی کرد ، اینک در قالب مانوری بزرگ می تواند به هژمونی آنان لطمه های غیر قابل جبران وارد کند.
از نظر #روزنامه_نگاری_تخصصی و اصول علمی حاکم بر رسانه، نفس حرکت بیش از #بیست_ #میلیون_نفر به سوی یک نقطه تاریخی خاص، در یک دوره زمانی معین ، رویدادی بسیار بزرگ است که از #ارزش_خبری درجه اولی برخوردار است. چنانچه این رخداد در تبت ، ایتالیا ، استرالیا یا حتی برزیل رخ می داد ، به طور حتم سوژه خبری رسانه های بزرگ دنیا می شد و شبکه های خبری گزارش هایی زنده از آن برای بینندگان جهانی خود پخش می کردند تا آنان را از یک رویداد بزرگ فراملی در بخشی از دنیا مطلع کنند و درباره خاستگاه ، ریشه های تاریخی ، آداب و مناسک این اتفاق با کارشناسان خبره مصاحبه می کردند و گزارش های خبری و تصویری یاپی روی آنتن می فرستادند.
اما #بزرگترین_اجتماع_بشری و #طولانی_ترین #مسیر_پیاده_روی_مردمی در جهان ، تقریبا با سکوت کامل شبکه های بزرگ خبری جهان همراه شده و هر ساله در همین سکوت برگزار می شود. آنها از این بیم دارند که این راهپیمایی مانور قدرت شیعه و به ویژه ایران در برابر قدرت های کوچک تر منطقه و به ویژه در برابر قدرت های بزرگ فرامنطقه ای باشد. بنابراین با این توجیه که رویداد اربعین مربوط به یک شعبه از اسلام است و نه همه مسلمانان و توجیه دیگر که دولت ایران برگزارکننده و هدایتگر این راهپیمایی با اغراض سیاسی است ، از پوشش دادن این واقعه سر باز می زنند و در این مسیر حتی #اصول_ #خبری_حرفه_ای خود را نادیده می گیرند. هر چند مراسم #اربعین ، مشخصاً به عنوان یک مراسم شیعی شناخته شده است ؛ اما حضور سنی ها، مسیحی ها، زرتشتی ها، ایزدی ها و… از کشور‌های مختلف در این مراسم، نشان از فرا مذهبی بودن قیام امام حسین (ع) و فرهنگ آزادی و ایثار دارد. یکی از تضادهای بزرگ رفتار رسانه ایِ رسانه های بزرگ جهان از جمله رویترز ، آسوشیتدپرس، فرانس پرس و بی بی سی که دست بر قضا همگی متعلق به نظام های مبتنی بر مکتب #لیبرالیسم هستند، فرار از #پوشش_خبری  و نادیده گرفتن رخداد بزرگ اربعین است. این رسانه ها خود را متعلق به ارزش های والای مکتب لیبرالیسم می دانند که دقیقاً دفاع از  #آزادی به عنوان ناب ترین ارزش بشری در برابر هر گونه ظلم و بی عدالتی یا تلاش برای تهدید و تحدید این ارزش است.در همین حال مهمترین وجه قیام امام حسین ( ع ) نیز دفاع از آزادی در برابر ظلم و بی عدالتی بود ، و این اشتراک معنا ، به طور طبیعی باید این رسانه ها را برآن می داشت تا با بیشترین اشتیاق ، رویداد اربعین را پوشش خبری دهند ؛ اما بر خلاف انتظار، رسانه های نظام جهانی لیبرال از پوشش دادن به اخبار مربوط به اربعین طفره می روند و سر در برف فرو می برند. در حالی که اگر آزادی زنی در زئیر یا کودکی در نپال به خطر می افتاد آنان خود را موظف به پوشش و پیگیری وسیع رخداد بر اساس اصول اخلاقی مکتب آزادی خواهانه لیبرالیسم می دیدند!
بنابراین به طور روشن می توان این نتیجه منطقی را از رفتار جریان رسانه ای نظام لیبرال استنتاج کرد که « آزادی» تا آنگاه از ارزش برخوردار است که در خدمت منافع نظام سرمایه داری مدعی آزادی خواهی است و چنانچه این ارزش ، در خدمت مکتب دیگری قرار گرفت که منافع آنان را تأمین نمی کند یا به منافع آنان آسیب می زند یا #هژمونی آنان را خدشه دار می کند، این مفهوم به کلی از موضوعیت خارج می شود و ارزش « منافع» جای آن می نشیند. آیا این برداشت ، حتی با نگاهی کاملاً غیردینی و سکولار، قابل کتمان است؟

                                         ابراهیم جعفری

گفتگو با دکتر ابراهیم جعفرى در روزنامه اطلاعات ۱۵ مهرماه ۱۳۹۸ ( ضمیمه اجتماعی )




                  مدرسه در مزرعه
     به بهانه «روز روســتا و عشــایر»



 موضوعى از جنس روســتا را انتخاب کردیم و با فردى که 35 ســال با علاقه در زمینه حل مشــکلات روستاییان فعالیت داشته و تحقیق و پژوهش کرده است به گفتگو نشستیم. ابراهیم جعفرى بیش از سه دهه در جهاد سازندگى سابق و جهاد کشاورزى فعلى کار کرده؛ جایى که قلمرو فعالیتش محرومیت زدایى از روستاهاســت. وى از دانشــجویانى بــود کــه بعــد از تعطیلات دانشــگاه ها در روند انقلاب فرهنگى داوطلبانه به روســتاهاى محروم ســفر کرد و به انجام کار فرهنگى پرداخت؛ روستاهایى که از ابتدایى ترین امکانات مثل آب آشامیدنى، برق و راه آســفالته و ... بى بهره بودند و طبیعتا از نظر فرهنگى هم محرومیت داشــتند. او بعدها در دانشــگاه به مقوله توســعه پایدار علاقه مند شد و رساله دکتراى ارتباطات اجتماعى خود را با موضوع «ارتباطات مشارکتى در جامعه روســتایى» انتخاب کرد که بعدها به صورت کتاب چاپ شــد. دکتر جعفرى براى انجام این پژوهش به هفت استان کشور سفر کرده و سال ها داوطلبانه به روســتاییان آموزش داده اســت. مصاحبه پیش رو حاوى مطالب ارزنده اى درباره راه هاى توســعه روســتایى، ترویج ایده هاى نو در میان روســتاییان، چشم انداز و نحوه احیاى روستاهاست.

 *به نظـر مى رسـد آموزش بـه روسـتاییان در قالب ترویج ایده هاى نو براى افزایش بهره ورى و توسعه روستایى، از اهمیت خاصى برخوردار است. این ایده از چه زمانى مطرح شد؟

از سال 1365 که رویکرد جهاد سازندگى نسبت به مقوله فرهنگى در روستاها عوض شد، این اعتقاد به وجود آمد که باید به ترویج ایده هاى نو در زمینه دامپرورى، کشاورزى و صنایع روستایى پرداخته شود؛ به این معنا که راه هاى جدید و علمى را جایگزین روش هاى قدیمى کنیم. مثلا در گذشته کشــاورزان براى کشت در سطح شــیب دار، زمین را به شکل عمودى شخم مى زدند که در نتیجه بعد از یک باران برق آســا هم خاک شســته مى شــد و هم آب هدر مى رفت ؛ امادر روش علمى به کشــاورزان گفته مى شــد زمین را به صورت مایل شــخم بزنند تا به نتیجه بهترى دســت یابند یا براى مبارزه با آفات کشاورزى، سم زدن به محصولات به خصوص از نوع «د.د.ت» بسیار فراگیر شــده بود که هم باعث آســیب رساندن به محیط زیست مى شد و هم محصــول ناســالمى به بــار مى آمد. اما در روش جدید به کشــاورزان تفهیم مى شــد که دشــمن این آفت در خود طبیعت موجود اســت؛ به جاى سم زدن باید دشــمن آفت را پیدا کنند تا به صورت خودکار آفت از بین برود و اجازه دهند کشاورزى، بیولوژیک یا ارگانیک باشد نه این که با استفاده بی رویه از کود شیمیایى و ســم ، آفــت را از بیــن ببرند. ما این گونــه آموزش و ترویج ایده هاى نو را در بسیارى از روستاها آغاز کردیم.

 * با این حال متأسـفانه هنوز بسـیارى از روسـتاییان از روش هاى نو استفاده نمى کنند. آیا جهاد کشاورزى در آموزش دادن خیلى جدى نیست یا روستاییان مقاومت مى کنند؟

 این موضوع دلایل مختلفى دارد. اول آن که ترویج ایده های نو ، کار فوق العاده دشــوار و زمان برى اســت. دوم این که کشاورزان روســتایى غالبا کم سواد یا پابه سن گذاشته هستند که سال ها از مسائل آموزشى دور بودند؛ البته برخى مدل هاى آموزشى هم ناکارآمد بودند که به تدریج اصلاح شدند. من بعد از دوره لیسانس و پایان دوره سربازى به دلیل علاقه شخصى به کردستان رفتم و حدود سه سال و نیم مسؤول آموزش روستایى جهاد سازندگی این اســتان شــدم؛ البته از تهران به ما خط داده مى شــد و ما فقط مجرى امر بودیم. گفته مى شــد براى روســتاییان کلاس بگذارید و به آنان درباره روش هاى نو در کشــاورزى آموزش بدهید.  همراه تعدادى دیگر از مدرســان به مریوان ، بانه ، سقز ، دیواندره ، کامیاران و ... مى رفتیم و از روســتاییان دعوت مى کردیم تا در کلاس هاى آموزشــى شــرکت کنند. کلاس ها میز و صندلى داشــت و شبیه مدرسه بود. روستاییان هم استقبال مى کردند و رفتارشان محترمانه و کلامشــان دلگرم کننده بود. آنها به ما مى گفتند درود بر شــما آقاى مهندس، چقــدر زیبــا حرف مى زنیــد، حرف هایتان را باید با آب طلا نوشــت؛ اما این گفته ها فقط یک تعارف مؤدبانه بود و در نهایت آنان همان روش خود را در کشاورزى پیاده مى کردند!

* آیـا کشـاورزان اجبـارى بـراى شـرکت در کلاس هـا داشتند؟

 خیر، اما از آنجایى که جهاد در اســتان کار سازندگى انجام داده بود، وقتى از آنان درخواســت شــرکت در کلاس هاى آموزشى را داشت ، تحت رودربایســتى اجابت مى کردند. دســت به ســینه مى نشستند. پذیرایى مفصلى هم مى شــدند و هدیه اى هم دریافت مى کردند، اما کلاس ها هیچ خروجى نداشت.

 * منظورتان این است که روش سنتى کشاورز با شرکت در کلاس هاى آموزشى تغییر نمى کرد؟

دقیقــا و ایــن موضوع فقط مختص به کردســتان یا حتی ایــران نبود. نتایج تحقیقات گسترده در مالزى، مصر و اندونزى هم گواه بى اثر بودن برگزاری کلاس هاى آموزشــى با این شیوه براى روســتاییان بود تا این که ســازمان فائو (ســازمان بین المللى خواربار وکشاورزى) از کارشناسان بین المللى کشورهاى مختلف درخواست کرد مســأله را بررســى کنند؛ بنابراین کمیسیون ها و جلسات متعددى درباره این که چرا کلاس هاى آموزشى براى روستاییان بى نتیجه است، برگزار شد. عده اى از کارشناســان، بى ســوادى و کم ســوادى روستاییان را دلیل اصلى موضوع برشمردند اما عده اى این دلیل را قانع کننده ندانستند و خواستند که این توهین و جفا به روستاییان روا نشود و گفتند که روستاییان انسان هایى بســیار فهیــم بــا ضریب گیرندگى قوى هســتند و قطعا دلیــل چیز دیگرى است.

 * علت اصلى چه بود؟

حلقه مفقوده، فقدان " ارتباطات مشــارکتى " بود؛ به این معنا که از نظر و ایده خود روستاییان در مباحث آموزشى استفاده نمى شد. وقتــى یــک فرد روســتایى را به کلاس آموزشــى مى آورید و برایش سخنرانى مى کنید او در دل خود مى گوید این فرد که چند کلاس درس خوانده، حال فضل خود را به رخ من مى کشد، درحالى که اجداد و  پدرم کشاورز بوده و من سرشار از تجربه ام. به عبارتی ما آمرانه، عمودى و از بالا به پایین حرفمان را به روستاییان عزیز تحمیل مى کردیم و در نتیجه آن ها قبول نمى کردند.

 * کارشناسـان چه راه حلى را براى رفع مشـکل پیشنهاد کردند؟

کارشناســان به این نتیجه رســیدند که به جاى آوردن روســتاییان به کلاس هاى آکادمیک، خودشــان به روســتاها بروند و کلاس ها را در مزرعه و باغ افراد به صورت عملى برگزار کنند. آنان روان شناسى محیط را در نظر گرفتند. این که یک روســتایى براى آموزش روش هاى نو به شــهر بیاید و در محیطى آکادمیک که بسیار دور از فضاى زندگى اوست ، شرکت کند با این که در مزرعه اش با کارشــناس مربوطه درباره موضوع موردبحث تعامل داشــته باشد ، بسیار متفاوت است. خوشبختانه معاونت ترویج وزارت جهاد کشاورزى هم چنین رویکردى را دنبال مى کند. این معاونت در روســتاها کلاس هاى ســیارى به اســم «مدرســه در مزرعه» را ایجاد کرده اســت که در آن ها هم کارشناســان از تجربیات روســتاییان بهره مند مى شــوند و هم روستاییان از اطلاعات کارشناســان. من براى درک موضوع به روســتاهاى هفت اســتان در روستاهای شــهرهاى یزد، بیرجند، ارومیه، قم، فریدون کنار، خمین و یاسوج سفر کردم. خاطرم هست در یزد چادرى براى آموزش بنا شده بود. باغداران زیادى سر مزرعه آموزش مى دیدند و گروه گروه با کارشناسان بحث مى کردند، مثلا روی این موضوع که راه مبارزه با این شــته مزاحم به عنوان آفت چیســت؟ بعد از چند ساعت گفتگو در باغ های اطراف ، همه در چادر جمع مى شــدند و یک ســاعت زمان مى برد تا صحبت هاى خود را جمــع آورى کننــد و حاصل ایــن گفتگوها منجر به تغییر نگرش ها می شد.  در یکى از این کلاس ها کشــاورزى کاملا بى ســواد شــرکت مى کرد. با این که هیچ ســخنى نمى گفت ولى چنان لبخندى به لب داشــت و چنان احساس رضایتى مى کرد که گویى مبلغ هنگفتى پول به او هدیه داده اند. چون احســاس مى کرد خودش در تولید دانش دخیل بوده و به حســاب آمده اســت. ارتباطات مشــارکتى روســتایى دقیقا یعنى همین. یعنى ما فکر نکنیم روستاییان مانند ظرف خالى هستند که ما باید آن ها را از معلومات لبریز ساخته و ارتباط با آنان یک سویه باشد.

* تغییر روش چقدر تأثیرگذار بود؟

 صددرصد. در روســتاهایى که از روش آموزش در مزرعه اســتفاده شد تأثیرات چشمگیر بود، البته از نظر آمارى اطلاعات دقیقى ندارم، اما مشاهداتم مهر تائید بر موضوع مى زند.

* بـراى عملیاتـى شـدن روش چه مسـائلى مدنظر قرار گرفت؟

مهمتریــن موضــوع ایــن بود که کارشــناس خاکى تر شــده و به یک تسهیل گر تبدیل شود. در واقع این مسأله، ریشه در دیدگاه «پائولوفریره» ، نظریه پرداز آموزشى اهل برزیل دارد. وى که با نقطه نظراتش تحول بزرگى در آموزش و پرورش ایجاد کرد ، معتقد بود که اگر من به عنوان معلم سرکلاســى حاضر شــدم خطاى محض است که فکر کنم بالاتر از دیگرانم و بیشتر از بقیه مى دانم و دیگران هیچ چیز نمى دانند. من باید ایمان داشته باشم که بقیه هم مى دانند و به جاى نگاه عمودى و آمرانه، نگاه افقى و برابر داشته باشم. از این رو لازم بود کارشناسان ما براى رسیدن به موفقیت این دیدگاه را مدنظر قرار دهند.

 * بـه نظـر مى رسـد این مـدل آموزش نه تنهـا در جامعه روستایى که همه جا نتیجه مى دهد و ارتباطات مشارکتى حلقه مفقوده آموزش در ایران است.

دقیقا همین طور اســت. این مدل آموزشــى هم حرمت شــاگردان را حفظ مى کند ؛  هم باعث مى شــود از نظرات افرادى که ســرکلاس هســتند ، بهره مند شویم و از همه مهم تر فرهنگ سکوت را مى شکند. نقطه ضعف کلاس های ترویج ایده هاى نو و آموزش و پرورش طی ســالیان متمادى در گذشته این بود که معلمان دوســت داشــتند دانش آموزان دست به سینه بنشینند، سکوت کنند و بله بگویند که قطعا باعث خستگى دانش آموزان مى شود ، اما اگر مشارکت ایجاد کنیم همه چیز تغییر مى کند ؛ زیرا فرهنگ سکوت شکسته خواهد شد و هنرمند کســى اســت که تســهیل گر باشــد و کار تسهیل گر زمینه ســازى براى مشــارکت است. تسهیل گران کســانى هستند که مى توانند بسترساز ارتباطات مشارکتى باشند.

 * آیا مى توان گفت فناورى هاى نوین ارتباطى، ارتباطات مشارکتى را در روستاها تسهیل کرده است؟

بلــه. با ورود فناورى هاى نویــن ارتباطى، میدان عمل براى ارتباطات مشــارکتى باز شــد و اصلا راز موفقیت شــبکه هاى مجازى مثل تلگرام و واتســاپ و قبل از آن وایبر این اســت که فرصتى براى نظردادن به کاربر مى دهد. در ارتباط مشــارکتى فرســتنده – گیرنده وجود ندارد ؛ زیرا تعامل دوسویه صورت می گیرد و این موضوع موردعلاقه همه است. هم اکنون حدود ده دوازده روســتا در شــهرستان ما " گلپایگان "  کانال تلگرامى دارند، البته هنوز به جایى نرسیده اند که در زمینه توسعه روستایى کار کنند، اما براى نقطه شروع خوب است. روستاها مثل سابق نیستند. متحول شده اند و نسل اخیر روستاییان با شهرنشینان تفاوت معنادارى ندارند، چون دانشجو و دانش آموز و زنان تحصیلکرده دارند. البته هنوز هم به دلیل نبود زیرساخت ها شکاف دیجیتال وجود دارد.

* آیا فراگیر شدن اینترنت ممکن است منجر به مهاجرت معکوس شود؟

 من احساس مى کنم نسیمى به این سمت در حال وزیدن است. مثلا من در گلپایگان شاهدم که بسیارى از همشهریان که به شهرها مهاجرت کرده بودند ، در روستاهاى سابقشان خانه خریده اند و ییلاق و قشلاق مى کنند. اگر دولت الکترونیک شکل بگیرد و اینترنت فراگیر شود، به طورى که بتوان کارهاى ادارى و بانکى را انجام داد ، ماندن در روستاها امیدوارکننده خواهد بود.

* شما به احیاى روستاها امیدوار هستید؟

 من آدم خوشــبینى هســتم. درباره این قضیه هم معتقدم اگرچه ممکن است موضوع در کوتاه مدت جواب ندهد، ولى در درازمدت مشکلات شهرى به گونه اى پیچیده مى شود که افراد منفعت خود را در بازگشت به روستاها خواهند دید.

* تحلیل شـما درسـت است اما نبود زیرساخت هاى لازم براى زندگى در روستاها را چگونه ارزیابى مى کنید؟

 وقتى ســطح تحصیلات بالا برود و مثلا خانم ها از حالت انفعال خارج شوند و به سمت هایى مثل دهیار برسند یا جوانان روستایی توانمند شوند و ...خیلى از مسائل حل مى شود.

* اما آنان نمى توانند مشـکل کمبود امکانات به خصوص در حوزه بهداشت و درمان را حل کنند.

 حرف من این اســت که وقتى اینترنت فراگیر شــود ، مى تواند با وجود پراکندگى روستاها درجهت توسعه روستایى تسهیل گرى کند؛ اما به معناى آن نیست که اینترنت مى تواند معجزه کند و به رفع همه مشکلات بپردازد. زیرساخت ها بحث مجزایى است که اگر فراهم باشد باعث مهاجرت معکوس بسیارى به روستاها خواهد شد. باکمک دولت و فراگیر شدن دولت الکترونیک و جامعه اطلاعاتى مى توان خوشبین بود که روستاها از بین نروند. در ســفرى که به هلند داشــتم مشاهده کردم روستاها شبکه اى به هم متصل هستند. اگر در آمستردام کالایى را از فروشگاهى بخرید ، مى توانید در روستاهاى دوردست کشور ، آن را تعویض کنید؛ یعنى شعبه اى از این فروشگاه همه جا هست.  با شکل گیری دولت الکترونیک باید به این سمت و سو حرکت کنیم.


     تهیه و تنظیم کننده مصاحبه :  زهره گردان

جهل مُرَکّب

#جهل_مُرَکّب
#قطع_درخت_بلوط_چهار_صد_ساله
#ارزش_یک_درخت
#توسعه_پایدار


یک راننده متخلف به دلیل سرعت غیرمجاز از سوی پلیس راهور جاده باشت به گچساران جریمه شد. او همان شب به آنجا بازگشت و #درخت_بلوط_۴٠٠_ساله‌ای را که روزها ماموران زیر سایه آن مستقر می‌شدند، قطع کرد تا از مجریان قانون انتقام بگیرد!
  وقتی این خبر را در شبکه های اجتماعی خواندم ، بر خود لرزیدم و این سوًال در ذهنم ایجاد شد که چرا یک شهروند ایرانی به جای احترام به قانون ، از سر لجبازی و جهل اقدام به قطع این درخت که می توانست نماد فرهنگ و تمدن و نیز حرمت گذاری ، حفاظت و صیانت اجداد ما  از درخت قلمداد گردد ،  این عمل جاهلانه را انجام می دهد؟  از این رو بی درنگ به یاد این بیت از شعر حضرت مولانا افتادم که فرمود :


                                              نتیجه تصویری برای پلیس راهور جاده باشت

       آن کس که نداند و نداند که نداند
          در جهل مُرکّب ابدالدهر بماند
   
       بنابر تحقیق یکی از استادان دانشگاه کلکته هندوستان ، #ارزش_یک_درخت با عمر متوسط ۵۰ سال با احتساب اکسیژنی که تولید می کند ، گاز کربنیکی که از هوا می گیرد ، میزان خاک و آبی که در زمین حفظ می کند و حتی محاسبه ارزش اقتصادی خانه پرندگان در آن درخت و ... حدود ۲۰۰ هزار دلار می باشد. با این توصیف باید به خاطر قطع این درخت که نشانی از قدرت خداوند و مظهر علاقه نسل های متمادی ایرانیان به حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست می باشد، خون گریست.
    ای کاش در درس های مقاطع مختلف آموزش ابتدایی ، دبیرستان و حتی مراکز آموزش عالی #آموزش_های_زیست_محیطی را جدّی می گرفتند و سازمان های مردم نهادی را که در این زمینه فعالیت دارند ، مورد حمایت قرار می دادند.
   به نظر اینجانب اکنون که کشور ما به دلیل فرسایش منابع طبیعی اعم از جنگل ، مرتع ، آب ، خاک و ... با آسیب جدی مواجه گردیده و بی توجهی به #توسعه_پایدار  زندگی نسل فعلی و آینده را به مخاطره افکنده ، شایسته است که سخنرانان ماه های محرم و صفر و نیز رهبران فکری که در جامعه از نفوذ کلام برخوردارند ، در تریبون های مردمی نسبت به حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست #آگاه_سازی نموده ، #تنویر_افکار_عمومی را در دستور کار خود قرار داده و روشنگری کنند. این اتفاق به قدری دردناک است که جز " جهل مرکب " هیچ صفتی برازنده آن نیست و به نظر اینجانب در صورتی که صدها نهال در آن منطقه توسط فرد خاطی کاشته شود ، شاید  بتواند مرهمی بر شکستگی دل طبیعت و مردم ؛ به ویژه دوست داران محیط زیست باشد.  از این رو جا دارد با حافظ بزرگ‌ هم صدا شویم و فریاد برآوریم :

    جای آن است که خون موج زند در دل لعل        
       زین تغابن که خزف می شکند بازارش



                                                                نتیجه تصویری برای پلیس راهور جاده باشت

شب های تاسوعا در منزل حاج عباس مهاجری


               " السلام علیک یا اباعبدالله "

         عباس یعنی تا شهادت یکه تازی
         عباس یعنی عشق یعنی پاکبازی
         جوشیدن بحر وفا معنای عباس
       لب تشنه رفتن تا خدا معنای عباس
      بی دست با شاه شهیدان دست دادن
      بی سر به راه عشق و ایمان سرنهادن
      بی لب نهادن لب به جام باده عشق
        بی کام نوشیدن تمام باده عشق
        این است مفهوم بلند نام عباس
       در ساحل بی ساحلی آرام عباس

همه افرادی که حاج عباس مهاجری را می شناسند  ، بر این باورند که ایشان در مسیر اعتقادات خود ثابت قدم و استوار است. از ویژگی های برجسته این انسان دوست داشتنی عشق به اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) و به ویژه ماه منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل  العباس ( ع ) است. دلیل این ادعا فضای شکوهمندی است که در شب های تاسوعا در بیت شریف ایشان به وجود می آید و مردم در صف های طولانی در انتظار می مانند تا از غذای نذری  ( آب گوشت ) میل کنند. جناب حاج عباس هم با اخلاص و از سر صدق و صفا از میهمانان استقبال و پس از صرف غذا با شایستگی تمام آنان را بدرقه می کند.  تا آنجا که به خاطر می آورم ، تکیه کلام این بزرگوار به میهمانان و عزاداران حسینی هنگام تشکر و قدردانی همواره این است که : " شما میهمان باب الحوائج حضرت ابوالفضل (ع) هستید و من هیچ کاره ام و ... "
   اگر به افرادی که در صف انتظار صرف شام هستند ، دقت کنید از همه اقشار اعم از بازاری ، پزشک ، کارگر ، مهندس ، رئیس اداره ، کارمند  و ... نه تنها از شهر ؛ بلکه از روستاها و شهرهای مجاور وحتی اصفهان و تهران و ... نیز حضور دارند و جالب توجه این که در مراحل مختلف طبخ غذا ، پذیرایی و شستشوی ظرف ها و ... نیز ترکیبی  از اقشار ذکر شده مشارکت دارند. شاید بتوان گفت از ابتدای ماه محرم که مقدمات ضیافت شب تاسوعا فراهم می شود ، شور و تحرک زیبایی در میان  آشنایان ، همسایگان و داوطلبان کمک برای این اطعام به وجود می آید ؛ ضمن این که کمک های مادی مردم به این ضیافت جای خودش را دارد.
       البته مشابه این برنامه در سراسر ایران و حتی خارج از کشور ( در میان شیعیان ) و از جمله زادگاه ما فراوان است. به عنوان مثال در تهران اقلیت های مدهبی ؛ به ویژه ارامنه برای دستیابی به غذای نذری عباس ابن علی ( ع ) سر و دست می شکنند و با ارادتی که به آن حضرت دارند ، حتی عزاداری می کنند!  به گونه ای که نمایش سوگواری آنان را  سیمای جمهوری اسلامی ایران بارها نمایش داده است.
    نکته ای که در منزل باصفای حاج عباس مهاجری در شب های تاسوعا جالب توجه است ، #استفاده_حداقلی از #ظرف_های_یک_بار_مصرف است که می تواند برای سایرین الگو باشد ؛ زیرا پس از پایان این ضیافت همه ظرف های یک بار مصرف با کمک پاکبانان ایثارگر و زحمت کش زادگاه مان جمع آوری شده و به مراکز انباشت ضایعات شهرداری تحویل داده می شود. واقعا رنج آور است که در دهه اول محرم و به ویژه تاسوعا و عاشورا شاهد انباشتگی ظرف های یک بار مصرف در حاشیه پیاده روها و جوی های خیابان ها باشیم و ... در حالی که ثابت شده است تجزیه مواد پلاستیکی در طبیعت ۲۵۰ الی ۵۰۰ سال طول کشیده و به شدت تخریب کننده محیط زیست می باشد.         خوشبختانه در #پویش_محرم_بدون_پلاستیک که توسط دوست داران طبیعت و فعالان محیط زیست در کشور از استان خوزستان آغاز شده است ، جمعی از جوانان که اکثر آنان را بانوان تشکیل می دهند ، با در دست داشتن پلاکاردهایی با مضمون لزوم " پاک نگاه داشتن زمین از آلودگی ها و به ویژه مواد پلاستیکی نظیر ظرف های یک بار مصرف و ... "  در مقابل هیات های عزاداری ، آگاه سازی می کنند. از این رو جا دارد انجمن های مردم نهاد زیست محیطی گلپایگان هم در روزهای تاسوعا و عاشورا با اقتباس از این پویش ، #فرهنگ_سازی کنند. 
     امیدواریم چراغ خانه و کاشانه حاج عباس مهاجری که در همه اوقات ؛ بخصوص در شب های تاسوعا کانون صفا و عشق به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) بوده و همه عاشقان حسینی را در مدار جاذبه اش قرار می دهد ، همواره منور و پرفروغ باشد. سلامتی و طول عمر باعزت ایشان و خانواده محترم شان و نیز   دست اندرکاران این سنت حسنه را از خداوند متعال مسئلت می نماییم.

سفره ایرانی ؛ فرهنگ گردشگری

                                                                                                                             سفره ایرانی ؛ فرهنگ گردشگری
                                                                                                                  به بهانه برگزاری جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان

                                                                                                    نتیجه تصویری برای جشنواره کباب گلپایگاننتیجه تصویری برای جشنواره کباب گلپایگان

          گلپایگان که شهر نیکان و عالمان است             شهری کُهن به غرب استان اصفهان است
           سنگ و نگاره دارد از دوره های پیشین           شهری که خاک آن را آلاله کرده آذین
           دارد منار و مسجد از عهد سلجوقیان                 نگنجد اندر بیان  ، قدمت گلپایگان
            ثبت است نام این شهر ز رونق کبابش             در هر بلاد و کشور مشهور گشته نامش
            دارد کباب عالی هر جا قدم گذاری                    طالب سرود و گفتا در جشن و سوگواری
                                                                                                                                               " طالب گلپایگانی "

نظام تغذیه بخشی از مجموعه فرهنگی جوامع به شمار می رود؛ به طوری که تحقیق در این موضوع می تواند علاوه بر تبیین میزان رفاه اجتماعی ، بیانگر هنجارها ، ارزش ها ، باورها و نیز مناسبات اجتماعی رایج در هر جامعه باشد. به عبارتی غذای هر منطقه شناسنامه فرهنگی آن است.
    اگرچه غذا یکی از نیازهای حیاتی بشراست ؛ اما فراتراز آن بخشی از فرهنگ زندگی روزمره است که می تواند فرصتی برای گفت و گو و نزدیکی بیشتر مردم فراهم وزمینه شکل گیری انواع تعامل های اجتماعی را مهّیا سازد. درحقیقت سبک آشپزی و نوع مواد غذایی که مردم در مناطق مختلف جغرافیایی به کار می برند ، برآمده از سبک زندگی و به نوعی نماینده نمادی از فرهنگ است که می تواند بخشی از عادات اجتماعی و حتی شرایط اقتصادی و فرهنگی هر جامعه ای را نمایان سازد. برای مثال سفره ایرانی ها  همواره به عنوان یکی از نشانه های فرهنگِ پذیرایی و مهمان نوازی در سفرنامه ها مورد توجه بوده و آن را نشانی از فراوانی نعمت در این سرزمین دانسته اند.

یکی از جهانگردان ایرانی در مصاحبه ای می گوید : " سفرهای متعدد به من آموخت که برای آگاهی از گذشته ملت ها ، باید به درونی ترین لایه های فرهنگی آن نفوذ کرد ؛ لایه هایی که یکی از مهم ترین آن ها غذا و خوراک است. یک پرس غذا مانند کتابی تاریخی است و ذرّه ذرّه از سرزمینی می گوید که آن را ساخته و هر گوشه اش پر از شگفتی هاست. همان گونه که در جهان از معماری یک شهر، پی به هویت آن می برند ، غذا نیز نماد هویت یک کشور است.  سازمان ملل متحد از سال 2017 به این سو روز 18 ژوئن  ( 28 خرداد ماه ) هر سال را " روز جهانی فرهنگ غذایی پایدار" نامگذاری کرد. منظور از فرهنگ غذایی پایدار، مواد غذایی محلی و چگونگی سبک پخت و پز آن منطقه است.


                                                نتیجه تصویری برای سفره ایرانی

    غذای ایرانی در حوزه فرهنگی و تمدنی ما ازجایگاه خاص و مهمی برخوردار است و به دلیل تنوع اقلیم و طبیعت ، تنوع غذایی بسیاری در کشور ما وجود دارد که برگزاری " جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان " فرصت مناسبی برای معرفی گوشه ای از این تنوع  و گنجینه ارزشمند است. از سوی دیگر پرداختن به آداب و پخت غذای سنتی و اصیل ایرانی به حفظ میراث ناملموس و نیز احیا و معرفی این غذاها به گردشگران داخلی و خارجی می انجامد.



                                                                                         نتیجه تصویری برای جشنواره کباب گلپایگان

    بسیاری به غذای ایرانی این نقد را وارد می کنند که پختش چند ساعت طول می کشد و خوردنش چند دقیقه! ؛ اما جالب است که به همین دلیل غذا برای ایرانیان مهم است ؛ زیرا در گذشته اعضای خانواده را دورهم جمع نموده و چند ساعت در کنارهم زندگی می کردند تا غذا را آماده کنند ؛ روندی که عملاً در حال حاضر کم رنگ شده است. به عبارت دیگر در فرهنگ ما آماده سازی غذا مهم تر از خوردن آن می باشد. وقتی به سینما می رویم ، به پروسه تولید فیلم کاری نداریم ؛ اما در مورد غذا برعکس است واین پروسه تولید غذاست که اهمیت دارد. چنین فرآیندی افراد را به هم نزدیک می کند و در کنارهم قرار می دهد. متأسفانه ما جمع شدن و باهم بودن  را در آماده سازی غذا ، دیگر اصل نمی دانیم. اگر رویکردهای فرهنگی جامعه آمریکا یا انگلستان و... را مورد مطالعه قرار دهیم ، می بینیم که خانواده ها در همان جوامع صنعتی ، آخر هفته که دور هم جمع می شوند ، خودشان غذا درست می کنند. غذا در دوران های قبل ، محور تجمیع انسان ها بوده و امروز شکل های جدید و بی هویتی پیدا کرده که بر رفتار فرد و به تبع آن رفتارهای اجتماعی ما تأثیرگذار است.


                                         نتیجه تصویری برای آشپزی کنید


    در دهه های اخیر " گردشگری غذا " به عنوان یکی از زیرشاخه های مهم صنعت گردشگری در جهان مطرح شده است. بسیاری از کشورها با اتکا به تنوع غذایی ، مسافران زیادی را جذب می کنند. گردشگری غذا در جهان هر سال بیش از 200 میلیارد دلار درآمد دارد و 86 درصد گردشگران ، غذا را به عنوان یکی از بهترین تجربه های گردشگری خود معرفی کرده اند ؛ اما در ایران با وجود تنوع گسترده غذایی که محصول تفاوت جغرافیایی و قومیتی و سبک زندگی ما می باشد ، غذا هنوز به عنوان یک ظرفیت و فرصت و حتی جاذبه شناخته نشده است.
   در سال 2012 میلادی خبری داغ و کمی عجیب روی صفحه خبرگزاری ها نقش بست. یونسکو پخت و پز سنتی ژاپنی "واشاکو" را به فهرست میراث فرهنگی جهان افزود. این که شیوه پخت غذای سنتی یک کشور برای همیشه جزئی از گنجینه میراث جهانی بشر و در ردیف مثلاً " قنات های ایران " جهانی و پرآوازه شده باشد ، انسان را شگفت زده می کند! واشاکو غذای سنتی ژاپنی است که با استفاده از مواد اولیه محصولات این کشور که در هر فصل می رویند یا قابل صید هستند ، تهیه می شود. این نوع پخت و پز دست آورد قرن ها تداوم سنت آشپزی ویژه این کشور است که موجب ثبت در فهرست جهانی شده است. در واقع ژاپن غذای سنتی اش را از خانه ها بیرون آورده ، رایج کرده و بعد از حالت سنتی به صنعتی تبدیل نموده و سرانجام درخواست ثبت غذایش را به یونسکو داده ؛ در حالی که ما  به ندرت فیلم یا  اثرتبلیغی در باره اهمیت و ارزش غذاهای ایرانی ساخته ایم! دل خوش کرده ایم که مثلاً پیتزای قورمه سبزی در ایتالیا برنده شده یا آمریکایی ها از رستوران های ایرانی در لُس آنجلس زیاد استقبال می کنند و یا ... ؛ اما واقعیت این است که کشور ترکیه با سیاست های جذب توریست توانسته انواع کباب را به عنوان غذای ملی خود به اروپایی ها معرفی کند!


                                         نتیجه تصویری برای غذای سنتی ژاپنی

    البته باید خرسند باشیم که در سال 2015 میلادی (1394) که رشت به عنوان " شهر خلاق غذا " در سازمان یونسکو   مورد توجه قرار گرفت ، شهرهای دیگر هم انگیزه های بالاتری برای معرفی بیشترغذاهای خود پیدا کرده اند که جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان را هم باید در همین راستا مورد ارزیابی قرار داد. غذای ایرانی با حدود 2500 نوع اعّم از غذاهای ملی و محلی از خوشمزه ترین ، کامل ترین و درعین حال تأثیرگذارترین مکتب های آشپزی جهان است.


نتیجه تصویری برای کباب گلپایگان

     از سال 2001 میلادی ایده گردشگری غذا در دنیا به عنوان بخشی از گردشگری خلاق آغاز شد ؛ به این شکل که طی سفر ، افراد به تجربه های نو دست می زنند. در واقع سبک سفر در دنیا در حال تغییر است. سفرهای اولیه تفریحی بود. بعد از آن مسافران ، اماکن تاریخی و جاذبه های مشهور را مورد توجه قرار دادند. نسل سوم گردشگری خلاق است که تجربه کردن را محور قرار داد و اکنون گردشگری غذا یکی از زیرشاخه های آن به شمار می رود.

    گردشگری غذایی در مقایسه با سایر گردشگری ها قدمت زیادی ندارد و آن را می توان زیرمجموعه گردشگری فرهنگی نیز دانست ؛ زیرا بخشی از آداب و رسوم منطقه مورد نظر در نوع غذا به نمایش گذاشته می شود. به دلیل ظرفیت نهفته در گردشگری غذایی ، این بخش به عنوان شاخه ای از گردشگری مطرح شده است وهر سال فعالیت های متعددی در این زمینه برگزار می گردد که به چند نمونه اشاره می نمایم.
     جشنواره پیراشکی هنگ کنگ که به تعطیلی رسمی این خطه و ماکائو ( شبه جزیره ای در دریای جنوبی چین ) می انجامد ، از جمله فعالیت های مربوط به گردشگری غذا در آن منطقه است. جشنواره های پیتزای ایتالیایی یکی دیگر از موارد است. " ناپل " یکی از زیباترین شهرهای آن کشور است و هنرهای خیابانی در آن رواج دارد. در این شهر جشنواره پیتزایی که برگزار می شود، بیش از500 هزارنفر دورهم جمع می شوند تا پخته شدن و سرد شدن بیش از 100 هزار پیتزا را در انواع مختلف شاهد باشند. اگر به اسپانیا سفر کنید


                                                                                  نتیجه تصویری برای جشنواره های پیتزای ایتالیایی

، بدون شک در همه رستوران ها از لوکس ترین آن ها گرفته تا معمولی ترین ها با یک منو ویژه روبرو می شوید که غذای معروف آن کشور به نام

" پائیا " را به شما پیشنهاد می دهد. این غذا آن قدر بین اسپانیایی ها محبوب و معروف است که سراغش را از هرکه بگیرید ، با چنان لذتی در وصفش سخن می گوید که به خودتان وعده یک شیشلیک درست و حسابی را می دهید ؛ اما واقعیت این است که این غذا چیزی شبیه استانبولی یا به قول معروف دمی گوجه  خودمان است که در آن به جای گوشت چرخ کرده از میگو و خرچنگ استفاده شده است !
    با این توصیف جای تأسف است که تعداد پیتزا فروشی های تهران بیشتر از پیتزا فروشی های ایتالیاست و حدود 42 نوع غذای ایتالیایی در رستوران های ایرانی در حالی سرو می شود که خوراک ایرانی در منوی رستوران ها و هتل های کشور سهم به مراتب کمتری دارد. فراموش نکنیم در روزگار قدیم هر زمان غذایی از ممالک دیگر وارد ایران می شد ، ابتدا با شاخصه های فرهنگی ما درهم آمیخته می گشت و سپس وارد بازار می گردید. بر خلاف زمان کنونی که مثلاً پیتزا را به همان شکلی که در ایتالیا طبخ می شود با حداقل تفاوت وارد رستوران های کشور می کنند.
    بدیهی است که ما می توانیم این روند را تغییردهیم و به جای انفعال در زمینه معرفی مکتب غذای ایرانی ، در سطح داخلی و خارجی کنشگری فعال باشیم. نمونه برجسته این کنشگری را می توان در اقدام یاسین و همسرش پس از 8 سال اقامت در آمریکا مشاهده نمود.
    این زوج جوان سوری ، مهاجران جنگ زده ای بودند که درسال 2011 در حالی که نمی توانستند زبان انگلیسی را به خوبی صحبت کنند ، و خویشاوند و دوستی هم نداشتند ، با اقامت در ایالت تنسی مقر محافظه کاران و جمهوری خواهان ایالات متحده آمریکا ، فلافل فروشی کوچکی را راه اندازی کردند و به تدریج با ارائه غذای مطبوع و جلب اعتماد مردم ، مغازه خود را به
"  محبوب ترین مکان آمریکا " تبدیل کرده اند. مجله ریدرز دایجست حدود 10 ماه قبل ( مقارن با آبان ماه 1397 ) در یک نظرسنجی از مخاطبان خود با طرح این سوال که بهترین مکان آمریکا کجاست ؟، دریافت که فلافل فروشی کوچک یاسین و همسرش از نظر پاسخ دهندگان ، محبوب ترین مکان آمریکاست. این خبر نظر بسیاری از مردم را به خود جلب کرد و به تبع آن این خانواده کوچک سوری راه به رسانه های جهان پیدا کردند.

    رمز موفقیت یاسین و همسرش این بود که با گشاده رویی و مهربانی مخصوص خاورمیانه ای ها ، پذیرای مشتریانی شده بودند که با کنجکاوی به مغازه آنان پا می گذاشتند و بعد از خوردن اولین ساندویج فلافل مشتری ثابت و دائمی می شدند. یاسین می گوید : " می خواهد با روی خوش و گشاده از مردم آمریکا که میزبان حضور او و خانواده اش در کشورشان هستند ، قدردانی کند. " او در ادامه می افزاید : " مسأله فقط غذا خوردن نیست ؛ همه چیز به عشق و مهربانی مربوط است. " مادلین راجرو شهردار شهر ناکسویل یکی از شهرهای استان تنسی که یاسین و همسرش در آن اقامت دارند ، می گوید: " انتظار داریم چنین مشاغلی را بیشتر ببینیم. من فکر می کنم این رویه به مردم آمریکا کمک می کند تبلیغات سیاسی را فراموش کنند و چهره واقعی مردم مسلمان و خاور میانه را ببینند و ..." ( روزنامه ایران ، بُرشی از خاور میانه، محبوب ترین مکان آمریکا 24 آبان ماه 1397، صفحه 15 )


                                           نتیجه تصویری برای فلافل یاسین

    در همین راستا مناسب می دانم اشاره ای درمورد قدمت کباب در ایران داشته باشم. برخی اسناد تاریخی مدعی ایجاد نخستین کبابی ایران در شهر تبریز است که شبیه به قهوه خانه بوده و خانم ها نیز می توانستند در آن مکان کباب بخورند. معیار برخی کبابی ها در بدو ورود به ایران سیر شدن مشتری بود ؛ یعنی آن قدر برای مشتری سیخ می کشیدند تا سیر شود ؛ به گونه ای که تعداد سیخ کباب در قیمت آن بی تأثیر بود. چلو کباب نیز به عنوان غذای محبوب ایرانی از زمان قاجار به اروپا صادر شد و طرفداران اروپایی زیادی هم پیدا کرد. جواد فریفته آشپز معروف احمد شاه قاجار این غذا را به فرانسه بُرد و نخستین چلوکبابی را در پاریس تأسیس کرد. در زمان حاکمیت هیتلر، یک رستوران در آلمان بود که بسیاری از سربازان نازی فقط برای خوردن چلوکباب به آنجا می رفتند و به این ترتیب بود که چلوکباب شهرت جهانی پیدا کرد و کار آشپز های خلاق ایرانی حتی به جایی رسید که پیتزای چلوکباب راهم در خارج از ایران ابداع کردند.


                               نتیجه تصویری برای کباب سنتی گلپایگان


    با توجه به آنچه گذشت ، شما مخاطب محترم بهتر می توانید اهمیت و جایگاه جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان را دریابید. با اظهار مسرت و خرسندی از ثبت ملی کباب گلپایگان به عنوان میراث ناملموس فرهنگی زادگاه مان ، به دست اندرکاران جشنواره دست مریزاد عرض نموده و همت بلندشان را ارج می نهیم. باشد که در آینده ای نه چندان دور شاهد مطرح شدن گلپایگان به عنوان " شهر خلاق غذا " در عرصه بین المللی باشیم و کباب و لبنیات گلپایگان نه تنها برای مردم ایران ؛ بلکه برای سایر ملل و جهانگرد ها نیز دارای جاذبه باشد. اکنون که درشهرهای مختلف کشور ؛ بخصوص تهران بزرگ ، تعداد قابل توجهی از کبابی ها و لبنیاتی ها با برند گلپایگان راه اندازی شده ، امیدواریم در شهرهای بزرگ جهان نیز شعبه هایی از کباب  و لبنیات گلپایگان بازگشایی گردد.



                                                        نتیجه تصویری برای جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان

ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید

هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

                                             "حافظ "

گرامی داشت روز خبرنگار



✏️ علی اکبر جعفری ، حسین جعفری
                    ابراهیم جعفری


مدیران محترم سایت مردمی آخاله
آقایان محمود و توحید نیکنامی

با عرض سلام‌ و احترام‌

در جهان امروز که به " شتابندگی تاریخ " معروف گردیده و جامعه مدنی در حال شکوفایی و بالندگی است ،  برای دستگاه خبری دولت ها اعم از خبرگزاری  ، مطبوعات و رادیو و تلویزیون ، پوشش دادن تغییرات و تحولات بی شمار و سریع در جای جای کشورها امکان پذیر نبوده و به طور طبیعی باید کنشگرانی از میان جامعه در عرصه تولید و انتشار اخبار و اطلاعات ابتکار نموده و در جهت اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم گام بردارند.
    اهمیت این موضوع به حدی است که در دهه ۱۹۷۰ میلادی کمیسیون " مک براید " در سازمان یونسکو ، پارادایم " یک جهان ، چند صدا " را مطرح ساخت ؛ و تاکید نمود که با توجه به رشد فزاینده ملت ها و تنوع فرهنگی در جهان ، باید همه اقوام و گروه ها ، تریبونی برای انتشار دیدگاه ها و نقطه نظرات خود داشته باشند.
    خدای بزرگ را سپاسگزاریم که این درک تاریخی از دو دهه پیش در زادگاه ما که برخوردار از میراث فرهنگی غنی می باشد ، توسط آقایان نیکنامی به وجود آمد و در سال ۱۳۸۱ با راه اندازی سایت مردمی آخاله در مسیر جهانی شدن ارتباطات پیشگام شدند.
    سایت آخاله با پشت سر نهادن تجربه های زیاد ، امروز به گنجینه ای از دستاوردهای فکری همشهریان تبدیل گردیده و دریچه معتبری برای شناخت گلپایگان و ظرفیت های فراوان اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آن با قدمت ۷۰۰۰ ساله به شمار می رود.
با گرامی داشت یاد و نام شهید محمود صارمی و عرض تبریک روز خبرنگار ، به شما پدر و فرزند فرهیخته که با راه اندازی سایت آخاله خدمت بزرگی به جامعه علمی دیار عالمان و دانشوران نمودید ، توفیق روزافزون تان را از حضرت باریتعالی مسئلت داریم.

 علی اکبر جعفری ، حسین جعفری و ابراهیم جعفری

توان مفهوم سازی دکتر ظریف ؛ بلای جان ترامپ

                                     نتیجه تصویری برای دکتر ظریف
      بدون تردید وزیر خارجه کشورمان دکتر محمد جواد ظریف دارای استعداد شگرفی در صحنه دیپلماسی است ؛ اما یکی از مهم ترین قابلیت های او که آتش بر خرمن افکار پریشان تیم دونالد ترامپ‌ افکنده ، توان مفهوم سازی اوست.
    دکتر ظریف مسلط به نظریه ها ، گفتمان ها و جریان های فکری در حوزه روابط و حقوق بین الملل می باشد و از این رو قادر است با زبانی که برای مخاطب عام و خاص جذاب باشد ، مفهوم سازی کند ، ایده های نو بیافریند و ساختارهای کهنه و رفتارهای مبتنی بر آن ها را در عرصه عمل به چالش بگیرد. به عنوان مثال او موفق شد در ماه های اخیر مفهومی تحت عنوان " تروریسم اقتصادی " را وارد ادبیات روابط بین الملل نماید و از این طریق از مقوله " تحریم یک جانبه " که سال ها فشار اقتصادی آمریکا به ملت ها را رنگ و بوی قانون و مشروعیت بخشیده بود ، سلب اعتبار نماید. به لطف این تلاش ها امروز اصطلاح " تروریسم اقتصادی " مورد استقبال اغلب کشورهای جهان ؛ از جمله کشورهای غیر متعهد قرار گرفته و به دفعات از جانب دولتمردان برخی از مهم ترین کشورها مانند دولت چین در رابطه با تحریم های آمریکا به کار گرفته می شود.
   از سوی دیگر از طریق برقراری ارتباط موثر و هوشمندانه با افکار عمومی ایالات متحده آمریکا ،  توانسته است بر تعاملات و برنامه های رهبران فکری و فرهیختگان آن‌ کشور تاثیرگذار باشد. دکتر ظریف در ماه های اخیر با به کارگیری اصطلاح " تیم بی " ( B team ) ، متشکل از جان بولتون ، بنیامین نتانیاهو ، بن زاید ، بن سلمان و اخیرا بوریس جانسون ، توانسته است صحنه تصمیم گیری در حوزه سیاست خارجی آمریکا را با ساده ترین زبان برای مردم این کشور تشریح کرده و از وجود یک‌جریان خطرناک در کاخ سفید و دستگاه دیپلماسی واشنگتن پرده بردارد.
       ورود اصطلاح " تیم B " به ادبیات سیاسی توسط دکتر ظریف ریسک بزرگی بود که  صهیونیست ها ،  رهبران مرتجع عرب و  ترامپیست ها نتوانستند آن را برتابند.
    این مفهوم سازی های مبتکرانه که تا کنون عمدتا منحصر به اندیشمندان و نظریه پردازان غربی بوده ، امروز به چالش قابل ملاحظه ای برای جریان ایدئولوژیک حاکم بر آمریکا تبدیل شده است.
    جمع شدن قدرت مالی ( عربستان سعودی و امارات ) ، قدرت سیاسی و نظامی ( بولتون و ... ) و لابی تاثیرگذار ( نتانیاهو و صهیونیسم ) در این پازل ، در نهایت دکتر ظریف را به عنوان مانع مهمی در مقابل عملیاتی شدن " معامله قرن " و کسی که در موقعیت و جایگاه بازوی سیاسی نظام جمهوری اسلامی عمل می نماید ، تشخیص داد و در جهت تحریم وی اقدام نمود. خرسندیم که دستگاه دیپلماسی کشورمان با تحرکات دقیق و هوشمندانه در صفحه شطرنج دیپلماسی و سیاسی ، دشمن را تا مرز انفعال و بی خردی به عقب رانده و وادار به واکنش های عصبی و رفتارهای جنون آمیز کرده است. پایان سخن را با بیان حضرت مولانا آراسته می سازیم که منش و شخصیت دکتر ظریف در آن تجلی یافته است.


                  تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر
                 بل زصد لشکر ظفرانگیزتر

به دنبال کسب دانش تا پایان عمر

به دنبال کسب دانش تا پایان عمر

         چنین گفت پیغمبر راستگوی
         ز گهواره تا گور دانش بجوی

     کشور عزیز ما ایران سرشار از زیبایی است. کافی است به قول سهراب سپهری چشم ها را بشوییم و جور دیگر ببینیم.
       یکی از جلوه های زیبا و به یادماندنی ، شاهکار پیرمردی روشن ضمیر از خطه آذربایجان است که در سن ۸۶ سالگی از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان " تربیت دینی از منظر قرآن "  در دانشگاه آزاد اسلامی عجب شیر دفاع کرد و پس از ۳ سال در ۸۹ سالگی روز اول مرداد ماه ۱۳۹۸ دعوت معبودش را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
  اگرچه هیچ آشنایی با خانواده مسن ترین دانشجوی کشور نداشتم ؛ اما اگر از جریان تحصیل شادروان میر قنبر شیشوانی قبل از هشتم خرداد ماه سال ۱۳۹۵ ( تاریخ دفاع ایشان ) مطلع می شدم ، داوطلبانه با جان و دل برای حضور در آن جلسه علمی و معنوی حضور می یافتم تا یکی از زیباترین صحنه ها را در عرصه آموزش عالی این مرز و بوم مشاهده کرده باشم.
مرحوم حیدری در سال ۱۳۴۷ دیپلم ادبی گرفت و پس از ۴۴ سال با ۲۵ بار جا ماندن پشت کنکور؛ سرانجام با شکستن این سد در بیست و ششمین نوبت در سال ۱۳۸۰ بعد از ۱۱ سال ، دوره کارشناسی خود را در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی تبریز به پایان رساند. اقامت طولانی در مقطع کارشناسی ،  دلیلی جز هزینه بالای تحصیل و اجبار به انتخاب حداقل واحدهای درسی در هر ترم و در کنار آن لزوم رفت و آمد مداوم از روستای شیشوان به تبریز و بالعکس نداشت. اگرچه علاوه بر مشکلات اقتصادی ، با بیماری چشم همسرش نیز دست به گریبان بود ؛ اما همت والای او موجب شد که بدون وقفه و در کوتاه ترین زمان در سال ۱۳۹۵ موفق به دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد گردد.

   بدون تردید کتابی که از این چهره دوست داشتنی با نام " فراز و نشیب زندگی من " در سال ۱۳۸۴ با تیراژ ۱۵۰۰ نسخه ای انتشار یافته ، دربرگیرنده فرآیند تصمیم گیری و اراده استوار او برای ادامه تحصیل می باشد. شادروان میر قنبر هدف از ادامه تحصیل را در سن بالا عمل به توصیه رسول گرامی اسلام‌ ( ص ) می دانست و علاقه مند بود تا مقطع دکترا ادامه دهد ؛ اما اجل مهلت نداد.


نتیجه تصویری برای میر قنبر حیدری شیشوانی

 از این پیرمرد خوش سیما که پیشینه داوطلب شدن برای نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را در کارنامه خود دارد ، فیلم مستندی به نام " رئیس جمهور میر قنبر " ساخته شده که در لوکارنا ( سوئیس ) و یوکوهاما ( ژاپن ) اکران شده و در کشور ژاپن جایزه نیز کسب کرده است.
      ای کاش وسایل ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی ، زندگی این چهره محبوب و مصمم را برجسته می کردند تا برای جوانان ما الگو سازی کنند. به نظر اینجانب شادروان میرقنبر هر چند با مشکلات اقتصادی دست به گریبان بود ؛ اما از سرمایه عمر خود به خوبی استفاده کرد و لذت زندگی را چشید . عملکرد این پیرمرد خردمند نشانگر آن است که سن بالا هرگز مانع از تحصیل نیست. جا دارد به نقل از حافظ بزرگ بر سنگ مزارش بنویسند:

     بر سر تربت ما گر گذری همت خواه
     که زیارتگه رندان جهان خواهد شد

     به روح بلند زنده یاد میر قنبر حیدری شیشوانی سلام و صلوات نثار می کنیم و از خداوند متعال برای این عزیز سفرکرده علو درجات مسئلت می نماییم
.

فرصت ها را مغتنم شمرده و از دست ندهیم- دومین جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان

فرصت ها را مغتنم شمرده و از دست ندهیم

 دومین جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان

 
                                                                                                         برگزاری جشنواره ثبت ملی مهارت پخت کباب گلپایگان

طی دیداری که اینجانب با رئیس محترم اداره صنعت ، معدن و تجارت و نیز دومین جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان جناب آقای مهندس اتحادی داشتم ، ایشان گلایه داشت که از میان صنف کبابی های زادگاه مان که بالغ بر ۶۰ عدد می باشد ، حدود ۱۰ درصد از آنان با ستاد برگزاری جشنواره همکاری داشته و متاسفانه میزان مشارکت شان برای برپایی شکوهمند این رویداد که می تواند گلپایگان را در سطح ملی و حتی جهانی ( در صورت تبلیع موثر ) پر آوازه سازد ، بسیار اندک است.
     انتظار می رود اعضای محترم این صنف ، آثار بلند مدت این پویش فرهنگی را که خدمتی بزرگ به نسل کنونی و آینده زادگاه مان است ، مد نظر قرار داده و به توسعه پایدار گلپایگان بیندیشند.
فراموش نکنیم که به تعبیر مولای متقیان حضرت علی ( ع ) ، فرصت ها مانند ابر بهار از افق زندگی می گذرند ؛ پس باید ان ها را غنیمت شمرد و استفاده کرد.
 در کشور عزیز خودمان شهرستان #رشت به عنوان #شهر_خلاق در زمینه تنوع غذایی و #اصفهان بعنوان #شهر_خلاق در زمینه صنایع دستی از سوی سازمان علمی ، فرهنگی و آموزشی ملل متحد ( یونسکو ) در سال ۲۰۱۵ میلادی  ( ۱۳۹۴ ) برگزیده شدند و همین موضوع به تنهایی برای جهانگردان جاذبه توریستی ایجاد نموده است تا در سفر به ایران سری به این دو شهر بزنند. بدون تردید کباب و لبنیات در کنار سنگ نگاره ها ، آثار باستانی و صنایع دستی و هنری در کنار مفاخر علمی ، ظرفیت هایی هستند که با مدیریت صحیح مسئولان و مشارکت مردم ، قادر است در مطرح ساختن گلپایگان به عنوان " شهر خلاق " ایفای نقش کند.
    ضمن قدردانی و دستمریزاد به دست اندرکاران دومین جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان ، امیدواریم چنین موانعی آنان را از تلاش و پیگیری بازنداشته و باور داشته باشند این اقدام ارزنده به عنوان برگی زرین در دفتر زندگی شان خواهد درخشید.
            ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
          موجیم که آسودگی ما عدم ماست


 دومین جشنواره کباب و لبنیات گلپایگان
 ابراهیم جعفری

آکادمی موازی در گلپایگان به مناسبت سالگرد تأسیس خانه ریاضیات

آکادمی موازی در گلپایگان
به مناسبت سالگرد تأسیس خانه ریاضیات

درس من درس حساب است و کتاب     درس عشق و عاشقی یک عشق ناب
درس جمع عشق ها ، تفریق غم          ضرب شادی ها ؛ اگرچه بیش وکم
درس تقسیم محبت در جهان               جذر از کینه  گرفتن هر زمان
درس من رسم محیطی باصفاست         یک مساحت طول وعرضش از وفاست
درس من درس عمود و قائمه             گفتن حق هرزمان بی واهمه
درس بُردار صحیح از ابتدا               سمت مثبت رفتن است تا انتها

 

نتیجه تصویری برای خانه ریاضیات گلپایگان

با تأسیس خانه ریاضیات در گلپایگان توسط گروهی از استادان ریاضی در سال 1396، مهم ترین گام در جهت عمومی سازی این دانش پایه و بنیادی و گسترش آن در میان جوانان برداشته شد. در روزگاری که مراکز آموزشی ؛ بخصوص دانشگاه ها دچار کژکارکردی و رخوت شده اند، این کانون های علمیِ مردمی می توانند نقشی را ایفا کنند که در جهان امروز " آکادمی موازی " یا " پارا آکادمی " نام گرفته است.

نتیجه تصویری برای خانه ریاضیات گلپایگان

  " عمومی سازی علم "  یا " توزیع اجتماعی دانش " به شکل نوین که از ابتدای قرن بیستم در مغرب زمین مطرح شد، در پنجاه سال اخیر مورد توجه جدی سیاستگذاران قرار گرفته است؛ زیرا آنان دریافته اند که برای بهبود وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... که مستلزم بهره گیری از خرد همگانی است، ناچارند این راهکار را برگزینند. پیش از آن دانش، بیشتر به کانون های مشخصی که همان آکادمی ها و دانشگاه ها بود، محدود می شد؛ اما بعدها این امکان فراهم گردید تا در سطح جامعه به اشتراک گذاشته شود و نهادهای موازی با مراکز آکادمیک برای " توزیع دانایی " ایجاد شود؛ چرا که عملاً دانشگاه ها فضایی برای عمومی کردن دانش، فراهم نمی کردند.

نتیجه تصویری برای خانه ریاضیات گلپایگان

 
    از اوایل سال های دهه 1980 دولت های غربی به صورت جدی و همه جانبه توجه خود را به این پدیده معطوف ساختند و زمینه های مناسب برای رشد این فعالیت را با بسیج سایر کنشگران یعنی جامعه علمی، بازار و جامعه مدنی به وجود آوردند. البته پیش از آن هم؛ یعنی از زمان رشد علوم جدید، گام های قابل توجهی از سوی افراد یا نهادها دراین رابطه برداشته شده است. یکی از قدیمی ترین نمونه ها فعالیت های " فرانسیس بیکن " است که از او به عنوان " پیامبر  ترویج علم جدید " یاد می شود.

   نتیجه تصویری برای فرانسیس بیکن

 در قرن های هفدهم و هیجدهم و به ویژه قرن نوزدهم میلادی با نمونه های مختلفی از کوشش های فردی و جمعی در جهت ترویج علم مواجه بوده ایم که از جمله آن ها می توان به تأسیس آکادمی های علوم، انتشار نشریه های علمی، تألیف کتاب های درسی، برگزاری نمایشگاه ها و برپایی موزه ها با مضامین علمی و فناورانه، ایراد سخنرانی های عامه فهم به وسیله دانشمندان صاحب نام و نیز اقبال رسانه های عمومی در رابطه با انتشار مطالب و اخبار علمی اشاره کرد. این رویکرد تمایل داشت تا علم را موضوعی برای مشارکت و مسئولیت شهروندی معرفی کند و فرصت های اجتماعی را گسترش و سیستم آموزشی را تقویت نماید؛ از این رو شعار " علم را در دسترس همگان قرار دهید "، به یک موضوع راهبردی تبدیل شد.

نتیجه تصویری برای علم را در دسترس همگان قرار دهید

در شکل گیری پاراآکادمی ها، دانشگاه ها نیز بی تأثیر نبودند؛ زیرا به مرور زمان با در اختیار گذاردن سالن های اجتماعات و ... ، فضایی برای سخنرانی صاحب نظران و استادان ایجاد می کردند تا معلومات آنان مورد استفاده عموم مردم قرار گیرد. چنین سنتی ابتدا در دانشگاه سوربن فرانسه و در دانشگاه های آلمان شکل گرفت و طی آن بسیاری از فیلسوفان بزرگ آن زمان کلاس هایی را برای همه شهروندان برگزار می کردند. خوشبختانه دانشگاه های ایران نیز در زمینه فراگیر ساختن دانش درمیان مردم فعال بوده وهستند؛ کما این که در حال حاضر نهادهای مدنیِ علمی نظیر انجمن های جامعه شناسی، مطالعات ارتباطات و فرهنگ ایرانی، آبخیزداری، ترویج و ... در دپارتمان های دانشگاهی شکل گرفته اند.
         بدیهی است که برای دستیابی به توزیع عمومی دانش از طریق پارا آکادمی ها، باید گفت و گو ( Dialogue ) میان قشر نخبه با عامه فرهیخته به وجود آید. به عبارت دیگر این مراکز به  " پاتوق های فکری " تبدیل شوند.  پاتوق های فکری که به عنوان حوزه های عمومی، عرصه را برای چنین گفت و گوهایی ایجاد می کنند، در طول تاریخ در همه جوامع وجود داشته اند. مهم ترین خصیصه و ویژگی پاتوق های فکری   "غیررسمی   بودن " و استقلال آن ها از ساختارهای رسمی است. به عبارت دیگر می توان از آن ها به عنوان " ان جی اوهای " علمی (Scientific NGO`S) نام برد. اولین نمونه از پاتوق های فکری در ایران را می توان در گعده های فکری و مطالعاتی " کافه نادری " ردیابی کرد. کافه نادری که از نخستین نمادهای مدرنیته در کشور ما به شمار می رود، و توسط یک مهاجر ارمنی به نام " خاچیک مادیکبانس " راه اندازی شد، در مدت کوتاهی به پاتوق شخصیت های تأثیرگذارجامعه روشنفکری و اهالی فرهنگ و هنر تبدیل گردید. برای اهالی فرهنگ و هنر؛ بخصوص هنرمندان حوزه شعر و ادبیات داستانی، کافه نادری از کارکرد ویژه ای برخوردار بود.از نیمایوشیج گرفته تا ادیبان و شاعرانی مانند صادق هدایت احمد شاملو، فروغ فرخزاد، فریدون مشیری و ...  در این کافه و در زیر درختان؛ روی صندلی های چوبی لهستانی و پشت میزهایی می نشستند و باهم روزنامه می خواندند و بحث های ادبی و هنری می کردند. کافه نادری که به بخش انکارناپذیری از تاریخ تهران مبدل شده است، آمیزشی ناگسستنی با هویت فرهنگی ایران دارد و می توان ادعا کرد تاریخ ادبیات ایران معاصر در فضای آن رقم خورده است. معروف است که صاحب کافه فردوسی که بعد از کافه نادری با همان کارکرد احداث شده و پاتوق صادق چوبک، فریدون آدمیت، جلال آل احمد، صادق هدایت، بزرگ علوی و مجتبی مینوی و ... بوده است، برای محافظت از میزهایش روی آن ها را سنگ کرده بود؛ زیرا مشتریان روشنفکراو ضمن بحث و گفت و گو روی میز می کوبیدند!

نتیجه تصویری برای کافه نادری تهران


     بدون تردید خانه های ریاضیات هم که با انگیزه سرایت این دانش به زندگی روزمره مردم و اهداف آکادمی های موازی ( پاراآکادمی ها ) تشکیل شده است، باید فضایی مانند کافه نادری و ... داشته باشند تا علاقه مندان به دانش ریاضی اعم از استادان، دبیران، دانشجویان، دانش آموزان و حتی مردم عادی بتوانند فارغ از هرگونه نگرانی و دلواپسی و در کمال آرامش بحث و گفت و گو کنند؛ زیرا همان گونه که از نامش پیداست، کلمه خانه به تنهایی این موضوع را به مخاطب القا می کند که این جا محل اضطراب و استرس نیست. از سوی دیگر سازمان ملل متحد سال 2000 میلادی را " سال جهانی ریاضیات " نامگذاری کرد تا نشان دهد که گذر از قرن بیستم به قرن بیست و یکم باید از مسیر ریاضیات صورت پذیرد. از این رو شعار " ریاضیات برای همه " در مجامع ریاضی دنیا سر داده شد. در واقع قبل از سال 2000 میلادی، این تصوربه وجود آمده بود که ریاضیات فقط مخصوص نخبگان است و عموم مردم استعداد یادگیری ریاضی را ندارند. این تصور غلط باعث شده بود تا فرصت یادگیری ریاضیات برای همه ایجاد نشود. علاوه بر آن آموزشگران ریاضی به این نتیجه رسیده بودند که ریاضی نباید از زندگی واقعی دانش آموز فاصله داشته باشد و او باید بتواند بین زندگی روزمره و کلاس درس ریاضی ارتباط برقرار کند. معلم کلاس باید به عنوان یک راهنما نگرش های دانش آموزان را تنظیم کرده و کمک کند تا خودشان رویه ها، الگوریتم ها و فرمول ها را بسازند. این دیدگاه های جدید در آموزش ریاضی سبب شد ایده ساخت خانه های ریاضیات توسط ریاضی دانان کشورمان مانند دکتر رجبعلی پور از دانشگاه کرمان و دکتر رجالی از دانشگاه صنعتی اصفهان و  پروفسور بهزاد  مطرح شود. درواقع آنان می خواستند مکان هایی تأسیس شود تا عموم مردم ریاضی را تمرین کنند. به همین دلیل نام این مکان را " خانه ریاضیات " گذاشتند.

نتیجه تصویری برای سال جهانی ریاضیات

   جای بسی افتخار است که از میان 1245 شهرستان درسطح کشور، چهل و چهارمین خانه ریاضیات در سال 1396در زادگاه ما افتتاح گردید که علامت دیگری از پیشگامی گلپایگان درامورعلمی و فرهنگی است. کارنامه درخشان این نهاد علمی و مردمی در جذب دانش آموزان و پیوند با خیران و سایر مجامع، نوید می دهد که خانه ریاضیات گلپایگان ظرفیت بالایی برای نهادینه ساختن " دانش محوری " در شئون زندگی همشهریان؛ و به طور خاص نوجوانان و جوانان را دارا می باشد.

 

نتیجه تصویری برای خانه ریاضیات گلپایگان

با عرض تبریک سالگرد فعالیت این کانون مردم نهاد و دستمریزاد به دست اندرکاران، توفیق روزافزون شان را از خداوند متعال مسئلت می نماییم. در پایان توجه خوانندگان ارجمند را به چکامه زیر جلب می کنم :
    " زندگی دنیای قشنگی از ریاضیات است؛ پس خوبی ها را باهم جمع کنیم ، غم ها را کم کنیم ، شادی ها را ضرب کنیم ، دردها را تقسیم کنیم ، نفرت ها را زیر رادیکال ببریم ، دوستی ها و محبت ها را به توان برسانیم. فراموش نکنیم که زندگی انتگرال لحظه هاست؛ اگر لحظه لحظه زندگی ما با ایمان و عشق و امید سپری شود، مجموعه آن ها نشاط آور است و حتماً زندگی زیبا خواهد بود. "

دهه هشتادی ها و فضای مجازی


دهه هشتادی ها و فضای مجازی

           ۲۴ خرداد ماه ۱۳۹۷ چهره برجسته جامعه شناسی معاصر دکتر محمد امین قانعی راد چشم از جهان فروبست و جامعه علمی کشور را به سوگ نشاند. اگرچه طی یک سال گذشته دوستان و دانشجویان حق این استاد فرزانه را به شایستگی ادا کردند ؛ اما وظیفه همه دانش پژوهان است که با رونمایی افکار این جامعه شناس مردم مدار که تا آخرین روزهای عمر با برکت خود از تریبون های گوناگون ، اندیشه اش را ترویج می کرد ؛ به سهم خود در معرفی دیدگاه های ایشان تلاش کنند.. اینجانب اگرچه توفیق نداشتم دانشجوی دکتر قانعی راد باشم ، اما از علاقه مندان و مریدانش بوده و سعی می کردم در هر محفل علمی که سخنرانی داشتند، حضور داشته باشم.. از این رو تصمیم گرفتم مصاحبه پر نکته ایشان را در ۱۴ فروردین ماه ۱۳۹۶ با روزنامه اعتماد  در رابطه با  " دموکراسی مجازی " با عنوان " دهه هشتادی ها و فضای مجازی  " به شکل یک مقاله تهیه و تنظیم نموده و انتشار دهم. یاد و نام او را گرامی داشته و به روح بلندش درود می فرستیم.

Image result for ‫دموکراسی مجازی‬‎

در  مناسبات اجتماعی دهه هشتادی ها، روابط مجازی بر تعاملات در مکان واقعی غلبه پیدا می کند و این نسل بیشتر در درون  فضایی حضور داشته و فعالیت دارد که در آن، مکان و زمان آن گونه که در واقعیت جریان دارند، مفهوم خود را از دست داده اند. یعنی تلقی از زمان و مکان برای آنان تغییر پیدا کرده و در نتیجه مناسبات آنها را از مناسباتی که نسل های قبل داشتند، متفاوت ساخته است. یکی از مواردی که این نسل آن را تجربه نکرده،" فرهنگ کوچه " می باشد که در نتیجه عملکرد فضایی توسعه شهری ما ، تا حد زیادی از بین رفته است.

Image result for ‫بچه ها در کوچه‬‎

     کوچه به عنوان محلی برای تعامل بر شکل گیری شخصیت اجتماعی کودکان دهه شصت و هفتاد تاثیر زیادی داشت. یعنی مناسباتی که آنان در درون کوچه با دیگران و با بچه های همسایه و محله برقرار می کردند ، شخصیت اجتماعی آنان را تا حدی شکل می داد ؛ اما امروز کوچه کارکرد خود را از دست داده و همراه با آن، فرهنگ کوچه نیز جایگاهی ندارد. در فضای کوچه بچه ها با یکدیگر ارتباط برقرار می نمودند، بازی می کردند، تعامل داشتند، قهر و آشتی آنان در این فضا اتفاق می افتاد و به نحوی مناسبات اجتماعی را با یکدیگر تمرین می کردند ؛ اما امروز کوچه به جای آن که فضایی برای گل کوچک بازی کردن برای پسران و ... یا بازی های خاص دختران و یا مکانی برای گفت و گوی همسایگان و ... باشد ،  به محلی برای پارک اتومبیل ها تبدیل شده است!! 

Image result for ‫پارک در کوچه‬‎

 کوچه و در کنار آن محله به عنوان دو فضا ، فرهنگی متناسب با خود را به همراه می آوردند ؛ اما امروز  آن جایگاه را که در شکل دادن به شخصیت بچه ها  تاثیرگذار بود ، از دست داده اند. در گذشته، بخش زیادی از اوقات فراغت بچه ها در کوچه و با مناسبات محلی می گذشت. در دهه ٤٠ و ٥٠ این فرهنگ قوی تر بود، در دهه ٦٠ نیز وجود داشت، دهه ٧٠ ضعیف شد و در دهه ٨٠ به کلی از بین رفت.

           Image result for ‫بچه ها در کوچه‬‎

       این تعاملات سبب می شد دوستی های پایداری در میان کودکان شکل بگیرد. بچه هایی که ارتباط رو در رو با یکدیگر داشتند، قهر و آشتی می کردند و خاطرات مشترکی بین آنان شکل می گرفت که این خاطرات، معطوف به فضای واقعی، همراه با نمادهای محلی ، خانه و کوچه بود و  در مناسبات آنها پایداری ایجاد می کرد.


به همین دلیل، در حال حاضر بچه های دهه شصتی که در فضای کوچه با هم آشنا شده اند،  همچنان  دوستی های خود را حفظ کرده اند و دوستی آنها از عمق خوبی برخوردار است. اگر افراد برخوردار از فرهنگ کوچه و محل  را با بچه هایی مقایسه کنید که خود را به فضای خانه محدود کرده و از طریق فضای مجازی با افراد ارتباط برقرار می کنند ، به نتایج جالبی می رسید.

 

         


    این ارتباط ممکن است با افراد غریبه و حتی با همکلاسی ها و دوستان برقرار شود.  ممکن است از نظر کمی تعداد روابط و افراد بیشتر هم باشد ؛  اما از نظر کیفی، محتوای عاطفی این روابط تضعیف شده و تا حدی ارتباطات انسانی سطحی تر می شود و به جای رد و بدل شدن عواطف و احساسات ،  روابط تنها مبتنی بر تبادل اطلاعات است ؛ به دلیل این که دیگر پدیده ای به نام  ارتباطات   " چهره به چهره "  و رو در رو وجود ندارد. این روابط سطحی که عمق و بار عاطفی ناچیزی دارد ، طبیعتا نمی تواند پایداری زیادی نیز داشته باشد. دوستی ها سیال و متغیر است و در شرایط خاصی شکل می گیرد و  نمی تواند خاطره ای را بین طرفین شکل دهد ؛ زیرا خاطره بیشتر در زمان و مکان واقعی شکل می گیرد ، در حالی که مناسبات و روابط مجازی خیلی سریع تر در معرض فراموشی قرار می گیرند. از این رو روابط مجازی بین افراد بر شخصیت آنها نیز اثر می گذارد ؛ به گونه ای که مقوله دوستی نیز ممکن است معنای خود را از دست بدهد.

            Image result for ‫بچه ها در فضای مجازی‬‎

 اتفاق دیگری که بر شکل دادن شخصیت بچه ها اثر داشت، " فضای حیاط مدرسه " بود که متفاوت با فضای کلاس است. کلاس از رسمیت برخوردار بود اما بعد از اتمام کلاس، درحیاط مدرسه روابط دوستی شکل پیدا می کرد و احساس همکلاسی و هم مدرسه ای بودن تقویت می شد.  در حال حاضر، مدارسی؛  به ویژه در سطح دبستان وجود دارند که اصلا فضایی به نام حیاط برای آنها معنی ندارد. کودکان بعد از طی کردن چند پله به کلاس می روند و بعد از تمام شدن کلاس نیز به خانه برمی گردند. زنگ تفریح های کوتاه آنان در مکانی به اسم حیاط همراه با بازی و نشاط و قهر و آشتی سپری نمی شود. 

Image result for ‫حیات مدرسه‬‎
     Image result for ‫مدرسه کوچک‬‎

 


       خوشبختانه هنوز اغلب مدارس دولتی این فضا را حفظ کرده اند و بیشتر مدارس غیرانتفاعی هستند که این ویژگی را در نظر نمی گیرند.  در حال حاضر، مدارس در حال خصوصی تر شدن است و قشری که بیشتر متعلق به طبقه متوسط به بالاهستند ، در این مدارس ثبت نام می کنند. این مدارس بیشتر از اهمیت دادن به تعامل بین بچه ها ، می کوشند فضای رسمی مدرسه را که فضای درس و مشق و امتحان و آزمون مکرر و... است ، تقویت کنند. در نتیجه، فضای غیررسمی مدرسه نقش خود را از دست می دهد ؛ در حالی که این فضا نقش مهمی در شکل دهی به شخصیت افراد داشت. از این رو در طبقات پایین تر جامعه دانش آموزان مناسبات عاطفی بیشتری را در فضای واقعی تجربه می کنند.
      دهه هشتادی ها به دلیل عضویت در شبکه های اجتماعی کمتر روزنامه و کتاب می خوانند. یعنی جایگاه  خواندن کتاب در این نسل به شدت تضعیف شده و فقط کتاب درسی است که برای آنها اهمیت دارد. در نسل های گذشته، در کنار کتاب های درسی کتاب های زیادی اعم از کتاب های تاریخی، سیاسی، اجتماعی، مذهبی، شعر، رمان و حتی مجلات عمومی اهمیت پیدا می کرد.

                             Image result for ‫تاثیر فضای مجازی بر مطالعه‬‎
در حال حاضر، بیشتر وقت بچه ها صرف مدرسه و بعد از آن، کلاس های آمادگی برای کنکور می شود. در نتیجه، وقت محدودی برای آنها باقی می ماند که آن را نیز شبکه های اجتماعی پر می کنند. حتی من و شما نیز وقتی به خانه برمی گردیم ، وقت کتاب خواندن پیدا نمی کنیم و فقط می توانیم شبکه های اجتماعی مان را کنترل کنیم ؛ زیرا یک سری مناسبات را در فضای مجازی شکل داده ایم که ناچار از کنترل کردن آنها هستیم.

            Image result for ‫تاثیر فضای مجازی بر مطالعه‬‎

 
      یکی دیگر از ویژگی های نسل جدید این است که بیشتر نوشتن و خواندن آنها نیز به فضای مجازی محدود می شود.
    پیام های کوتاهی را می نویسند و می خوانند، گرچه این موضوع به گونه ای مهارت خواندن و نوشتن آنها را البته با توجه به اقتضائات فضای مجازی تقویت می کند ؛ اما مهارت های گفت وگویی را در آنها کاهش می دهد و بدیهی است  که یک شهروند در یک جامعه دموکراتیک و جامعه مدنی برای نقش آفرینی ، باید از مهارت های گفتاری و شنیداری خوبی برخوردار بوده و در فضای واقعی تمرین کرده باشد. 

               

یعنی سخن گفتن از طریق زبان را بلد باشد ؛ زیرا زبان به همراه خود بار عاطفی دارد و معنای خاصی را منتقل می کند که پویایی ویژه ای دارد. بنابراین، تجربه گفتن و شنیدن در فضای واقعی کاملا با خواندن و نوشتن در فضای مجازی متفاوت است. از این جهت ممکن است تا حدی مهارت های زندگی مدنی تضعیف شود. از سوی دیگر باید به این نکته نیز توجه داشت  افرادی که می نویسند و می خوانند، به این دلیل که مناسبات رودررو و چشم در چشم با یکدیگر ندارند،  صریح تر و شفاف تر با یکدیگر سخن می گویند.
    یعنی یک نوع صراحت ناشی از نشناختن طرف مقابل وجود دارد یا حتی ممکن است یکدیگر را بشناسند؛ اما از آنجا که ارتباط در فضای مجازی شکل می گیرد و تماس چشمی برقرار نشده، صریح تر می توانند سخن بگویند و ابهام و ایهام آن را کاهش دهند. وقتی از زبانی با بار عاطفی کمتر استفاده کنیم، کوتاه تر بنویسیم و صورت بندی های غیرعاطفی ای را در نوشته های خود ابراز کنیم، یک نوع تفکر کارکردی  مبتنی بر منطق ریاضی نیوتونی بر ذهن ما حاکم می شود که این موضوع  ممکن است عمق تفکر را کاهش دهد و آن را ساده و سطحی کند.
    یک ویژگی دیگر نیز این است که مناسبات افرادی که در این فضا حضور بیشتری دارند ، با یکدیگر " افقی" می شود و سلسله مراتب اجتماعی کاهش پیدا می کند. بنابراین، ما با یک نوع " جامعه شبکه ای " مواجه می شویم که ارتباط گران از طریق شبکه ها با یکدیگر رو به رو می شوند و بین خود سلسله مراتبی قائل نیستند. یک نوع دموکراسی که می توان به آن  "دموکراسی مجازی " گفت که قابل مقایسه با دموکراسی قبیله ای است. دموکراسی قبیله ای در نخستین مراحل شکل گیری جامعه نشان داد که بین افراد، سلسله مراتب به آن معنا وجود نداشت.


    در حالی که در امپراتوری ها و حکومت های بعدی، ما با یک سلسله مراتب خیلی پیچیده که افراد را طبقه بندی می کند و طبقات اجتماعی را از یکدیگر متمایز کرده و بین آنها فاصله می اندازد، مواجه هستیم. در حالی که در دموکراسی قبیله ای همه به نحوی به یکدیگر شبیه و کم فاصله هستند و ما امروز نیز این حالت را به شکلی در فضای مجازی تقویت می کنیم که می توان به آن دموکراسی مجازی گفت.

 


هم اکنون، هر فرد حداقل در ٢٠ کانال و گروه مختلف خانوادگی، آموزشی، خبری، تفریحی ، سرگرمی و... عضویت دارد که وقت زیادی را از او می گیرد. بنابراین، کمتر کتاب و روزنامه می خواند و کمتر رادیو گوش داده  و کمتر تلویزیون می بیند. نسل دهه شصت زیاد با رادیو درگیر نبود؛ اما تلویزیون برای او بسیار مهم بود. یعنی بخش زیادی از اوقات فراغت آن نسل ؛  به ویژه در عصر و شب پای تلویزیون می گذشت و برنامه هایی که به طور ویژه برای کودکان و نوجوانان ساخته می شد و نیز برنامه های عمومی تر را در کنار پدر و مادر تماشا می کردند. این برنامه ها نقش بسیار زیادی را در شکل دادن به یک  "هویت مشترک " بین مخاطبان تلویزیون ایفا می کردند. این نسل پای تلویزیون گروه های مرجع و رهبران فکری ( Opinion Leaders ) خود را نیز پیدا می کرد.    

    Image result for ‫تماشای تلویزیون در کنار خانواده‬‎

گروه های مرجع و رهبران فکری برای همه شناخته شده بود و با آنان ارتباط داشتند. امروز نوجوانان و جوانانی که در شبکه های اجتماعی حضور دارند، چقدر تلویزیون رسمی را می بینند و چقدر رادیوی موجود را گوش می کنند؟ با توجه به فراگیر شدن فضای مجازی ، کمتر تلویزیون می بینند و این امر سبب می شود از هویت مشترک کمتری نیز برخوردار باشند. به همین دلیل با  نسلی سر و کار داریم که به شدت دارای" تمایز " با دیگری است و این متمایز و متفاوت بودن ویژگی اصلی او را شکل می دهد و از این رو " شباهت های اجتماعی " تحت تاثیر فضای مجازی به شدت در حال کاهش یافتن است.
    این نسل، گروه های مرجع  و رهبران فکری خود را در فضای مجازی جست وجو می کند. قبلا رادیو، تلویزیون و مطبوعات، رسانه هایی بودند که گروه های مرجع و رهبران فکری را به مخاطبان معرفی می کردند ؛ اما  در شرایط کنونی به دلیل حضوری که افراد در شبکه های اجتماعی دارند، این فضای مجازی است که گروه های مرجع و رهبران فکری را  تعیین نموده و معرفی می کند و چون فضای مجازی، فضای تصویری است، در نتیجه، نخبگانی که با فرهنگ تصویری ارتباط بیشتری دارند ، می توانند تبدیل به گروه های مرجع و رهبران فکری این نسل شوند. به همین دلیل  گروه های مرجع هنری نسبت به گروه های مرجع ادبی موفقیت بیشتری از حیث تاثیرگذاری در فضای مجازی پیدا می کنند و به همین نسبت گروه های ادبی موفقیت بیشتری نسبت به گروه های مرجع علمی خواهند داشت. بنابراین، نقش گروه های مرجع روشنفکری احتمالا کاهش پیدا می کند و الگوهای فکری ، هنری تقویت می شوند ؛ زیرا آنان با پیام رسانی رسانه ای و تصویری و... بیشتر آشنا هستند. لذا هنرمندانی که در شبکه های اجتماعی حضور دارند، بیشتر در بین جوانان جلب توجه می کنند. امروز یک خواننده زیرزمینی بیشتر می تواند نقش یک الگوی فکری را بازی کند تا روشنفکرانی که در دهه های ٤٠ و ٥٠  پیشگام و هدایت گر جامعه بودند ؛ روشنفکران بزرگی که هر کدام تعداد زیادی کتاب و مقاله نوشته اند و فرهنگ ادبی زمان آنها مبتنی بر خواندن و نوشتن، حضور در فضای واقعی و شنیدن سخنرانی و... بود ؛ اما در نسل فعلی الگوهای فکری هنری تاثیرگذار هستند و بیم آن می رود که این نسل، گروه های مرجع عمیق فکری را از دست بدهد. 

Image result for ‫آلبوم زیر زمینی تتلو‬‎

 البته فضای واقعی کماکان تاثیر خود را خواهد داشت و چنین نیست که زندگی نسل جدید به کلی از  فضای واقعی به  فضای مجازی منتقل شود. به تعبیری ما با دو فضایی شدن مواجه هستیم و هر دو فضا نیز کمابیش نقش هایی را ایفا خواهند کرد؛  اما طبیعی است که روز به روز نقش فضای مجازی تقویت و تاثیر فضای واقعی تضعیف می شود.  این وضعیت به عنوان یک روند در چشم انداز کوتاه مدت مشاهده می شود .به طور مثال، زمانی که من کانال تلگرامی دکتر داوری اردکانی، رییس فرهنگستان علوم را رصد می کردم دیدم که سه-چهار هزار عضو دارد اما یکی از کانال هایی که هیچ محتوایی را منتقل نمی کرد، ٥٠٠ هزار عضو داشت!!

                Image result for ‫فالوئر زیاد‬‎

    این همان جهت گیری های جدید است که پیش تر گفتم و به طور طبیعی ما کاهش تاثیرگذاری روشنفکران را بر نسل جوان احساس می کنیم. ممکن است بگویید این اتفاق، یک نوع استقلال برای نسل جوان به بار می آورد و عدم اتکا به روشنفکران می تواند سبب شود که آنها به اندیشه های خود، اتکای بیشتری داشته باشند.

در دوران دانشجویی، در اطراف ما کسانی بودند که مدام کتاب و مجلات متعدد می خواندند، پای سخنرانی های مختلف می رفتند، خیلی در فضای اندیشه حضور داشتند، حساسیت نشان می دادند و پیگیری می کردند ؛  اما نسل امروز، کمتر به دنبال این فعالیت ها می رود. به هر حال، اینجا بحث تفاوت و شکاف فرهنگی میان دو نسل مطرح می گردد.
                          Image result for ‫خوب مطالعه کنید‬‎

 

        یک فرهنگ که می توان فرهنگ ادبی یا نوشتاری یا گفتمانی نام نهاد. به خاطر این  که با متن، کتاب، روزنامه و مجله مواجه می شود، تبادلات رو در روی افراد از طریق زبان شکل می گیرد، گفت وگوهای طولانی بین افراد شکل گرفته و کلمات رد و بدل می شوند. بنابراین ؛ از این جهت ما با یک فرهنگ ادبی رو به رو هستیم که اینجا بیشتر جای خود را به فرهنگ تصویری می دهد. ویژگی فرهنگ تصویری کوتاه نویسی، تفکر الگوریتمیک، منتقل کردن پیام های کوتاه، به ویژه بیان ایده ها و مسائل از طریق تصاویر و ایماژها و کلیپ ها و انیمیشن ها است. یعنی افراد بیش از آنکه حرف بزنند، عکس ها را رد و بدل می کنند، اگر هم بخواهند حرف بزنند کوتاه نویسی می کنند. این فرهنگ ممکن است در عرصه آموزش، کار، فرهنگ و فراغت تاثیرات نامطلوب خود را بگذارد. در آموزش به"  فرهنگ مجازی" و  "سواد اطلاعاتی " بیشتر از  " سواد ادبی " اهمیت داده می شود. بنابراین، در فضای شغلی نیز بیشتر با تجهیزات الکترونیکی کار می کنند و کار نیز به فضای مجازی منتقل می شود. اوقات فراغت افراد نیز بیشتر در فضای مجازی سپری می شود ؛ در این صورت ممکن است سینما و تئاتر نیز صدمه ببینند و این آسیب صرفا به کتاب و مجله و مطبوعات محدود نمی شود. در حوزه های مختلف فرهنگ، غلبه فرهنگ تصویری بر فرهنگ ادبی، دو نسل متفاوت را با ویژگی های مختلف می سازد که نسل قدیم از دانش ادبی بالاتری برخوردار بودند و نسل جدید دانش ادبی پایین تر و دانش مجازی بیشتری دارند. بنابراین، امکان دارد کل ادبیات و میراث ادبی و میراث نوشتاری و فرهنگی ما در حاشیه قرار بگیرد.
        شما الان نیازی به خریدن دیوان حافظ ندارید و می توانید آن را در این فضا بیابید. ممکن است کتاب های زیادی را در این فضا بتوانید ببینید و بخوانید. در واقع، امکان دسترسی به کتاب، روزنامه، مقالات و منابع افزایش پیدا کرده اما با وجود فوران اطلاعات و انفجار دانش در فضای مجازی، امکان کمتری برای استفاده از آنها وجود دارد. 

Image result for ‫کتابهای مجازی‬‎


     البته تولید اطلاعات دیگر از انحصار نهادهای خاصی مثل روزنامه و خبرگزاری ها خارج گردیده و در جامعه به یک امر عمومی تبدیل می شود. همه شهروندان، تجهیزات خبرنگاری را به همراه دارند زیرا در موبایل ها هم امکان عکسبرداری و هم ضبط فیلم و صدا وجود دارد.


این امر می تواند روی پیگیری مطالبات این نسل نیز تاثیرگذار باشد؛ یعنی آنان ابزارهایی را برای شکل دادن به افکار عمومی و تاثیرگذاری روی واقعیت ها در اختیار دارند.  بنابراین آدم هایی خواهند شد که بدون اینکه سیاسی به مفهوم کلاسیک آن باشند، می توانند با تاثیرگذاری بر جامعه، آن را دگرگون کنند. امید است همه مردم و به ویژه ؛ دهه هشتادی ها با بهره گیری از تفکر و سواد رسانه ای و مدیریت در استفاده از شبکه های اجتماعی بهترین دستاورد را داشته باشند.

حفاظت از زنبورها ؛ ضامن امنیت غذایی جهان

حفاظت از زنبورها ؛ ضامن امنیت غذایی جهان

نکوداشت مجاهدت علمی دکتر ابراهیم ابراهیمی در جهت شناخت تنوع زیستی زنبورهای ایران

See the source image

     من امروز در سخن با گل نشستم                     کمی در باغ نزدیکش نشستم
    بدو گفتم که می داند چه رنگی است                 و یا خاری به تن دارد چنین تیز
   چرا رنگش چنین سرخی گرفته است؟              و یا خارش ، تن سبزی نشسته است؟
         بگفتا گر ندانم سرخ سرخم                         و یا خاری ندانم تیزتیز است
        ولی دانم که زنبوری می آید                        ز شهد جان من سیراب گردد
        بَرد من را به سوی سرزمینی                        که آنجا هم گلی دیگر برآید
                                                                                       " رشید مجد زاده "
سازمان ملل متحد روز 20 می ( 30 اردیبهشت ماه ) هر سال را " روز جهانی زنبور عسل " نامگذاری کرده است. اعلام این روز به منظور یادآوری خطر نابودی نسل زنبورها روی کره زمین است؛ روزی که هشدار می دهد انسان با کاربرد سموم شیمیایی و آلودگی محیط زیست حیات زنبورها را به خطر انداخته است.

       Image result for ‫زنبور عسل‬‎

دلیل انتخاب این روز به عنوان " روزجهانی زنبورداری " سالروز تولد " آنتون یانشا "(Anton Jansa)
، پدر زنبورداری مدرن از کشور اسلونی است. او که فقط 39 سال عمر کرد (1734 -1773 ) ، استاد و رئیس مدرسه زنبورداری بود. کتاب و تألیفات یانشا راه گشای زنبورداری مدرن گردید و سیستم ابداعی او باعث شد تا برداشت عسل بدون صدمه به کندو میسر شود. در واقع روز جهانی زنبور، ایده زنبورداران اسلونی بود و با کوشش آنان این روز توسط سازمان ملل پذیرفته شد.

 

         Image result for ‫آنتون یانشا‬‎


    بنا بر گزارش سازمان خوار و بار جهانی کشاورزی ( فائو)، جهان بدون گرده افشان ها، جهانی بدون تنوع غذایی و در طولانی مدت جهان بدون امنیت غذایی است؛ زیرا بیش از 75 درصد از محصولات غذایی در جهان تا حد زیادی وابسته به گرده افشانی می باشد. گروه گرده افشان ها شامل زنبورها، پروانه ها، پرندگان، سوسک ها و حتی خفاش ها به تکثیر و بقای گیاهان کمک می کنند. دانه های خوراکی و غیر خوراکی، میوه ها و بسیاری از سبزیجاتی که مصرف می کنیم، حاصل گرده افشانی همین موجودات است که اگر این گرده افشانی نبود، امروز سفره ما خالی بود! یک سوپر مارکت آلمانی برای نشان دادن اهمیت زنبورها، همه اجناسی را که به نوعی زنبورها در آن دارای نقش هستند، از قفسه ها برداشت. پس از این اقدام مشخص شد زنبورها در تولید 1600 نوع کالا از 2500 کالاهای این فروشگاه دخیل بوده اند.

      Image result for ‫گرده افشانی زنبور‬‎

    فائو برآورد کرده است از 100 محصولی که 90 درصد غذای جهان را تأمین می کنند،71 گونه توسط زنبورها گرده افشانی می شوند. اگرچه در طبیعت حشرات گرده افشان دیگری هم وجود دارند که درختان را بارور می سازند؛ اما یک سوم تمام میوه ها مثل سیب، گلابی، توت فرنگی و حتی صیفی هایی مانند خیار نیز حاصل گرده افشانی زنبورها هستند. زنبورها تولید مواد غذایی و امنیت جهان را بالا می برند. مطالعات نشان داده در مزارعی که گرده افشانی به خوبی صورت گرفته، تولید محصول نسبت به مزارع دیگری که زنبورها با اختلال در کار مواجه شدند یا دراثر مصرف سموم شیمیایی از بین رفتند، به طور میانگین 24 درصد افزایش داشته اند. در عین حال گرده افشانی به حفظ تنوع زیستی کمک می کند. حدود 90 درصد از گیاهان گل دار جهان برای تولید مثل وابسته به گرده افشانی هستند و از طریق بازسازی درختان به حفظ جنگل ها کمک می کنند.

                               Image result for ‫گرده افشانی درخت سیب‬‎

اگر گرده افشانی زنبورها نباشد، پنبه ای نیز در کار نخواهد بود و بدون پنبه صنایع نساجی و پوشاک وجود نخواهد داشت.

                            Image result for ‫محصول پنبه‬‎

 تقریباً تمام زنبورها در اکوسیستم جهان نقش مثبت دارند. علاوه بر نقش آن ها در گرده افشانی گیاهان، تعداد بسیاری از زنبورها به عنوان شکارگر و یا پارازیتوئید ( انگل واره ) سایر حشرات و یا بند پایان مضّر کشاورزی عمل کرده و از این طریق نقش مهمی در حفظ تعادل طبیعی و کنترل آفات بازی می کنند. در ایران حدود 15 تا 20 هزار گونه زنبور تخمین زده می شود که حدود 3000 گونه از آن ها تا کنون شناسایی شده است.

 Image result for ‫بندپایان‬‎


    فراتر از گرده افشانی و تأمین معاش کشاورزان و امنیت غذایی، نقش زنبورها در برقراری تعادل زیستی و کارکرد صحیح اکوسیستم بسیار حائز اهمیت است. اگرچه زنبورها به ما عسل می دهند؛ اما از مجموع 115 تا 150 هزار گونه زنبور در جهان، حدود 7 گونه از آن ها زنبورهای با تولید عسل بیش از نیاز کندو هستند. بنابرین عسل تنها بخش کوچکی ازمواد غذایی است که توسط زنبورها تولید می شود. به طور کلی حشرات که در قلب زنجیره غذایی قرار دارند، اکثریت قریب به اتفاق گیاهان را گرده افشانی می کنند، خاک را سالم نگه می دارند، مواد مغّذی را بازیافت و آفات را کنترل می کنند. چه حشرات را دوست داشته باشیم و چه نادیده شان بگیریم، ما انسان ها نمی توانیم بدون آن ها زنده باشیم؛ در حالی که حشرات بدون انسان ها می توانند به حیات خود ادامه دهند!

Image result for ‫گرده افشانی و تکثیر گیاهان‬‎

    متأسفانه اکنون دانشمندان هشدار داده اند که بسیاری از حشرات جهان در معرض خطر انقراض قرار دارند و نابودی آن ها می تواند به فروپاشی فاجعه بار اکوسیستم های طبیعی منجر شود. یافته ها نشان می دهد در حال حاضر بیش از 40 درصد از گونه های حشرات، کاهش جمعیت داشته و یک سوم آن ها در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند. بعد از پروانه ها و شب پره ها، زنبورها به طور جدی مورد تهدید قرار گرفته اند. اگر این روند با همین سرعت پیش رود، تا سی سال آینده 80 درصد توده حشرات جهان ناپدید خواهند شد و این یک نگرانی بزرگ برای آینده طبیعت و خود انسان است.

        Image result for ‫تلفات زنبور‬‎

روند نابودی حشرات از آغاز قرن بیستم شروع شد؛ اما در دهه های 1950 و 1960 شتاب گرفت و در طول دو دهه گذشته به " رشد هشدار دهنده " رسیده؛ به طوری که هرسال حدود ۲/۵ درصد از آن ها در حال کاهش است. براساس پژوهش های انجام شده، کشاورزی ناپایدار به دلیل مصرف بی رویه آفت کش ها، عامل اصلی کاهش جمعیت حشرات و کاهش تنوع گونه ای بین آن ها شده است. بدیهی است که اگر نتوانیم روند نابودی حشرات را متوقف کنیم، این امرعواقب ناخوشایند و فاجعه باری برای اکوسیستم های طبیعی و بقای انسان به بار خواهد آورد.

          Image result for ‫ضرر آفت کش ها‬‎

    خوشبختانه از سال 1322 تا کنون وزارت جهاد کشاورزی با عزمی راسخ در جهت حفاظت از حشرات و به طور خاص زنبورها آستین همت بالا زده و مفتخریم که از پیشگامان این حرکت، همشهری عزیزمان جناب آقای دکتر ابراهیم ابراهیمی است. دکتر ابراهیمی دارای مدرک دکتری در رشته حشره شناسی از دانشگاه تربیت مدرس، عضو هیئت مدیره انجمن حشره شناسی ایران، عضو انجمن بین المللی زنبور شناسان، عضو هیئت تحریریه نشریه آفات و بیماری های گیاهی و ... ، عضو هیئت علمی و استاد تمام موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور از دو سال پیش تا کنون ریاست این مجموعه علمی را بر عهده دارد.

               Image result for ‫موسسه تحقیقات گیاه پزشکی‬‎
                  
  دکتر ابراهیمی علاوه بر تألیف کتاب های " مطالعه و تشخیص گونه های جنس Trichogramma Westwood در ایران مشتمل بر مباحثی پیرامون کاربرد دشمنان طبیعی در کنترل بیولوژیک آفات و واژه نامه حشره شناسی ( معادل های فارسی و تعریف ها ) با نگاشتن 12 مقاله  ( نویسنده مسئول ) و مشارکت با همکاران در تهیه و تدوین 28 مقاله در مجله های علمی، پژوهشی داخلی، 7 مقاله ( نویسنده مسئول ) و مشارکت با همکاران داخلی و خارجی در تهیه و تدوین 17 مقاله در ژورنال های بین المللی، ارائه 53 مقاله در همایش های علمی داخلی، ارائه 2 مقاله ( نویسنده مسئول) و مشارکت در تهیه و تنظیم و ارائه 4 مقاله در همایش های بین المللی، راهنمایی و هدایت 18 رساله دکتری و پایان نامه کارشناسی ارشد، مشاوره 12 رساله دکتری و پایان نامه کارشناسی ارشد، سابقه های تدریس در دانشگاه های تبریز، آزاد اسلامی ( واحد اراک ) و دانشگاه شاهد تهران و سابقه های اجرایی معاونت و رئیس بخش تحقیقات رده بندی حشرات، معاونت پژوهشی موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشورو رئیس موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور کارنامه علمی بسیار درخشان و ارزنده ای از خود برجای گذارده است.

                             Image result for ‫هیئت مدیره انجمن حشره شناسی ایران‬‎

  
    لازم به یادآوری است  موسسه تحقیقات گیاه پزشکی کشور که هسته اولیه تأسیس آن در سال 1302 ایجاد شده است، از سال 1322 تا کنون فعالیت خود را در سطح کشور آغازنموده و مسئولیت پژوهش در مورد آفات، بیماری های گیاهی و علف های هرز را بر عهده دارد. در موزه های تنوع زیستی این موسسه بیش از 4 میلیون نمونه حشره و تعداد بی شماری از قارچ ها، باکتری ها و نماتدها نگهداری می شوند که از سالیان دور جمع آوری و طبق موازین علمی طبقه بندی گردیده و همواره به عنوان یک منبع مستند و با ارزش علمی مورد استفاده پژوهشگران، استادان دانشگاه ، دانشجویان و نیز متخصصان خارجی قرار می گیرد.

                

                     Image result for ‫موسسه گیاه پزشکی‬‎


    علاوه بر موارد بالا دکتر ابراهیمی به عنوان عضو هیئت موسس مجتمع آموزش عالی پیام گلپایگان بار خدمتگزاری ویژه به زادگاهش را نیز بردوش می کشد. با آرزوی توفیق هرچه افزون تر برای دکتر ابراهیمی وهمه کنشگرانی که در عرصه های علمی تلاش می کنند، امیدواریم همشهریان آگاه و مسئولان دلسوز نسبت به تنوع زیستی و تنوع فرهنگی گلپایگان حساسیت داشته و در جهت حفاظت از گونه های زیستی؛ بخصوص حشرات و زنبورها بر تلاش خود بیفزایند.

 

Image result for ‫عالی پیام گلپایگان‬‎

       جهان چون خط و حال و چشم و ابروست    که هر ذره به جای خویش نیکوست           اگر یک ذره را برگیری از جای                  همه عالم خلل یابد سراپای
                                                                                   " شیخ محمود شبستری "

صدای مردم صدای خداست


                                        

✏️ ابراهیم جعفری


    اقدام شایسته نماینده محترم گلپایگان و خوانسار در مجلس شورای اسلامی ، جناب آقای مهندس علی بختیار در بازپس گیری امضای خود از طرح تشکیل استان اصفهان شمالی ، نشانگر احترام ایشان به افکار عمومی است.
    مهندس بختیار در گفت و گو با خبرگزاری خانه ملت خاطرنشان ساخت در نظرسنجی های به عمل آمده ، مردم و معتمدین با تشکیل این استان جدید که شهرستان ما زیر مجموعه آن باشد ، موافق نیستند و به همین دلیل امضای خود را پس گرفتم ؛ زیرا تابع مردم هستیم.
    بدون تردید در عصر کنونی هیچ قدرتی به اندازه خواست و اراده مردم در ساماندهی امور جامعه موثر و کارگشا نیست و به همین دلیل از دوران های گذشته تا کنون این باور زبانزد همگان می باشد که : " دست خدا از آستین مردم بیرون می آید." این اراده مردمی ، برخاسته از قضاوت مشترک مردم در رابطه با موضوع های مختلف است که آن را " افکار عمومی " نام نهاده اند.
  مولای متقیان حضرت علی ( ع) می فرمایند : " تنها استدلال مردم به شایستگی شایستگان ، همان چیزی است که خداوند بر زبان بندگانش جاری می سازد... نارضایتی عمومی مردم ، رضایت خواص را بی اثر می سازد..."  به عبارت دیگر افکار عمومی ضمیر باطنی یک ملت و پدیده ای است که از علائق مشترک مردم در باره یک موضوع ناشی می گردد. به تعبیر گابریل تارد اندیشمند فرانسوی ، افکار عمومی مجموعه ای از داوری های مردم در باره مسائل روز است که مورد پذیرش بیشتر افراد جامعه قرار می گیرد. دقیق تر آن است که بگوییم افکار عمومی حاصل جمع قضاوت های جداگانه افراد نبوده ؛ بلکه محصول ارتباطات و اثرات متقابل آنان می باشد. به همین دلیل دانشمند آلمانی فردیناند تونیس افکار عمومی را در سطحی بالاتر از دولت قلمداد می کند.
    شاید بتوان منشاء شکل گیری افکار عمومی را  " خرد جمعی " دانست که " به هنگام " و در مقاطع تعیین کننده ، حساسیت خود را آشکار می سازد. مفاهیمی نظیر " اقناع افکار عمومی " ،  " تنویر افکار عمومی " و ...نیز که در همین راستا بیان می شوند ، بیانگر آن است که هیچ نظام سیاسی نمی تواند نسبت به خواسته های شهروندان خود بی اعتنا باشد.
    اگرچه نماینده محترم گلپایگان و خوانسار در این مصاحبه توجیه های خود را از امضای طرح که  به نظرشان متضمن منافعی برای زادگاه ما می باشد ، توضیح داده ؛ اما به صراحت از لزوم احترام به نظر مردم و افکار عمومی که نتیجه آن پاسداشت سرمایه اجتماعی است ، سخن به میان آورده و امضای خود را پس گرفته است.
    با ستایش از درایت همشهریان شریف که حساسیت خود را در موارد سرنوشت ساز آشکار ساخته و کنشگرانه پا به میدان می گذارند و تقدیر و تشکر فراوان از جناب آقای مهندس بختیار ، امیدواریم همه ما این باور را در خود نهادینه سازیم که :
            " صدای مردم ، صدای خداست "

تنوع فرهنگی " و " تنوع زیستی

۲۱ و ۲۲ می ( ۳۱ اردیبهشت و اول خرداد ماه ) هر سال از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روزهای " تنوع فرهنگی " و " تنوع زیستی " نامگذاری شده است. بدون تردید برخورداری کشور ما از این دو مزیت بزرگ سرمایه ارزشمندی است که باید نسبت به آن ها روشنگری به عمل آید. از آنجا که طی سال های گذشته در رسانه ها موضوع   " تنوع زیستی و اقلیمی " کم و بیش مطرح شده است ، بخش اصلی این یادداشت را به " تنوع فرهنگی " اختصاص می دهم.
   تنوع فرهنگی میراث مشترک بشریت و منبعی برای نوسازی اندیشه ها و جوامع قلمداد می شود ؛ زیرا از طریق مطالعه فرهنگ ها از همدیگر شناخت پیدا کرده و روش جدیدی برای اندیشیدن می آموزیم ؛ به طوری که می توان گفت تنوع فرهنگی فرصتی برای صلح و توسعه پایدار به شمار می رود.
    فراموش نکنیم که ما به دوره جدیدی از محدودیت منابع وارد شده ایم و باید قوی ترین منبع تجدید پذیرمان یعنی هوش و خلاقیت انسان ها را از قید و بند آزاد کنیم. تنوع فرهنگی محرک خلاقیت است و سرمایه گذاری روی خلاقیت می تواند جوامع را دگرگون سازد. از این رو وظیفه ماست که با آموزش و گسترش مهارت های بین فرهنگی میان مردم و بخصوص نسل جوان به حفظ تنوع فرهنگی کمک کرده و بیاموزیم که در کنار یکدیگر با تنوع زبانی ، فرهنگی و مذهبی زندگی کنیم.

   وجود ۲۰ تا ۶۰ زبان و ۷۰ هزار گویش در ایران بیانگر ۷۰ هزار کیفیت زندگی فرهنگی در کشور است. ایران سرزمینی برخوردار از تنوع فرهنگی زیاد می باشد ؛ به گونه ای که می توان ادعا کرد تنوع فرهنگی ما از کل اروپا بیشتر است. جالب توجه این که تنوع فرهنگی در ایران بر خلاف آمریکا ، استرالیا و کانادا که ناشی از مهاجرت فرهنگ ها از نقاط مختلف جهان است ، دارای منشاء " درون سرزمینی " است. به عبارت دیگر ایران رودخانه رنگین کمان فرهنگ هاست که در پرتو آن جریان های مختلف فرهنگی در هم می آمیزند. ( رودخانه رنگین کمان فرهنگی که در بخش اول گزارش فرهنگی جهان با عنوان " تنوع خلاق ما " توسط یونسکو آمده ، از نظریه " ملت رنگین کمان " نلسون ماندلای فقید برگرفته شده است )


                                      Image result for ‫تنوع فرهنگی‬‎

   خوشبختانه زادگاه ما نیز در زمینه های تنوع زیستی و فرهنگی همپای سایر مناطق کشور  ، دارای استعداد و قابلیت است.
      وجود انواع گیاهان دارویی در مراتع و ارتفاعات کوهستانی گلپایگان ، بارش ۲۵۰ میلی متری باران در منطقه غرب و ۱۰۰ میلی متری در شرق این شهرستان  ( تنوع زیستی ) و نیز رایج شدن اشعار با گویش محلی که آغاز گر آن استاد محمد علی سعیدی و شادروان استاد احمد جهانبخشی بوده اند ، نقوش منحصر به فرد قالی ( مانند نقشه ویست ) ، هنر صنایع دستی ؛ به ویژه منبت  ، ضرب المثل ها ، آش گلشهر ، کباب گلپایگان ، کبوترخانه ها و از همه مهم تر سنگ نگاره های تاریخی که در عین حال میراث های ناملموس فرهنگی زادگاه ما محسوب می گردند ، تجلی " تنوع فرهنگی " گلپایگان است. بازدید ۳۰۰ نفر گردشگر خارجی از آثار باستانی و ناملموس فرهنگی شهرستان ما در سال گذشته ( ۱۳۹۷ ) نشانگر این ادعاست.
     بنابراین با پاسداری از میراث معنوی نیاکان  خود قدر و منزلت گلپایگان را بیشتر بدانیم و بر تنوع زیستی و فرهنگی خود افتخار کنیم.


نمادی شایسته در آیینه فرهنگ گلپایگان


               

گاهی میان دو پدیده یا دو مفهوم ، چنان پیوندی برقرار می شود که با ورود یکی از آن ها در فضای ذهن ، دیگری نیز بلافاصله حضور می یابد.


این عملکرد ذهنی را " تداعی ، معانی " نامیده اند. انسان از این ویژگی مهم ضمیر خود استفاده کرده و با قراردادهای خاص یا عام ، از نشان های ساده برای احضار معانی به خاطره ها بهره گرفته است. این نشان های قراردادی " نماد " یا سمبل نام دارند ؛ به عبارتی نماد ، نشان دهنده حرکتی از بیرون به درون و از ظاهر به باطن است. نماد می تواند یک تصویر ، آرم ، چهره ، ساختمان و ... باشد که به سهولت شاخص و برجسته می شود.

شهرهای بزرگ جهان نیز یک یا چند نماد و نشانه اصلی دارند که به وسیله آن ها قابل شناسایی و معرفی به دیگران می باشند ؛ به همین دلیل گردشگران در نوشته ها و تعریف های خود از بازدیدها ، شهرها را با نمادهایشان به دیگران معرفی می کنند. نماد پاریس برج ایفل و ... ، نماد رم لئونادردو داوینچی ، مونالیزا و ...، نماد پکن دیوار چین ، فانوس و ... ، نماد مسکو کاخ کرملین ، کلیسای سنت باسیل و ... ، نماد تهران میدان آزادی ، برج میلاد و ... از جمله آن ها به شمار می رود.

در این راستا نصب المان " بز کوهی " به عنوان نماد سنگ نگاره های گلپایگان‌ در بلوار معلم با طراحی و اجرای پژوهشگر ارجمند جناب آقای محسن جمالی نویسنده کتاب ارزشمند " سنگ نگاره های گلپایگان ؛ گذرگاه تاریخ " و همکاری شورای اسلامی و شهرداری گلپایگان ، اقدامی در خور تحسین و شایسته است که باید از آن استقبال کرد ؛ زیرا سنگ نگاره های زادگاه ما که با نقش های حیوانات مزین گردیده ، آیینه فرهنگ کهن ، عقلانیت و خردورزی اجداد و نیاکان ما و در عین حال خلاقیت هایی برای آگاهی بخشی و ایجاد ارتباط میان انسان ها بوده است. به همین جهت شهرستان گلپایگان به عنوان " پایتخت سنگ نگاره ها " شناخته می شود.

اگرچه سایر آثار باستانی ما نظیر مسجد جامع ، ارگ گوگد ، مناره گلپایگان و ... هرکدام ارزش نمادین شدن دارند ؛ اما به لحاظ قدمت تاریخی ۷۰۰۰ ساله ، سنگ نگاره ها مقام اول را به خود اختصاص می دهند.

با عرض تشکر از دست اندرکاران ، امیدواریم دامنه دانشوری و ترویج فرهنگ از سوی دانش پژوهان زادگاه مان برای نسل های آینده گسترش یافته و میراث گرانقدری از علم ، هنر ، پژوهش و ...را که جلوه مشخصی از توسعه پایدار می باشد ، برجای گذاریم. سخن گهربار بزرگمهر حکیم را از یاد نبریم که : " دیگران کشتند و ما خوردیم ، ما بکاریم و دیگران بخورند "



سلام بر همشهریان عزیز و ارجمند

                                                                           

با لطف خداوند متعال  مقاله ای که از اینجانب با عنوان " کنکاشی در منظره نگاری های استاد محمد کرمی " در سایت آخاله انعکاس یافت ، در روزنامه " آفتاب یزد"  ۱۸ اسفند ماه ۱۳۹۷ نیز به چاپ رسید. زمانی که استاد کرمی مقاله چاپ شده همراه با تصویرشان را در روزنامه مشاهده کردند ، به نظر می رسد گل لبخند و رضایت باطنی در چهره ایشان آشکار شده است. این تصویر در آستانه نوروز خجسته برای اینجانب یک عیدی بزرگ است.  ضمن تشکر از جناب آقای احمد جابری که با ابتکار خود این عکس را گرفته و ارسال نموده اند ، سلامتی ، آرامش و طول عمر با عزت استاد کرمی را از خداوند متعال خواستارم.


                           ابراهیم جعفری

دکتر هادی خانیکی جاودانه در یادها

   روز سه شنبه ۱۴ اسفند ماه ۹۷ ، مراسم شکوهمند نکوداشت دکتر هادی خانیکی با عنوان " شب هادی خانیکی : مسافر گفت و گو " از سوی کتابخانه ملی ایران و با همکاری مجله بخارا در تالار قلم این کانون علمی با حضور انبوه دوستان و دانشجویانش برگزار گردید و هریک از سخنرانان ابعادی از شخصیت این چهره محبوب را بیان نمودند. اینجانب که از سال ۱۳۷۴ تا کنون افتخار شاگردی و دوستی دکتر خانیکی را پیدا کردم ، بر آن شدم تا برداشت خود را از منش و سجایای ایشان در حد شناختی که به دست آورده ام ، بیان کنم.
    در اولین مواجهه ای که با دکتر خانیکی  داشتم ، ناخودآگاه در مدار جاذبه اش قرار گرفتم ؛ انسانی مذهبی ، فرهنگی ، اخلاقی ، نوگرا ، دارای سعه صدر ، خوش فکر ، باسواد و ... که از همان ابتدای آشنایی ، تمام وجودم را تسخیر  نمود و میزان علاقه ام را به او روز به روز  بیشتر کرد. این علاقه موجب شد که با اتمام کلاس های پایانی که اغلب اوایل شب بود ، به اتاق ایشان در دانشکده رفته و هرکجای تهران که مقصدش بود ؛ از منزل گرفته تا ... با او همراه شوم و فرصت هایی را برای تعامل با این چهره دوست داشتنی به دست آورم. علاوه بر آن سعی می کردم تا حد امکان در کلاس های درس او در هر مقطع ( کارشناسی ، کارشناسی ارشد و دکترا ) حضور یافته و بهره گیری کنم. در همین راستا در سال ۱۳۷۵ که شادروان دکتر مجید تهرانیان برای تدریس در مقطع دکتری از سوی دانشگاه امام صادق ( ع ) ، دعوت شده بودند ، شبی به یادماندنی را  با ایشان ، دکتر خانیکی و ... در فرهنگ سرای اندیشه سپری کردیم که حلاوت مباحث علمی مطرح شده در آن جلسه مانند ستاره ای درخشان در آسمان خاطراتم می درخشد. خالی از لطف نیست اشاره کنم در برپایی نشستهای علمی و گفت وگو با هریک از اندیشمندان دعوت شده ‌ به ایران در عرصه های جامعه شناسی ، ارتباطات اجتماعی و ... از هابرماس و مانوئل کاستلز گرفته تا دکتر محمد علی کاتوزیان و دکتر مجید تهرانیان و ...، نقش دکتر خانیکی را بسیار پر رنگ دیده ام. مواجهه صمیمانه او با شادروان دکتر معتمدنژاد همه را تحت تاثیر قرار می داد ؛ از این روی چه در مراسم بزرگداشت و چه در مراسم درگذشت پدر علوم ارتباطات اجتماعی ایران  ( سال ۱۳۸۳ و ۱۳۹۲ ) سنگ تمام گذاشت. این همدلی و محبت صادقانه در جریان درگذشت دکتر قانعی راد هم قابل مشاهده بود.
    در نگاه سیستمی و جامع نگر دکتر خانیکی که با نهایت خوش بینی و امیدواری همراه است، همه افراد ، گل های یک بوستان هستند. وقتی در حین سخنانش با دوستان و یا سخنرانی های خود از دکتر شریعتی سخن می گوید ، گویی عشق از سراپای وجودش فوران می کند و در همان حال در رابطه با شادروان آیت الله هاشمی رفسنجانی ، دکتر شفیعی کدکنی ، محمدرضا شجریان ، شادروان حاج قربان سلیمانی ( دو تار نواز مشهور قوچانی ) ، زنده یاد پروفسور مریم میرزاخانی و ... چنان می نویسد و یاد می کند که علاقه مندان دوست دارند نه یک بار ؛ بلکه چند بار نوشته های او را مطالعه کنند. در کنار آن احترام عمیق به دانشجویان که آنان را سرمایه های بزرگ خود می داند ، جایگاه خاصی دارد و بر این باور است که پژوهش ها و پایان نامه های آنان از مهم ترین منابع علمی اش به شمار می رود. به همین دلیل می توان گفت دکتر خانیکی رشته وصل اندیشمندان ، هنرمندان ، دانشجویان ، ناشران ، روزنامه نگاران و حتی مردم عادی در کوچه و خیابان با یکدیگر است. فراموش نمی کنم یک بار در یکی از کتاب فروشی های منطقه شمال تهران که باهم کتاب های جدید را ورق می زدیم ، عده زیادی از فرهنگ پزوهان در داخل کتاب فروشی و بیرون از ان دور ایشان را گرفته و هر کدام حرفی و سخنی را در میان می گذاردند و ... با مشاهده این صحنه دریافتم که دکتر خانیکی تا چه میزان در دل ها جای دارد. در ارتباط با خانواده ، طی سخنرانی خود در پایان مراسم ، اظهار داشت مادرش که از سواد خواندن و نوشتن محروم است ، همراه با برادر و خواهرانش و نیز همسر و دخترانش منبعی الهام بخش در تکوین شخصیت او بوده و در نظرش بسیار عزیز و گرامی هستند.

         باران که شدی مپرس این خانه کیست
       سقف حرم و مسجد و میخانه یکی است
             باران که شدی ، پیاله ها را نشمار
        جام و قدح و کاسه و پیمانه یکی است

     دکتر خانیکی از همه ظرفیت ها در پیشبرد اهداف علمی و توسعه ای کشور استفاده می کند. به عنوان نمونه ایشان حداقل چهار بار از بنده دعوت نمودند در کلاس های درس ارتباطات توسعه در مقطع دکترا حضور پیدا کرده تا یافته های خود را در زمینه "ارتباطات مشارکتی در جامعه روستایی " ( رساله دکترا ) برای دانشجویان در میان بگذارم. از این رو دکتر خانیکی را می توان یک انسان چند ساحتی قلمداد کرد که همواره در این ساحت ها رفت و آمد دارد و بی جهت نیست که به " مسافر گفت و گو "  معروف شده است.
فراموش نکنیم که دکتر خانیکی یک هجرت و کوچ بزرگ از وادی مبارزه ( چریکی )  با رژیم گذشته به وادی اندیشه ورزی در دوران بعد از انقلاب داشته و به عقلانیت انتقادی رسیده  است. همان گونه که دکتر مقصود فراستخواه در سخنرانی خود تاکید نمود ، دکتر خانیکی کنشگری فعال است که با اقداماتی نظیر راه اندازی دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها ، فصلنامه آیین گفتگو ، مشارکت فعال در موسسات مردم نهاد مانند رحمان ، انجمن مطالعات ایرانی فرهنگ و ارتباطات ، جمعیت توسعه علمی و ... همواره طرحی نو درافکنده و معبری تازه را در مسیر علمی و فضای روشنفکری جامعه باز کرده است. از این رو دکتر خانیکی الگوی کنشگری و عاملیت در جامعه ماست ؛ کنشگرانی که می توانند پیشتاز و رهبران فکری گروه های مختلف باشند. در کنار موارد بالا سجایای اخلاقی این مرد بزرگ که در تواضع ،  عاطفی بودن ، صداقت ، بی ریایی ، آزادیخواهی ، انصاف ، مروت ، جوانمردی و ... خودنمایی می کند، هر انسانی را شیفته خود می سازد.
    دکتر خانیکی که فردی جهان دیده است و به اغلب کشورهای دنیا مسافرت نموده ، از دستاوردها و تجربه های خود در جهت بومی سازی توسعه نهایت بهره برداری را به عمل می آورد. او فردی نوگراست و همزمان به سنت های اصیل جامعه ایرانی وفادار است.  آثار متعدد   دکتر خانیکی از جمله مقدمه زیبایی که بر کتاب اینجانب " ارتباطات مشارکتی در جامعه روستایی " نگاشته اند ، نشان گر این ادعاست.
    در یک کلام دکتر هادی خانیکی عزیز سرمایه ای گرانقدر در جامعه ایران است که اکثر علاقه مندان ایشان و از جمله بنده وامدار دانش ، منش و اخلاق او بوده و هستم.
   قامتش استوار ، عمرش به بلندای آفتاب ، نامش بلند اوازه و رفتارش ماندگار باد.

                                            ابراهیم جعفری