شادروان #حاج_محمد_تقی_میثمی نمادی از #ارتباطات_انسانی در خدمت #توسعه
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
با فرارسیدن ماه محرم بی اختیار یاد و نام پیر غلام امام حسین ( ع )، زنده یاد #حاج_محمد_تقی_میثمی در اذهان اغلب همشهریان( گلپایگانی) طنین انداز می شود. شاید بتوان گفت دهه اول محرم ؛ بخصوص تاسوعا و عاشورای حسینی ارتباطی ترین ایام سال است ؛ زیرا جاذبه خامس آل عبا و یاران باوفایش اقشار گوناگون مردم را در هر کوی و برزن مانند مغناطیسی نیرومند در مساجد و تکایا جمع کرده و فرصتی برای همدلی و انسجام اجتماعی به وجود می آورد.
یکی از مباحث مهم علوم ارتباطات اجتماعی در مقاطع مختلف آموزش عالی "ارتباطات توسعه " است. در این درس نقش ارتباطات در توسعه با دیدگاه های متفاوت مورد بررسی قرار می گیرد. اگرچه تکیه اصلی بر وسایل ارتباطات جمعی نظیر مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون و نیز فن آوری های نوین ارتباطی و شبکه های اجتماعی استوار می باشد؛ اما به نظر می رسد که نقش ارتباطات انسانی و کنشگری ارتباطات سنتی در توسعه نظیر خطابه، مداحی، تعزیه ( به عنوان تئاتر مذهبی ) ، پرده خوانی و ... باید بیش از گذشته در پژوهش های اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد. بدون تردید مرحوم حاج محمد تقی میثمی چهره ای بود که می توانست از اجتماع های مردمی( مذهبی) با روشنگری و بسیج امکانات مادی، فرصتی گرانبها برای پیشرفت و آبادانی و تقویت #سرمایه_اجتماعی به وجود آورد.
اخلاص و ارادت ایشان به سالار شهیدان و اهل بیت عصمت و طهارت ( ع )، عشق و علاقه به توسعه و آبادانی مناطق روستایی و شهری، مردمی بودن و در کنار آن صدای گرم و آوای پرطنین اش شعله ای مقدس در دل ها برمی افروخت که حتی با گذشت سال های متمادی از ارتحالش از یادها نرفته و نخواهد رفت.
در عین حال برخورداری مرحوم میثمی از ویژگی های ذکر شده رشته مستحکمی به نام
" #اعتماد_عمومی " را بین او و مردم به وجود آورده بود که دستمایه رونق اقتصادی در عرصه های گوناگون بخش های عمرانی، کشاورزی، بهداشتی و ...به شمار می رفت.
دوست عزیزم جناب آقای حاج محمد عباسی به اینجانب گفتند به دلیل اشتیاق مرحوم میثمی پس از اتمام یکی از پروژه های عمرانی جهاد سازندگی ( سابق ) در یکی از روستاها، با ایشان همراه شدم تا از این پروژه بازدید کند. به محض مشاهده ، از فرط شوق و علاقه بی اختیار نغمه ای سر داد و این شعر سعدی را خواند :
پس بگردید و بگردد روزگار
دل به دنیا در نبندد هوشیار
ای که دستت می رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
این عزیز سفر کرده مسئولیت خود را که باز کردن گره از مشکلات جامعه بود، در هیچ مراسم مذهبی اعم از تعزیه و مدیریت هیات ها در هفده تن، قاضی زاهد، نماز جمعه و ... فراموش نکرد و میراثی از ارتباطات انسانی در خدمت توسعه از خود بر جا گذاشت که نوسازی هفده تن، رفع کاستی های بیمارستان ها، احداث خیابان امام حسن مجتبی ( ع ) و... از نمونه های بارز آن است. روحش شاد و یادش گرامی باد.
خاطرنشان می سازم در دوران دفاع مقدس که اشعار حماسی را با ذاکرین مبادله می کردیم، اینجانب شعری را خطاب به امام حسین ( ع ) به ایشان هدیه کردم که به شدت از آن استقبال کرد. از این رو مایلم آن را به روان تابناکش تقدیم کنم:
سلام ما مگر ای جان به خدمت ات نرسد
پیام ما مگر ای دوست در برت نرسد
سلام ما نرساند مگر تو را فطرس
مگر حکایت یاران به محضرت نرسد
حسین ای غم عشقت سرآمد غم ها
کسی به سوز دلت غیر داورت نرسد
در این دیار که هرکشته اکبری دگر است
هزار کشته به یک موی اکبرت نرسد
قسم به صبر که صبر تمام مادرها
به صبر زینب مظلومه خواهرت نرسد...
................................................
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما
✏ علی اکبر جعفری ، حسین جعفری
ابراهیم جعفری
مدیران محترم سایت مردمی #آخاله
آقایان محمود و توحید نیکنامی
با عرض سلام و احترام
در جهان امروز که به " شتابندگی تاریخ " معروف گردیده و جامعه مدنی در حال شکوفایی و بالندگی است، پوشش دادن تغییرات و تحولات بی شمار و سریع در جای جای کشورها صرفاً با رسانه های دولتی امکان پذیر نبوده و به طور طبیعی باید کنشگرانی از میان مردم در عرصه تولید و انتشار اخبار و اطلاعات در جهت اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم گام بردارند.
اهمیت این موضوع به حدی است که در دهه ۱۹۷۰ میلادی " کمیسیون مک براید" در سازمان یونسکو ، پارادایم " #یکجهان ، #چندصدا " را مطرح ساخت و تاکید نمود که با توجه به رشد فزاینده ملت ها و تنوع فرهنگی در جهان، باید همه اقوام و گروه ها، تریبونی برای انتشار دیدگاه ها و نقطه نظرهای خود داشته باشند.
خدای بزرگ را سپاسگزاریم که این درک تاریخی از دو دهه پیش در زادگاه ما که برخوردار از میراث فرهنگی غنی می باشد ، توسط آقایان نیکنامی به وجود آمد و در سال ۱۳۸۱ با راه اندازی سایت مردمی آخاله در مسیر جهانی شدن ارتباطات پیشگام شدند.
سایت آخاله با پشت سر نهادن تجربه های زیاد ، امروز به گنجینه ای از دستاوردهای فکری همشهریان تبدیل گردیده و دریچه معتبری برای شناخت گلپایگان و ظرفیت های فراوان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن با قدمت ۷۰۰۰ ساله به شمار می رود.
با گرامی داشت یاد و نام #شهیدمحمودصارمی و عرض تبریک روز خبرنگار، به شما پدر و فرزند فرهیخته که با راه اندازی سایت آخاله خدمت بزرگی به جامعه علمی دیار عالمان و دانشوران نمودید، توفیق روزافزون تان را از حضرت باریتعالی مسئلت داریم.
.

اگرچه دورهِ قاجاریه را « عصر بی خبری» گفتهاند؛ اما باید آن را سرآغاز " بیداری ایرانیان "، پدیدار شدن " افکار عمومی " و تلاش برای رسیدن به" نوگرایی " به شمار آورد که در مشروطیت آشکار شد و به سرانجام رسید.
نهضت مشروطه را می توان به حق یک انقلاب دانست؛ انقلابی که پس از وقوع آن تعداد قابل توجهی از نبایدها، باید و به همان میزان بایدها، نباید شد. برخی امور که هیچ گاه در جامعه ما رایج نبود، صورت عمومی به خود گرفت و اغلب عُرف های جامعه دستخوش تحولات بنیادین گردید.
پیش از انقلاب مشروطه توده جامعه اجازه و امکان آموزش و تحصیل در شکل مدرن آن را نداشتند. اگر از مدرسه دارالفنون در دوره پیش از مشروطه سخن می رود، باید به خاطر داشته باشیم که این مدرسه فقط متعلق به طبقه نُجبا و اشرافی بود که در آن مدرسه اجازه تحصیل داشتند و می توانستند علومی را که برای مدیریت و اصلاح ارتش و ساختار نظامی مفید است، بیاموزند.
در دارالفنون پسر فلان پیشه ور و مغازه دار جایی نداشت. فرزندان مردم عادی مجبور بودند به همان تحصیل مکتب خانه ای سنتی اکتفا کنند یا به تحصیل و تعلیم در مدارس میسیونرهای مذهبی کشورهای خارجی که مبلغان فرهنگ بیگانه بودند، تن بدهند.
اما با انقلاب مشروطه حق آموزش به شیوه مدرن به مردم داده شد. به قول حاج میرزا یحیی دولت آبادی صاحب کتاب " حیات یحیی " که خود از رهبران انقلاب مشروطه بود، بزرگ ترین فعالیت در جهت تداوم و بقای مشروطیت، ساخت مدارس و فضای لازم برای تحصیل مردمان بود.
برای همین، مدرسه سازی به عنوان یک جنبش اصلی و شاخص در تمامی سطوح جامعه آغاز شد و بسیاری از افراد با پیشگامی میرزا حسن رشدیه که در این مسیر رنج های فراوانی را متحمل شد، اولین مدارس جدید در ایران را تاسیس نمودند و بدین طریق مدرسه سازی بزرگ ترین رسالت انقلاب مشروطه شد؛ به طوری که سید محمد طباطبایی از رهبراناصلی انقلاب مشروطه، خود موسس مدارس جدید گردید و حتی دو مدرسه دخترانه عفتیه و عصمتیه را شخصاً بنیاد نهاد؛ زیرا اعتقاد داشت زنانی که تحصیل دانش و معرفت می کنند، می توانند مادران بهتر و مفیدتری برای فرزندانشان باشند.
با سواد شدن و تحصیل بالاترین نشانه ارتقای سطح کیفی و معرفتی یک جامعه است و بر این اساس می توان بالاترین ره آورد انقلاب مشروطه را تغییر در نظام آموزشی و فراگیر شدن آن دانست.
موارد دیگری هم با انقلاب مشروطه به زندگی مردم عادی وارد شد که تا پیش از آن برای آنان قابل دسترسی نبود و همگی این تازه ها با بحث آموزش نسبتی داشتند. مثلاً عکاسی یا سینما تا پیش از مشروطه تنها در دل دربار بود و مردم عادی به آن دسترسی نداشتند؛ اما بعد از مشروطه برای اولین بار سینما ها و تماشاخانه ها در تهران دایر شدند و عکاس خانه ها از مردم عادی عکاسی کردند. موسیقی که تا پیش از آن تنها جنبه مُطربی داشت و نوازندگان تنها در مجالس بزمِ دربار و ... حاضر می شدند یا حداکثر موسیقی نظامی می نواختند، با انقلاب مشروطه جنبه جدیدی پیدا کرد و به صورت یک علم آموزش داده می شد.
هنرستان موسیقی را نیز باید دستاورد انقلاب مشروطه دانست که کلنل علی نقی خان وزیری با تاسیس آن، موسیقی را در مرتبه یک هنر ایرانی معرفی کرد.
کتاب فروشی و عرضه کتاب و داد و ستد کتاب نیز با انقلاب مشروطه رونق گرفت. مطبوعات از چند روزنامه حکومتی و درباری فراتر رفتند و در عناوین متعدد و تیراژ بالا منتشر شدند و انجمن ها و اصناف و صاحبان ذوق و اهالی علم و معرفت هر کدام برای خود روزنامه ای منتشر کردند و به این ترتیب، مطبوعات به یکی از عرصه های پُررونق پس از مشروطه تبدیل شد.
با انقلاب مشروطه بسیاری از مواردی که هزاران سال در کشور ما و بین مردمانمان رواج نداشت، فراگیر شد. در پی این تغییر و تحولات، چهره شهر نیز دگرگون گردید و تاسیسات جدیدی در آن به وجود آمد؛ بنابراین انقلاب مشروطه به عنوان یک انقلاب همه جانبه، شکل انقلابی خود را در همه زمینه ها نشان داد. ( سید احمد محیط طباطبایی، هفته نامه کرگدن شماره ۶۷ )
انقلاب مشروطه حاصل تفکری بود که باور داشت مردم باید صاحب حق و رای باشند و در تعیین سرنوشت خود ایفای نقش کنند؛ به همین جهت رعیت به شهروند تبدیل شد.

این تفکر که توسط اندیشمندانی مانند سید جمال الدین اسدآبادی و میرزای نائینی پایه گذاری شده بود، همراه با نوشته های روشنفکرانی همچون زین العابدین مراغه ای، طالبوف و ...، سخنرانی های سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین که توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی و مشروطه آشنا می کردند و نشریاتی مانند «حبل المتین»، «حکمت»، "اختر" و «ملانصرالدین» که در خارج از ایران منتشر می شدند، و ... در گسترش آزادی خواهی، مخالفت با استبداد و پیروزی انقلاب مشروطه نقش آفرین بودند.
.

نگارنده در سال ۱۳۹۴ پس از مشاهده کلیپی از آقای مجید ریاضت که فرآیند زیر آب رفتن زادگاهش "کوچری" را به نمایش گذارده و در حین آن با نوایی محزون و نوستالوژیک، خاطرات زیبای گذشته این روستای سرسبز و باصفا را تداعی می کرد، در مقاله ای با عنوان " فرصت طلایی مشارکت های مردمی در توسعه پایدار گلپایگان " ( که در سایت " آخاله " و نیز هفته نامه " صدای گلپایگان " انعکاس یافت )، خاطر نشان ساخت با تکیه بر مدیریت استراتژیک ( که در عصر تغییرات شتابدار تاریخ می توان تهدیدها را به فرصت تبدیل نمود )، قادریم طرحی نو درافکنده و بار دیگر زیبایی و شکوه گذشته را به شکل دیگری احیا کنیم.
خوشبختانه جمعی از علاقه مندان پیشرفت و توسعه شهرستان گلپایگان با آینده نگری و درک دنیای جدید که تفریح و پُر نمودن اوقات فراغت شهروندان از مولفه های برجسته آن به شمار می رود، با حمایت مسئولان پس از ثبت نمودن
" شرکت تعاونی توسعه و عمران شهرستان گلپایگان"، بستری مطمئن برای مشارکت مردم روستاها و شهر در جهت ایجاد دهکده تفریحی در بالا دست سد کوچری به وجود آوردند که با استقبال قابل توجه همشهریان مواجه گردید.
اهمیت گردشگری روستایی تا آنجاست که بسیاری از متخصصان حوزه گردشگری معتقدند روستاها در آینده به یکی از مهم ترین مقاصد گردشگران تبدیل خواهد شد.
مجله آنلاین گردشگری اسپانیایی زبان آستلتر ( Hosteltur ) طی نظرسنجی از ۶۰۰ نفر متخصص حوزه گردشگری با طرح این سوال که در دوره پساکرونا کدام حوزه گردشگری رونق پیدا خواهد کرد؟، این پاسخ را دریافت نموده که طبیعت گردی و گردشگری روستایی بیشترین استقبال را خواهد داشت.
به همین دلیل سازمان جهانی گردشگری،
" گردشگری و توسعه روستایی " را به عنوان شعار خود در سال ۲۰۲۰ میلادی انتخاب کرد.
بر اساس گزارش "سازمان همکاری و توسعه اقتصادی”(OECD) در ایالات متحده آمریکا طی سال ۱۹۹۲ بیش از ۷۰ درصد مردم آن کشور از انواع تفریحات روستایی و محیط های کشاورزی برخوردار گردیده اند. در سال ۱۹۹۸، ۲۱ درصد اروپائیان تعطیلات خود را در ییلاق های حومه شهر انتخاب کرده اند.
گردشگری روستایی به عنوان یک صنعت پاک علاوه بر منبعی با ارزش برای اشتغال زایی و ایجاد درآمد، راهکار مناسبی برای توسعه اجتماعی –اقتصادی جوامع روستایی نیز به شمار می رود؛ زیرا حمایت از فرهنگ بومی روستاها، رونق صنایع دستی، کارآفرینی زنان و ... را به همراه دارد.
از یاد نبریم که در عصر کنونی، گردشگری به جزئی جداناپذیر از اقتصاد کشورها بدل شده و همه دولتمردان سعی دارند با استفاده از ثروت های طبیعی و فرهنگی، افراد بیشتری را به درون مرزهای خود کشانده و با ارائه خدمات مناسب و خلاقانه، درآمد بیشتری کسب کنند.
با عنایات خداوند متعال و در پرتو شکیبایی و بُردباری سهام داران محترم، پس از تلاش های شبانه روزی و پیگیری های مداوم هیات مدیره شرکت تعاونی توسعه و عمران شهرستان گلپایگان، فرآیندهای مطالعاتی، قانونی، حقوقی و زیست محیطی این پروژه مردمی به پایان رسیده و در آینده نزدیک با کلنگ زنی آن در بالا دست سد کوچری، وارد مرحله اجرایی خواهد گردید.
بدون تردید با اجرایی شدن این طرح، نقطه عطفی در مسیر توسعه پایدار گلپایگان ایجاد خواهد شد و نسل های حال و آینده که از مواهب آن برخوردار می گردند، از همت بلند دست اندرکاران این طرح راهبردی در زادگاه مان به نیکی یاد خواهند کرد.
فراموش نکنیم که خداوند متعال نعمت را بر ما تمام کرده است. موقعیت جغرافیایی شهر صنوبرها به عنوان محل تلاقی سه استان اصفهان، لرستان و مرکزی، برخورداری از دو سد اختخوان و کوچری و در نتیجه بهره وری فراوان از آب، تعدد آثار تاریخی از ۷۰۰۰ سال پیش تا کنون ( که سنگ نگاره ها از نمادهای بارز آن است )، صنایع دستی، میراث های ملموس و ناملموس فرهنگی و... پشتوانه های بزرگی برای تحول گلپایگان به شمار می رود.
ظرفیت گردشگری شهرستان ما قادر است در زمینه دیپلماسی فرهنگی نیز نقش آفرین باشد؛ کما این که در سال ۱۳۹۷، با وجود تحریم های شدید، ۳۰۰ نفر از جهانگردان خارجی از سنگ نگاره ها و اقامتگاه های بوم گردی روستایی و ... بازدید نمودند. بدیهی است که این بازدیدها می تواند تعامل های میان فرهنگی همشهریان با سایر مردمان جهان را تسهیل نماید.
با ارج نهادن به تلاش های بی دریغ هیات مدیره محترم شرکت تعاونی توسعه و عمران شهرستان گلپایگان و عرض دستمریزاد به آنان، خاطرنشان می سازم که فرایند توسعه پایدار مناطق روستایی و شهری متشکل از حلقه های به هم پیوسته ای است که هر کدام می تواند زمینه ساز طرح های تازه تری باشد.امید داریم این پروژه زمینه ای برای ایجاد ظرفیت هایی تازه در جهت شکوفایی استعدادهای طبیعی و انسانی گلپایگان و حرکت به سوی شهری خلاق فراهم سازد.
.
.
المپیک ۲۰۲۰ توکیو " با شعار "حس مشترک "
سی و دومین دوره بازی های المپیک به دلیل شیوع بیماری کووید ۱۹، با یک سال تاخیر از یکم تا ۱۷ مرداد ماه ۱۴۰۰ به میزبانی ژاپن برگزار می شود. توکیو قرار است محل رقابت حدود ۱۱ هزار ورزشکار از ۲۰۶ کشور جهان باشد. در این ترکیب، ۶۶ نفر ورزشکاران ایرانی هستند که در ۱۷ رشته سهمیه حضور در بازیها را به دست آوردهاند.
از این رو اشاره کوتاهی به تاریخچه و فلسفه برگزاری مسابقات المپیک خالی از لطف نیست.
دهه پایانی قرن نوزدهم میلادی، موجی برای راه اندازی یک سلسله بازی های ورزشی در اروپا شکل گرفت. شاید دلیل اصلی راه اندازی بازی ها، این بود که اروپا در قرن های گذشته هیچ گاه خالی از جنگ نبود و همواره رقابت های نظامی و درگیری در آن جریان داشت و کینه هایی بین ملت ها شکل گرفته بود که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد.
در این دوران که عصر توسعه سریع علم و دانش در اروپا بود، عده ای به این فکر افتادند که با ایجاد یک سلسله بازی های ورزشی به نام " المپیک " ( همچون بازی هایی که در یونان باستان برپا می شد)، وحدت، همگرایی و همزیستی و صلح بین کشورها ایجاد کنند. آنان دوره نخست این بازی ها را در آتن برگزار کردند تا به تمدن مادری غرب که در یونان شکل گرفته بود، ادای احترام کرده باشند. می توان گفت در سال ۱۸۹۶، با برپایی اولین دوره مسابقات المپیک دنیای جدید، تجدید هویت فرهنگی غرب نیز شکل گرفت. در واقع این بازی ها ادامه بازی های المپیک باستان در جهت همگرایی مردم دنیای غرب بود.
پس از جنگ جهانی اول و دوم و تشکیل سازمان ملل متحد، المپیک تغییر ماهیت داد و به نهاد جدیدی تبدیل شد. پنج حلقه لگوی المپیک که هر کدام نماینده ای از پنج قاره اند، نشانگر همگرایی و صلح میان این پنج قاره در جهان است.
با وجود این، ریشه تمدن اروپایی در این بازی ها همچنان آشکار است. شاهد این ادعا وجود رقابتی به نام ماراتن در مسابقات دو و میدانی المپیک است که ریشه در باور یونانیان به پیروزی مقابل تمدن هخامنشیان یا پارسیان دارد. ماراتن نام نبردی است که در عصر هخامنشیان بین ایران و یونان درگرفت. در این نبرد ایرانیان که نماینده تمدن شرق بودند، از یونانیان که نماینده تمدن غرب بودند، شکست خوردند. پس از پایان یافتن این نبرد، یک آتنی مسافتی طولانی را تا آتن برای رساندن خبر پیروزی بر سپاه ایرانیان دوید که بلافاصله با گفتن این خبر قالب تهی کرد و درگذشت.
از این رو شاید مهم ترین رویداد المپیک هر دوره حضور یک دونده ایرانی در ماراتن است که نشان دهنده این ویژگی فرهنگ ایرانی است که همواره در پی برقراری دیالوگ و همراهی با همه فرهنگ هایی بوده که از این سرزمین عبور کرده یا با آن ها در تضاد و تعامل بوده اند. ( سید احمد محیط طباطبایی )
بازی های المپیک یکی از بزرگترین رویدادهایی است که میلیاردها انسان را از سراسر جهان و کشورهای مختلف با رنگ و نژاد و زبان های گوناگون، به یکدیگر نزدیک می کند. برای مثال تجلی نزدیک شدن انسانها به یکدیگر را در مراسم افتتاحیه بازیهای المپیک که در آن، کشورهای شرکت کننده در قالب کاروان های مجزا و با پرچم و رنگ خاص رژه می روند و همچنین در مراسم پایانی که ابتدا حمل کنندگان پرچم از هر یک از کشورهای شرکت کننده در یک ردیف و در پشت سر آنها تمامی دیگر ورزشکاران جهان در کنار یکدیگر در قالب «یک ملت» و بدون هیچ نشانه یا دسته بندی خاصی رژه می روند و وارد استادیوم می شوند؛ می توان مشاهده کرد.

به همین دلیل دبیرکل سازمان ملل متحد خواستار آتس بس در جهان حین برگزاری بازی های المپیک و پاراالمپیک در توکیوی ژاپن شد. سنت آتش بس در زمان برگزاری المپیک، ریشه در یونان باستان داشته و فرصتی برای احیا و استقرار صلح و امنیت در جهان با محور «ورزش» است.
در فراخوان آنتونیو گوترش آمده است: «ما نیز باید همین قدرت و همبستگی را در صحنه بین المللی از خود بروز داده تا صلح را در دنیا به ارمغان آوریم.»
دبیرکل سازمان ملل متحد همچنین با ابراز امیدواری از تداوم آتش بس بیان کرد: « ملت ها می توانند از رهگذر این آتش بس موقت، به آتش بس های دائمی و صلح های پایدار دست یابند».
شعار رسمی رقابتهای المپیک و پاراالمپیک ۲۰۲۰ توکیو "United By Emotion" "متحد با یک احساس" یا " #حس_مشترک " انتخاب شده است. این شعار بر قدرت ورزش تاکید میکند تا مردم از هر نوع و نژاد دور هم جمع شوند و این امکان برای آنان فراهم شود تا فراتر از هرگونه اختلاف، با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و جشن بگیرند.
امیدواریم کاروان ورزشی ما با درخشش در مسابقات المپیک و پاراالمپیک ۲۰۲۰ مانند گذشته روحیه پهلوانی و جوانمردی را که ریشه در سنت و فرهنگ ایرانی دارد، به زیباترین شکل نمایش داده و با افتخارآفرینی و کسب مدال، ایران را در جهان سربلند سازند..
.
انالله و انا الیه راجعون
خانواده های محترم صداقتی، مومنی،ناطقی و پارسائیان
سلام علیکم
با افسوس و دریغ، خبر درگذشت حاج آقا علی صداقتی یکی از چهره های مومن، امین و دوست داشتنی بازار گلپایگان را دریافت نمودیم.
اگرچه این انسان وارسته اکنون در میان ما نیست؛ اما سجایای نیکو و ارزشمندی را که از خود برجای نهاد، در اذهان مردم همواره باقی خواهد ماند.
مردم دوستی، اخلاق اسلامی، روشن بینی و گریز از خرافات در عین پای بندی به اصول و فروع مذهب از ویژگی های برجسته آن مرحوم به شمار می رفت.
زنده یاد حاج آقا علی صداقتی را می توان یکی از حلقه های وصل بازار با جامعه فرهنگی گلپایگان قلمداد کرد که در امور عام المنفعه و خدمات ماندگار نقش تعیین کننده ای داشت.
جایگاه رفیع و بلند آن مرحوم در راه اندازی و پشتیبانی از نهادهای خدوم و مردمی بر هیچ کس پوشیده نیست؛ به گونه ای که آثار آن محدود به زمان معینی نبوده و مواهب آن شامل حال نسل های آینده نیز خواهد گردید.
صفت های اصیل و انسانی آن عزیز سفرکرده که در وجود پدر بزرگوارش شادروان حاج غلامعلی صداقتی نیز مشهود بود، یادگار ارزنده ای است که با تاسی نمودن به آن ها می توان اخلاق عملی را در جامعه نهادینه ساخت.
خدایش رحمت کند و او را در بهشت برین با صدیقان و صالحان همنشین گرداند. با عرض تسلیت، از حضرت باریتعالی برای بازماندگان سلامتی و صبر جمیل مسئلت می نماییم.
خانواده مرحوم حاج عباس جعفری
.
..
️ درس هایی از #یورو_۲۰۲۰
ابراهیم جعفری
مسابقات فوتبال یورو ۲۰۲۰ با تمام فراز و نشیب ها به پایان رسید و دستاوردهایی را برای جهانیان به یادگار گذاشت.
با انجام ۵۰ مسابقه در ۱۱ شهر و ۱۱ کشور اروپایی و سپری شدن یک ماه از آغاز مهمترین تورنمنت فوتبالی اروپا، دو تیم انگلیس و ایتالیا به فینال رقابتهای یورو ۲۰۲۰ راه یافتند که با قهرمانی ایتالیا پایان یافت.
آلبرکامو نویسنده و فیلسوف مشهور قرن بیستم در جایی گفته بود تمام آنچه را از اخلاق و تعهد گرفته ام، مدیون فوتبال هستم. او که از فوتبال برای زندگی اش درس گرفته بود، اعتقاد داشت اخلاق و ارزش های ساده زمین فوتبال فرصت خوبی برای تکامل انسان هاست؛ زیرا اگر فوتبال امری اخلاقی نبود، نمی توانست جهان شمول شود.
یورو ۲۰۲۰ بهعنوان یک کلاس درس زنده، شیوه صحیح رقابت و برخوردهای اصولی و اخلاقی را به ما یاد داد. نقطه اوج این داستان، پنالتی اعلامشده به ضرر دانمارک در بازی با انگلستان بود.
دانمارک که بهعنوان یکی از شگفتیسازان مسابقات خودش را تا نیمهنهایی بالا کشید، تیم شایستهای بود و برای راهیابی به فینال و کسب عنوان قهرمانی انگیزه بالایی داشت؛ اما با این که شرایط به نفع اش بود، در وقتهای اضافی بازی با انگلستان در نیمهنهایی یک ضربه پنالتی بسیار مشکوک علیه این تیم اعلام شد. اکثر کارشناسان داوری در سراسر جهان عقیده دارند آن صحنه پنالتی نبود. داور وسط نیز به خودش زحمت بازبینی صحنه را نداد؛ اما دانمارکیها بدون اعتراض شرایط را پذیرفتند و با حذف خود کنار آمدند. این زیبایی فوتبال حرفهای است که می توان آن را به زندگی هم تعمیم داد.
از نکات حائز اهمیتی که در این تورنمنت خودنمایی می کرد، عدم اتکا مربیان به ستاره ها بود. برخلاف سال های دور و دهه های پیشین که نبوغ ستاره ها تعیین کننده سرنوشت بازی ها بود، امروز نتایج تیم ها بیش از هر عامل دیگری به همدلی و روح جمعی بازیکنان، مربیان و تفکرات آنان بستگی دارد.
مربیانی نظیر مانچینی، ساوتگیت و انریکه شکل جدیدی از فوتبال را به نمایش گذاشتند. کسپر یولمند سرمربی دانمارک و ولادیمیر پتکوویچ سرمربی تیم سوییس نشان دادند با دست های نسبتا خالی هم می توان معجزه کرد.
#امید تا آخرین لحظه
در چند مسابقه یورو ۲۰۲۰ شاهد بودیم تیم هایی که با یک یا دوگل از رقیب خود عقب بودند، حتی در دقایق پایانی بازی با اتخاذ تدبیر مناسب از سوی مربیان دوباره نیرو گرفتند و با جبران گل های خورده و کشیده شدن زمان به وقت های اضافی و ضربات پنالتی پیروز میدان شدند. (come back )
نمونه بارز آن را در مسابقه میان دوتیم فرانسه و سوییس شاهد بودیم که در آخرین دقایق وقت قانونی سویس از شکست گریخت و با پشت سر گذاردن وقت های اضافی، در نواختن ضربه های پنالتی فرانسه قهرمان جام جهانی ۲۰۱۸ را مغلوب ساخت.
آیا نمی توان این وضعیت را به زندگی انسان ها تشبیه کرد که هیچ زمانی برای فاصله گیری از خطاها و اشتباهات دیر نیست و می توان دوباره به زندگی بازگشت؟
در اینجا ذکر خاطره ای را در مورد تاثیر فوتبال بر کُنش علمی نگارنده مناسب می دانم. در سال ۱۹۹۹ میلادی مسابقه فینال لیگ قهرمانان اروپا بین دو تیم بایرن مونیخ و منچستر یونایتد برگزار گردید. تیم بایرن مونیخ که علی دایی را نیز به همراه داشت، تا دقیقه ۹۰ با گلی که از طریق یک ضربه آزاد به دست آمد، پیشتاز بود و همه بر این باور بودند که بایرن مونیخ فاتح جام خواهد بود؛ اما با اعلام ۳ دقیقه وقت اضافی از سوی داور چهارم، ظرف دو دقیقه تیم منچستر یونایتد با دو گل پی در پی با فاصله یک دقیقه ۲ بر ۱ پیش اُفتاد و بُهت و حیرت را در میان همگان حاکم ساخت و قهرمان شد.

اینجانب در آن مقطع زمانی از پایان نامه کارشناسی ارشد خود دفاع نموده و مشغول رفع کاستی ها و اصلاحات تاکید شده از سوی استادان بودم. اینترنت هم در دسترس همه نبود. یکی از مواردی که حداقل ۴ ماه با آن دست به گریبان بودم، فراموش نمودن آدرس (Refrence) یک پاراگراف در متن مبانی نظری بود. این پاراگراف حلقه اتصال حائز اهمیتی میان بخش های مطالب به شمار می رفت. پس از تلاش ۴ ماهه و مایوس شدن از به دست آوردن آدرس این پاراگراف، تصمیم گرفتم از کنار آن عبور کنم؛ اما پس از مشاهده صحنه های فوتبالی بالا اراده جدیدی در من برای یافتن آدرس مورد نظر پیدا شد.
با خود اندیشیدم که نباید امید را از دست داد. پس از دو هفته تلاش بی وقفه، به هدف خود رسیدم و آدرس مورد نظر را در ماهنامه اطلاعات سیاسی، اقتصادی پیدا کردم. بدون شک اگر آن مسابقه را تماشا نمی کردم، هرگز به فکر تلاش مجدد نمی افتادم.
از موارد قابل تحسین و زیبای فینال یورو ۲۰۲۰ اقدام سرمربی تیم انگلیس بود که حتی پس از شکست با بازیکنان خود حلقه اتحاد و همدلی تشکیل داد و بار دیگر روحیه امید را برای آینده در آنان ایجاد کرد
.
..
به جای نوشابه، #آب بنوشید
هفته گذشته در کنفرانس خبری بازی فوتبال دو تیم پرتغال و مجارستان در یورو ۲۰۲۰ #کریستین_رونالدو بازیکن سرشناس پرتغالی، یک اقدام تاریخی را در جهت تغذیه سالم و ضد مصرف گرایی انجام داد که در مطبوعات و شبکه های اجتماعی بازتاب داشت. با توجه به اهمیت این اقدام نمادین، بخش هایی از مطالب روزنامه اعتماد و کانال عرصه های ارتباطی را که به قلم آقای علی ولی اللهی و دکتر یونس شکرخواه انتشار یافته اند، بازنشر می نمایم.
رونالدو بعد از نشستن روی صندلی، دو شیشه نوشابه کوکاکولا ( اسپانسر رسمی یوفا ) را از روی میز برداشت و در جایی زیر میز پنهان کرد و بعد بطری آبی که کنارش قرار داده شده بود را رو به دوربین گرفت و گفت: آب بنوشید!
او با تقریبا ۳۰۰ میلیون فالوئر، یکی از مشهورترین آدم های حال حاضر دنیا به شمار می رود. خیلی ها معتقدند این اقدامش الگوی مناسبی بود که همیشه از یک ورزشکار انتظار می رود. رونالدو که میلیاردها نفر حرکاتش را نگاه می کنند و تلاش دارند خودشان را شبیه او سازند، حالا به هوادارانش گفته: " به جای نوشابه، آب مصرف کنید. "
تردید نیست که نوشابه برای بدن ضرر دارد. این حرف همه پزشکان و متخصصان است. با این حال تبلیغ یک محصول مضر برای بدن توسط نهادهای ورزشی و ورزشکاران همیشه یک تناقض بزرگ به شمار می رود. سال ها قبل برخی از بزرگ ترین ستاره های فوتبال از جمله بکهام، رونالدینهو، هانری، رائول گونزالس و چند ستاره دیگر در تبلیغات شرکت پپسی حاضر شدند. همین اواخر هم لیونل مسی و محمد صلاح در چالشی که با قوطی های نوشابه پپسی و کوکا انجام شد، شرکت نمودند. کلیپ های این دو چالش جوری طراحی شده بود که اصلا تبلیغ به نظر نرسند؛ اما کیست که نداند تقریبا هر حرکت لیونل مسی که هر تصویرش میلیون ها بار دیده می شود، تبلیغاتی است.
تبلیغ چیپس، پفک، بستنی و غذاهای چرب و ... با استفاده از ستاره های دنیای ورزش امری طبیعی است. وقتی شخصی مثل دیوید بکهام با آن ژست جذابش قوطی نوشابه را بالا می برد و سر می کشد، کدام دکتر می تواند ثابت کند نوشابه بد است؟ کدام مقاله علمی می تواند مصرف کنندگان را به این باور برساند که قند موجود توی نوشابه باعث بروز هزار جور مشکل در بدن می شود؟ تا یکی از این مقاله های علمی یا سخنرانی پزشکان بخواهد منتشر شود، تصویر بکهام همراه با قوطی نوشابه، سراسر دنیا را درنوردیده است.
کریستین رونالدو در کنفرانس خبری بازی تیمش مقابل مجارستان نشان داد حساس بودن به مسوولیت های اجتماعی قرار نیست به انجام کار محیرالعقولی بینجامد.نیازی نیست ورزشکار وارد جریان های سیاسی بشود یا در مورد همه اتفاقات اجتماعی اظهارنظر کند تا مردم او را به عنوان یک کُنشگر بپذیرند. همین پنهان کردن بطری های کوکاکولا و گفتن جمله «آب بنوشید» در حد یک قیام مسلحانه علیه بزرگ ترین ُکارخانجات تولید محصولات مضر، عمل خواهد کرد.
این حرکت درست یک روز بعد به شکل دیگری توسط #پل_پوگبا، هافبک تیم ملی فرانسه تکرار شد.
پوگبا که یک بازیکن مسلمان است پس از مسابقه تیم ملی کشورش مقابل آلمان در جریان کنفرانس خبری یک بطری از مشروبات الکلی را که جلوی او روی تریبون قرار داده شده بود، کنار گذاشت.
پس از این دو ستاره پرتغالی و فرانسوی #مانوئل_لوکاتلی، هافبک تیم ملی ایتالیا نیز در کنفرانس خبری پس از دیدار با سوئیس دست به اقدامی مشابه زد.
اقدام سه ستاره فوتبال اروپا چه با هدف توجه دادن به سلامتی و چه با ملاحظات دینی انجام شده باشد، برای حامیان مالی اتحادیه فوتبال اروپا بسیار ناخوشایند بود؛ اما در عین حال توجه جهانیان را به خود جلب کرد.
به گزارش یورونیوز، غول آمریکایی تولید کننده نوشیدنیهای گازدار با انتشار بیانیهای کوتاه برای کوچک شمردن این تاثیر، تاکید کرد که همه حق استفاده از نوشیدنی مورد علاقه و ترجیح خود را دارند.
اتحادیه فوتبال اروپا، #یوفا نیز پس از این جریان ادامهدار نسبت به کنار گذاشتن نوشیدنیها توسط بازیکنان در کنفرانسهای خبری هشدار داد و تهدید کرد که خاطیان را با جریمه تنبیه خواهد کرد.
حرکت #کریستین_رونالدو در نشست خبری قبل از دیدار برابر مجارستان که نوشابه کوکاکولا را کنار زد و توصیه کرد آب بنوشید، باعث ضرر ۴ میلیارد دلاری این شرکت شد.
گفته می شود اقدام اخیر بلافاصله سبب اُفت یک و شش دهم درصدی سهام شرکت تولید کننده این نوشیدنی گاز دار معروف در جهان گردید.
سهام این شرکت از ۲۴۲ میلیارد به ۲۳۸ میلیارد دلار رسید تا یک حرکت فوق ستاره پرتغالی، چنین تاثیری روی سهام شرکت داشته باشد.
در شرایط کنونی که اقدام سلبریتی ها جایگزین عمل روشنفکران در جهان گردیده، باید این کُنش را از سوی رونالدو به فال نیک گرفت. باشد که جوانان این رویکرد را در پیش گیرند که : " به جای نوشابه آب بنوشند "
.
.

از زمان های گذشته تا کنون؛ خیریه های متعدد شکل گرفته است که اکثر آن ها به ترمیم لایه های آسیب دیده در جامعه شتافته اند. برخی از آن ها در زمینه ازدواج جوانان؛ برخی درمان بیماران بی بضاعت و برخی ساخت و تجهیز مدارس و دانشگاه ها و نیز مراکز درمانی و ... را عهده دار شدند که جدیدترین اقدام از سوی آن ها، خرید گوشی های هوشمند برای آموزش مجازی دانش آموزان نیازمند در شرایط کرونایی کشور بود.
تا آنجا که اینجانب به خاطر می آورم، مردم شریف گوگد در این زمینه ها همواره پیشگام بوده اند.خیرین گوگدی علاوه بر شهر گوگد و شهرستان گلپایگان، در بازار تهران نیز دامنه فعالیت خود را گسترش داده و گره گشای مشکلات شهروندان نیازمند بوده اند.
پس از مشاهده فایل صوتی، تصویری آقای مهندس ابراهیم ابراهیمی از وضعیت ورزشگاه شهر گوگد و پاسخ های قانع کننده مدیریت محترم این پروژه آقای مهندس علی اکبر دلگرم به سوال های ایشان، تصمیم گرفتم در جهت پشتیبانی از حرکت شکوهمند خیرین گوگدی، این یادداشت را تهیه و تنظیم نموده و به همشهریان عزیز تقدیم کنم.
بعد از ۸ سال متروکه بودن زمین چمن ورزشگاه گوگد، هزینه یک میلیارد و پانصد میلیون تومان از سوی خیران به منظور بازسازی آن بدون هیچ گونه استفاده از اعتبارات دولتی ( البته با مساعدت شهرداری و شورای اسلامی و هیات فوتبال شهر گوگد )، برگ زرینی است که در دفتر خدمات خیرین مثل ستاره می درخشد.
واقعیت این است که تمرکز خیرین گوگدی بر بازسازی و گسترش میادین و سالن های ورزشی، نشان از بلوغ فکری، دوراندیشی، توجه به حقوق شهروندی و در یک کلام نگرش مدرن آنان به انسان دارد.
بدیهی است که یکی از بنیادی ترین اقدام ها ایجاد بسترهای لازم برای رشد نوجوانان و جوانان در زمینه ورزش است؛ زیرا از این طریق خلاقیت ها و استعدادهای جسمی، اجتماعی، فرهنگی و حتی علمی این سرمایه های بزرگ جامعه ما شکوفا می گردد.
شهردار محترم گوگد جناب آقای مهندس علی محمدی در تماس تلفنی با اینجانب فرمودند:
"خیرین گوگدی با حمایت شهرداری و شورای اسلامی شهر گوگد تا کنون حدود ۶ میلیارد تومان هزینه ساخت سالن های انتظار به منظور فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و زمین چمن ورزشی و ساخت مدارس را تقبل نموده اند. "
البته این هزینه بدون در نظر گرفتن اعتبارات بهداشت و درمان و ساخت مراکز درمانی می باشد.
اگر بخواهیم جزئی تر به بازسازی زمین چمن نظر بیفکنیم، آماده سازی زیرساخت ها به صورت کامل توسط خیرین و ساخت مخزن ذخیره و تامین آب زمین چمن توسط شهرداری و شورای اسلامی شهر عملی شده و نگهداری زمین چمن نیز بر اساس توافق به عمل آمده با مساعدت اداره ورزش جوانان شهرستان صورت خواهد گرفت.
در این راستا ضروری است یادآور شوم که فعالیت مهندس علی اکبر دلگرم و همکاران ایشان کنشگرانه، داوطلبانه و از سر عشق به مردم و جوانان گوگد است. دامنه این عشق چنان است که حتی اگر یک نفر به ایشان یک " خدا قوتی " ساده هم گفته باشد، خستگی را از تن اش بیرون برده است.
خوشبختانه مقوله " خیرین ورزش یار " یکی از موضوع هایی است که هم اکنون در چرخه فعالیت خیریه ها مطرح شده است.
خیرین ورزش یار علاوه بر قرار دادن منابع مالی که برای مردم در نظر گرفته اند؛ نگاه شان را به افزایش سلامت و تحقق نشاط در جامعه معطوف می سازند تا فرصتی برای استفاده مناسب از اوقات فراغت و زمینه دستیابی به پهلوانی و ترویج ورزش همگانی فراهم گردد.
متاسفانه شاخص ها نشان می دهد مردم ایران فقط دو دقیقه در شبانه روز به صورت پاره وقت در نهادهای خیریه و سازمانهای مردم نهاد مشارکت دارند. در حالی که این رقم در برخی از کشورها حدود ۴۰ دقیقه است. در کشورهایی که مشارکت در سازمانهای مردم نهاد زیاد است، توسعه پایدار و متوازن شکل گرفته و علاوه بر آن چنین فعالیتهایی میتواند میلیاردها دلار ارزش افزوده به تولید ناخالص داخلی اضافه کند.
با این وصف باید حرکت خیرین گوگدی را ستایش کرد که با نگاه به افق های دوردست، آستین همت بالا زده و با مساعدت شهرداری و شورای شهر گوگد این گام بلند را برداشتند و در جهت تحقق #توسعهپایدارشهری حرکت نمودند؛ کما این که باز هم چشم امید مسئولان به این عزیزان دوخته شده است.
از یاد نبریم که مضمون #توسعه_پایدار ( sustainable development ) این است که انچه در اختیار ماست، نه میراث گذشتگان؛ بلکه امانتی است که نسل های آینده به ما سپرده اند. بکوشیم تا از این امانت به خوبی پاسداری کنیم.
در پایان جمله طلایی بوذرجمهر حکیم را که در دوران کهن سالی با تلاش و در عین حال انگیزه فراوان درخت گردو می کاشت، یادآور می شوم که در پاسخ به سوال برخی که دلیل این زحمت را جویا شدند، گفت:
دیگران کشتند و ما خوردیم
ما بکاریم و دیگران بخورند
همپوشانی های ریاضیات و ارتباطات
به بهانه روزجهانی زنان در ریاضیات
اتحادیه بین المللی انجمن های ریاضی جهان ۱۲ می ( ۲۲ اردیبهشت ماه ) هر سال را که سالروز تولد زنده یاد #پروفسورمریم میرزاخانی می باشد، به عنوان " روز جهانی زنان در ریاضیات " نامگذاری نموده است.
تقارن سالروز تولد ایشان ( ۲۲ اردیبهشت ماه ) با پدر علوم ارتباطات دکتر کاظم معتمدنژاد ( ۲۱ اردیبهشت ماه )، این ذهنیت را در من تداعی کرد که دو مقوله ارتباطات و ریاضیات چه وجوه اشتراک و همپوشانی هایی در سطح جامعه می توانند با یکدیگر داشته باشند تا گره گشایی کنند؟
ویژگی بارز و برجسته دانش ریاضی شکوفا سازی خرد و عقلانیت، تکیه بر منطق و استدلال، گریز از سطحی نگری، و در یک کلام فهم و درک عمیق مسائل است که در سایه صبوری و شکیبایی به دست می آید و میرزاخانی در آن سرآمد بود.
راجر بیکن فیلسوف انگلیسی در سال ۱۲۶۷ میلادی در پاسخ این سوال که " چرا باید ریاضی بخوانیم؟ گفته است: " کسی که ریاضیات نمی داند، نمی تواند چیزی از بقیه علوم و هر آنچه در این جهان است، بفهمد. او به جهالت خودش پی نمی برد و در پیِ چاره جویی نیز بر نمی آید. "
هر گاه یادگیری هر مفهومی با درک و فهم صحیح آن همراه باشد، علاوه بر احساس رضایت و لذت وصف ناپذیر، سبب توان برقراری ارتباط بین مفاهیم مختلف می شود.
فهم ریاضی علاوه بر آموزش صحیح، نیاز به تأمل و تفکر درونی دارد؛ از این رو باید به هر دانش پژوه ریاضی آموزش داده شود که روی مفاهیم تفکر کند و آن را به مباحثه بگذارد. باید به آنان یاد داد که به جای حفظ کردن، مفاهیم ریاضی را بفهمند تا بتوانند به خوبی استدلال کنند و راه حل هایی را که به نظرشان می رسد، بدون ترس از قضاوت دیگران ارائه دهند.
از سوی دیگر " #گفتوگو " که بنیادی ترین کُنش ارتباطی در همه جوامع به شمار می رود، بر صبوری، گوش دادن، استدلال و منطق متکی است که اگر در جامعه نهادینه شود، راه گشای حل مشکلات و رفع معضلات خواهد بود؛ زیرا به تعبیر #سقراط: "#گفتوگو به منزله یک قابله، به وجود آورنده #خرد_جمعی است."
به نظر اغلب صاحب نظران یکی از آسیب های جدی اجتماعی کشور ما فقدان " گفت و گو" در سطوح مختلف جامعه است که علاوه بر سوءتفاهم و رواج بی اعتمادی، محروم شدن از اشتراک های فکری در مسیر توسعه پایدار، پیامد دردناک آن به شمار می رود.
با توجه به موارد بالا، این سوال در ذهن بنده شکل گرفت که آیا نمی توان برهان و استدلال در کلاس های ریاضی را به کانون خانواده و جامعه تسری داد؟ اگر دانش آموزان با منطق، دلیل و استناد مانوس شوند، آیا نمی توانند این رویکرد را در زندگی روزمره به کار برده و بحث ها و جدل هایی را که به یک جانبه نگری، سوء تفاهم و بی اخلاقی منتهی می گردد، به گفت و گو که متضمن تفاهم و همدلی است، تبدیل کنند؟
این همان چیزی است که از آن با عنوان
" وظیفه اجتماعی آموزش علوم " یاد میشود.
بچههایی که مدرسه و دانشگاه میروند، قرار نیست لزوماً دانشمندان درجه یک شوند؛ اما به کار گیری عقل و خرد و نیز «آموزش تفکر نقادانه» در کنار علوم دیگر به افراد کمک میکند تا دیگری را که طرف گفت و گوی آنان است، به رسمیت شناخته و رویکرد بهره گیری از استدلال را در خود نهادینه سازند. اگر ما بتوانیم این روحیه را در آموزش علم تقویت کنیم، به «تحقق صلح» نیز کمک بسیاری کردهایم؛ زیرا در میان آدمیان اشتراک ها بیشتر از تمایزهاست.
پروفسور میرزاخانی بر این اعتقاد بود که:
" ریاضیات زیباییِ خود را تنها به افراد صبور نشان داده و به درست فکر کردن کمک می کند."
جالب این است که موفقیت یک گفت و گوی واقعی نیز در پرتو صبر و شکیبایی و دوری از تعصب امکان پذیر است.
فراموش نکنیم که ریاضیات از ماهیت عینی برخوردار بوده و گفت و گو در بردارنده عناصری ذهنی نظیر صدا، آهنگ کلام، تماس چشمی، شخصیت، زبان بدن و امثال آن است؛ اما این دو قلمرو با یکدیگر هم پوشانی هایی هم دارند. به عنوان مثال همان گونه که ریاضیات با دقت سر و کار دارد، موفقیت یک سخنرانی نیز به دقت در ارائه آن متکی است. همچنان که یک استاد ریاضی نیازمند برخورداری از توان انتقال مفاهیم به مخاطبان خویش است تا بتواند ارتباط موثری با آنان برقرار نماید.
با این وصف، کاش معلمان ریاضی می توانستند از ظرفیت این رشته در کارآمد ساختن گفت و گو در سطوح مختلف جامعه بهره برده، به افزایش کیفیت زندگی کمک کنند.
حیات طیبه پروفسور مریم میرزاخانی به عنوان " #اولینزنبرندهجایزهفیلدز " با وجود کوتاه بودنش، سرشار از زیبایی و نشاط بود؛ به طوری که فهم و حل مسئله چه در ریاضی و چه در زندگی، کلید واژه آن به شمار می رفت.
سالگرد تولد #دکترمعتمدنژاد و
#پروفسور_میرزاخانی را گرامی داشته و به روح بلندشان شان درود می فرستیم.
#معلم و گشودن پنجره ای به سوی #آگاهی
به مناسبت ۱۲ اردیبهشت #روز_معلم
معلم واقعی کیست؟ شاید نخستین و مهمترین خصیصیهٔ یک آموزگار واقعی این باشد که او روحیهای حق به جانب ندارد و خود را کلیددار خزانهٔ حقیقت نمیداند. آموزگار واقعی نه تنها معطوف به خویش و مشعوف از خویش نیست؛ بلکه توانِ خودانتقادی و به زیر سؤالبردن نگرشها و روشهای خود را دارد. آموزگار واقعی میتواند به دیگران نیز جرأت دهد که خود را و آنچه را که به نام تربیت به خوردشان دادهاند، نقّادی کنند و زیر سؤال ببرند.
معلم واقعی در این توهّم نیست که باید حق یا حقیقت مطلق نزدِ خود را به دیگران بیاموزد، و به اصطلاح آنها را هدایت و تربیت کند. آموزگار واقعی تنها کمک میکند که آنان خودِ مدفون شدهشان را از آوار آنچه «ازخودبیگانه»شان کرده، بیرون کِشند تا دوباره «هست» شوند و با خویش در صلح و آشتی به سَربَرند. در واقع، آموزگار واقعی نمیخواهد که چیزی بر دیگران بیافزاید و آنها را سنگین نماید، بلکه، برعکس، چیزی از آنها میکاهد و «سبُکبار»شان میکند. تربیت چیزی جز هَرس کردن شاخ و برگهای زاید نیست.
معلم واقعی ما را فرامیخوانَد که از آن «خود» که حجاب مان گشته است، دستبرداریم؛ از خودی که نیستیم به درآییم و به خودی که باید باشیم، درآییم. به عبارت دیگر، آموزگار واقعی ما را از خود نمیسِتاند تا به سوی خویش بکشاند، بلکه ما را از «خودی کاذب» میرهاند تا به «خود راستین» برساند.
معلم واقعی کسی نیست که بیشتر از شاگردانش میداند؛ بلکه کسی است که بیشتر از شاگردانش میتواند یاد بگیرد و بیاموزد. به عبارت دیگر، تفاوت استاد و شاگرد، نه یک «تفاوت ماهوی»، که یک «تفاوت درجهای» است: استاد شاگردترین شاگرد است.
هایدگر به ما میآموزد که استاد تنها یک شاگرد بهتر و جدّیتر است؛ شاگردی که برای یاد گرفتن مشتاقتر و کوشاتر است. به زبانِ سپهری: " میتوان او را تنها دوندهای بهتر در پیِ آوازِ حقیقت دانست. "
استاد بودن یعنی «همیشه آغازگر» بودن، «همیشه در راه» بودن و «همیشه شاگرد» بودن. از همین رو است که مونتنی، فیلسوف و ادیب فرانسوی قرن شانزدهم، میگوید: "ترجیح میدهم در شصتسالگی شاگرد باشم تا اینکه در دهسالگی استاد باشم".
آموزگار واقعی کسی است که مدّعی دانایی نیست و مانند سقراط تنها «میداند که نمیداند». به یک معنا آموزگار واقعی کسی است که بیشتر «نمیداند»؛ یا دقیقتر بگوییم، کسی است که نادانیهایش را بیشتر میداند. آموزگار واقعی به تعبیر نیکولاس کوزانوس فیلسوف و ریاضیدان آلمانی قرن پانزدهم، «جهالتِ عالمانه» دارد.
آموزگاران بزرگ هنرمندانه میکوشند که امکانِ تعابیر متفاوت و متنوّع، و نه یک تعبیر یگانه و نهایی، از اندیشههای خود را فراهم اورند تا از این طریق فردیت، آزادی و استقلال آدمی را بیشتر پاس بدارند.
معلم، دانشآموز خود را از جهان تنگ و کوچک بیرون میآورد. دستهایش را در دستِ جهانی فراختر میگذارد و او را با دنیایی آشنا میکند که پیش از این، از آن آگاهی نداشت.
معلم چونان دهقانی دلسوز، دشت آمادهِ ذهن دانشآموز را بذر میپاشد و با حوصله از جویبار دانش آبیاریاش میکند تا به چشم اندازی سبز و مزرعهای مملو از درختان پرثمر تبدیل گردد.
معلم، دانایانِ تاریخ را به دانشآموز معرفی میکند. او را با دانشی انباشته شده در انبانِ زندگیِ تجربه شدهِ پیشینیان ارتباط میدهد و برای این ارتباط و آشنایی، جهد و تلاشی وافر میکند تا دانشآموزان در رود خروشانی که از ابتدا تا کنون در جریان بوده است، شنا کردن را بیاموزند.
معلم، دانشآموز را بر شانهی غولان مینشاند تا فاصلههای دورتر را ببیند. این همان چیزی است که "نیوتن" برای سپاسگزاری از تاریخنشینان گفته بود.
معلم، خرد و اندیشهی دانش آموز را با حوصلهی تمام میپروراند. فربه و پربارش میکند. هر چه عنصر اندیشیدن و خرد فزونی مییابد، خط فاصل میان انسان و سایر موجودات پررنگ تر و انسان، انسانتر میشود. معلم، در کار خلق انسانی آگاهتر و تواناتر می باشد و این نابترین تلاش انسان است.
در پایان سخنی از #شهید_مطهری را در مورد معلم یادآور می شوم.
معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود. باید قوه ابتکار او را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم مشتعل شود.
در روز #معلم،
از همهی معلمان دلسوز و مربیانی که در کارِ بسط و گسترش آگاهی و تواناییاند، یاد میکنیم.
روزشان و همهِ روزهایشان خجسته باد.
کلاب هاوس، پژواک صداهای خاموش
و بشارت دهنده جامعه چندصدایی
طی هفته های اخیر شبکه اجتماعی
#کلاب_هاوس ( clubhouse ) که بر پایه #صوت ایجاد شده، توانسته است به یکی از محبوبترین شبکه های اجتماعی در دنیا و ایران تبدیل شود.
در این پلتفرم افراد می توانند به طور زنده با یکدیگر صحبت کنند و دیدگاه های خود را به اشتراک گذارند.
آنچه کلاب هاوس را از دیگر شبکه های اجتماعی متمایز می کند، این است که بدون متن، عکس و ویدئو توانسته تنها از طریق صوت، میلیون ها کاربر را شیفته خود سازد. در این شبکه اتاق ها یا Room های مختلفی با موضوع های متنوع برای بحث و تبادل نظر وجود دارد. البته همه افراد با هم نمی توانند شروع به صحبت کنند و هر اتاق یک یا چند اَدمین برای مدیریت بحث ها دارد. کاربر در این شبکه می تواند در هر شرایطی حرف بزند و پیام ها ضبط و ذخیره نمی شود.
کلاب هاوس که قبل از #پاندمی_کرونا در دسترس قرار گرفت، ابتدا مورد اقبال واقع نشد و حتی پیش بینی گردید که در رقابت با سایر اپلیکیشن های اجتماعی با شکست مواجه شود؛ اما محدودیت هایی که کووید ۱۹ بر زندگی مردم جهان تحمیل کرد، منجر به کاهش و حتی قطع تعامل های اجتماعی، دورهمی های حضوری، میهمانی ها، گعده ها و گپ و گفت های دوستانه و شب نشینی های خانوادگی شد. به همین دلیل حضور در فضای مجازی به نحو چشمگیری افزایش یافت و درنهایت این کلاب هاوس بود که در هفته های آغازین سال ۱۴۰۰ خورشیدی توانست بخش اعظم این کمبود را در فضایی متفاوت جبران کند.
البته این اپلیکیشن برای افراد برون گرا که از گفت وگو و سخن گفتن لذت می برند و همچنین تئوری پردازان اجتماعی که می خواهند بی واسطه یافته های خود را با دیگران به اشتراک گذارند، جذابیتی دوچندان داشت. قطعاً آنچه در کلاب هاوس در حال شکل گرفتن است، قادر خواهد بود رسانه های تصویری و رادیویی جهان را نیز دستخوش تغییرات شگرفی کند و موجب گسترش تولید برنامه های #گفتوگو_محور در اتاق های شنیداری و دیداری رسانه ها شود؛ اما آنچه ظرفیت های کلاب هاوس را در کشور ما جذاب جلوه داده، تشنگی عامه مردم به ابراز عقیده، تبادل نظر و گفت وگوی آزاد است که در جست و جوی یافتن پاسخی برای پرسش هایشان، حتی حاضرند از خواب شبانه خود نیز بگذرند.
فراموش نکنیم که با نگاه یک سویه رسانه های رسمی و نیز فراگیر شدن سایر شبکه های اجتماعی که نوعی درون گرایی را در جامعه ایجاد کرده بود، برای اولین بار گرایش های مختلف رودررو و بی پرده با هم به تبادل نظر پرداختند و حتی گفت وگو با برخی مقامات رسمی کشور که صحبت با آنان در یک فضای عمومی رویایی بیش نبود، به تحقق پیوست.
کلاب هاوس جامعه را با فضای #چند_صدایی آشنا ساخته و به کارکرد اطلاع رسانی واقعی، حرفه ای و بی طرفانه کمک می کند و از این رو رقیبی قدرتمند برای رسانه #رادیو در فضای مجازی به شمار می رود. برخلاف رادیو، در شبکه اجتماعی کلابهاوس انحصار و دروازهبانی وجود ندارد و همه افراد با مرامها و مسلکهای مختلف سیاسی و مذهبی و جریان های سیاسی با هر نوع گرایش حضور دارند؛ به عبارتی کلابهاوس پدیدهای پُستمدرن است که اجازه میدهد همه صداهای خاموش برای اظهار نظر به آن دسترسی داشته باشند.
در کلابهاوس آنقدر #تنوع_موضوع وجود دارد که شهروندان می توانند متناسب با گرایش، علایق و سلایق خود، اتاق کنفرانس دلخواه را جستوجو کنند و در آن به گفتوگو بپردازند.
ایرانیان در استفاده و استقبال از این شبکه در همین دو، سه هفته اخیر در سطح بینالمللی پیشگام و خوش درخشیدهاند و با وجود مدت اندکی که از فعالیت آن گذشته است، جایگاه محکمی برای خود در کلابهاوس ساخته و پرداخته کردهاند.
رسانه اجتماعی کلابهاوس #گفتوگومحور است و به مهمترین نیاز شهروندان در عصر حاضر پاسخ میدهد. در حال حاضر رهبران فکری مشتمل بر روزنامهنگاران، کنشگران سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به صورت گسترده در این شبکه صف آرایی کرده اند. کلابهاوس درواقع «#رادیوهایجماعتی» در فضای مجازی است. در هر اتاق کنفرانس ۸ هزار نفر زیر چتر موضوعی واحد می توانند گرد هم آیند و درباره مهمترین موضوع های روز جامعه گفت و گو کنند. اعضای این اتاقها به جغرافیای خاصی محدود نیستند و می توانند بر #افکارمشترک تاکید نموده و شکل دهنده #گفتوگوهای_فرهنگی در سطح جهان باشند.
از نکات قابل توجه در کلاب هاوس، رعایت احترام و ادب نسبت به دیدگاه های متفاوت و جلو گیری از تخریب نظر ها و چهره هاست. در غیر این صورت افراد خاطی از گروه طرد می شوند.
بدون تردید بهره گیری از این ظرفیت مجازی که بسط گفت و گو در جامعه است، می تواند بسیاری از سوء تفاهم ها را برطرف ساخته، استدلال، منطق، شفاف سازی و تحمل نظر مخالف را گسترش داده و #خرد_جمعی را نهادینه سازد.
00
ارتباطات نوروزی زاینده سرمایه اجتماعی
ای ز تو نور دل و دیدار ما
گردش اندیشه بیدار ما
ای ز تو رویان زمستان و بهار
ای تو گرداننده لیل و نهار
ای ز تو تغییر حال و سالها
حال ما را کن تو خوشتر حال ها
"شفیعی کدکنی"
سالی نو و قرنی نو آغاز می گردد تا انسان ها و جامعه در جشن نوشوندگی طبیعت، دیده و دل و ذهن و زبان را از کینه و کهنگی بشویند و زندگی را جشن گیرند.
هر نوروز، سرفصل به زبان آمدن سنت و فرهنگ ایرانی برای تجدید حیات انسان و آفرینش فرصتهای جدید اجتماعی است.
فضای نوروزی ما را به شادی، آشتی، گفتوگو، گسترش ارتباطات و گشودگی جهانهای پیشِ رو فرا میخواند و امید آن که از نوروز بیاموزیم که " دردهای مشترک ما هرگز جدا جدا درمان نمیشود. "
برای هریک از ما که به زیستن در درون فرهنگ ایرانی و اسلامی و انسانی مفتخریم، عید و آیینهای آن میتواند فرصتی برای بازیابی ارزشها، بازآفرینی پیوندها، تقویت همبستگیها، افزایش سرمایههای اجتماعی و فرهنگی باشد.
اگرچه امسال نیز نوروزی متفاوت با سال های قبل داریم؛ اما حکایت نوشوندگی و نوزایی نوروز همچنان باقی است.
سالی سخت به پایان آمد؛ به گفته بیهقی « بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی؛ امید آنکه کهنه رفته باشد به نیکویی و این نو همیآید به شادی»
در سال جدید نیز جشن نوشدن طبیعت، تاریخ، جامعه و خویشتن را که رمز ماندگاری ما ایرانیان است، به ناگزیر در خانه برپا می کنیم. با عالمگیری ویروس کرونا، خانه مرکز جهان های درهمتنیده درونی و بیرونی ما شده است.
سخن اصلی این است که آیا میتوان این روزها را ماندگار و این نمادها را نهادینه کرد؟ به زبانی دیگر آیا نمیشود با آن شاعر تاجیک خانم گلرخسار همنوا شد و آرزو کرد که قصه خوش نوروز درازتر شود؟ که گفت: « به نوروز بگویید که هر روز بیاید»
در این زمان میتوان از مجازی شدن نوروز و موضوعیت آن در #جامعه_شبکهای سخن گفت. در کمتر لحظهای از زمان به اندازه نوروز کنشهای ارتباطی در فضای مجازی متمرکز میشود. نوروز فشردهترین زمان در مبادله پیام ، تصویر، صدا و همه نمادها در دور و نزدیک جهان ماست که خوشبختانه در فضای مجازی و نمادین به طور گستردهای راه باز کرده و گستره همنشینی و همسخنی را از مکانهای محدود خانوادگی به دور دستهای ایرانی و غیرایرانی کشانده است.
اگرچه در روزهای آغازین سال، ارتباطات سنتی به دلیل اپیدمی کووید ۱۹ بسیار کم رنگ شد؛ اما « شبکه های اجتماعی» به میدان آمدند و گوش ها برای شنیدن و زبان ها برای گفتن باز گردید. شگل گیری سطوح جدید ارتباطی در فضای فناورانه با استفاده از نسل های نوین تلفن هوشمند، آیین و سنّت های نوروزی را زنده نگاه داشت.
جانمایه ارتباطات نوروزی، تمکین ذهن و زبان به فرهنگ سرزندگی و بالندگی است. در آیین نوروزی، نشاط، امید، آشتی و گفت و گو اصل و غم، نومیدی، قهر و ستیزه جویی استثناء است. از این رو باید سینه ها را از کینه شست و به دیدارها شتافت و همین سنّت که بر همه گستره های مکانی دور و نزدیک چیره میشود، هر فضای واقعی و مجازی را بازتر میکند و به جای فروبستگی های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی #عرصههایگفتوگو را میگشاید .
در «#ارتباطاتنوروزی» اعم از آن که واقعی یا مجازی باشد، #سرمایهاجتماعی یعنی امید، اعتماد و مشارکت همگانی تامین میشود و همین قدرت ارتباطی است که توان و ظرفیت جدیدی به همه شهروندان ایرانی میدهد.
بدیهی است که این ارتباطات، زبان گفت و گو را نرم و لطیف میسازد و شادی و امید را به متن همه گونه مناسبات روانه میکند.
«ارتباطات نوروزی» اگر نهادمندتر شود و پایداری و پیوستگی بیشتر بیابد، به جامعهِ دور از گفت و گو و یا ناتوان در انجام آن، قدرت و جانی فزاینده میبخشد . پس به جاست که واکاوی در «ارتباطات نوروزی» را به عنوان ضرورتی مهم در همه حوزههای نظری و تجربی مدّنظر قرار دهیم و از همین منظر شکل گیری « نوروز ارتباطی شده» را فرصتی برای امروز جامعه ایرانی دانسته و همآوا با مولوی این ندا را سر دهیم که:
« نو بهارا جان مایی؛ جانها را تازه کن/ باغها را بشکفان و کشتها را تازه کن»
امیدواریم سال ۱۴۰۰ که آغاز قرن ۱۵ خورشیدی می باشد، به یمن زیباییها، زیبندگیها، توان آفرینیها و شادیبخشیهای نوروزش برای همه هم میهنان در جای جای ایران و در دور و نزدیک جهان برای کلیه هم زبانان و همسایگان سال امید، سال دوستی، سال گفتوگو، سال خردورزی و سال گشایش در همه افق ها گردد.
با عرض تبریک سال نو، فرصت را غنیمت شماریم و از آیین و فرهنگ نوروز بیاموزیم که:
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گرنکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
در این زمان میتوان از مجازی شدن نوروز و موضوعیت آن در #جامعه_شبکهای سخن گفت. در کمتر لحظهای از زمان به اندازه نوروز کنشهای ارتباطی در فضای مجازی متمرکز میشود. نوروز فشردهترین زمان در مبادله پیام ، تصویر، صدا و همه نمادها در دور و نزدیک جهان ماست که خوشبختانه در فضای مجازی و نمادین به طور گستردهای راه باز کرده و گستره همنشینی و همسخنی را از مکانهای محدود خانوادگی به دور دستهای ایرانی و غیرایرانی کشانده است.
اگرچه در روزهای آغازین سال، ارتباطات سنتی به دلیل اپیدمی کووید ۱۹ بسیار کم رنگ شد؛ اما « شبکه های اجتماعی» به میدان آمدند و گوش ها برای شنیدن و زبان ها برای گفتن باز گردید. شگل گیری سطوح جدید ارتباطی در فضای فناورانه با استفاده از نسل های نوین تلفن هوشمند، آیین و سنّت های نوروزی را زنده نگاه داشت.
جانمایه ارتباطات نوروزی، تمکین ذهن و زبان به فرهنگ سرزندگی و بالندگی است. در آیین نوروزی، نشاط، امید، آشتی و گفت و گو اصل و غم، نومیدی، قهر و ستیزه جویی استثناء است. از این رو باید سینه ها را از کینه شست و به دیدارها شتافت و همین سنّت که بر همه گستره های مکانی دور و نزدیک چیره میشود، هر فضای واقعی و مجازی را بازتر میکند و به جای فروبستگی های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی #عرصههایگفتوگو را میگشاید .
در «#ارتباطاتنوروزی» اعم از آن که واقعی یا مجازی باشد، #سرمایهاجتماعی یعنی امید، اعتماد و مشارکت همگانی تامین میشود و همین قدرت ارتباطی است که توان و ظرفیت جدیدی به همه شهروندان ایرانی میدهد.
بدیهی است که این ارتباطات، زبان گفت و گو را نرم و لطیف میسازد و شادی و امید را به متن همه گونه مناسبات روانه میکند.
«ارتباطات نوروزی» اگر نهادمندتر شود و پایداری و پیوستگی بیشتر بیابد، به جامعهِ دور از گفت و گو و یا ناتوان در انجام آن، قدرت و جانی فزاینده میبخشد . پس به جاست که واکاوی در «ارتباطات نوروزی» را به عنوان ضرورتی مهم در همه حوزههای نظری و تجربی مدّنظر قرار دهیم و از همین منظر شکل گیری « نوروز ارتباطی شده» را فرصتی برای امروز جامعه ایرانی دانسته و همآوا با مولوی این ندا را سر دهیم که:
« نو بهارا جان مایی؛ جانها را تازه کن/ باغها را بشکفان و کشتها را تازه کن»
امیدواریم سال ۱۴۰۰ که آغاز قرن ۱۵ خورشیدی می باشد، به یمن زیباییها، زیبندگیها، توان آفرینیها و شادیبخشیهای نوروزش برای همه هم میهنان در جای جای ایران و در دور و نزدیک جهان برای کلیه هم زبانان و همسایگان سال امید، سال دوستی، سال گفتوگو، سال خردورزی و سال گشایش در همه افق ها گردد.
با عرض تبریک سال نو، فرصت را غنیمت شماریم و از آیین و فرهنگ نوروز بیاموزیم که:
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گرنکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
خلق جهان با #قلم_ریاضی
به مناسبت ۱۴ مارس #روزجهانیریاضیات
علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری
در سال ۲۰۱۹ میلادی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد ( یونسکو ) در چهلمین کنفرانس سالانه خود تصمیم گرفت روز ۱۴ مارس ( ۲۴ اسفند ) را به عنوان روز جهانی ریاضیات نام گذاری کند.
شورای اجرایی سازمان یونسکو با توجه به نقش ریاضیات در پیشبرد سایر علوم؛ بهویژه در فهم مسائل بزرگ اجتماعی، زیستمحیطی و معضلات مربوط به آنها مانند آثار تغییرات آب و هوایی، مبارزه با نابودی تنوع زیستی، پیشبینی و برآورد نیازهای رشد جمعیت از جمله غذا و کمک به یافتن راهکارهای علمی، این تصمیم را اتخاذ کرد.
هدف از نامگذاری روز بینالمللی ریاضیات، در معرض نگاه عموم قرار دادن فعالیتهای حوزه ریاضی در طول سال است.
در سند مربوط به نامگذاری این روز، با اشاره به میراث علمی مریم میرزاخانی و سه بانوی دیگر ریاضیدان، بر نقش سازنده زنان در توسعه ریاضیات تأکید گردیده و از آنان به عنوان الگوهایی برای زنان و دختران جویای دانش در همه جوامع نام برده شده است.
روز جهانی ریاضیات بر اساس #عدد_پی (۳/۱۴)، روز چهاردهم از سومین ماه سال میلادی در نظر گرفته شده است.
ریاضیات عالی ترین دستاورد فکری و اصیل ترین ابداع ذهن آدمی است. موسیقی می تواند روح را برانگیزد یا آرام سازد. نقاشی می تواند چشم نواز باشد. شعر می تواند عواطف را تحریک کند. فلسفه می تواند ذهن را قانع سازد. مهندسی می تواند زندگی مادی آدمی را بهبود بخشد؛ اما ریاضیات همه این موارد را باهم عرضه می کند.
این سخن #گالیله، فیلسوف و بنیانگذار فیزیک جدید مشهور است که خداوند جهان را با قلم ریاضی خلق کرده است. با این نگاه بود که تصویر جهان و گزارش آن نسبت به گذشته تفاوت پیدا کرد و علم جدید به وجود آمد.
علم لقمه برگرفتن از سفره طبیعت و ریاضی زاییده احتیاج است. ریاضی انعکاس دنیای واقعی در ذهن ماست. به عبارتی زیباترین زبان برای توصیف طبیعت و روابط بین پدیدههای آن است. می توان گفت: "ریاضیات، مطالعه شباهت ها در تفاوت ها و مطالعه تفاوت ها درشباهت هاست."
علت اساسی موفقیت ریاضیدانان در آفریدن علمی به این زیبایی که عمیقترین معرفت بشری شمرده میشود، سختگیری بدون بخششِ کوچک ترین خطا در کنار پذیرش معیارهای منطقی به همراه جدیت، خلاقیت، اندیشیدن و شجاعت است. به هر بخش از زندگی که کنجکاوانه و با دقت بنگریم، اثر مستقیم یا غیر مستقیم ریاضیات را در آن مشاهده میکنیم. ریاضیات به ما کمک می کند تا مشکلات و موضوعات زندگی را بهتر و راحت تر تجزیه و تحلیل کنیم. بی جهت نیست که راجر بیکن می گوید: "ریاضیات کلید دروازه ورود به همه علوم اعم از پزشکی، موسیقی، ادبی، اجتماعی، نجوم، صنعت و ... است."
تاریخ پیشرفت های بشری سرشار از مصادیق، استدلال ها و نتایجی است که با صراحت و روشنی نقش ریاضیات را در علوم پایه، نقش علوم پایه را در پیشرفت علوم، نقش علوم را در تحولات فناوری و نقش فناوری را در توسعه همه جانبه، متوازن و پایدار جوامع نشان می دهد. پس سخن گفتن از فضیلت و اهمیت ریاضی در گذشته، حال و حتی آینده تنها یادآوری یک امر بدیهی و روشن است.
تاریخ علوم نشان می دهد که کشور ما با داشتن نقش غالب در ریاضیات، قابلیت و ظرفیت شکوفایی جهانی در این بخش را دارد. درخشش چهره ای افتخارآفرین در صحنه بین المللی مانند زنده یاد #پروفسورمریممیرزاخانی برنده جایزه " #فیلدز " گواه صادقی بر این مدعاست.
باید گذشته خویش را به خوبی بشناسیم؛ اما در آن توقف نکنیم. به حیات مجدد فرهنگ و تمدن خود بیندیشیم که از دل آن خوارزمی، ابوریحان بیرونی، خیام نیشابوری، فارابی، ابوالوفا بوزجانی، غیاث الدین جمشید کاشانی، و ... و در دوران معاصر پروفسور محسن هشترودی، پروفسور تقی فاطمی، دکتر غلامحسین مصاحب، پروفسور رضا، استاد پرویز شهریاری، استاد احمد آرام، استاد احمد بیرشک و ... برخاسته اند.
از این رو کسب شایستگی های لازم برای جذب و هضم یافته ها و دستاوردهای علمی و فرهنگی دیگران، از سرِ عزت و خودباوری است. البته در چنین چشم اندازی، نقد خردمندانه گذشته جایگاهی ویژه دارد؛ چنان که عرضه و ارائه روزآمد آن یافته ها نیز اهمیت فراوان دارد. فراموش نکنیم که ما در طلیعه قرن ۱۵ خورشیدی قرار داریم؛ سده ای که در آن از قدرت فرهنگ و" دانش مداری " و تحولات سریع و گوناگون سخن می رود. نسبت ما با این فرآیندها قطعاً باید با چنین رویکردی صورت گیرد.
گسترش " #خانههایریاضیات " به عنوان نهادهایی علمی و مردمی در ایران و از جمله زادگاه ما گلپایگان، نشانگر عزمی راسخ در راستای " عمومی کردن" این دانش پایه و بنیادی است.
امیدوار باشیم که دانش ریاضی علاوه بر مراکز آکادمیک، در متن جامعه فراگیر و تعمیق یابد و #گفتوگو با منطق و استدلال نهادینه گردد.
با ابتکار #انجمن_ دوستداران و #حافظان #میراثفرهنگی_گلپایگان ( وردپاتکان )، در راستای پویش مردمی حفاظت از صنوبر گلپایگان، پوسترهایی با عنوان " گلپایگان؛ شهر صنوبرها " و با شعار
" هر گلپایگانی در سال ۱۳۹۹ حداقل یک درخت صنوبر بکارد "، طراحی و در فضای مجازی انتشار یافته که در کنار #پایتختسنگنگارهها و #شهرمنبت و #صنایع_دستی این نام نیز زینت بخش زادگاه ما گردیده است.
#درخت_صنوبر را میتوان از خانواده بیدها به شمار آورد؛ زیرا چوبِ گونهها و پایههای مختلف آن به سختی از هم تشخیص داده میشود.
صنوبر به لحاظ سریعالرشد بودن در مدت زمان کوتاه، حجم بالائی چوب در واحد سطح تولید کرده که در صنایع کاغذسازی، تخته خرده چوب و کبریتسازی کاربرد زیادی دارد. فراموش نکنیم که در زمان های نه چندان دور قلمستان هایی که با انبوه درختان صنوبر در صحرا های ما خودنمایی می کرد، با هدف درآمدزایی مورد توجه کشاورزان بود.
از طرفی صنوبر بهعنوان یک محصول حفاظتی، با دارا بودن سیستم ریشهای توسعهیافته، باعث جلوگیری از تخریب کناری رودخانهها و ارزشدهی به اراضی حاشیه آنها میشود و در تلفیق با محصولات زراعی و باغی، علاوه بر تولید چوب بهعنوان بادشکن از فرسایش بادی خاک و زیانهای ناشی از باد به محصولات زراعی میکاهد.
علاوه بر موارد بالا، چشم انداز زیبایی که درختان صنوبر از نقاط دوردست برای همه مردم؛ به ویژه عاشقان طبیعت به وجود می آورند، جاذبه مناطق شهری و روستایی را دو چندان می سازد.
توسعه کشت صنوبر از سال ۱۹۴۷ ( مبداء تاریخ تشکیل کمیسیون بینالمللی صنوبر ) زیر پوشش سازمان خوار و بار جهانی کشاورزی ( فائو F.A.O) می باشد که معرف تحول عظیم و بیسابقهای در مقایسه با سایر منابع تولید چوب در کشورهای مختلف جهان است.
اهمیت صنوبرها در بین همه گونههای سریعالرشد جهان به اندازه ای است که به تشخیص معتبرترین کارشناسان جنگل و چوب فقط برای صنوبرها کمیته و کمیسیون بینالمللی به وجود آمده؛ در صورتی که هنوز این توجه برای دیگر گونههای سریعالرشد جهان مانند اوکالیپتوس ها، بیدها و سوزنیبرگان به وجود نیامده است.
#کهنسالترین درخت صنوبر کشور ما در روستای #نظرعلی شیروان باسابقه ۳۰۰ سال و با ارتفاع درخت ۲۲ متر و با قطر ۲۴۵ سانتیمتر مورد احترام خاص مردم بوده که به همراه چهار درخت دیگر از استان خراسان شمالی اخیراً در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور ثبت ملی شده و امید میرود وزارت میراث فرهنگی، صنایعدستی و گردشگری و سازمان حفاظت محیطزیست اقدام های عملی را برای ثبت جهانی این اثر و معرفی آن انجام دهند.
درختان صنوبر را معمولا به سریعالرشد بودن و عمر کوتاه میشناسند و به همین منظور در زراعت چوب کاربردِ فراوانی دارند. بنابراین به ندرت میتوان صنوبری ۵۰ ساله و شاداب یافت؛ اما این درخت صنوبر غولآسا با این عمر بلند، بسیار شاداب است. گفتنی آن که نام علمی این درخت populus nigra (صنوبر تبریزی) بوده و متعلق به خانواده salicaceae(بیدها) است؛ درختی که نه تنها آن را کهنسالترین صنوبر شناخته شده در ایران میدانند؛ بلکه این احتمال قوی هم وجود دارد که کهنسالترین درخت صنوبر موجود در کره زمین باشد.
جالب است بدانیم اکنون که همه جوامع دست به گریبانِ ویروس هولناک کووید ۱۹ هستند، در کشور برزیل گروهی از فعالان اجتماعی دست به کار شده تا به یاد عزیزان از دست رفته خود، برای احیا و بازسازی محیط طبیعی کاری در خور توجه و شایسته انجام دهند.
خانواده های داغدیده و اعضای سازمان های مردم نهاد ( NGO,S ) که در بین آن ها برخی از معتبرترین دانشمندان اکولوژیست برزیلی قرار دارند، با حمایت از " ذخیره گاه زیست کره جنگل های آتلانتیک " در ۱۲ دسامبر سال ۲۰۲۰ میلادی به احترام و یاد کسانی که جان خود را به خاطر کووید ۱۹ از دست داده اند، پیمانی را به امضا رسانده و به موجب آن متعهد شدند برای زنده نگه داشتن یاد جان باختگان در ۱۷ ایالت برزیل درختکاری کنند.
هدف از اجرای این طرح، کاشت ۲۰۰ هزار درخت به یاد ۲۰۰ هزار نفر از قربانیان کرونا در برزیل است. این طرح تا ۵ ژوئن ۲۰۲۱ که روز جهانی محیط زیست نامگذاری شده، همچنان ادامه دارد.
پویش کاشت صنوبر در گلپایگان به اهتمام انجمن وردپاتکان از سال ۱۳۹۶ آغاز و همچنان تداوم دارد. این انجمن در صدد ثبت پوشش طبیعی صنوبر گلپایگان در فهرست میراث طبیعی کشور می باشد.
در این راستا لازم می دانم همت بلند جناب آقای مهدی خرم را که با کاشت ۱۶۰ نهال صنوبر در آستانه هفته منابع طبیعی پیشگام کاشت درخت شده اند، ارج نهاده و تحسین نمایم.
امیدواریم با مجاهدت فرهنگی علاقه مندان به محیط زیست، حفاظت از منابع طبیعی در زمره معارف عمومی قرار گیرد.
دکتر #حسن_فضائلی پایه گذار ارزشیابی منابع خوراک دام در ایران 
امید است دانش پژوهان؛ به ویژه همشهریان عزیز ایمان، پشتکار و خلاقیت این چهره درخشان علمی را در جهت توسعه کشور، الگوی فعالیت های خود قرار دهند.
.
.
بازنگری دفتر #پهلوانی_گلپایگان نگاهی به ورزش باستانی زورخانه ای

شادروان مرشد محمدتقی قاضی زاهدی
در زندگی انسان امروزی که صنعت و تکنولوژی ، تمام محیط اجتماعی او را فرا گرفته و زندگی اش را تحت تاثیر قرار داده است، ورزش به دلیل تامین سلامت جسمی و روحی و همچنین تقویت جسم و جان، جایگاه ویژه ای در بین همه اقوام و ملل پیدا کرده است.
در این میان سابقه تمدن، فرهنگ و نگرش ملل مختلف به مسائل اجتماعی به نحوی در ورزش های بومی و باستانی و نیز قدمت فعالیت ورزشی ملت ها تجلی پیدا می کند؛ به طوری که محتوا و سابقه این ورزش ها برای کشورهای مختلف نوعی #شناسنامه_فرهنگی به حساب می آید.
ایران عزیز ما که در بُعد تمدن و فرهنگ در رده کهن ترین کشورها و تمدن های موجود دنیا به شمار می رود، در تاریخ خود از هزاران سال پیش به این سو ورزشی را انتخاب نموده که ارزش های موجود در ماهیت آن با توجه به توسعه چشمگیر فرهنگ انسانی در جوامع، هنوز هم منبعی بی پایان برای بهره برداری های فرهنگی و اجتماعی است.
ورزش زورخانه ای که سرشار از آموزش های فرهنگی، اخلاقی و معنوی می باشد، از گذشته های دور فُتوت، جوانمردی، از خود گذشتگی، تواضع و فروتنی، حق طلبی و حق گرایی و در یک کلام همه صفات نیک انسان کامل را در تربیت ورزشکاران متبلور ساخته است.
در هم آمیختگی فرهنگ ایرانی با آموزه های اسلام در طول تاریخ کشورمان، موجب درخشش این ورزش شده است؛ زیرا ایرانیان مولای متقیان حضرت علی (ع) را با تمام فضائل و خصائل یک انسانکامل الگوی خود قرار داده و فرهنگ ایرانی را پربارتر ساخته اند. حاصل ترکیب این فرهنگ با ورزش ایرانی، منجر به برپا شدن یک سنت در بستر فرهنگ ایرانی شد که همان #ورزشزورخانهای است.
زورخانه و ورزش زورخانه ای فقط یک مکان و یک ورزش نیست؛ بلکه خانه ای است که علاوه بر تقویتِ تن، به تربیتِ انسان پاک سرشت می پردازد. در ساختار ورزش زورخانه ای عناصر ارزشی، ادبی، حماسی و عرفانی با نوای گرم و ضرب و زنگ مُرشد به شکلی جذاب ارائه می شود.
مورخان قدمت ورزش زورخانه ای را در ایران بیش از ۳۰۰۰ سال ذکر کرده اند. ایرانیان پس از پذیرش اسلام از طریق عجین کردن این ورزش با عرفان اسلامی و نیز روحیه پهلوان پروری ایرانی، نقش به سزایی در ترویج این رشته پهلوانی ایفا کرده اند. خوشبختانه این ورزش اصیل در زادگاه ما دارای ریشه تاریخی است؛ به گونه ای که نقطه شروع آن را قبل از دهه ۱۳۲۰ ذکر نموده اند.
تا آنجا که اینجانب به خاطر می آورم، کنشگران این ورزش باستانی در مکانی جنب دانشسرای مقدماتی، شب ها با آوای گرم شادروان #محمدتقی قاضی_زاهدی به هنرنمایی پرداخته و جمعیت قابل توجهی را به سوی خود جذب می کردند. البته ورزش زورخانه ای در گلپایگان قدمتی حدود ۱۰۰ سال دارد. در تماس تلفنی بنده با جناب آقای حاج سید مهدی شمسی که از پیشکسوتان این ورزش اصیل می باشند، یادآور شدند: " خوشبختانه به همت اداره تربیت بدنی و هیئت ورزش پهلوانی و زورخانه ای شهرستان گلپایگان چراغ این رشته ورزشی با حضور فعال چهره های جوان و نظارت پیشگامان زادگاه مان همچنان فروزان است. "
اکنون جا دارد از برخی نام آوران ورزش زورخانه ای گلپایگان که به دیدار معبود شتافته؛ اما منش پهلوانی و خاطره شان در اذهان همشهریان باقی است و نیز میراث داران آنان که به لطف خداوند در صحنه حضور دارند، یاد کنم.
شادروانان
#پهلوان آقا مرتضی جوادی
#پهلوان حاج علی اکبر حجتی
#پهلوان حاج محمد تقی نوروزی
حاج محمدرضا نادری
حاج فتح الله تاج الدین
حاج محمد تقی یکرنگی
ناصر حسن زاده
عباس حمیدی
حاج فضل الله تاجداری
حاج محمود انصاری
مشهدی محمود زاهد
آقا محمد کاظمی
آقایان ناصر و منصور جوادی
آقای حسین رستمی
حاج محمد جواد نوری
حاج محمد رضا نوری
حاج محمد جوانبخت
آقای اشرفی
آقای احسنی
--------------------------------------------------------------
برخی از عزیزانی که در حال حاضر پرچم دار بوده و از قادر متعال برای آنان آرزوی سلامتی داریم.
حاج سید مهدی شمسی
حاج مصطفی نوری
حاج حسن نوری
اکبر آقا نوری
عباس آقا جوانبخت
حسن یکرنگی
داود اسدی
محمد جوانبخت
حاج آقا رضا تدین
علیرضا ناظمی
با عرض پوزش که امکان ذکر نام اکثر پهلوانان به دیار حق شتافته و نیز پهلوانان حاضر در میدان این رشته ورزشی به دلیل کمبود فضا در صفحه تلگرام میسر نبود، به همه آنان درود می فرستیم.
در پایان، از آنجا که دو ورزش زورخانه ای و کشتی با یکدیگر قرابت داشته و از یک خانواده به شمار می روند، به روح بلند #پهلوانان این دو رشته؛ #پوریایولی و #غلامرضاتختی #سلام و #صلوات نثار می کنیم.
زِ نیرو بُود مرد را راستی
زِ سستی کژی زاید و کاستی
.
.

گلچینی از زندگی استاد #اکبر_گلپایگانی
به مناسبت سالروز تولد اسطوره آواز ایران
اکبر گلپایگانی متولد ۱۰ بهمن ۱۳۱۲ در تهران است.
در پنج سالگی، مادر خود را از دست داد و این حادثه تأثیر بدی بر روحیه وی گذاشت. در گوشه ای از خاطراتش میگوید:«در آن زمان برای سلامتی مادرم اذان گفته و تا یک ماه هر روز مناجات میخواندم.»
در سال ۱۳۱۸ گلپا وارد دبستان فرهنگ شد و به عنوان قاری قرآن در کلاس برگزیده شد. پس از این فعالیت ها، از طریق آشنایی با تعدادی از قاریان قرآن و تعزیه خوانان، اصول اولیه آوازخوانی را آموخت. در سال ۱۳۲۰ به طور جدی و منظم، تعلیم موسیقی و دستگاهها را نزد پدرش آغاز کرد. در سال ۱۳۲۷ درانجمن موسیقی مدرسه نظام عضو شد و از سال ۱۳۲۸ به بعد، با استادان طراز اول موسیقی آشنا شد و تعلیم را زیر نظر آنان آغاز کرد.
گلپا تحصیلاتش را ادامه میداد؛ اما ازموسیقی جدا نبود تا این که در پانزده سالگی با حسین خواجهامیری(ایرج) درمدرسه نظام همکلاس شد. سرنوشت این دو چهره فراموشنشدنی موسیقی ایرانی، ازهمین دوران به یکدیگر گره خورد.
دیری نپایید که اکبر گلپایگانی به یکی از ستارههای درخشان موسیقی ایران تبدیل شد و توانست در این مسیر، جای خود را در میان قلب مردم ایران باز کند.
آثارش هم رنگ و بوی موسیقی اصیل ایرانی و هم رگههایی از موسیقی پاپ را داشت؛ به گونه ای که هم توجه نسل گذشته و هم جوانان را جلب میکرد.
اولین آواز رسمی اکبر گلپایگانی، آوازی در مایه ابوعطا در سال ۱۳۲۸(در سن ۱۶ سالگی) در یک محفل خصوصی و در منزل استاد مرتضی خان محجوبی و با همکاری استادان بزرگی همچون: مرتضی خان محجوبی، بانو قمرالملوک وزیری، سعادتمند قمی، علی تجویدی و حسین تهرانی بود.
اکبر گلپایگانی در گوشه ای از خاطراتش گفته است:«من در مدرسه نظام و دانشکده افسری، درس خواندم و بعدها هم مهندس نقشهبرداری شدم، اما همه اینها را رها کردم و به سراغ موسیقی رفتم. در موسیقی هم هرآنچه یک جوان انتظارش را دارد، به دست آوردم.
او تنها خواننده ای بود که تقریباً در تمام سلسله برنامه گلها شرکت داشت (۲۹۸ آواز به صورت رسمی و بیش از ۷۰۰ آواز خصوصی و رادیویی دیگر).
از دست آوردهای او درعرصه موسیقی، می توان به دریافت چندین دکترای افتخاری و عناوین دیگری به شرح زیر اشاره کرد:
دریافت دکترای افتخاری هنر در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا در سال ۱۹۹۴
دریافت دکترای افتخاری اقتصاد و هنر از سازمان یونسکو در سال ۱۳۸۱
دریافت دکترای افتخاری و اسکار هنر موسیقی در سال ۱۳۸۴ از دانشگاه بوداپست مجارستان
دریافت دکترای افتخاری و مدال هنر در سال ۱۳۸۴ از سازمان ملل متحد و نماینده این سازمان
دریافت دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه شیراز در خرداد ۱۳۸۴ (اعطای دکترا توسط پروفسور سیسختی و پروفسور ذوالقدر)
دریافت دکترای افتخاری از دانشگاه تهران در دیماه ۱۳۸۴
گنجاندن آوای آواز گلپایگانی در یک فیلم جهانی به نام«مده آ»،ساخته کارگردان ایتالیایی پازولینی
انتخاب به عنوان محبوب ترین خواننده سال ۱۳۸۰ در بین تمام خوانندگان ایرانی داخل و خارج از کشور و انتخاب ترانه عشق پاک(من تو را آسان نیاوردم به دست)،از ساختههای جهانبخش پازوکی به عنوان برترین آهنگ سال.
اعطای جایزه بزرگ سپاس فرانسه به اکبر گلپایگانی، از طرف سنای فرانسه در فروردین ۱۳۸۶
اعطای جایزه بزرگ انساندوستی فرانسه به اکبر گلپایگانی در فروردین ۱۳۸۷
اهدای جایزه رز طلایی (گلدن رز) به وی در سال ۱۳۹۱
او درمصاحبه ای با روزنامه شرق، از کوک بودن ساز زندگیاش میگوید و اظهار می دارد که هرروز به امید یک زندگی نو و خلق تازه از خواب بیدار میشود. و در ادامه یادآور می شود: "اگر بخواهم #هنر را در یک واژه خلاصه کنم، باید بگویم : چیزی که با روح مردم و احساس آنان درآمیخته است. "
امروز جهان، دهکده کوچکی شده است. ما باید هنرمان را با روحیه مردم زمانه تطبیق دهیم و این جوانی و نیرو میخواهد. هروقت ناراحت باشم، مینشینم یک ساز پرویز یاحقی، فرهنگ شریف، جلیل شهناز یا حسن کسایی را گوش میکنم و سرشار از سرخوشی و نشاط میشوم و به خدا نزدیک میشوم. هروقت دلم بگیرد، میزنم زیر آواز و برای خودم میخوانم: «ای خدا، این وصل را هجران مکن»! و تمام زندگی و عرفان در این جمله است.»
استاد اکبر گلپایگانی بر این باور است که: " موسیقی سلیقه است؛ ولی ما باید گوش مردم را با موسیقی های خوب آشنا سازیم. " هنرمندانی که آواز می خوانند یا ساز می نوازند باید برای قلب مردم بخوانند و بنوازند.
.

روز دوشنبه ۲۹ دی ماه ۱۳۹۹ به دعوت یکی از دانشجویان که در وزارت بهداشت و درمان شاغل است، با حضور در محل کار ایشان، در جریان فعالیت های روابط عمومی آن وزارتخانه؛ به ویژه تلاش های مرتبط با آگاه سازی مردم در زمینه مقابله با کووید ۱۹ قرار گرفتم که از حُسن اتفاق، سخنگوی محترم آن نهاد خانم دکتر سیما سادات لاری گزارشی را از آخرین وضعیت بیماران کرونایی و تعداد درگذشتگان و ... که به صورت زنده از سیمای جمهوری اسلامی ایران انتشار یافت، ارائه دادند و نکته مهمی را خاطرنشان ساختند که در پایان به آن اشاره خواهم کرد.
مشاهده فعالیت و تکاپوی بخش های ارتباطی و فرهنگی آن مجموعه در جهت صیانت از سلامتی هم وطنان، اینجانب را بر آن داشت تا مقوله حائز اهمیتی را به نام " ارتباطات سلامت " با استفاده از مقاله استاد ارجمند دکتر هادی خانیکی با عنوان " ارتباطات سلامت؛ دورنمای آن در توسعه " به اختصار توضیح دهم.
در دهههای اخیر تحولات عمیقی در حوزههای مختلف توسعه رخ داده که شرایط زندگی فردی و اجتماعی افراد را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. در این فرآیند سطح انتظار انسان از کیفیت و امکانات زیستی و محیطی خود به نحو قابل توجهی افزایش یافته و به دنبال آن تغییرات عمدهای در نحوه نگرش و باور افراد نسبت به مؤلفههایی چون امید به زندگی، رفاه، امنیت، سلامت، نشاط روحی و غیره ایجاد شده است.
امروزه کارشناسان و صاحبنظران علوم بهداشتی معتقدند که رابطه مستقیمی بین
#کیفیتزندگی و #وضعیتسلامت وجود دارد که به عنوان یک اصل حیاتی در دوران مختلف حیات بشری از گذشته تا حال، پا برجا بوده است.
مجامع بینالمللی به ویژه سازمان جهانی بهداشت ( WHO ) و کارشناسان حوزه علوم بهداشتی طی پژوهشها و کنفرانسهای متعدد با همکاری سازمانها، مراکز علمی و نظریهپردازان و پژوهشگران در حوزه علوم اجتماعی، ارتقای سطح بهداشت و در نتیجه افزایش کیفیت زندگی افراد و جوامع را در سطح گروهها، طبقات و نقاط جغرافیایی مختلف، هدف اصلی تلاشهای جدید علمی و عملی خود به شمار آورده و پیشبرد این امر را نیازمند همکاری و حمایت بخشهای مختلف فرهنگی، اجتماعی سیاسی، اقتصادی در فرآیند توسعه همهجانبه ارزیابی کردهاند.
بر اساس پژوهش های به عمل آمده، راهبرد پیشنهادی برای رسیدن به این هدف جایگزین ساختن #پیشگیری به جای #درمان و در نهایت انتخاب یک رویکرد " #جامعه_محور " است که در آن به لزوم آموزش مطلوب تکتک افراد کشور در زمینه سلامت و ارتقای سطح آگاهی بهداشتی تأکید شده است.
بدین ترتیب توان آمادگی، مقابله و حل معضلات بهداشتی در هنگام مواجه با شرایط بحرانی و خطرزا، به عنوان توانایی ویژه ای تعریفشده که بر عهده افراد یا مسئولان خاصی نبوده و نیازمند مشارکت و همکاری داوطلبانه کلیه شهروندان خواهد بود.
به موازات این دگرگونیها، با گسترش و توسعه ارتباطات و ظهور شبکههای اطلاعرسانی که تا پیش از آن بیشتر در حیطه رؤیاها و تصورات بشری جای داشت، حضور رسانهها در همه سطوح فردی و اجتماعی انسانها به یک واقعیت گریزناپذیر تبدیل شده است.
با این وصف اکنون نقشها و کارکردهای ویژهای برای رسانهها بازتعریف میشود که به اعتبار آن، ایجاد و بسط شاخههای جدید علمی همراه با رویکردهای نوین اجتماعی بر پایه ارتباطات و رسانهها اولویت یافته است. اهتمام به برنامههای ارتباطی در حوزه سلامت و بهداشت، مصداقی از این واقعیت است، که حوزه مهم و مستقلی از مطالعات میانرشتهای ارتباطات و توسعه را به خود اختصاص داده است.
در سالهای اخیر رشته #ارتباطات_سلامت در جهان نه تنها به عنوان بخشی از ارتباطات توسعه، بلکه در سطحی همردیف با رشتههای ارتباطات سیاسی، ارتباطات انسانی و مطالعات رسانه قرار گرفته و از اعتبار علمی و جهانی برخوردار شده است.
راهبردهای ارتباطات سلامت عملاً منجر به ایجاد و افزایش توانمندیها و ظرفیتهای ارتباطی هر دو گروه متخصصان بهداشت و کارشناسان ارتباطات در روند شناسایی زمینهها، مجاری و پیامهای سلامتمحور میشوند.
در گزارش دکتر سادات لاری بر این موضوع تاکید شد که با توجه به تحقیقات به عمل آمده، در میان انواع کسب و کار، شیوع کووید ۱۹ بیشتر از صفوف مردم در نانوایی ها ناشی می گردد. از این رو ضمن ارائه رهنمودهای پیشگیری کننده در هنگام خرید نان، به شهروندان دارای بیماری زمینه ای توصیه گردید که خرید نان را در این شرایط به سایر اعضای خانواده واگذار کنند و ...
اینجانب با رصد کردن گزارش یاد شده در خبرگزاری ها و مطبوعات، نکته مهمی را که خانم دکتر سادات لاری یادآور شدند، مشاهده نکردم و آنچه را که بدان پرداختند، ذکر آمار درگذشتگان و ... بود که نشانه ای از بی توجهی به ارتباطات سلامت است و باید مورد توجه قرار گیرد.
.
.
نام گذاری یک روز بهنام شهرها، اقدامی است که از چند سال پیش با هدف معرفی تاریخ و هویت شهر، جاذبههای گردشگری، توسعه شهری و تبادل فرهنگی با شهرهای دیگر و البته ترویج شادی و نشاط در شهرها و گردهمایی های مردمی، آغاز شد. از میان بیش از ۱۳۰۰ شهر ایران فقط تعدادی از آن ها روزی را بهنام خود ثبت کردهاند و در این میان تعداد انگشتشماری روز ملی دارند.
برای مثال اصفهان این روز را به بهانه شروع ساخت بنای شهر اصفهان در اول آذر ماه، تهران به مناسبت آغاز فرآیند اهمیت یافتن پایتختی تهران در قانون اساسی در ۱۴مهر ماه، شیراز بهدلیل طراوت و شادابی این شهر در نیمه اردیبهشت و سنندج همزمان با دستور ساخت شهر به دستور سلیمانخان اردلان جشن میگیرند. روز ملی اراک در ۲۸ مهرماه همزمان با سالروز صدارت امیرکبیر با هدف توسعه و گسترش فرهنگ این کلانشهر انتخاب شده است. تبریزیها روز ۱۴ مرداد و پیروزی مشروطه را بهدلیل اهمیت و جایگاه تبریز در قیام مشروطه، روز خود میدانند.
در عین حال نام گذاری در برخی شهرها متفاوتتر است و ارتباطی به وقایع تاریخی ندارد. برای مثال، شورای شهر کرج روز فرهنگی این کلانشهر را همزمان با مهمترین رویداد گردشگری این شهر یعنی آغاز جشنواره لالهها در تاریخ ۲۱ فروردین انتخاب کرده و در برازجان استان بوشهر روز فرهنگی پیوندی با معیشت این دیار دارد؛ برازجانیها ۱۲ اسفند و آغاز گردهافشانی نخلهایشان را بهعنوان روز شهرشان میشناسند.
این که رفتهرفته شهرهای ما تمایل یافتهاند تا یک روز از سال را در تقویم به نام خود ثبت کنند، اتفاق فرخندهای است؛ زیرا حکایت از بهتر شدن حال جامعه ما از نظر فرهنگی دارد. در واقع همه این اقدامات بهانهای برای یادآوری است. اگر نامگذاری یک روز موجب آن شود که به یاد بیاوریم موقعیت استثنایی شهرمان چگونه است، اتفاق فوقالعادهای میافتد که بر آینده و هویت شهرهای ما تأثیر نیکویی خواهد گذاشت.
البته پاسداشت و ارجگذاری شهر بهانه میخواهد؛ بهانهای برای تکریم و نکوداشت. نکوداشت آغوش مادری که شهروند را در خود پناه داده است. می توان گفت نکوداشت یک شهر در یکی از روزهای سال، فرصتی برای شهروندان جهت نزدیکی بیشتر به هویت شهر ایجاد می کند. این نکوداشت مرور خاطرات شهر و فضایی برای تجدید میثاق با آشنایان و همشهریان را نیز در بستر زمان به همراه دارد. نکوداشت یک شهر میوه ای با طعم هویت دارد. هویت، آسودگی و آرامش خیال به همراه داشته و حوادث و ناملایمات را امری گذرا میانگارد. از این رو شهروند باهویت، شهرگریز نیست. رو به شهر داشته و از سوی دیگر، عامل پیوند بین نسلی است.
با توجه به موارد ذکر شده، جای خالی روزی به نام گلپایگان با قدمت فرهنگی و تمدنی ۷۰۰۰ ساله که اولین آثار آن در سنگ نگاره ها و کبوترخانه ها و ... خودنمایی می کند و نیز برخورداری از آثار باستانی ارزشمند و میراث ملموس و ناملموس فرهنگی، جاذبه های گردشگری و مشاهیر تاثیرگذار در تقویم سال و مناسبت ها خالی است.
اکنون که با اعلان وزیر محترم میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی، گلپایگان به عنوان #شهرملی منبت ثبت گردیده، انگیزه ای مضاعف برای این اقدام وجود دارد که باید به عنوان یک فرصت از آن بهره برداری نمود.
از این رو انتظار می رود کنشگران فرهنگی، مدیران شهری و شهرستان؛ به ویژه شورای شهر گلپایگان با در نطر گرفتن ظرفیت های تاریخی و فرهنگی زادگاه مان، روزی را در سال به نام " #روز_گلپایگان " تعیین کنند تا هویت آن بر نسل های حال و آینده بیش از پیش معلوم گردد.
.
.