گلپایگان؛ میزبان اولین دوره لیگ برتر
دوچرخه سواری کشور
#دوچرخه همواره بیدارکننده یک نوستالوژی شیرین از دوران گذشته است، گذشتهای که تنها وسیله تردد و حتی تفریح مردم دوچرخهسواری بود؛ اما با آمدن انواع خودروها و وسایل نقلیه، روزگار بر دوچرخه تیره و تار شد به شکلی که شاید تنها کودکان از دوچرخهسواری لذت میبردند.
#اولین_دوچرخه ، بیش از 200 سال قبل در ۱۲ ژوئن سال ۱۸۱۷ توسط یک آلمانی به نام کارل دریس (Karl Drais) ساخته شد. دوچرخه ساخت کارل دریس که به عنوان اولین و ساده ترین مدل دوچرخه ی جهان شناخته می شود، اکنون در موزه ای در آمریکا نگهداری می شود. بدین ترتیب سال ۲۰۲۰ میلادی را می توان دویست و سومین سالگرد ساخت اولین دوچرخه دانست.
سازمان ملل متحد سوم ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۱۳ خرداد ۱۳۹۷ را اولین سال #روز_جهانی #دوچرخه_سواری اعلام کرد و در اعلامیه ای از همه فعالان فرهنگ دوچرخه سواری خواست که در این تاریخ، اولین روز زندگی خود را با دوچرخه تجربه کنند تا حفظ محیط زیست و سلامت در جامعه پوشش همگانی یابد؛ زیرا دوچرخه سواری یک منبع برای منافع اجتماعی، اقتصادی و محیط زیست است که مردم را با هم متحد می کند. به عبارتی می توان گفت اعلامیه سازمان ملل، مهر تاییدی بر استفاده از دوچرخه برای دستیابی به حداقل ۱۲ مورد از اهداف #توسعه_پایدار است. از سوی دیگر بین دوچرخه و دوچرخه سوار نوعی تعامل به وجود می آید که به دوچرخه سوار کمک می کند تا درک اجتماعی بهتری نموده و محیط بومی خود را دقیق تر بشناسد.
سازمان ملل بر این باور است که اگر میخواهیم با مشکلاتی مثل ترافیک، آلودگی هوا، آلودگی صوتی، کم تحرکی مردم و ... مبارزه کنیم باید آنان را تشویق کنیم تا ضمن تغییر #سبک_زندگی از وسایل انعطاف پذیرتری برای حمل و نقل استفاده کنند. بدیهی است که ترویج دوچرخهسواری کاهش مصرف سوختهای فسیلی، کاهش انتشار گازهای گلخانهای، کاهش آلودگی هوا و تضمین سلامت شهروندان و حتی کنترل پرخاشگری را، به همراه دارد.
در این راستا بازخوانی تجربه برخی از شهرهای جهان در استفاده از دوچرخه مناسب است.
شهر #آمستردام هلند در زمینه استفاده شهروندانش از دوچرخه در جهان رکورددار است. ساکنان آمستردام رفت و آمد با دوچرخه را به دیگر وسایل حمل و نقل ترجیح می دهند؛ زیرا دوچرخه ارزان، سریع و دوست محیط زیست است. آمارها نشان می دهند 60 درصد از حمل و نقل داخلی آمستردام به وسیله دوچرخه انجام می شود.
به منظور انجام یک پژوهش در مورد مناطق دوست دار دوچرخه، ۱۲۲ شهر با جمعیت بیش از ۶۰۰ هزار نفر بررسی شدهاند تا معلوم شود کدام شهرها در حال حاضر برای دوچرخهسوارها بهترین هستند. در اروپا کپنهاگ و آمستردام، در رتبههای اول و دوم قرار دارند، در آمریکای جنوبی بوینسآیرس و ریودوژانیرو در بالاترین رده هستند، در آسیا توکیو و ناگویا در ژاپن، بهترین شهرها برای دوچرخهسواری هستند، در آمریکای شمالی، رکورددار دوچرخهدوستی مونترال کانادا و بعد از آن مینیاپولیس در آمریکاست. با این حال در میان ۲۰ شهر از بهترین شهرهای دنیا برای دوچرخهسواری، تنها سه شهر غیر اروپایی دیده میشود!
متاسفانه هیچ کدام از شهر های ایران، نه تنها در ردیف ۲۰ شهر اول جهان؛ بلکه در فهرست ۵۰ تایی و حتی ۷۵ تایی هم قرار ندارند. مرکز عمده دوچرخهسواری در ایران اصفهان است؛ شهری که بعضی خیابانهای اصلی اش در ساعاتی از روز به روی تمام وسایل نقلیه به غیر از دوچرخهها بسته میشود و مردم میگویند حتی سیاستمداران محلی و نمایندههای شورای شهر هم دراین شهر با دوچرخه رفت و آمد میکنند.
اکنون که با لطف خداوند متعال، همت و خواست مسئولان و هیات های ورزشی و اقبال افکار عمومی افتخار میزبانی اولین دوره لیگ برتر دوچرخه سواری کشور به زادگاه مان داده شده است، یادآوری چند نکته خالی از لطف نیست.
گلپایگان از دیرباز با حضور در مسابقه های دوچرخه سواری در سطح ملی و فراملی پیشگام بوده و به افتخارات بزرگی نائل آمده است. نمونه برجسته آن کسب #مدال_طلا در #مسابقات_آسیایی توسط آقایان #حسین_ناطقی،#حامد_جنت و #محمد_مهدی_سلطانی بوده است.
خوشبختانه بافت جغرافیایی شهرستان ما از نظر برخورداری از آب و هوای معتدل، هموار بودن جاده ها و سرسبزی معابر فضای مطلوبی را برای علاقه مندان به این رشته ورزشی فراهم نموده و چه بسا یکی از ملاک ها برای میزبانی گلپایگان بوده است.
حضور بیش از ۲۰۰ میهمان از بهترین رکاب زنان کشور در این دوره از مسابقات فرصت طلایی برای شناساندن ظرفیت های میراث فرهنگی نظیر آثار باستانی و به ویژه
#سنگ_نگاره_ها را به وجود می آورد. باشد که این مسابقه ورزشی فرهنگ و تمدن ۷۰۰۰ ساله گلپایگان را که با منش پهلوانی همراه بوده و هست، به سایر هموطنان بیشتر معرفی نماید.
امام حسین(ع) در شعر نو عربی
#آدونیس و #نزار_قبانی
حادثه کربلا و عاشورا و مقاومت امام حسین(ع) در برابر ظلم در شعر شاعران معاصر عربی هم بسیار نفوذ کرده است.
یکی از آنان #نزار_قبانی شاعر بزرگ عربی و اهل تسنن از کشور سوریه است که در سال 1998 در لندن از دنیا رفت. شاید بتوان قبانی را مشهورترین شاعر معاصر و نسبتا نوگرا و غرب گرای عرب دانست. قبانی چند قصیده در وصف و رثای سرور و سالار شهیدان دارد که شنیدنی هستند. مشهورترین شعر عاشورایی او با مطلع "یا لائمی حُبُّ الحُسَینِ أجَنّنا" آغاز میشود.
قصیده ای که خواهید خواند از قصایدی است که در محافل شیعی عرب زبان بسیار مورد استقبال عزاداران حسینی قرار گرفته است.
شیعیان یکسره از حسین میگویند. این یاد تا دنیا دنیاست، مانند آتش شعلهور است.
گوئی روزگار مانند خون حسین که در کربلا بر زمین ریخت، هرگز ندیده و نچشیده است!
انسان آزاده رفتار نیک را فراموش نمیکند؛ چرا که این فراموشی، بیحرمتی به حرمتهاست.
ای کسانی که ما را به خاطر عشق به حسین ملامت میکنید، بدانید که این عشق در اعماق جان ما جا خوش کرده است.
ریشه جان ما از آن آبیاری شد و چنان در بدن ما روان گشته که زانوان ما از آن جان گرفته است.
چه کسی مانند او کرامت انسان را زنده کرده؟آن روز که کرامت انسان به دست ستمگران از بین رفت!
او دنیایی را در برابر حاکمانش بیدار ساخت و همین کار، چنان او را بالا برد که به عالیترین جایگاه رسید.
مقاومت، بر اثر ایستادگی او انگیزه پیدا کرد و ذلت در برابر درخشش زندگی اش ناپدید شد.
گریه کردن بر حسین، عزت و قدرت ماست.
با همین گریه است که تا روز قیامت همبستگی خود را با شهدای کربلا جاودانه میکنیم.
برای سری که قرآن میخواند، گریه میکنیم. سری که نیزه منبر اوست و این از نشانههای عجیب خداست!
بر دهانی گریه میکنیم که دندانش شکسته است. بر پیکری گریه میکنیم که همه چیزش را غارت کردهاند.
با حسرت بر چادر دختران حرم گریه میکنیم و بر جوانانی که قطعهقطعه شدند، گریه میکنیم.
#آدونیس و رویکرد جدید به داستان کربلا
علی احمد سعید إسبر معروف به #آدونیس متولد ژانویه ۱۹۳۰ در روستای قصابین، سوریه است. او شاعر، مترجم، نویسنده و منتقد سوری است و میتوان او را یکی از اثرگذارترین و برجستهترین شعرای عرب دوره مدرن شناخت.
آدونیس با نگاهی نو به حادثه تاریخی کربلا نظر می افکند و چنان نگاه شاعرانه و زیبایی به امام حسین(ع) و شهادتش دارد که در تاریخ شعر عرب بی نظیر است.
مشهورترین شعر او در وصف امام حسین(ع) "مرآة الشاهد" نام دارد که بدین شرح است:
وحینما استقرّتِ الرّماحُ فی حشاشةِ الحسینْ
وازّینَتْ بجسدِ الحسینْ
وداستِ الخیولُ کلّ نقطةٍ
فی جسدِ الحسینْ
واستُلبتْ وقُسِّمت ملابسُ الحسینْ،
رأیتُ کلّ حجَرٍ یحنو على الحسینْ
رأیتُ کلّ زهرةٍ تنامُ عند کتفِ الحسینْ
رأیتُ کلّ نَهْر
یسیر فی جنازة الحسین
( هنگامی که نیزه ها مانند گل در بوته زار حسین(ع) فرود میآمدند و بدن او را زینت میدادند و در این لحظه اسبان هر نقطه از بدن او را پایمال کردند و لباسهای حسین تقسیم شد و پاره پاره.... من دیدم که هر حجره ای بر محبت حسین(ع) بنا شده است... من دیدم که هر شکوفه و گلی روی شانه حسین خوابیده است... من دیدم که تمام نهرها از بدن مطهر حسین(ع) جاری شدند. )
در پایان مناسب می دانم رباعی مشهور شاعر معاصر ایران زنده یاد #حسن_حسینی را هم یادآور شوم
شوریده سری که شرح ایمان می کرد
هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد
با نای بریده نیز بر سرنی
تفسیر خجسته ای زِ قرآن می کرد
اِلسّلامُ عَلَیکَ یا ثارَالله وَابنَ ثارِه، وَالوِترَ الموتوُر اَشهَدُ اَنّکَ قَد اَقمتَ الصَلوه وَ آتَیتَ الزَکوه وَ اَمَرتَ بِالمَعروُف وَ نَهَیتَ عَنِ المُنکَر
علی اکبر جعفری، حسین جعفری
ابراهیم جعفری

اول شهریور ماه هر سال مصادف با سالروز تولد #حکیم_ابو_علی_سینا که به #روز_پزشک معروف شده، فرصتی به وجود می آورد تا نقش جامعه پزشکی در #توسعه_انسانی و #سلامت شهروندان مورد بررسی و بازنگری قرار گیرد.
روز پزشک تنها یادمان ابوعلی سینا نیست؛ بلکه توجه به زایندگی و جوشش فرهنگی و اجتماعی مردم ماست تا نوابغ و انسان های مستعد در پزشکی باز هم شکوفا شوند؛ از این رو این سرمشق را تنها نباید در لابلای سطرها و متن های تاریخی جست و جو کرد و به صورت موزه ای با آن مواجه شد.
گردش روزگار و سیر اتفاق های پیش بینی نشده، میزان اثربخشی هریک از اصناف را در جامعه به وضوح نشان می دهد؛ کما اینکه با اپیدمی ویروس هولناک و مهلک کووید ۱۹ از ابتدای اسفند ماه ۱۳۹۸ تا کنون، جامعه پزشکی ایران در آزمون سخت و دشوار مبارزه با کرونا بسیار خوش درخشید و اعضای آن به عنوان مدافعان سلامت، پرچم دار توسعه پایدار و انسانی کشور شده اند.
همدلی شبکه بهداشت و درمان ایران با مبتلایان به ویروس کووید ۱۹ طی شش ماه گذشته به حدی بود که ۱۶۴ نفر از کادر درمانی بیمارستان های مناطق مختلف کشور در حین انجام وظیفه جان خود را فدا نموده و به میثاقی که در سوگند نامه حرفه شریف پزشکی متعهد شده بودند، وفادار ماندند. به روح بلند این شیفتگان خدمت درود می فرستیم و از خداوند متعال علو درجات شان را مسئلت می نماییم.
با گرامی داشت یاد و نام حکیم ابوعلی سینا، روز پزشک را به کلیه پزشکان، دندان پزشکان، داروسازان، پیراپزشکان،پرستاران، دانشجویان شاخه های مختلف رشته پزشکی، بهیاران و سایر عزیزانی که به اشکال گوناگون یاری دهنده کادر درمان در تمام مراکز درمانی کشور بوده اند، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض نموده، توفیق روزافزون شان را از حضرت باریتعالی خواستاریم.
هر #خانه؛ یک #حسینیه

تقدیر از تصمیم های خردمندانه
هیات های عزاداری شهرستان گلپایگان
در جهت حفظ سلامتی عاشقان حسینی
السلام علیک یا اباعبدالله
رمز قرآن از حسین آموختیم
زآتش او شعله ها افروختیم
نقش الا الله بر صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
ای صبا ای پیک دورافتادگان
اشک ما بر خاک پاک او رسان
" اقبال لاهوری "
هر سال با نزدیک شدن ماه #محرم، دل های
بی قرار ارادتمندان به اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) شوق پرواز به کربلا پیدا می کنند تا هم نوا با سالار شهیدان و یاران باوفایش سرود آزادگی سر داده و با فرهنگ #عاشورا تجدید میثاق نمایند.
بدون تردید ایام عزاداری خامس آل عبا سرمایه بزرگی است که در پرتو آن می توان همبستگی و امید اجتماعی را جانی دوباره بخشید و در جهت پاسداری از کرامت انسان و مبارزه با ظلم و ستم از آن الهام گرفت.
بر اساس مصوبه ستاد ملی مبارزه با کرونا در محرم سال جاری به دلیل اپیدمی کووید ۱۹ و سرعت انتقال و حتی جهش این ویروس مهلک، امکان تجمع و برگزاری آیین های رسمی عزاداری مطابق روال گذشته امکان پذیر نیست و برای اولین بار باید تجربه جدیدی را آزمود.
توصیه جدی و اساسی ستاد ملی مبارزه با کرونا برای #سلامتی_مردم، عزاداری در منزل است؛ به گونه ای که شعار " هر #خانه؛ یک #حسینیه " را در بیانیه ها و نشست های مسئولان مطرح ساخته است.
اگرچه پذیرش عزاداری در منزل برای برخی دشوار و چه بسا ممکن نیست؛ اما ذکر خاطره ای از حجه الاسلام و المسلمین قرائتی شنیدنی است.
یک وقتى به آفریقا رفته بودم. در بین این کشورها سفری به موزامبیک داشتم. آنجا احوال مسلمانها را پرسیدم، مسلمانان زیاد؛ اما بیشتر اهل سنت بودند. جویای احوال شیعیان شدم.
گفتند: اینجا فقط یک زن و شوهر شیعه وجود دارد. گفتم: " برویم این زن و شوهر شیعه را پیدا کنیم. " گفتند: دکانى دارند. دم دکانش رفتیم، دیدیم به خانه رفته است. با یک راهنما به خانهاش رفتیم. در زدیم. آمدند!
گفتم: شما شیعه هستى؟ گفت: بله، سوال کردم: تنها هستى؟ گفت: نه من هستم با خانم و بچههایم فقط یک خانواده شیعه هستیم.
گفتم: خوب. شیعه شب عاشورا مىخواهد گریه کند. شیعه سوز دارد، شب عاشورا منقلب مىشود، شما شب عاشورا چه کار مىکنى؟
گفت: من یک تقویمى دارم؛ از روى تقویم شب عاشورا را پیدا مىکنم، بعد با بچهها و خانم مى نشینیم، خودم روضه مىخوانم و خانم و چهار تا بچهام هم گریه مىکنند.
یعنى یک زن و شوهر شیعه در کشور موزامبیک شب عاشورا آرام نیستند.
این شور حسینی است که زمان و مکان نمیشناسد...
در عین حال تهدید کرونا را می توان به یک فرصت برای معرفت و شناخت نهضت حسینی تبدیل کرد؛ به گونه ای که عزاداران در منزل به مطالعه فلسفه قیام امام حسین ( ع ) پرداخته و اعضای خانواده در مورد آن #گفت_و_گو کنند.
واقعیت این است که شور برخاسته از عشق مردم ما به اباعبدالله الحسین ( ع ) که البته شرط لازم برای پیوند با آن حضرت می باشد؛ تناسبی با #شناخت و #آگاهی آنان از این واقعه عظیم ندارد.
فراموش نکنیم که #عقلانیت و #خردورزی، جوهره حرکت امام حسین ( ع ) از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا و قیام آن حضرت بوده است؛ به همین دلیل اطمینان دارم اگر درک درستی از مکتب عاشورا در میان ما به وجود آید، بسیاری از مشکلات و نابسامانی های اجتماعی رخت بر خواهد بست. دریغ که این سرمایه معنوی را رایگان از دست بدهیم.
بر اساس گفته های جناب آقای سید محمد رضا نوربخش رئیس محترم شورای هیات های مذهبی شهرستان گلپایگان در راستای مصوبه ستاد ملی مبارزه با کرونا، تصمیم های منطقی و خردمندانه ای توسط سرپرستان هیات های عزاداری روستاها و شهر با اولویت
#حفظ_سلامتی سوگواران حسینی اتخاذ گردیده که قابل تقدیر و ستایش است.
از سوی دیگر پویش سراسری" نذر سلامتی شهروندان " یاری رسان اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه از طریق اهداء اقلام بهداشتی و تجهیزات حفاظت فردی نظیر ماسک و مواد ضد عفونی کننده بوده و علاوه برآن می تواند در جهت تجهیز مراکز درمانی و بیمارستان ها به امکانات راه گشا باشد.
بدیهی است در شرایط کنونی بهترین راه برای ادای نذری های سال های گذشته که به طور عمده طبخ غذا ، توزیع شربت و ... بوده، تحویل مواد خام آن به هیات امنای مساجد است تا از طریق بسته بندی آن ها بارعایت پروتکل های بهداشتی در اختیار نیازمندان هر محله قرار گیرد.
در پایان با سلامی دوباره به سرور آزادگان جهان اعلام می داریم:
دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت
آری؛ آن جلوه که فانی نشود، نور خداست
نه بقا کرد ستمگر، نه به جا ماند ستم
ظالم از دست شد و خیمه مظلوم به پاست

با مطالعه بیوگرافی اغلب آدمیان در جوامع گوناگون درمی یابیم که در مسیر زندگی شان افرادی به صورت ناخواسته ظاهر گردیده و تاثیرات ویژه ای در نگرش و منش آنان بر جای می گذارند. برجسته ترین نمونه را می توان ملاقات تاریخی شمس تبریزی با حضرت مولانا دانست که با متحول ساختن مولوی زاهد، چهره ای عارف از او ساخت که بر مرکب عشق سوار گردید و با فراخوان جهانیان، معبری تازه برای دستیابی به اکسیر حقیقت گشود.
سال ها پیش اینجانب با مطالعه مطالب علی درویشی در روزنامه اطلاعات مجذوب پردازش موضوع هایی بودم که در قالب " گزارش " تهیه و تنظیم می نمود تا این که یک بار در هیات تحریریه این روزنامه ایشان را تنها در چند دقیقه ملاقات و از نگارش زیبایش تشکر کردم.
با پشت سر گذاردن مدت زمان زیادی که از آن دیدار کوتاه با ایشان گذشت، چند پیامک به نام "درویشی" در صفحه تلفن همراهم ظاهر گردید که با گمانه زنی ارسال پیام های تبلیغاتی و ... اعتنایی نکردم؛ اما با گذشت چند روز آقای درویشی با من تماس گرفت و با شگفتی فراوان متوجه شدم همان چهره محبوب در سرویس گزارش روزنامه اطلاعات است که پیشنهادهای اینجانب را در زمینه موضوع های اجتماعی و فرهنگی قابل بررسی و درج در صفحه گزارش جویا شد.
به مرور زمان طی چند جلسه گفت و گو با ایشان، دریافتم که بین ما همدلی و اشتراک معنایی زیادی وجود دارد و آنچه در این تعامل
مرا تحت تاثیر قرار داد، فروتنی و بی ادعایی درویشی بود که مانند درختی پربار، افتاده و باوقار خود را نشان می داد.
وقتی آثار نوشتاری درویشی را که بیشتر در قالب گزارش تهیه و تنظیم گردیده، مطالعه می کنم، نگاه عمیق و هنرمندانه به ابعاد گوناگون یک موضوع به خوبی قابل مشاهده بوده و نشانگر مطالعه پیوسته و بهره مندی از سطح معلومات وسیع ایشان است. این گزارشگر تمام مواردی را که در درس " شیوه های گزارش نویسی " در دانشکده های علوم ارتباطات اجتماعی به دانشجویان روزنامه نگاری و روابط عمومی آموزش می دهند، در گزارش های خود مورد نظر قرار می دهد؛ به گونه ای که به درستی می توان آن ها را " چشم عقاب روزنامه نگاری " دانست. در فرآیند تنظیم گزارش، نظرهای موافق و مخالف یک موضوع را اعم از نخبگان و مردم عادی انعکاس داده و با رونمایی از تضارب افکار و اندیشه ها، در پایان نتیجه گیری را بر عهده مخاطب می گذارد.
حساسیت فوق العاده درویشی به پاسداری از " زبان پارسی سره " در جای جای نوشته ها و حتی فراتر از آن در گفت و گو با دوستان کاملاً آشکار است. آثار هنری ایشان در زمینه گرافیک و صفحه آرایی را می توان در طراحی های روی جلد کتاب هایی که از سوی ناشران طرفِ
قرار داد به زیور طبع آراسته می گردند، مشاهده کرد. از سوی دیگر طبع لطیف، انسانی و خردمندانه این روزنامه نگار در مجموعه اشعاری که انتشار داده، مستتر است. علاقه بی اندازه ایشان به مفاهیم و نظریه های جدید علمی در کاهش فاصله دانشگاه و به طور کلی محافل آکادمیک با روزنامه اطلاعات ( با توجه به کم رنگ بودن رابطه مراکز آموزش عالی و مطبوعات در همه مقاطع تاریخی)، تاثیرگذار بوده است. به عنوان نمونه نتیجه نشست کوتاهی که به اتفاق ایشان با دکتر مرتضی فرهادی ( مردم شناس ) در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی داشتیم، منجر به تهیه و تنظیم چهار گزارش خواندنی در روزنامه شد و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. علاوه بر آن در اغلب گزارش ها دیدگاه های استادان را متناسب با موضوع های قابل طرح و رشته تحصیلی شان درج می کند.
در سال ۱۳۹۸ در پی فراخوان یک سازمان سبز توکیو برای سناریونویسی و پویانمایی درباره انرژی اتمی، سناریوی وی رتبه سوم آسیا را به خود اختصاص داد و انیمیشن تهیهشده از آن در جشنواره سبز توکیو به نمایش درآمد.
علاوه بر ویژگیهای مطلوبی که برشمردم، صفت های اخلاقی نظیر حرمت گذاری به اهل خرد و اندیشه، صبوری در برابر مشکلات، وفای به عهد و ... در شخصیت این روزنامه نگار نهادینه شده است.
با عرض تبریک #روز_خبرنگار توفیق روزافزون علی درویشی و سایر
#روزنامه_نگاران را در نشر حقایق و آگاهی بخشی به جامعه از خدای بزرگ خواستارم.
مروری بر سپیده دم مطبوعات در ایران
به بهانه سالگرد #انقلاب_مشروطیت و
#روز_خبرنگار
فاصله روزهای ۱۴ تا ۱۷ مرداد یعنی سالگرد پیروزی انقلاب مشروطیت تا روز خبرنگار ( شهادت #محمود_صارمی ) کوتاه است. به همین دلیل با ترسیم گوشه هایی از وضعیت روزنامه نگاری قبل از مشروطه به نقش مطبوعات و خبرنگاران در آن مقطع تاریخ ساز کشورمان اشاره می کنم.
خبرنگاری درهم آمیختگی عقل و عشق و به تعبیر عارفانه " زبان حال " است که اگر درست فهمیده شود و به جا به کار آید، فراتر از زبان قیل و قال دارای کارآمدی است. خبرنگار نمی تواند از سه دغدغه " جست و جوی حقیقت " ، " نمایش واقعیت " و " گسترش آگاهی " به دور باشد. از این رو روزنامه نگاری توزیع و تعمیم آگاهی و خبرنگار میانجی و نقش آفرین در عطف توجه مردم به مسائل جامعه است. به این اعتبار خبرنگار یک کنشگر فعال اجتماعی به شمار می رود که با قلم، دوربین و ... شناخت و آگاهی را تقدیم مردم می کند.
زمانی که فرمان مشروطیت صادر شد، مطبوعات ایران گام در ۷۰ سالگی نهاده بودند. در آن زمان ایران روزنامه نگارانی داشت که بیش از سه دهه فعالیت حرفه ای در کارنامه خود داشتند.
به اعتقاد #سید_فرید_قاسمی پژوهشگر عرصه مطبوعات روزنامه نگاران تیزبین و نکته سنج قبل از مشروطه خوانندگان خود را به #اندیشیدن وادار می کردند؛ به گونه ای که برخی از صفحه های اخبار خارجی در طول این مدت به نوعی صفحه اندیشه بوده اند. یکی از روزنامه نگاران عهد ناصری و مظفری در دفتر خاطرات خود نوشته که روزی پدرم گفت: " مقاله ای را که امروز نوشتم، خواندی؟ و دانستی که چه تمهید مقدمه ای می کنم؟ مقدمه چیدم برای آن که به زبانی حالی کنم کشور قانون لازم دارد. " فرزند آن روزنامه نگار اضافه می کند پدرم و همکارانش نمی توانستند به صراحت حرف خود را بیان کرده و دم از قانون بزنند.
در روزنامهِ " تربیت" عهد مظفرالدین شاه این جمله را بارها مشاهده می کنیم: " وظیفه روزنامهِ تربیت این است که فهم مطالب را عمومی کند تا عارف و عامی بدانند و ...
"

به عبارتی از نظر گردانندگان این روزنامه خبرنگار کسی است که با قلم خود علاوه بر اطلاع رسانی، علوم را برای مردم عادی تبیین می کند. به بیان دیگر او در صدد قابل فهمکردن مسائل غامض سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... برای مردم است.
روزنامه نگاران در آغاز مشروطه نثر را برای خواص، نظم را برای عوام و طنز منظوم را برای جذب بدنه جامعه برمی گزیدند. مخاطب شناسی آن دوره سبب شد تا پیچیده ترین مباحث اندیشه ورزانه آن روزگار با زبان طنز و در قالب شعر به عمق جامعه ایران راه پیدا کند. در کانون های ارتباطی مانند قهوه خانه ها، مسجد ها و رختکن حمام های عمومی باسوادها برای بی سوادها روزنامه می خواندند. قهوه خانه هایی که روزنامه خوان داشتند، رونق بیشتری در کسب خود پیدا می کردند و جالب این که نه تنها باسوادان؛ بلکه بی سوادان نیز روزنامه می خریدند و با یک باسواد قرار می گذاشتند تا در گذرگاه ها یا کانون های ارتباطی برای آنان روزنامه بخواند.
هنر روزنامه نگاران دوره ناصری این بود که پیام اصلی و مفاهیم مورد نظر خود را در بین سطر ها به مخاطب می رساندند. ( سطر های نانوشته )
یکی از روزنه هایی که از طریق آن می توانستند حرف دل شان را بزنند، اخبار و گزارش های خارجی بود. مثلاً به بهانه معرفی کشور بلژیک یا ذیل خبرهای آن می نوشتند: " در مملکت بلژیک مثل بعضی ممالک دیگر آزادی کامل وجود دارد. روزنامه نگاران هر چه دل شان بخواهد، می نویسند و ..." یا در مورد "حرفه ای گری روزنامه نگارانهِ " بسیاری از کشورها می نوشتند تا هم شاه و درباری ها و هم مردم در جریان باشند که تفاوت از کجا تا کجاست؟ می توان گفت روزنامه نگاران در آن زمان با سطرهای نانوشته، خواص را در جریان می گذاشتند تا به بدنه جامعه تفاوت های ایران و کشورهای پیشرفته را یاد آور شوند.
#سید_اشرف_الدین_حسینی مدیر
" نسیم شمال " که سهم و نقشی موثر در تاریخ مشروطیت و مطبوعات ایران دارد، در روزهای نخستین پس از انقلاب مشروطه چنین می سراید:
ماه مشروطه چون که پیدا شد
چشم و گوش برادران وا شد
مرد و زن روزنامه می خوانند
کارها را تمام می دانند
#مطبوعات یکی از عوامل پیروزی انقلاب مشروطیت و پس از آن سکوی مقاومت در برابر استبداد محمد علی شاهی به شمار می رفت که به دار آویخته شدن روزنامه نگارانی نظیر
#ملک_المتکلمین و #سلطان_العلمای_خراسانی نشانه بارز آن بود. در عین حال یادآوری این نکته نیز ضروری است که اغلب مشاهیر و مفاخر ایران معاصر یک دوره از زندگی خود را با فعالیت در رسانه؛ به ویژه #روزنامه_نگاری گذرانده اند.
با گرامی داشت سالگرد انقلاب مشروطیت و روز خبرنگار به شهدای عرصه قلم و اندیشه درود می فرستیم.
بازگشت #بچه_آهو به طبیعت
و اشک های #آقای_مدنی
ابراهیم جعفری
اگر چه لحظه جدایی بچه آهو از آقای سید
احسان مدنی شهروند مسئولیت شناس و وارسته که با روحیه ای سرشار از عاطفه و محبت طی دو ماه این مخلوق زیبا را پذیرایی می کرد، نه تنها برای ایشان؛ بلکه برای همه انسان هایی که به طبیعت عشق می ورزند، بسیار تلخ بود؛ اما نشان دهنده درک بالای همشهریان در رعایت #حقوق_حیوانات است.
رفتار آقای مدنی برآمده از ایمان به خداوند متعال، #اخلاق_زیست_محیطی و اعتقاد به #توسعه_پایدار است که همه آدمیان را در برابر حفاظت از #گونه_های_زیستی مسئول می داند.
خوشبختانه در فرهنگ غنی ایران حفاظت از #تنوع_زیستی جایگاه برجسته ای دارد. همه ما داستان پناه آوردن آهو به حریم مقدّس حضرت ثامن الحُجج علی ابن موسی الرضا ( ع ) را شنیده ایم که آن امام رئوف را به ضامن آهو معروف نموده است. علاوه بر آن شاعران هم بر لزوم پاسداری از زمین و آنچه در آن است، ما را فراخوانده اند. به عنوان نمونه شیخ محمود شبستری می فرماید:
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هر ذره به جای خویش نیکوست
اگر یک ذره را برگیری از جای
همه عالم خلل یابد سراپای
فردوسی بزرگ نیز در شاهنامه سروده است که:
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است
و ....
متاسفانه در دنیای امروز افراد حریص و خودشیفته ای وجود دارند که متکبرانه حیات حیوانات اهلی و وحشی را با شکار و آزار به مخاطره افکنده و اکوسیستم را از چرخه طبیعی بازمی دارند. به همین دلیل در کشورهای مختلف جهان سازمان هایِ مردم نهاد " حمایت از حقوق حیوانات " که با کنشگری فعالان زیست محیطی شکل گرفته، وظیفه خود را فرهنگ سازی در زمینه سازگاری انسان و حیوان دانسته و یکی از شاخص های انسان مدرن را حرمت گذاری به حقوق حیوانات برمی شمارند.
طی سال های گذشته اخبار دردناک کشتن سگ ها، یوزپلنگ ها و خرس ها را در کشور خودمان به وحشیانه ترین روش ها شنیده ایم که افراد جاهل و عاری از خصلت های انسانی مرتکب شده اند. بنا بر گزارش مطبوعات در یک تراژدی دردناک یک تیم خبری در نقطه ای از جهان یک بچه فیل را که همراه با مادرش از شدت تشنگی به خود می پیچید؛ در حالی که می توانستند سیرابش کنند، برای ضبط لحظه های جان دادنش و نمایش آن در شبکه های تلویزیونی، از دادن آب به آن حیوان زبان بسته امتناع کردند و سقوط انسانیت و اخلاق را به نمایش گذاردند! در این راستا شکار غیرقانونی حیوانات اهلی؛ به ویژه آهوان در منطقه حفاظت شده موته نیز ضربه ای سخت به طبیعت و تنوع زیستی است که جبران آن به سادگی امکان پذیر نیست.
بارها در شبکه های اجتماعی صحنه های زیبایی از همزیستی حیوانات وحشی با انسان ها را مشاهده کرده ایم. به عنوان نمونه چند توله شیر یا گرگ که توسط یک انسان از طفولیت پذیرایی شده و پس از آن که روی پای خود ایستاده اند، در طبیعت رها گردیده اند، پس از چند سال که بار دیگر با آن انسان مواجه شده اند، دوان دوان با شور و شوق به سویش شتافته و با لمس و بوییدن او محبت اشان را بروز داده اند. این جاست که به یاد مولوی بزرگ می افتیم که فرمود:
از محبت خارها گل می شود
وز محبت سرکه ها مُل می شود
از محبت نار نوری می شود
وز محبت دیو حوری می شود
بدون تردید اقدام ارزشمند جناب آقای مدنی در حفظ و نگهداری بچه آهوی سرگردان که با نثار محبت و عشق همراه بوده، برگ زرینی از دفتر افتخارات شهروندان گلپایگانی به شمار رفته و الگویی از تعامل انسان و حیوان را در دایره هستی به نمایش می گذارد.
اشک های فراق و شوق آقای احسان مدنی را قدر نهاده و نمادی از زیبایی اندیشه و مسئولیت انسان در قبال طبیعت قلمداد می کنیم.
فرازهایی از شخصیت زنده یاد
پروفسور #مریم_میرزا_خانی
علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری
۲۳ تیر ماه هر سال یادآور غروب ستاره درخشانی از آسمان خرد و دانش و #یکی از
۷ زن تاثیرگذار جهان معرفی شده از سوی نهاد زنان سازمان ملل متحد پروفسور #مریم_میرزا_خانی است. او که #اولین_زن_برنده_جایزه_فیلدز در #ریاضیات است، در طول عمر کوتاه و با برکت خود کارنامه درخشانی از فضیلت های انسانی بر جای گذاشت که به نقل از دکتر زهرا گویا استاد آموزش ریاضی دانشگاه شهید بهشتی فرازهایی را خاطرنشان می سازیم.
از جمله اهداف اصلی #سال_جهانی #ریاضیات ۲۰۰۰ میلادی، تغییر تصور اجتماعی نسبت به ریاضی بود و مریم میرزاخانی، این مهم را به برجسته ترین شکلش محقق کرد و نماد چهره انسانی ریاضی شد. برای او هم هنر و هم ریاضی زیبا بود. او مادری مهربان، همسری نازنین، فرزندی بی نظیر برای پدر و مادر، دوستی قابل اتکا، استادی همراه، دقیق ، موشکاف و صدالبته یک ریاضی دان جوان و الهام بخش بود. مریم برای رسیدن به قله، گاهی دوید، گاهی نشست و در مواردی تنها چند قدم برداشت! حتی زمانی که با بالاترین سرعت در حرکت بود، به نظر می رسید که هیچ عجله ای ندارد!
یکی از ویژگی های شادروان میرزاخانی این بود که مثل همه و در عین حال هیچ کس مثل او نبود! چه حالت دوگانه ای و چه دوگانه حیرت آوری! مریم میرزاخانی، اکثر تصورات کلیشه ای را نسبت به دانشمندان و به خصوص زنان ریاضی دان، در هم شکست و این تابوشکنی، یکی از میراث های ماندگار اوست. او ازدواج کرد و دختر دردانه اش را تا آخرین لحظه ها، در آغوش خود بزرگ کرد و اگرچه بسیار کوتاه، ولی با اثر جاودانه، اکسیر محبت مادرانه اش را در جان او دمید و باقی گذاشت. مریم در عمر ۴۰ ساله اش که چون آذرخش بود، هیچ وقت «حال» و ضرورت های آن را برای آینده ای نامعلوم به تعویق نینداخت؛ به گونه ای که زندگی شخصی و حرفه ای خود را با هم درآمیخته بود.
مریم آنچنان زیست که در کار و تلاش علمی اش تسلیم هیچ مانعی نشد؛ به طوری که هرگز اجازه نداد حتی بیماری، لحظه ای او را از خلق ها و کشف های خیره کننده اش بازدارد. اشتیاق او برای شکستن موانع علمی و درنوردیدن عرصه های ناشناخته، تا چند ماه قبل از آسمانی شدنش ادامه داشت.
کسری رفیع، ریاضی دان ایرانی در دانشگاه تورنتو، نقل می کند در سال ۲۰۱۶، او و مریم میرزاخانی، از خانه مریم در پالوآلتو، پیاده به سمت گروه ریاضی دانشگاه استنفورد می رفتند تا در سخنرانی میخائیل گروموف شرکت کنند. در آن زمان، بیماری مریم به استخوان ها و کبدش سرایت کرده بود و درد بی امان، نشان از آن داشت که پروازش به سوی عالم باقی نزدیک است. رفیع بیان می کند که برایش شگفت انگیز بود که حتی در آن شرایط، «مریم خستگی ناپذیر قدم برمی داشت تا آن سخنرانی را گوش دهد!»؛ در حالی که «هر چند دقیقه یک بار، مریم مجبور بود روی نیمکتی دراز بکشد و کمی استراحت کند». این روایت واقعی، شباهت عجیبی به داستانی دارد که به ابوریحان بیرونی منتسب است. گویند او در لحظات آخر عمرش، از کسی مسئله ای می پرسد. آن فرد با تعجب از ابوریحان سوال می کند که چگونه در دم آخر، باز هم علاقه مند به پرسیدن و دانستن است؟! نقل است که ابوریحان در جواب می گوید: «بدانم و بمیرم بهتر است، یا ندانم و بمیرم؟!».
یکی از خصوصیت های درس آموز مریم میرزاخانی، قدرشناسی او بود. در مصاحبه های متعددی که انجام داد، بر تمام مولفه هایی که به نوعی در موفقیتش نقش داشتند، تاکید کرد و آنها را برشمرد. مریم قدردان پدر و مادر و خانواده، مدرسه، مدیر، معلمان، دانشگاه در ایران و آمریکا، دوستان و ... بود. این خصلت به خصوص برای ایرانیان در زمان حاضر نادر است و الگویی ارزنده برای کسانی است که دائم، خود را قربانی شرایط می دانند! و احساس می کنند در حقشان ظلم شده است! میرزاخانی در مصاحبه ها و مکتوباتش، همیشه انصاف را رعایت کرد و از هر موقعیتی که چیزی یاد گرفته بود، با قدرشناسی یاد کرد.
هرکس که زندگی حرفه ای و شخصی وی را مطالعه کند، درمی یابد که مریم، مصداق روشنی از تلاش و سخت کوشی بود! او مسیر حرکت و موفقیت را خطی و گام به گام نمی دید و آن را تابع قاعده های خشک نمی دانست؛ بلکه فرایند حل مسئله را سیال و پر از پستی و بلندی تصور می کرد که در آن، انگیزه و علاقه و خواست درونی فرد برای رسیدن به قله و خروج از بن بست و گشودن راه های جدید، حیاتی است. موارد ذکر شده الگوهایی است که زنده یاد مریم میرزاخانی نماد آن هاست. الگوهایی که همیشه می تواند روشن کننده راه پر فراز و فرود و دشوار دانش پژوهانی باشد که دستاوردهای علمی در جهان، وابسته به وجود آنان است.
به روان تابناک پروفسور مریم میرزا خانی درود می فرستیم و تداوم راهش را توسط جویندگان علم و معرفت از خداوند متعال مسئلت می نماییم.
دود از کُنده بلند می شود
روزنامه #اطلاعات؛ همچنان توانمند در
نود و پنجمین سال انتشار
اینجانب از سال های اولیه دوره دبیرستان ( آغاز دهه پنجاه خورشیدی ) به مطبوعات
علاقه مند شدم. روزنامه های اطلاعات و کیهان را به تناوب خریداری نموده و مطالعه می کردم. با مرور زمان به دلیل اشتیاق به مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دلبستگی بیشتری به این دو روزنامه پیدا کردم. خوشبختانه در کنکور سراسری دانشگاه ( سال ۱۳۵۶ ) نیز در رشته روزنامه نگاری دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی پذیرفته شدم و به طور طبیعی وابستگی ام به مطبوعات به مراتب بیش از گذشته گردید.
همزمان با بازگشایی دانشگاه ها پس از تعطیلات سه ساله انقلاب فرهنگی، جمعی از دانشجویان هم دوره ای من به اطلاعات راه یافتند و به همین دلیل آشنایی و همدلی ام با هیات تحریریه این روزنامه افزایش یافت.
در دوران دفاع مقدس که همزمان با تحصیل در مقطع کارشناسی، در ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ جهاد سازندگی گلپایگان فعالیت داشتم، گزارشی از کمک های مردمی روستاها و شهر به رزمندگان و جبهه ها را همراه با تصویر تهیه کرده و به دوستان روزنامه اطلاعات ارائه دادم که در صفحه شهرستان ها به چاپ رسید. آن روزها که از اینترنت و شبکه های اجتماعی خبری نبود، چاپ این گزارش به دلیل نخستین همکاری من با مطبوعات بسیار دلپذیر بود.
با گذشت زمان سال ۱۳۶۹ در سنندج به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب ( دهه فجر ) ، نخستین جشنواره فرهنگی روستایی کشور به ابتکار معاونت ترویج سازمان جهاد سازندگی ( سابق ) استان کردستان با حضور اغلب هنرمندان روستایی سراسر کشور و نیز استادان دانشگاه و برخی مسئولان فرهنگی استانی و کشوری در دانشگاه کردستان برگزار گردید. اینجانب که دبیر جشنواره بودم، گزارش تفصیلی آن را تهیه کرده و به روزنامه ارسال نمودم. این گزارش که دربردارنده پیام رئیس جمهور وقت زنده یاد آیت الله هاشمی رفسنجانی به جشنواره بود، در روزنامه اطلاعات چاپ شد. خوشبختانه پس از ۳۰ سال، گزارش روزنامه را نزد خود نگاه داشته ام که بسیار خاطره انگیز و شیرین است. لازم به یادآوری است که قبل از برگزاری جشنواره با لطف مدیر مسئول محترم روزنامه جناب
#سید_محمود_دعایی اطلاعیه آن طی دو روز در روزنامه درج گردید.
دامنه این مراوده از سال ۱۳۸۸ تا زمان کنونی وارد مرحله جدیدی شد؛ به گونه ای که با همکاری دوستان هیات تحریریه مقاله ها و یادداشت های متعدد اینجانب که اغلب آن ها با مسائل زادگاهم گلپایگان آمیخته شده، در صفحه های " اخبار داخلی" ، " گزارش روز " ، " گفته ها و نوشته ها " ، " ضمیمه اجتماعی " ( که اکنون با نام جامعه منتشر می شود ) و " ضمیمه فرهنگی " به چاپ رسیده که با یاری خدای بزرگ تداوم خواهد یافت.
یک بار هم در سال ۱۳۸۹ جناب آقای بهروز قطبی به عنوان دبیر سرویس " گزارش روز " تقبل زحمت نموده، به اتفاق راهی مرکز آموزش عالی امام خمینی " ره " کرج ( وابسته به وزارت جهاد کشاورزی ) شدیم که ایشان دیدگاه ها و تجربه های خود را در زمینه گزارش نویسی به دانشجویان مقطع کارشناسی روابط عمومی در کلاس " گزارش نویسی مطبوعاتی " ارائه دادند.
هر روز صبح " اطلاعات " اولین روزنامه ای است که مطالعه می کنم؛ دلیل آن هم بهره گیری از نویسندگان خوش نام، چهره های فرهنگی نیک اندیش، مشی اعتدالی، انصاف ورزی و اخلاقی بودن آن است. این روزنامه به عنوان یک
#پاتوق_فرهنگی با مدیریت آقای دعایی و همدلی روزنامه نگاران شاغل در موسسه اطلاعات از چند دهه پیش تا کنون آغوش خود را به روی اندیشمندان و دانش پژوهان گشوده است؛ تا جایی که می توان آن را #مکتب_اطلاعات نامید.
#روزنامه_اطلاعات در صحنه جامعه ایران علاوه بر #اطلاع_رسانی مبتنی بر
#عینی_گرایی و #بی_طرفانه بودن و پر کردن اوقات فراغت مخاطبان، #آموزش در زمینه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی، اخلاق شهروندی، توسعه پایدار و ... را وجهه همت خود قرار داده؛ به گونه ای که آثار آن در جای جای صفحه ها قابل مشاهده و ردیابی است.
ای کاش مدیران موسسه اطلاعات در کنار تلاش های ارزنده ای که به آن ها اشاره گردید، یک #آکادمی_علمی را در هم پیوندی با دانشگاه جامع علمی، کاربردی یا ... در جهت تربیت روزنامه نگار با اتکا بر تجربه های تاریخی و ذخیره های معنایی روزنامه و مجله های وابسته به آن راه اندازی می کردند تا نسل های آینده بتوانند در زمان حاکمیت فضای مجازی، چراغ #روزنامه_نگاری را فروزان نگاه دارند.
با عرض تبریک #نود_و_پنجمین سالگرد تاسیس #روزنامه_اطلاعات، قدر شناس این نعمت بزرگ در عرصه فرهنگی کشور بوده؛ از خداوند متعال توفیق روزافزون دست اندرکاران خدمتگزار را مسئلت می نماییم.
مرد آن گاه آگاه شود که نبشتن گیرد
( بیهقی )
به مناسبت ۱۴ تیر #روز_قلم
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
در تاریخ کهن سرزمین ما #تیرگان یکی از جشن هایی است که در ۱۳ تیرماه هر سال در گاه شمار ایرانی برگزار می شود. تیرگان روز کمان کشیدن #آرش_کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. در عین حال جشن تیرگان به روایت #ابوریحان_بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده و مردم به آنان هدیه می دادند.
بر خلاف سده های آغازین تاریخ که نگارش کارویژه ای در زیر چتر نهاد قدرت بود و سراسر شرح فتوحات و منزلت و اُبهت را به همراه داشت، در سده های میانی بخصوص پس از اختراع #ماشین_چاپ توسط گوتنبرگ، نوشتن به منزله کنشی آزادی بخش و روشی برای دستیابی به آزادی و عدالت تبدل شد. به عبارت دیگر نویسنده با قلم کاری همچون آرش و کمانش انجام داد؛ کما این که آرش کمانگیر جان خود را بر سر حماسه تعیین مرز ایران با توران نهاد.
در #تمدن_اسلامی نیز در بلندای جایگاه قلم، همین بس که دومین سوره نازل شده بر رسول گرامی اسلام (ص ) به قلم سوگند یاد کرده است و پیامبر ما بر برتری قلم عالِمان بر خون شهیدان تاکید می ورزد. ( مِدادُ العُلما اَفضل مِن دِماء الشُهدا )
قلم لباس زرین الفاظ را بر قامت بلند معانی می پوشاند و نویسندگان با دستان توانای خود علوم و معارف را بر صحیفه تاریخ می نگارند. از این طریق قلم، علم و معرفت را از اسارت نسیان و فراموشی رها می گرداند و نهر زلال دانش را حیاتی جاودانه می بخشد. اگرچه انسان به گونه های مختلفی همچون زبان و اشاره مقصد های قلبی و درونی خویش را آشکار می سازد؛ اما تفاوت زبان و قلم در آن است که اظهار قلبی و آگاهی های فردی از طریق قلم، بسی ماندگار تر و حیطه اثرش گسترده تر می باشد.
در آبان ماه سال ۱۳۹۸ مراسمی در مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی به مناسبت چاپ و ترجمه کتاب " گیتا: سرود خدایان " برگزار شد. در این مراسم استاد #محمد_علی_موحد سخنانی را با این بیت زیبا از مولانا جلال الدین بلخی آغاز کرد:
اندر این ره می تراش و می خراش
تا دم آخر دمی فارغ مباش
( دفتر اول)
و سپس با طرح پرسشی بحث خود را چنین ادامه داد: " چرا می نویسم؟ به دو دلیل؛ اول آن که دوست ندارم بر سر خوانی تنها بنشینم. دلم می خواهد اگر طعامی مطبوع و لذیذ نصیبم شد، با دیگران هم زانو و هم کاسه باشم. دوم آن که تا مطلبی را ننویسم، درست آن را نمی فهمم و با فراز و فرودهای آن آشنا نمی شوم. من بیشتر با #بیهقی احساس همدلی می کنم که گفت: مرد آن گاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که پهنای کار چیست؟ "
راموش نکنیم که نگارش و مستند سازی به عنوان یک راهبرد فرهنگی برای ثبت، ذخیره سازی و انتقال تجربه های انسانی زمانی تحقق خواهد یافت که به امری عمومی تبدیل شود. به زبان دیگر آنچه یک ملت را از خطر زودگذر و موقتی بودن نجات می دهد، عمومیت یافتن این نگاه است که بسیاری از تجربه های اجتماعی ارزش #ثبت شدن دارند. از یاد نبریم کشورهای پیشرو امروز کشورهایی هستند که در آن هر فرد؛ از معلم و کارگر گرفته تا وکیل و مدیر اندوخته های تجربی خود را #مستند می کند.
متاسفانه با آن که بیش از ۱۱۰ سال از مشروطه ایرانی می گذرد؛ اما جامعه ما هنوز در مرحله شفاهی باقی مانده است و سعی نکرده ایم دانش مردم را به سرمایه تبدیل کنیم. با توجه به آسیب فراگیر از این بازماندگی تاریخی، بنیادی ترین راه حل برای گذار از فرهنگ شفاهی به فرهنگ نوشتاری شروع از درون مدرسه است. آموزش و پرورش باید به این باور برسد که فرهنگ کتابت برای جامعه مانند اکسیژن برای بدن است. از این رو درس #انشاء و #نویسندگی در دوره های ابتدایی و متوسطه باید مورد اهتمام جدی قرار گیرد. امیدواریم به بهانه روزهایی مانند روز قلم سیاستگذاران فرهنگی بر اهمیت ترویج فرهنگ نوشتاری در فضای عمومی بیش از گذشته همت گذارده و با سعه صدر و پذیرش تضارب دیدگاه ها و اندیشه ها امکان های تحقق انباشت تجربی و فکری جامعه را گسترش دهند.
۱۴ تیرماه روز پاسداشت #قلم را به فرهیختگانی که با سلاح قلم به مقابله با جهل و خرافات شتافته و با آثار خود به تنویر افکار می پردازند، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض نموده و با سعدی شیرین سخن هم صدا می شویم که:
قلم خاصیتی دارد که سر تا سینه بشکافی
دگر بارش بفرمایی به فرق سر دوان آید
شبکههای اجتماعی و آینده پژوهی

جهان آینده #جهان_شبکه_ای است که ماهیتی فرهنگی و چندوجهی دارد. اگرچه #تنوع ویژگی بارز آن است؛ اما تناقض نمای " جهانی شدن " و " بومی شدن " به روشنی در آن مشهود است. به عبارت دیگر می توان گفت فرآیند جهانی شدن، " خاص گرایی فرهنگی " را نیز در پی دارد. در چنین حالتی جهانی شدن به مفهوم همگن ساختن نیست؛ بلکه به چالش کشیدن وضع سنتی و در عین حال به زبان آوردن #حاشیه_ها نیز هست.
از سوی دیگر ما در حال گذار پرشتاب از یک تحول تاریخی در زمینه های شیوه زندگی، یادگیری، کار، ارتباطات و اقتصاد هستیم؛ از این رو به عنوان سازندگان سرنوشت خود باید به جای انفعال، برخورد فعال داشته باشیم. در متن این تحول جایگاه #رسانه_ها دارای برجستگی است و بیانیه " اصول اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی " در آذرماه ۱۳۸۲ در ژنو سند مهمی در رابطه با این موضوع به شمار می رود.
شگفت آور است که از زمان پیدایش فن آوری های نوین ارتباطی، جهان مجازی از حالت مجاز خارج شده و به عنوان یک #واقعیت قطعی خودنمایی می کند؛ بنابراین #مانوئل_کاستلز حق داشت که بگوید: " مفهوم قدرت، تغییر خواهد کرد؛ قدرتی که متکی بر یک جامعه شبکه ای و بسیار گسترده است. "
به یاد داشته باشیم که قبل از کاستلز در دانشگاه سوربن، #موریس_دوورژه مفهوم قدرت را بازخوانی کرد و یکی از ارکان مهم آن را پیش از ظهور #وب در دهه هفتاد میلادی، متکی به #افکار_عمومی دانست. دوورژه افکار عمومی را یک رکن از قدرت خواند؛ اما کسی فکر نمی کرد کمتر از چهار دهه با ظهور شبکه های اجتماعی، قدرت همان مبانی عمومی و اجتماعی را داشته باشد؛ ولی با این تفاوت که #سرعت و #انتخاب در آن حرف اول را بزند.
بر این اساس در سال ۲۰۲۰ میلادی #مارشال
#مک_لوهان نیست تا ببیند جهان مجازی، تئوری بزرگ او را نیز بلعیده است. مک لوهان اگر زنده بود، می دید سه ضلع مثلث روزنامه نگاری یعنی رسانه، مخاطب و رویداد در حال تبدیل شدن به دایره است که در هر گوشه این دایره روابطی تو در تو و در هم تنیده میان این سه عنصر ایجاد کرده و رد پای مخاطب در جای جای این شکل دایره ای به چشم می خورد.
با این وصف می توان نتیجه گرفت که اگر مخاطبان دیروز به عنوان کاربر قادر بودند تنها دریافت کننده پیام باشند؛ اما امروز علاوه بر #دریافت، #تولید_کننده_پیام نیز هستند و نسبت به گذشته به مراتب قدرتمند تر شده اند. در کنار آن دوسویه و حتی چند سویه بودن ارتباط و تعامل میان مخاطبان وجه لاینفک شبکه های اجتماعی را تشکیل می دهد که
#روزنامه_نگاری_شهروندی " و پدیده
" شهروند- خبرنگار " نماد بارز آن به شمار می رود.
اگر دقیق تر موضوع را کالبدشکافی کنیم، به این حقیقت پی می بریم که شبکه های اجتماعی جوامع #تک_صدایی را به جوامع
#چند_صدایی تبدیل کرده اند؛ به گونه ای که مطالب انتشار یافته هر یک از شهروندان در کانال ها و گروه های تلگرامی، واتس آپی و ... در همه کشورها قابل دریافت است. از این رو می توان گفت مناسبات دنیای قبل که بر روابط آمرانه، بالا به پایین و عمودی استوار بود، به هم ریخته و به روابط افقی و پایاپای تبدیل شده است.
کاملاً آشکار است که این تبدیل وضعیت، تحولی بزرگ در ارتباطات ایجاد نموده و فرصتی را برای ابراز وجود هر یک از شهروندانی که به گوشی های هوشمند دسترسی دارند، به وجود آورده است. می توان گفت این روند گامی مبارک در راستای تقویت جامعه مدنی و مشارکت همه جانبه مردم به سوی خوداتکایی به شمار می رود.
روز ۳۰ ژوئن ( نهم تیرماه ) هر سال که از سوی برخی شهرداران موفق جهان از سال ۲۰۱۰ میلادی به نام " روز جهانی شبکه های اجتماعی " نامگذاری شده، فرصتی است تا مسئولان و کاربران فضای مجازی با تکیه بر # سواد رسانه ای " در سیاستگذاری و استفاده صحیح شبکه های اجتماعی بازنگری به عمل آورده و شهروندان قادر باشند از میان انبوه اخبار و اطلاعات ، موارد صحیح و کارگشا را از شایعات تمیز داده، با بهره گیری از مواهب آن در جهت #توسعه_پایدار حرکت کنند.
این حرکت امیدوار کننده با تحت پوشش قرار گرفتن تعداد قابل توجهی از مناطق روستایی کشور به اینترنت پرسرعت نوید دهنده آن است که با ایجاد #شهرهای_هوشمند و
#دولت_الکترونیک شاهد مهاجرت معکوس از کلان شهرها به شهرستان های کوچک و حتی مناطق روستایی باشیم.
در کنار موارد بالا با فراگیر شدن ویروس خانمان سوز کووید ۱۹ ( کرونا ) در همه مناطق کشور، جایگاه گوشی های های هوشمند برای بهره گیری از آموزش های مجازی و ارتباط با خویشان منزلتی رفیع یافته؛ به طوری که در آینده نزدیگ سبک زندگی مردم را تغییر خواهد داد. از این رو جا دارد برنامه ریزان توسعه شبکه های اجتماعی را به عنوان یک مولفه اساسی و تعیین کننده در #آینده_پژوهی های خود مورد مطالعه قرار دهند.
شهید آیت ا... دکتر #سید_محمد_حسینی #بهشتی از آن دست متفکران اثرگذار در جغرافیای فکری جامعه ماست که ضمن تلاش برای اعتلای تفکر در میان مردم ، خود را به حیطه نظر محدود نکرد و کوشید تا اندیشه هایش را به میدان عمل آورد. از این رو می توان او را #متفکری_کنشگر و یا به تعبیر دکتر مقصود فراستخواه #کنشگر_مرزی خواند که با جنایت منافقان کوردل در روز هفتم تیرماه ۱۳۶۰ به سوی خدا پرواز کرد.
دکتر بهشتی در تمام آثارش ، چارچوب های کلامی تشیع را در جهان جدید دنبال می کند.
#علم_کلام ، علم ارتباطی دین است. دین در مواجهه با جهان ذهنی و عینی بشر یک چارچوب ارتباطی دارد و آن علم کلام است ؛ به همین دلیل شهید بهشتی به زبان های آلمانی ، انگلیسی و عربی مسلط گردیده و با زبان فرانسوی هم آشنا می شود. وقتی به آلمان می رود ، سعی می کند
#کلام_میان_فرهنگی را ایجاد کند ؛ کما این که امام موسی صدر هم در لبنان دغدغه ایجاد #فقه_میان_فرهنگی داشت. شهید بهشتی زمانی که در آلمان اقامت داشت ، شبانه روز متن های اصیل و مرجع را به زبان اصلی می خواند و ترجمه می کرد. دکتر بهشتی از همان اوان زندگی نیز از این روحیه برخوردار بود ؛ نمونه بارز آن این که در ایام نوجوانی و در دوران جنگ جهانی دوم که ایران هم ناخواسته در کوران آن قرار داشت ، روزها مسافت قابل توجهی را با پای پیاده در اصفهان طی می کرد تا به منزل یکی از بستگان خود که رادیو داشتند، برود و اخبار جنگ را پی گیری کند و ...
چهار ویژگی که آیت الله بهشتی را
#متفکر_ معاصر برای نسل امروز نموده ، عبارتند از :
۱- ژرف نگری در مواجهه با مسائل و پرداختن به علت ها به جای معلول ها
۲- همه جانبه نگری ( تفکر سیستمی ) : بدیهی است اندیشمندی که " یک سو نگر " باشد، شتاب زده به جمع بندی هایی می رسد که غالباُ خالی از افراط و تفریط نیستند.
۳- آینده نگری : این ویژگی موجب می شود که بسیاری از موضوع هایی را که ایشان به آن ها پرداخته ، از زمانه ای که در آن می اندیشید ، فراتر باشد.
۴- تعادل و انصاف : شهید بهشتی با پرهیز از برخوردهای مجادله آمیز ، حریم اندیشه ها و افراد را حفظ می کرد و برای پذیرش نقد و تصحیح پذیری اندیشه های خود دارای روحیه ای مثال زدنی بود.
بی جهت نیست که در میان نسل امروز تعداد قابل توجهی از جوانان می کوشند تا بر افکار شهید بهشتی متمرکز شده و به مطالعه بپردازند. ای کاش دانشوران آستین همت بالا زنند و با کند و کاو در آثار و زندگی چهره هایی مانند شهید آیت ا... دکتر بهشتی ، #امام_موسی_صدر و ... که متاسفانه دارای عمر کوتاه مدیریتی و اندیشه ورزی بوده اند ، نسل های کنونی و آینده را آگاه سازند.
یاد و نامش گرامی باد
گفت وگو در منظومه فکری دکتر شریعتی
در چهل و سومین سالگرد شهادت دکتر علی شریعتی با این پرسش مواجهیم که آیا داشته ای برای اکنون ما دارد؟ و آیا می توانیم از میراث او اندوخته ای برای امروز خودمان داشته باشیم؟ یا این که تاریخ مصرف اندیشه های شریعتی به سر آمده است؟
اینجانب در جهت یافتن پاسخ به این پرسش دیدگاه های مختلف را مطالعه نمودم و از میان آن ها، بخش هایی از سخنرانی های دکتر
#هادی_خانیکی و دکتر #مقصود_فراستخواه را که در چهلمین سال یادبود دکتر شریعتی با عنوان #نوشریعتی در سال ۱۳۹۶ ایراد گردید، برگزیدم؛ با این امید که مورد استفاده مخاطبان محترم قرار گیرد.
در جامعه ای که به سختی با هم حرف می زنیم و از مهارت #گفت_و_گو برخوردار نیستیم، در جامعه ای که سوءظن و سوءتفاهم درک بسیاری از مسائل را دشوار کرده و نمی توانیم با دیگرانی غیر از خود گفت وگو کنیم و حتی متفکران و اندیشمندان زبان به دشنام و تخطئه دیگری باز می کنند و اهل تفکرش کمتر به درد جامعه توجه دارند، می توان از ثمربخشی گفت و گو در آثار دکتر شریعتی سخن به میان آورد؟
مولفه های گفت وگو در تفکر شریعتی از مهم ترین موضوع ها برای بازخوانی گفتمان اوست. اساساً مفهوم گفت وگو در فکر و مشی او موضوعیت دارد و اگر آن را از آثارش بگیریم، چیزی باقی نمی ماند. گفت وگوی او در جهان واقعی و با مخاطبان واقعی است. شریعتی با خودش و با دیگری های مختلف از خویشان و دوستان سخن می گوید، با تاریخ سخن می گوید. با خدا سخن می گوید، با آنان که از نظم رسمی موجود بیرون ایستاده اند، سخن می گوید؛ همان گونه که با بردگان مصری صحبت می کند و به تعبیر خودش با #مخاطبان_ آشنا سخن می گوید.
علاوه بر آن کاربرد زبانی که در گفت وگو دارد، رسمی نیست؛ بلکه به زبان طنز و با بیانی گشوده، هنری و رمزآلود صحبت می کند و خواننده را در موقعیت ناشنوا قرار نمی دهد.
او حتی مکان های گفت وگوی خود را به درستی انتخاب کرده مثل #حسینیه_ارشاد، #دانشگاه و...
به تعبیری او با انتخاب مکان های گفت وگویش در مرز میان حوزه های مختلف می ایستد.
طبقه متوسط جدید در گذشته ایران از مکان اجتماعی مکینی برخوردار نبود و سست بنیان بود. ناسیونالیسم ایرانی از چند مکان مثل دولت و جبهه و حزب استفاده کرد. گفتمان مذهبی سنتی در مسجد و حوزه بود، گفتمان پارتیزانی به مکان های خانه تیمی رفت و روشنفکران تیپ صادق هدایت در کافه ها و سپس مکان خارج رفتند. گروه ۵۳ نفر در مکان زندان بود. روشنفکر تیپ آل احمد در دانشسرا و کانون نویسندگان و... است. غلامحسین صدیقی در مکان مرزی تردد کرد. مجید رهنما و مجید تهرانیان هم به همین ترتیب بین دولت و جامعه تردد کردند؛ اما شریعتی کجا بود؟ و چه تمایزی پدید آورد؟ مساله مکان عمومی برای شریعتی مهم بود. از این نظر شریعتی حتی با بازرگان و طالقانی هم تمایز دارد. این تمایز مکانی با شریعتی چه کرد؟ این مکان های اجتماعی یعنی حسینیه ارشاد و دانشگاه سبب شد که گفتار شریعتی خصیصه ارتباطی پیدا کند. یعنی در متن شریعتی عنصر #عقلانیت_ارتباطی را ایجاد کرد تا مخاطبان در تالیف متن ها شرکت داشته باشند؛ به گونه ای که می توان آن را یکی از رمزهای موفقیت شریعتی دانست.
از سوی دیگر شریعتی مخاطبش را #فرازمانی و #فراطبقاتی انتخاب می کند و برای سرگرمی و دلخوشی گفت وگو نمی کند؛ بلکه برای #آگاهی_بخشی و #تمرکز_زدایی گفت وگو می کند. کسی که شریعتی می خواند و با او جلو می آید، اگر چیزی درونش زوال پیدا کند، قطعا چیز دیگری به او منتقل شده و سرگردان نمی ماند؛ یعنی یک باره همه چیز برایش از بین نمی رود.
منطق وکنش گفت وگویی شریعتی در عین حال که به اقتضای دوره او جنبه ایدئولوژیک داشته و وجه غالب نه دیالوگ که مونولوگ بوده است؛ اما در همان مقطع شریعتی پرسش واره ها را مدنظر دارد و قائل به گفت وگوست. میراث فکری او تک بعدی نیست و قائل به #دیالوگ بی پایان بین سنت های اسلامی، ایرانی، غربی و اندیشه چپ است.
اندیشه و گفتمان شریعتی قدرت همنشینی با سنت های فکری متفاوت را دارد و منطق های فکری دیگر را مورد خطاب و گفت وگو قرار می دهد. به تعبیری او سه مفهوم آزادی از لیبرالیسم، برابری از سوسیالیسم و عرفان از صوفی گری را به یکدیگر مرتبط می سازد و میان آنها گفت وگو برقرار می سازد.
در شرایط کنونی ما نیازمند به آفرینش چنین الگویی هستیم تا بر سر مسائل مردم و رنج های آنها با یکدیگر گفت وگو کنیم. شریعتی تلاش می کرد به واسطه ارتباط برقرار کردن با حوزه های مختلف، قدرت بیشتری به گفتمان خود بدهد و توان #گوش_کردن و #دیدن مخاطبان خود را بالا ببرد؛ بنابراین ما نیز می توانیم از این تجربه استفاده نموده و راهی را که او آغازگرش بود، تداوم بخشیم.
سالروز تاسیس #جهاد_سازندگی گرامی باد
27 خردادماه سالروز تأسیس #جهاد_سازندگی از سوی رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی
" ره " است. تلاش های جهادگران را در عمران و آبادانی و فراتر از آن #توسعه_روستایی از یاد نبریم که با عشق و ایثار ، خدمت به مستضعفین را افتخار خود می دانستند. بدون تردید جهادگران با فداکاری شبانه روزی خود در عرصه های محرومیت زدایی، آبادانی روستاها و تامین منابع پایه برای رونق #کشاورزی_پایدار نظیر آب و خاک از طریق بازسازی قنات ها و عملیات آبخیزداری و ... فرهنگ #کار_جهادی را نهادینه کردند؛ به گونه ای که می توان از آن به عنوان یک نقطه عطف در پیشرفت و سازندگی یاد کرد.
بدیهی است که چنین اقداماتی توانست زمینه مساعدی برای شکوفایی اقتصاد روستایی، اشتغال زایی و کسب درآمد در روستاها در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب فراهم سازد.
از سوی دیگر مجاهدت آنان در دوران دفاع مقدس برگ های زرینی از دفتر خدمات جهاد را به خود اختصاص می دهد. #سنگر_سازان_بی_سنگر لقب عزت بخشی است که امام راحل "ره " زینت بخش جهادگران مشتاق فلاح نمودند.
خدای بزرگ را شاکریم که امروز جهاد به #شجره_طیبه_ای تبدیل شده و دستاورد جهادگران در روستاها ، عرصه های کشاورزی و منابع طبیعی ، جبهه های دفاع مقدس و ... می تواند دستمایه گرانبهایی برای پیشرفت و #توسعه_پایدار ایران عزیز باشد.
یاد #شهیدان_والامقام ؛ بخصوص سنگرسازان بی سنگر را گرامی داشته و به روح بلندشان سلام و صلوات نثار می کنیم.
دمیدن روح لطیف به زندگی
با #صنایع_دستی
روز جهانی صنایع دستی گرامی باد
در دنیای خشن امروز که نشانه استیلای تکنیک بر روان انسان است، #صنایع_دستی دمیدن روح لطیف به زندگی است. انسان تا هست لطافت و آرامش را می خواهد و صنایع دستی این نیاز مبرم انسان را برآورده می سازد.
صنایع دستی، حاصل اندیشه ملتها و دستاورد هنرهای آموخته از نسلی به نسل دیگر است. بنابراین تنها کالائی برای مبادله نیست؛ بلکه خصوصیات فرهنگی و ویژگیهای قومی، از طریق این کالا مبادله میشود و نوعی
#ارتباط_فرهنگی در میان جامعهها پدید میآورد.
صنایع دستی در جهان معاصر به عنوان
"صنایع خلاق" به شمار می روند؛ یعنی صنایعی که به واسطه خلاقیت، هویت تولید می کنند.
هرجا که سخن از #خلاقیت، #ساختن و #زیبایی به میان می آید، خواه ناخواه بحث #هویت هم مطرح می شود. بنابراین، هر کسی می کوشد تا شناسنامه قومی و ملی خود را در اثری که می سازد، متبلور کند. آثار صنایع دستی و هنرهای سنتی، بیش از هر اثر دیگری، به انتقال «زیبایی شناسی اصیل قومی» وفادار بوده اند. به همین خاطر است که #موزه_ها شکل گرفته اند تا آن هویت را در گذر زمان حفظ کنند.
بنابراین، هنرمندان صنایع دستی با فرم ها، رنگ ها و شمایل در واقع پنجره هایی را به سوی «احساسات» و «اندیشه» یک قوم و ملت باز می کنند. از این رو، می توان صنایع دستی را
#هویت_منقول یک قوم و ملت دانست که آن را از یک نسل به نسل دیگر منتقل می کند.
در این صنایع مردمی، «زیبایی شناسی #فولکلور» کُدگذاری شده است و جالب این که در دنیای امروز، به این مقوله توجه ویژه ای می شود؛ گویی مردم از زیبایی شناسی های پیچیده و تکلف زا خسته شده اند و می کوشند تا به سمت #زیبایی_شناسی_بومی، #روان، #سلیس و #مردمی حرکت کنند. به تعبیری، صنایع دستی، هنری دموکراتیزه شده و برخاسته #تجربه_زیسته مردم است.
از سوی دیگر انسان امروزی کمتر مجالی برای شناختن تمام فرهنگ ها و اقوام دارد؛ اما ذهن کنجکاوش هر روز آرزوی شناخت فرهنگی جدید را در سر می پروراند؛ از این رو دیدن صنایع دستی و هنرهای کاربردی را می توان یکی از جذاب ترین راه ها برای شناخت اقوام دانست؛ چرا که این آثار از اعماق فرهنگ و باورها خلق می شوند. هنرمند خلاق، با دلبستگی قومی و ملی و با عشق به بافتِ فرهنگی خود، شروع به خلق اثرش می کند تا آرزوهای سرزمینش را به نمایش بگذارد.
از سال ۱۹۷۰ به بعد یعنی تقریبا از پایان قرن بیستم، به چند دلیل ارزشگذاری مجددی در ارتباط با صنایع دستی صورت گرفت:
نخستین دلیل واکنش به صنعتی شدن مفرط جامعه بود. در دنیایی که همه چیز صنعتی است به تدریج گرایش به طبیعت در برابر جهان صنعتی برجسته شد. در این دوره است که می توان به نوعی #بازگشت_به_طبیعت را نظاره کرد و به همین دلیل صنایعی که به طبیعت نزدیک تر بودند، ارزشگذاری شدند.
عامل دوم، اهمیت یافتن «زندگی روزمره» بعد از جنگ جهانی است؛ تا پیش از آن، شعار کلّی این بود که هنر امری لوکس است و هر امر لوکسی مربوط به زندگی روزمره نیست؛ اما پس از این دوره، تلاش برای زیباسازی اشیای زندگی روزمره نیز برجسته شد.
عامل سوم به نیمه دوم قرن بیستم بازمی گردد؛ یعنی دوره ای که همه جنبش های آزادیبخش پیروز شدند و اعلام کردند در کنار استقلال سیاسی و جغرافیایی از غرب، باید «تاریخ هنرمان» را هم مستقل و آزاد سازیم. براین اساس، اقدام به نوشتن مجدد تاریخ هنر خود کردند و پس از این دوره بود که صنایع دستی وارد تاریخ هنر شد.
در توضیح عامل چهارم باید گفت؛ آن چیزی که تفکیک «زیبا» و «مفید» را زیر سوال می بُرد «بازار» بود. #جهانی_شدن و #توریسم باعث شده بود مرزها از بین بروند و هنرهای دستی که از محلی بودن رنج می کشیدند، با جهانی شدن عمومیت پیدا کنند.
با گرامی داشت "روز جهانی صنایع دستی ( WORLD_Handicrafts_Day# ) که با پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۰ میلادی و موافقت شورای جهانی صنایع دستی تصویب شد، به همه دست اندرکاران این رشته؛ به ویژه هنرمندان زادگاه مان گلپایگان ( به عنوان یکی از خاستگاه های صنایع دستی از جمله هنرهای منبت و فرش ) درود می فرستیم و توفیق روز افزون شان را از خداوند متعال خواستاریم.
نغمههایی برای نجات زمین

هنر نمایی دو برادر خوانساری با #جارو و #اگزوز برای حفاظت از محیط زیست
آنجا که سخن از گفتن بازمی ماند، موسیقی آغاز می شود.
" بتهوون "
#موسیقی اثرگذارترین #هنری است که می تواند دغدغه های #محیط_زیست را به عموم مردم منتقل کند. به عبارتی این هنر قادر به افزایش فهم بوم شناختی و درک زیست محیطی شهروندان می باشد. در ایران گروه های موسیقی وارد این حوزه شده اند و از قابلیت های آن برای برجسته سازی مشکلات زیست محیطی و ایجاد #حساسیت در #افکار_عمومی استفاده می کنند. از جمله آن ها فعالیت دو برادر خوانساری است که در نقاط مختلف تهران از جمله حوالی میدان فردوسی و خیابان ولی عصر و ... به هنرنمایی می پردازند.
وقتی نغمه سازشان بلند میشود، رهگذران با دیدن دو جوان کلاه به سر که نوایی دلنشین را از حنجره دسته جاروی چوبی و اگزوز کهنه و زنگزده بیرون میآورند، میخکوب میشوند. سینا و ایمان درستی ۲ هنرمند دوستدار محیطزیست هستند که با #زبان_موسیقی و شیوهای متفاوت، زنگ خطر نابودی زمین را برای پایتختنشینان به صدا درآوردهاند.
صدای جذاب ویلن از سرعت اتومبیل ها می کاهد تا خودرونشینان هم فرصت لذت از آن را به دست آورند. دقایقی بعد موسیقی به آرامی تمام میشود و این بار صدای تشویق عابران به گوش میرسد. ایمان مانند هنرمندان روی استیج، تعظیم میکند. سینا هم کمی جلو میآید و به نشانه تشکر و احترام خم میشود و به عکسهای بزرگ و کوچکی از پاکبانان شهر و طبیعت تهران که در اطراف بساط شان خود نمایی میکنند، اشاره می نماید.
یک راننده تاکسی که در روز چند مرتبه گذرش به میدان فردوسی میافتد، می گوید: «کارشان واقعا عالی است. اینطور خلاقیتها نیاز به حامی دارد. باورتان نمیشود، ولی گاهی مسافران با شنیدن صدای موسیقی این دو پسر جوان، از من تقاضا میکنند کمی آهستهتر بروم تا فرصت بیشتری برای لذت بردن داشته باشند.»
ایمان و سینا درستی کلاههای شاپویی قرمز روی سر میگذارند و بلوزهای نخی سفید میپوشند. روی بلوز آنان تصویر پاکبانی در حال جارو زدن چاپ شده و زیر تصویر، عبارت «نغمهِساز من، زمینی بدون زباله» نوشته شده است. پرچم ۳ رنگ ایران، طرح تصویری مشترک بلوزهای ایمان و سیناست. شعارهای نقشبسته بر لباس سینا با ساز او هماهنگی دارد و ترسیم تصویری از یک خودرو دودزا، علامت ممنوعیت تردد خودرو تکسرنشین است. شعار «نوایسازِ من، آسمانی بدون دود»، بلوز سفید رنگ او را به کتابچه آموزشی سیار تبدیل کرده است. ایمان و سینا با همین پوشش و شکل و شمایل در میدان ها و خیابان های تهران می نوازند.
ایمان میگوید: «در گذشته مانند نوازندههای دیگر برای نواختن موسیقی از ویولن استفاده میکردم؛ اما در محلهها و بوستانهای مختلفی که برای اجرای برنامه میرفتم، میدیدم که بسیاری از افراد به پاکیزگی محیطزیست توجهی ندارند؛ به گونه ای که بعد از رفتنشان، محل به یک سطل زباله بزرگ تبدیل میشد. با مشاهده این وضعیت به فکر افتادم تا با یک ابتکار مردم را به حفظ محیطزیست دعوت کنم.»
این هنرمند تعریف میکند: " یک سال طول کشید تا از دسته جارو و اگزوز خودرو، ویولن بسازیم. من و سینا روزها به نوازندگی در گوشه و کنار شهر مشغول بودیم و شبها تا صبح روی اگزوز و دسته جارو خرک، گوشی، گریف و سیم وصل میکردیم. کار آسانی نبود و به سادگی صدایشان در نمیآمد. من ۲۰ جارو را خراب کردم تا توانستم این «جارولن» را بسازم. "
او میگوید هیچ عاملی از گرمای طاقت فرسای تابستان گرفته تا سرمای استخوانسوز زمستان، مانع نوازندگیشان برای سرزندگی طبیعت نشده است. موسیقی زبان همه انسانهاست. ما مینوازیم تا هم دیگران لذت ببرند و هم توجهشان را به طبیعت از نفس افتاده تهران جلب کنیم. طبیعتی که با برج و باروهای فلزی و سازههای شیشهای به اضمحلال میرود.
ایمان برای شاگردی نزد استاد «حسین سروری» و «همایون خرم» سالها در مسیر خوانسار تا گلپایگان و تهران بوده و هنری را که به زحمت آموخته، بیدریغ به سینای نوجوان آموزش داده است. ایمان و سینا جارو و اگزوز ویولنی سنگین خود را مانند ویولنهایی سبک و خوشدست زیر چانه میزنند و همنوازی میکنند تا شهروندان را از خطراتی که زیست بوم شان را تهدید می کنند، آگاه ساخته و حساسیت آنان را برانگیزند.
در هفته " محیط زیست " فاجعه آتش سوزی جنگل های زاگرس پیش روی ماست. اینجانب هرگز اشک هایی را که از چشمان #دکتر_اسماعیل_کهرم فعال محیط زیست در یک برنامه تلویزیونی به دلیل از بین رفتن گونه های متعدد زیستی سرازیر می شد، از یاد نمی برم.
به امید روزی که دولت و شهروندان ایرانی چشمان خود را بشویند و #طبیعت را #جور_دیگر ببینند.
گوشیتو نیمکت کن
سخنی با #موسسه_های_خیریه و #خیران
چند سال پیش اقدام تحسین برانگیز کشاورز خیر زادگاهم گلپایگان ( خرید 700 کیلوگرم یونجه بسته بندی شده برای آهوان پناهگاه حیات وحش موته ) شگفتی ساز شد. او این اقدام را نذز سلامتی و موفقیت فرزندش و نیز رفع خشکسالی از طبیعت نمود. روزنامه جام جم (شنبه 2 مردادماه 1395) به نقل از ایشان در گزارشی باعنوان " نذر محیط زیست ، پدیده ای جدید و فرخنده " آورده بود : " یک روز که با اتوبوس از اصفهان بازمی گشتم، چند آهو کنار جاده ایستاده بودند. طی پنج دقیقه ای که توقف داشتیم، دیدم بچه یکی از این آهوها دو سه بار می خواست شیر بخورد، اما مادرش شیری نداشت. خیلی دلم سوخت و اشک از چشمانم سرازیر شد.
با خود گفتم این زبان بسته ها در این بیابان بی آب و علف چه دارند که بخورند؟ او در ادامه افزود: "شکر خدا توانستم مقداری علوفه برای آن ها بخرم و در اختیار یگان حفاظت محیط زیست قرار دهم. هرچند برخی از مردم این کار را مسخره می کنند؛ اما من کار خودم را می کنم."
بر همین اساس انگیزه ای در اینجانب ایجاد شد تا مطلبی با عنوان " هزار راه نرفته؛ نگاهی نو به ادای نذر در جامعه امروز " به رشته تحریر درآورم که در سایت #آخاله ( Akhale.ir ) قابل دسترسی است. در آن مقاله ضمن ستایش از این خیر بزرگوار که با درک تنوع زیستی و حقوق حیوانات، کُنشی نو آورانه و شجاعانه را آغاز کرده بود، تاکید نمودم که #خیر_موثر_در_جامعه باید مُهر زمانه داشته باشد. اگر زمانی اطعام مستمندان در مناسبت های خاص، ساختن بیمارستان و مدرسه ، خرید لوازم التحریر برای دانش آموزان نیازمند و ... از سوی خیران گره گشای مشکلات جامعه بود، در شرایط کنونی که ویروس مهلک کووید ۱۹ ( کرونا ) در کشور اپیدمی شده و دانش آموزان از حضور در مدارس منع گردیده اند، #طرح_شاد ( آموزش آن لاین ) در حالی اجرا می شود که هنوز بسیاری از دانش آموزان در مناطق مختلف نتوانسته اند به ساده ترین ابزار، برای رسیدن به این شیوه از آموزش دست پیدا کنند. به عبارتی این محرومیت از نبود میز و نیمکت استاندارد و سقف مستحکم کلاس به نبود #گوشی_هوشمند و تبلت تبدیل شده است؛ از این رو تامین تجهیزات #آموزش_مجازی از مبرم ترین نیازهای آنان می باشد. بدیهی است این شیوه که دربردارنده #عدالت_آموزشی است، اگر خوب اجرا شود، به تنهایی کاستی های سخت افزاری را پوشش می دهد. در این راستا نگاهی به اخبار زیر خالی از لطف نیست.
مدیر کل دفتر توسعه عدالت آموزشی و آموزش عشایر آموزش و پرورش با بیان این که دانش آموزان مناطق محروم و عشایر به دلیل دسترسی نداشتن به امکانات استفاده از
#آموزش_راه_دور از درس عقب افتاده اند، گفت: " مردم اگر در خانه هایشان گوشی هوشمندی دارند که از آن استفاده نمی کنند، به این دانش آموزان برای استفاده از آموزش مجازی هدیه کنند."
یک #معلم فداکار مشهدی با توجه به نیاز یکی از دانش آموزان و عدم توانایی مالی خانواده اش، اقدام به خرید یک گوشی هوشمند نمود تا این دانش آموز از تحصیل جا نماند.
پویش #رایانه_برای_همه توسط جمعی از نیکوکاران موسسه خیریه مهرگیتی با هدف استفاده از توان مؤسسات نیکوکاری مدرسه ساز برای تامین رایانه مورد نیاز مدارس، کتابخانه ها و مراکز فرهنگی مناطق محروم، شبکه گسترده ای ایجاد کرده است.
مرکز نوآوری دانش آموزی مارلیک و مؤسسات مردم نهاد آوای امیدیار گیل و ایزد دوستان شمال با هدف کمک به دانش آموزان مستعد نیازمند، با شعار
#گوشیتو_نیمکت_کن، پویش اهدا یا امانت گوشی و تبلت را در #استان_گیلان راه اندازی کرده اند. این مرکز طی فراخوانی از شهروندان گیلانی اعلام کرد با توجه به این که هزاران دانش آموز ایرانی چند ماه است به خاطر نداشتن تجهیزات آموزش مجازی از درس هایشان عقب مانده اند، اگر گوشی هوشمند و یا تبلت قابل استفادهای دارند، با مهربانی چند ماهی در اختیار کودکان و نوجوانان این استان قرار دهند تا آنان در روزهای سخت دوری از مدرسه به دلیل همهگیری ویروس کرونا، از یادگیری عقب نمانند.
خدای بزرگ را شاکر و سپاسگزاریم که ظرفیت کار خیر در میان مردم ایران بسیار بالاست و موسسه های خیریه زیادی هم در کشور فعال اند. از این رو ضروری است این استعداد به نحو مطلوب متناسب با شرایط روز جامعه مدیریت شود. با عنایت به موارد بالا #موسسه_های_خیریه_مردم_نهاد و #خیران که با عمل خداپسندانه خود سعی در کاهش #فاصله_اقتصادی در جامعه دارند، شایسته است در شرایط کنونی بخشی از تلاش خود را در جهت تهیه تجهیزاتی نظیر کامپیوتر و گوشی های هوشمند و ... برای مناطق محروم و نیازمندان به منظور دستیابی به عدالت آموزشی معطوف سازند.
ترجمه کتاب سرنوشت فلسطین ، تاثیر آن در جامعه ایران و نگاه دکتر محمد مصدق
به مناسبت #روز_جهانی_قدس
روزهای پایانی رمضان سال های اخیر در آستانه #روز_جهانی_قدس، ناخودآگاه نام و یاد شادروان #آیت_الله_هاشمی_رفسنجانی در اذهان تداعی می شود؛ زیرا به دلیل اشراف بر مسائل سیاسی جهان و منطقه خاورمیانه؛ به ویژه موضوع #فلسطین سال های متمادی خطیب نماز جمعه آن روز بودند. همه به یاد دارند که در دوران دفاع مقدس رژیم بعثی حاکم بر عراق از اوایل رمضان سال ۱۳۶۴ تا روزهای پایانی آن ماه، روزها و شب ها با بمب باران شهرها و از جمله تهران آرامش را از مردم سلب کرده بود و ایشان با دعوت از همه اقشار به منظور راهپیمایی گسترده و عظیم در روز قدس آن سال، نقشه شوم دشمن غدار را برای به زانو درآوردن مردم ایران خنثی کرد و ...
در راستای تجدید خاطره آن مبارز خستگی ناپذیر، بر آن شدم تا روند ترجمه کتاب
#سرگذشت_فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار را با مراجعه به یادداشت های آن بزرگوار یادآور شده و اشاره ای به نامه #دکتر_محمد_مصدق رهبر نهضت ملی ایران در رابطه با این کتاب داشته باشم.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در خاطرات دوران مبارزه خود، ترجمه کتاب سرگذشت فلسطین را با این مضمون بیان می کند که در آخرین شماره مکتب تشیع ، مقاله ای در باره فلسطین نوشته بودم که آن روزها خیلی موثر واقع شده بود؛ زیرا در ایران موضوع فلسطین مطرح و برجسته نبود. هنگام نوشتن آن مقاله ، مرحوم آیت الله حاج میرزا خلیل کمره ای کتاب
القضیه الفلسطینیه را که #اکرم_زعیتر سفیر وقت اردن در ایران نوشته بود، در اختیار من گذاشت. از آن کتاب در نوشتن مقاله ام به عنوان مرجع استفاده کردم. این کتاب که نحوه شکل گیری رژیم صهیونیستی و آوارگی مردم فلسطین را به تفصیل شرح داده بود، مرا سخت تحت تاثیر قرار داد؛ به گونه ای که ضمن مطالعه بارها گریستم. از آرزوهایم ترجمه این کتاب به زبان فارسی بود.
پس از فرار از سربازی در سال های آغازین دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، با عزیمت به زادگاهم منطقه روستایی نوق، زندگی مخفی را آغاز نمودم. اگرچه می دانستم آنجا نیز از تعقیب ساواک در امان نیستم؛ اما بهترین تصمیمی بود که اتخاذ کردم؛ به این دلیل که پس از چند ماه اقامت در روستا، کتاب " القضیه الفلسطینیه " را به فارسی ترجمه کردم.
پس از آن با صلاحدید دوستان به قم بازگشتم. کتاب برای چاپ آماده شده بود. از اعتبار خودم برای کاغذ استفاده کردم. قبض پیش فروش هم منتشر کردم که مورد استقبال قرار گرفت. پولی دستم آمد و کتاب را انتشار دادم. نویسنده کتاب اکرم زعیتر هم که سفیر اردن در ایران بود ، ۲۰۰۰ نسخه از کتاب را به حساب #اتحادیه_عرب خریداری کرد. آن روزها اتحادیه عرب مرکز مبارزه با اسرائیل بود. تعدادی را هم در اختیار ما قرار داد که در میان کتابخانه ها ، علما و آشنایان توزیع نمودیم.
کتاب " سرگذشت فلسطین " تحول بزرگی در شناخت مردم ایران نسبت به مساله فلسطین ایجاد کرد. قبل از آن تنها یک کتاب ۵۰ ، ۶۰ صفحه ای به نام " خطر جهود " در بازار بود؛ بنابراین انتشار آن به عنوان یک منبع مهم در دسترس علاقه مندان قرار گرفت.
یکی از عالمان شجاع و دغدغه مند فلسطین که با جریان ملی گرا در ایران تعامل داشت، حاج شیخ #مصطفی_رهنما بود که به خاطر علاقه به فلسطین با کارکنان سفارت اردن در ارتباط بود. آقای اکرم زعیتر تعدادی از کتاب هایی را که از ما خریده بود، در اختیار ایشان گذاشت تا در محافل و جاهایی که رفت و آمد دارد، توزیع کند. ایشان آدم شجاعی بود؛ در حالی که رژیم پهلوی مطالعه این کتاب را ممنوع کرده بود، هر جا می رفت، پخش می کرد. یک نسخه از کتاب را نیز به #دکتر_مصدق که در سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد در موطن خود احمد آباد تبعید بود، رساند.
دکتر مصدق پس از مطالعه کتاب در ۱۱ آذر ماه ۱۳۴۳ طی نامه ای خطاب به شیخ مصطفی رهنما درباره کتاب سرگذشت فلسطین نوشت: " از کتاب سرگذشت فلسطین بسیار استفاده نمودم و حیفم آمد که این کتاب در گوشه ای بماند و مورد استفاده قرار نگیرد؛ این است که چک ناقابلی را تقدیم می کنم تا بتوانید از آن بیشتر ابتیاع فرمایید و در معرض استفاده مردم قرار دهید. " گمان می کنم با مبلغ اهدایی دکتر مصدق توانسته بودند ۳۰۰ نسخه خریداری کرده و در دسترس دیگران قرار دهند.
یادآور می شوم در مقدمه مفصل مترجم کتاب آیت الله هاشمی رفسنجانی که رژیم پهلوی را به خاطر روابط حسنه با رژیم صهیونیستی به چالش کشیده ، متن نامه دکتر مصدق به حاج شیخ مصطفی رهنما نیز درج گردیده است.
با گرامی داشت روز جهانی قدس به روان تابناک آیت الله هاشمی رفسنجانی درود می فرستیم و از خداوند متعال تحقق آرمان او را در مورد آزادی فلسطین مسئلت می نماییم.
پیوند هندسه و ادبیات در شعر #خیام
به مناسبت ۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت
#حکیم_عمر_خیام_نیشابوری
#روز_ملی_ریاضیات
از قدیم و ندیم بین زنگ ادبیات و هندسه جدال و ستیزی بوده؛ از این رو گاه درس یا همان زنگ هندسه ، در اشعار و ترانه های معاصر نکوهش شده است و این در حالی است که در شعر #خیام میان #شعر و #ریاضی و به تبع آن #هندسه، پیوند گسترده و عمیقی وجود دارد. آن گونه که
می توان گفت تنها یک #ریاضیدان و یک اخترشناس می تواند چنان رباعی هایی بگوید، اگر در اشعار خوب #نیما همیشه #جغرافیا حضور دارد، در ترانه های خیام هم همواره شاهد حضور پررنگ دانش #نجوم هستیم. در ذهن او جهان پیوسته در حال #چرخش و #حرکت است. او این فرآیند را می بیند و زاده شدن و مرگ ما را هم برآیند آن می داند. او این ها را تنها در کتاب ها نخوانده تا از یاد ببرد.
برای خیام، #شعر و #دانش نه تنها دو ساحت جدا از یکدیگر نیستند، بلکه درست این است که بگوییم این دانش اوست که باعث می شود وی جهان را آن گونه ببیند. اگر آن دانش نبود، این ترانه ها هم نبودند. از این رو خیام غیرمستقیم درس ریاضی و زنگ هندسه را می ستاید و شعر او پیوندی است میان زیبایی، روشنی و شاعرانگی «ماه» با معادله های دشوار، پیچیده و عالمانه ریاضی:
این چرخ فلک که ما در او حیرانیم
فانوس خیال از او مثالی دانیم
خورشید چراغ دان و عالم فانوس
ما چون صوریم کاندرو گردانیم
پیوند هندسه و ادبیات در شعر #خیام
به مناسبت ۲۸ اردیبهشت روز بزرگداشت
#حکیم_عمر_خیام_نیشابوری
#روز_ملی_ریاضیات
✏️ ابراهیم جعفری