جامعه ما خانواده ماست
ابعادی از تفکر و منش شهید سپهبدحاج قاسم سلیمانی 
دو سال از شهادت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی گذشت و مانند موج های دریا در میان مردم تکثیر شد. این قهرمان ملی ایرانیان یک مکتب و یک سبک زندگی بود که علاقه مندانش از او درس آزادگی گرفتند.
شهید حاج قاسم سلیمانی در سپهر سیاسی ایران و منطقه جایگاهی فراتر از گروه ها و دسته بندی های سیاسی رایج داشت و از چنان صلابتی برخوردار بود که تروریست ها از نام او هم می ترسیدند. یک نمونه آن از قول مسعود بارزانی؛ رهبر وقت اقلیم کردستان عراق قابل تامل است: " داعش به دروازه های اربیل رسیده و شهر در حال سقوط بود. من با آمریکا، ترکیه، انگلیس، فرانسه و حتی عربستان تماس گرفتم، همه آن ها در جواب گفتند از دست شان کاری ساخته نیست. بعد با ایران تماس گرفتم و گفتم اگر نمی توانید کمک کنید، ما شهر را تخلیه کنیم. آن ها تلفن شهید سلیمانی را به من دادند. فوراً با حاج قاسم تماس گرفتم و اوضاع را دقیقاً شرح دادم. حاج قاسم به من گفت من فردا بعد از نماز صبح اربیل هستم. گفتم فردا دیر است؛ همین حالا بیایید. گفت کاک مسعود فقط امشب شهر را نگه دارید. صبح به استقبال حاج قاسم در فرودگاه اربیل رفتم. او با ۵۰ نفر از نیروهای مخصوص خود سریعاً به محل درگیری رفتند و نیروهای پیشمرگه را سازماندهی کردند و در عرض چند ساعت ورق به نفع ما برگشت. بعدها یک فرمانده داعش را اسیر کردیم و پرسیدیم چگونه شد که در حال فتح اربیل، ناگهان عقب نشستید؟ گفت نفوذی ها در اربیل به ما خبر دادند که قاسم سلیمانی در اربیل است. پس از آن روحیه افراد ما به هم ریخت و ... "
بیهوده نیست که یک شاعر آشوری عراقی ساکن شهر موصل به نام " ریان الکلدانی " بعد از شهادت حاج قاسم شعری با این مضمون سروده است که: " برای من پدر بودی، اکنون یتیم شدم. آن هنگام که یک تروریست افراطی بر در خانه ایستاد و شمشیرش را برافراشت تا گردن هایمان را قطع کند، زنان مان را به اسارت ببرد و به دختران مان تجاوز کند، تو آمدی و او را بیرون راندی. آن گاه پرچم چند صدایی را برافراشتی و کلیسای مان را در کنف حمایت خود قرار دادی. آری ای فرزند حسین، اینک من یتیم تو شدم . "
حضرت حجه الاسلام والمسلمین سید محمود دعایی در خاطرات خود با شهید سلیمانی که در روزنامه شرق ۲۱ بهمن ماه ۱۳۹۸ به چاپ رسیده، می گوید: " آقای سروشیان که از بزرگان زرتشتیان کرمان می باشد، وقتی حاج قاسم را در اتوبوس حامل مسافران در فرودگاه کرمان می بیند، روی شانه ایشان دست گذارده و ابراز محبت می نماید. شهید سلیمانی از جای برخاسته و ایشان را در آغوش می کشد. پس از احوال پرسی و ... آقای سروشیان مشکل قضایی خود را مطرح می سازد. حاج قاسم می گوید شماره تلفن تان را به من بدهید؛ از دوستان کمک می گیرم تا مشکل شما حل شود. روز بعد از دفتر حاج قاسم سراغش می روند، مدارکش را گرفته و پس از شنیدن اظهاراتش، کار او را دنبال کرده و به نتیجه مطلوب می رسانند و ... بنا بر نقل یکی از وکلای برجسته دادگستری کرمان آقای سروشیان پس از اعلام خبر شهادت حاج قاسم مانند ابر بهار اشک می ریخت و ... "
سخنان سنجیده سردار در نماهنگی که از او منتشر شده، شنیدنی است: " جامعه ما خانواده ماست، آنان مردم ما هستند، بچه های ما هستند، همان دختر کم حجاب هم دختر من است، دختر ما و شماست ... این بی حجاب است! آن باحجاب است! این چپ است! آن راست است! این اصلاح طلب است! آن اصول گراست! خوب چه کسی را می خواهیم حفظ کنیم؟! باید رفت در میان مردم، باید جذب کرد و ... "
او تکثر و سبک های مختلف زندگی مردم را می پذیرفت و به رسمیت می شناخت . سردار اگرچه در سخنان خود نامی از " حقوق بشر " و تکثر گرایی به میان نمی آورد ؛ اما مگر حقوق بشر و رواداری جز به رسمیت شناختن همین تکثر در اندیشه و زیست آحاد جامعه بوده است؟ می توان ادعا کرد او در عمل به جامعه چند صدایی " اعتقاد داشت و وحدت ایران در عین کثرت شعارش بود . آری او به تعبیر قرآن مجید مصداق بارز " اشداء علی الکفار و رحماء بینهم " بود.
یکی از ویژگی های برجسته سردار علاقه به مطالعه و کتابخوانی بود .
زینب سلیمانی دختر آن شهید بزرگوار در خاطراتش می گوید: " با وجود مشغله بیش از حد، از مطالعه کردن و نوشتن دست نمی کشید و بچه ها را نیز موظف به خواندن می کرد. "
دایره کتابهای انتخابیاش هم وسیع بود: از شعر فارسی و رمان خارجی تا کتابهای تاریخی و سیاسی، از خاطرهها تا شرح حالها تا کتابهای نظامی» و ... تصویر سردار در حال مطالعه صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز در هواپیما دیدنی است.
ای کاش دوستداران این چهره فراموش نشدنی تاریخ ایران در عصر تسلط فضای مجازی، مطالعه و خواندن کتاب را در زندگی خود نهادینه ساخته و به نسل های آینده انتقال دهند .
با توجه به مطالب فوق، راز حضور میلیون ها انسان ایرانی و عراقی در تشییع باشکوه و با عظمت قهرمان بزرگ و سرباز وفادار ایران و همراهان باوفایش را در خواهیم یافت.
نامش بلند آوازه و یادش جاویدان باد
.
زنده یاد دکتر #صدرالدینالهی
آخرین روز هفته گذشته ( پنجشنبه ۹ دی ماه ) با خبر غمانگیزی همراه بود. # صدرالدینالهی ، روزنامهنگار پیشکسوت و تاثیرگذار در ۸۷سالگی درگذشت. او که سالهای دور در مطبوعات ایران قلم میزد و بعدها در غربت به این حرفه مشغول بود، از چهرههای برجسته در روزنامهنگارینویسی ایران بود و از او در کنار حسینقلی مستعان، ذبیحالله منصوری و حمزه سردادور بهعنوان یکی از بنیانگذاران پاورقینویسی در مطبوعات کشور یاد میکنند.
دکترالهی علاوه بر روزنامهنگاری و تربیت شاگرد، کتاب هم مینوشت و آثار مهمی را همچون با سعدی در بازارچه زندگی، دوریها و دلگیریها و سید ضیا: مرد اول یا مرد دوم کودتا، طفل صدسالهای به نام شعر نو و .... به یادگار گذاشته است. الهی در ۱۳ آذر ماه سال ۱۳۱۳ درمحله عودلاجان تهران به دنیا آمد. عشق به حرفه روزنامهنگاری در سال آخر دبیرستان او را به روزنامه کیهان کشاند.
وی کارش را بهعنوان گزارشگر خیابانی و با پوشش ناآرامیهای سیاسی سالهای اول دهه ۱۳۳۰ آغاز کرد و بهدلیل سختکوشی و جدیت در کار، خیلی زود پیشرفت کرد و برای تکمیل تحصیلاتش به فرانسه رفت در آنجا چندین مدرک دکترا گرفت ؛ اما خود را همواره فقط روزنامهنگار میدانست . او روزنامهنگاری را بهصورت حرفهای در آنجا پیگرفت تا آنجا که همان زمان که دانشجو بود، ۲۷ بار قاچاقی از راه تونس یا مراکش به الجزایر سفر کرد تا بتواند رخدادهای جنگ الجزایر را برای روزنامه کیهان گزارش کند. او که از پایهگذاران گزارشنویسی مطبوعاتی در ایران بود، مجله کیهان ورزشی را پس از بازگشت از فرانسه و تحصیل در رشته جامعه شناسی ورزش با همکاری زندهیاد کاظم گیلانپور بنیاد نهاد .
دکتر الهی درباره تجربهای که در کار ورزشینویسی به دست آورده در مصاحبهای گفته بود: « کار در بخش ورزش به من امکان میداد مبلغ مفاهیمی چون احترام به قانون و اهمیت نظر مردم باشم. » وی همچنین به پویایی کار خبرنگاران اهمیت میداد و به شاگردان خود توصیه میکرد که کار خود را با اعتقاد و علاقه انجام دهند . در این زمینه ابراهیم زاهدیمطلق، روزنامهنگار از قول اردشیرلارودی، ورزشینویس پیشکسوت نقل میکند: «دکتر الهی به یکی از مسابقات بزرگ و جهانی ورزشی رفته بود و پس از بازگشت، دریافتش از خبر و خبرنگاری و چگونه نوشتن را برای ما شرح میکرد؛ میفرمود من آنجا متوجه شدم سه نوع خبرنگار وجود دارد: دسته اول کسانی هستند که حاضر در میدان هستند و خودشان میبینند و مینویسند. دسته دوم، ادیتورها یا همان دبیران سرویسها هستند که در روزنامهشان نشستهاند، هیچ میدانی نمیروند و نمیبینند و سخنان دستهاول را تنظیم میکنند و بر اساس آنها یادداشت و سرمقاله مینویسند؛ اما حکایت دسته سومیها جالبتر از این حرفهاست! ایشان نه در میدان حاضر میشوند و نه خبرها را خودشان میخوانند و میبینند، بلکه بر اساس مطالب تنظیمشده از طرف دسته دوم، برای همان خبر و سایر اخبار مشابه، تحلیل مینویسند که به این دسته هم میگویند «سرادیتور» و روزنامههای ما پر است از این دسته سومیها!» *
دکتر الهی در دوران فعالیت خود بهعنوان روزنامهنگار با چهرههای سرشناس پرشماری همچون پیر هانری سیمون، منتقد ادبی لوموند، پرویز ناتل خانلری، و علیاکبر دهخدا مصاحبه کرد. او به سعدی بسیار علاقهمند بود و در حرفه خود این ادیب را سرمشق خود قرار میداد و میگفت: «سعدی شیرازی «سرسلسله صف روزنامهنگاران» است؛ زیرا سفر میکرد، با خوب و بد مینشست، آیینه اندیشههای متضاد بود و حاصل آنها را «ساده، قاطع، و روشن» مینوشت.» او همین شیوه را در گزارشنویسی و پاورقینویسی رعایت میکرد. ازاینرو نوشتههایش جذاب و پرخواننده بود .
علیاکبر قاضیزاده ، روزنامهنگار پیشکسوت در مراسمی در مرداد ۱۳۹۶ در ایران درباره این ویژگی الهی گفت: « عزیزانی که از من بزرگتر هستند، یادشان میآید زمانی را که آقای صدرالدین الهی گزارشهایی را در ۱۶ صفحه در مجله روشنفکر مینوشت، دانشآموزان مدرسه «شاهدخت» صف میایستادند تا این مجله توزیع شود و آنها را بخوانند .» الهی کمی پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ برای کار پژوهشی راهی آمریکا شد و سرانجام در همانجا درگذشت
روانش شاد و یادش گرامی باد
ابراهیم جعفری
.

این روزها « تلسکوپ جیمز وب » بر سر زبان هاست. تلسکوپ مزبور که طراحی و ساخت آن حدود ۳۰ سال طول کشید، قرار است روند پیدایش اولین ستارهها، سیاهچالهها و کهکشانها را مُستند کرده و نوری بر پرسشهای بنیادین حیات و کائنات بیاندازد.
تلسکوپ فضایی جیمز وب یک رصدخانه فضایی با قابلیت بالا است که برای ایجاد تحول انقلابی در زمینه ستاره شناسی؛ از شکلگیری ستارهها و رصد اولین کهکشانهای جهان گرفته تا ویژگیهای منظومههای سیارهای، طراحی شده است.
پیش از جیمز وب ، تلسکوپ فضایی " هابل " سه دهه به منزله چشمان اخترشناسان بود و برای آنان نماهایی از کهکشانهای دوردست و ماده تاریک و جهان باستانی را فراهم کرد؛ اما از زمان پرتاب آن در سال ۱۹۹۰ و آخرین بهروزرسانی اش در سال ۲۰۰۹، حوزههای نجوم و فناوری هر دو تکامل یافتهاند و با تغییرات چشمگیری مواجه شدهاند.
مطمئناً اکنون یک تلسکوپ فضایی بزرگتر و قدرتمندتر از هابل مورد نیاز می باشد و این همان چیزی است که جیمز وب برای آن طراحی شده است. برای بسیاری از اخترشناسان، امیدواری زیادی وجود دارد که جیمز وب دانش ما را در مورد کیهان برای سالهای طولانی در آینده گسترش دهد.
تلسکوپ فضایی جیمز وب به نام شخصیتی به همین نام که دومین مدیر ناسا بود، نام گذاری شده است. جیمز وب معمولاً با برنامه " آپولو " که انسان را برای اولین بار به ماه فرستاد، شناخته میشود.
با این حال نام تلسکوپ جدید جنجال برانگیز شده است؛ چرا که سنت ناسا در نامگذاری ماموریتهای علمی معمولا استفاده از نام دانشمندان است، نه شخصیتهای مسئول و سیاسی؛ بنابراین ناسا در نامگذاری تلسکوپ جیمز وب سنت شکنی کرده است!
اگرچه تلسکوپ جیمز وب توسط ناسا مدیریت میشود؛ اما این تکنولوژی حاصل یک پروژه علمی چند ملیتی است. آژانس فضایی اروپا شریک کلیدی در این پروژه است که پرتاب آن را به عنوان یک کمک بزرگ به ناسا انجام داد. همچنین اجزای سازنده این تلسکوپ محصول تعدادی سازمانها و شرکتهای مختلف می باشد؛ اما در نهایت توسط شرکت
" نورثروپ گرومن " در جنوب کالیفرنیا مونتاژ شد.
تلسکوپ جیمز وب که در ماه سپتامبر ۲۰۲۱ جنوب کالیفرنیا را ترک نمود، از کانال پاناما عبور کرد و به آخرین بندر زمینی مورد نظر خود که محل پرتاب در گویان فرانسه است، رسید. جیمز وب از آنجا سوار بر موشک
" آریان۵" به فضا رفت.
نگین انگشتری در جیمز وب ، آینهی آن است. این آینه با عرض ۶.۵ متر، بزرگترین آینهای است که تا به حال به فضا رفته است که با آینه ۲.۴ متری هابل فاصله قابل توجهی دارد. این آینه از ۱۸ بخش شش ضلعی، هر یک به اندازه یک میز بزرگ ساخته شده است. بیش از ۱۰۰ موتور زیر این آینه قرار دارند تا تنظیمات ظریف لازم را انجام دهند.
ساخت این آینه چالشی باورنکردنی برای سازندگان جیمز وب بود؛ زیرا حتی کوچکترین نقص در آن میتواند به شدت تواناییهای رصدی آن را مختل کند.
هابل بیشتر در نور مرئی رصد میکند؛ اما جیمز وب در طول موجهای طولانیتر، عمدتاً در طیف مادون قرمز رصد میکند. دانشمندان امیدوارند که این قابلیت به تلسکوپ اجازه دهد تا به اجرام دورتر نگاه کند؛ چرا که نور این اجرام به طول موجهای بلندتر منتقل میشوند.
اکنون که جیمز وب پرتاب شده است، سپر خورشیدی آن در طول مسیر تا میگردد و در طول دو هفته آغازین پرواز، به مرور باز میشود تا مساحتی به اندازه طول یک زمین تنیس را پوشش دهد.
پیش بینی می شود این فرآیند حدود یک ماه به طول انجامد که ناسا آن را " ۲۹ روز روی لبه " نامیده است. در طی این مدت، جیمز وب به سمت جایگاه تعیین شده خود حرکت خواهد کرد.
این تلسکوپ به گونهای طراحی شده که دوردستهایی را در فضا که تا کنون قادر به دیدن آن ها نبودهایم، ببیند. جیمز وب با انجام این مشاهدات در اعماق فضا قادر خواهد بود آغازهای اولیه جهان و کهکشانهای آن را مطالعه کند. تحقیق پیرامون وجود حیات در سیارات دیگر و مطالعه سیارات نزدیک به زمین، مانند مریخ نیز از ماموریت های آن می باشد.
پژوهشگر ایرانی دکتر آیرین شیوایی که در توسعه تلسکوپ جیمز وب نقش به سزایی را ایفا کرده، می گوید: " دوربین های مادون قرمز این تلسکوپ به قدری قدرتمند و دقیق هستند که می توانند حضور یک زنبور را از فاصله ۲۴۰ هزار مایلی( فاصله بین زمین و ماه) تشخیص دهند ."
جیمز وب این پتانسیل را دارد تا تمامی دانش ما را از نو بازنویسی کند؛ چرا که به طرز غیر قابل باوری دید و درک ما را از جهان تغییر خواهد داد. به واسطه این تلسکوپ فضایی قادر خواهیم بود چشم اندازی بهتر از جهانی که در آن زندگی میکنیم، داشته باشیم.
جیمز وب که شنبه ۲۵ دسامبر ۲۰۲۱ ( ۴ دی) سفر رویایی خود را آغاز کرد، امید است دانش بشر را در مورد کیهان هرچه بیشتر گسترش دهد و مرزهای جدیدی را درنوردد.
.
به بهانه سالروز تولد
حضرت #عیسی_مسیح (ع)
فرصت سازی یک کتاب
برای صنعت گردشگری فرانسه
فرارسیدن ولادت باسعادت پیامبر بزرگ خدا و پیام آور صلح و دوستی حضرت عیسی ابن مریم (ع) بر موحدان پاک اندیش و روشن بین مبارک باد .
به مناسبت این میلاد خجسته، شرح چگونگی تبدیل کلیسای نوتردام پاریس را به عنوان یکی از کانون های گردشگری فرانسه یادآور می شوم.
هرازگاهی خبر تکان دهنده ای از آسیب ناگهانی یک اثر معماری، دوستداران و پیروان مکتب فرهنگ، هنر و میراث معنوی بشر را می لرزاند؛ تخریب ارگ تاریخی بم، قدیمی ترین و بزرگ ترین شهر خشتی جهان در زلزله سال ۱۳۸۳، انهدام بنا های تاریخی باشکوه سوریه و عراق توسط تروریست های داعشی، تخریب موزه منحصر به فرد تاریخ طبیعی برلین حین جنگ جهانی دوم، تخریب بنا های یادبود بوداییان در افغانستان توسط تروریست های طالبان و آتش سوزی کلیسای باشکوه نوتردام از آن جمله بود. به مرور زمان طی دوره های تاریخی، کلیسای نوتردام به موزه آثار تاریخی و مذهبی مسیحیت، تغییر کاربری پیدا کرد. همین مسئله باعث نیمه متروک شدن و آسیب دیدن بخش هایی از بنا شد. حتی در جریان انقلاب فرانسه، مورد تهاجم و غارت قرار گرفت. تنها رویداد مهم در این مقطع زمانی، تاج گذاری ناپلئون بناپارت در ابتدای قرن نوزدهم در این کلیسا بود.
نکته جالب آن است که با نام « نوتردام » چندین کلیسای دیگر در فرانسه وجود دارد و نمونه برجسته آن، کلیسای نوتردام شهر استراسبورگ است، اما همچنان علاقه مندی به نوتردام پاریس میان مردم فرانسه و جهان غیرقابل مقایسه با هر نمونه دیگری است. می توان با این توضیح کلیسای نوتردام پاریس را به عنوان مادر کلیسا های قرون وسطی تا معاصر نامید. برای یافتن پاسخ این پرسش که علت اصلی علاقه مندی و جایگاه مردمی کلیسای تاریخی نوتردام پاریس چیست، باید به تاریخ اجتماعی آن بنا پرداخته شود.
در میان مجسمه های ساخته و نصب شده در کلیسای نوتردام پاریس، مجسمه ژاندارک دلیر، اسطوره مبارزه فرانسوی ها وجود دارد. این داستان تاریخی به بخشی از جاذبه های محتوایی این بنا تبدیل شده است. هم دوره کلیسای نوتردام پاریس کلیسا هایی بس باشکوه تر و مهندسی تر ساخته می شود؛ اما نمی تواند جایگاه مردمی پیدا کند. اگر صِرف ساخت وساز معماری و ثبت آن به عنوان یک اثر معماری و میراث فرهنگی توان جاودانگی در میان مردم داشت، آثار فاخر هم عصر و حتی هم نام نوتردام نیز محبوب می شدند.
محبوبیت این کلیسا تاریخ و معماری نیست؛ بلکه تاثیرگذاری متن و قلم است . دو سال پیش کلیسای نوتردام در آتش سوخت و مردم گویا بر جنازه معشوق شان سوگواری می کردند؛ این سوگواری نه بر بنای ۸۵۰ساله و تاریخ باشکوه آن؛ بلکه بر اساس داستان تاثیرگذار نویسنده ای بود که جان بخش دوباره کلیسای نوتردام شده بود. گوژپشت نوتردام نام داستان بلند عاشقانه ویکتور هوگو است که با گذشت نزدیک به ۱۹۰ سال از آفرینش آن، همچنان در میان مردم جهان تحسین می شود .
محل شکل گیری رخدادهای اصلی این رُمان و شخصیت های آن، وابسته به کلیسای نوتردام است. رویدادهای شکل گرفته در آن محل چنان با فرم و فضای داستان آمیخته است که کلیسای نوتردام را به شخصیتی همیشه زنده نزد خوانندگان و مخاطبان بدل کرده است. ویکتور هوگو با هوشمندی و آگاهی یک موقعیت و بنای تاریخی در حال فراموشی را به عنوان عنصری مهم و تاثیرگذار در داستانش جانمایی می کند. کلیسای نوتردام به جایگاهی هم تراز و شاید مهم تر از شخصیت های اصلی در رُمان دست می یابد و اسرارخانه ای برای جبهه خیر و شر و امانت دار تاریکی و روشنایی می شود.
نویسنده با به خدمت گرفتن بنای نوتردام جانی دوباره به کالبد کلیسا می دهد، چنان که گویی تاریخ ۷۰۰ ساله قبل از آن وجود نداشته است. با خواندن داستان، مخاطب همچون شخصیت های اصلی آن تحت تاثیر جان بخشی بنای کلیسا قرار می گیرد. با توضیحات مختصری که بیان شد، می توان کلیسای نوتردام را کلیسای ویکتور هوگو نام گذاری کرد؛ چراکه او موجب رشد و ارتقای محبوبیت و جذابیت آن شده است . این کلیسا در ۱۸۳۱ ساخته شد؛ اما کمتر مورد توجه بود.
وقتی ویکتور هوگو کتاب گوژپشت نوتردام را نوشت، این رُمان باعث شد کلیسا مجددا مورد توجه قرار گیرد و در سال ۱۸۴۴ بازسازی شود. هرچند این بازسازی ۲۵ سال به طول انجامید، اما سرانجام این بنا به کلیسایی موثر در صنعت گردشگری فرانسه بدل شد و نشان داد که یک کتاب چگونه می تواند فرصت اقتصادی برای یک کشور ایجاد کند .
.
️ به یاد زنده یاد مصطفی منصوری از پیشگامان خوشنویسی گلپایگان
علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری
هستی ز قلم رقم پذیرست
زو شمع قلم فروغ گیرست
سروی است قلم به باغ ادراک
سایه ز رقم فکنده بر خاک
" قاضی احمد قمی"
در حال حاضر که جلوه های بصری جایگاه برجسته ای را در شناخت حقایق هستی به خود اختصاص می دهد، شاید بتوان گفت خوشنویسی یکی از بهترین رسانه هایی است که ذوق و اندیشه بشر را بازتاب داده و از جمله هنرهایی به شمار می رود که به دلیل برخورداری از جمال و زیبایی، تعامل انسان را با خِرد و اندیشه دانشمندان در طول تاریخ تسهیل نموده و استحکام می بخشد.
از سوی دیگر این هنر اصیل را می توان به عنوان نمادی از هویت ایرانی و اسلامی و یکی از رازهای جاودانه شدن ادبیات فارسی قلمداد کرد که با درخشش خود آرامش، صلح جویی و تعادل را ارمغان نسل های گذشته و حال نموده است.
در عین حال هنر خوشنویسی دریچه ای از دیپلماسی فرهنگی را نیز در جهان می گشاید که از طریق آن می توان با سایر کشورها؛ به ویژه جوامع شرقی و اسلامی ارتباط برقرار کرد.
خوشبختانه گلپایگان که میراث تمدن کهن و درخشان ایران را در سنگ نگاره هایش به همراه دارد، مهد خوشنویسانی است که به سهم خود در پویایی فرهنگ این سرزمین تاثیرگذار بوده و هستند.
با کمال تاسف و تاثر از درگذشت یکی از پیشگامان خوشنویسی زادگاه مان مصطفی_منصوری مطلع شدیم. خاطره هنرنمایی ایشان از سال های دهه ۱۳۴۰ خورشیدی که از دبیرستان آغاز شد، در اذهان علاقه مندان به این هنر همواره پابرجاست.
قدر شناسی از زنده یاد منصوری به عنوان یکی از پیشکسوتان خوشنویسی گلپایگان ، پاسداشت این هنر فاخر و سایر افرادی است که از این طریق به اعتلای فرهنگ اهتمام می ورزند.
.با عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان و جامعه هنری زادگاه مان، از خداوند متعال برای این عزیز سفرکرده رحمت و غفران واسعه مسئلت می نماییم.
.
.
بیوتکنولوژی، از جنگلهای کانادا تا جزیره قشم 
دکتر نسرین معظمی پیشگام بیوتکنولوژی در ایران
ابراهیم جعفری
بیوتکنولوژی از جمله رشته هایی است که مسیر رسیدن به پاکترین و اقتصادیترین فناوریهای مطرح در سطح دنیا را هموار ساخته است.
این فناوری نخستین بار حدود صد سال پیش با هدف کاربرد دانش پزشکی و زیستشناسی در فناوریهای ساخت بشر مورد توجه قرار گرفت.
در این تکنولوژی از موجودات زنده برای ساخت یا تغییر خواص محصولات مختلف، ارتقای کیفی گیاهان و حیوانات و تغییر صفات میکروارگانیسمها در زمینه تولید محصولات مختلف ازجمله فرآوردههای دارویی و شیمیایی استفاده میشود. در گذشته استفاده از این فناوری به اصلاح نباتات و دام و تهیه فرآوردههایی مانند نان، ماست و پنیر محدود می شد.
ورود این تکنولوژی به صنایع دارویی برای تولید آنتیبیوتیک و انسولین انسانی بیش از پیش به گسترش کاربرد آن منجر شده است. اکنون با پیدایش فناوری دی ان ایِ نوترکیب، دستکاری ژنها و امکان انتقال ژن از یک موجود زنده به موجود زنده دیگر، ظرفیت بهرهبرداری از این فناوری افزایش یافته است.
دکتر نسرین معظمی، زیستشناس، میکروبشناس و بنیانگذار رشته بیوتکنولوژی در ایران که به پاس خدمات ارزندهاش جایزه اول بهترین دانشمند ایران را در کارنامه خود دارد، از دامان دانش پژوهان و اندیشورزان گلپایگان برخاسته است. خرسندم که به مناسبت #هفته_پژوهش به معرفی این چهره نمونه علمی می پردازم .
این بانوی دانشمند پس از پایان دوره کارشناسی خود در رشته زیست شناسی از دانشگاه تهران، به دانشکده پزشکی دانشگاه لاوال کانادا رفت و ادامه تحصیل داد. پس از فعالیت در چند پروژه از جمله کنترل بیولوژیک آفات جنگلهای کانادا در ادامه توانست طرح کنترل بیولوژیک مالاریا را اجرا کند.
برای تولید آنتیبیوتیک با شرکتهای دارویی همکاری داشت و به این ترتیب در شاخههای مختلف زیست فناوری متخصص شد. او در سال ۱۳۵۶ از دانشگاه لاوال کانادا فارغالتحصیل گردید و به ایران بازگشت.
دکتر معظمی که در زُمره نخستین دانش آموختگان بیوتکنولوژی در ایران است، پس از بازگشت به ایران به عنوان استادیار دانشکده پزشکی دانشگاه تهران فعالیت حرفهای خود را آغاز کرد؛ اما با شروع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها، به دعوت سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران که در دوران دفاع مقدس در زمینه تولید آنتیبیوتیک کار میکرد، به آن سازمان پیوست.
در آن زمان دکتر معظمی توانست برای تولید حشرهکشهای بیولوژیک با هدف کنترل مالاریا در کشور بودجهای را از سازمان ملل متحد بگیرد.
این پروژه یک کارخانه مینیاتور بیوتکنولوژی بود که فعالیت مشترک یونسکو و سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران به شمار می رفت.
با توجه به دستاورد پژوهشکده بیوتکنولوژی، سازمان پژوهشها به عنوان مرجع منطقهای آسیای میانه و غربی برای تکنولوژی انتخاب و معرفی شد و در کنفرانس عمومی یونسکو این موضوع رسماً اعلام شد .
دکتر معظمی در سال ۱۳۶۴ کنگره ملی بیوتکنولوژی را با حضور صد مهمان خارجی در کشور برگزار نمود و دو سال بعد در سال ۱۳۶۶ مجهزترین آزمایشگاه زیست فناوری را بنیانگذاری کرد که هنوز هم مرجع تحقیقات علمی بسیاری است. سپس مرکز بیوتکنولوژی خلیج فارس را در بندر قشم راه اندازی کرد که نخستین مرکز تحقیقات کاربردی بیوتکنولوژی دریایی در ایران است .
دکتر نسرین معظمی در سال ۱۳۷۴ به پاس تحقیقات گسترده ای که در زمینه بیوتکنولوژی انجام داده بود، موفق به دریافت نشاننخلآکادمیک از دولت فرانسه به عنوان بالاترین نشان علمی این کشور گردید.
شایان ذکر است که نشان نخل های آکادمیک فرانسه از سال ۱۸۰۸ میلادی ایجاد شده و انتخاب نام نخل یادگار شاخه های نخل و برگ ریزی آن ها ست که در یونان قدیم برای قدردانی و ادای احترام به برندگان مسابقات و قهرمانان بزرگ به هنگام عبورشان تکان داده می شدند. عنوان آکادمیک نیز به یادگار " آکادمی " یا مدرسه ای انتخاب شده که در قدیم توسط افلاطون فیلسوف یونانی ساخته شده است.
رتبه اول پژوهش جشنواره بین المللی خوارزمی و جایزه اول بهترین دانشمند ایران و دریافت نشان پژوهش جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۶، برگزیده شدن به عنوان عضو شورای راهبری برنامه بین المللی علوم پایه یونسکو در سال ۱۳۹۴ به مدت سه سال، دریافت نشان عالی پژوهش جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۷۵، ریاست و عضویت دائم پژوهشگاه فناوریهای نوین و اولین عضو افتخاری مرکز بین المللی علوم و تکنولوژی از جمله افتخاراتی است که این دانشمند به خود اختصاص داده است .
با عرض تبریک هفته پژوهش به دانش پژوهان، توفیق روزافزون سرکار دکتر معظمی را از خداوند متعال مسئلت می نماییم.
در پایان با حضرت مولانا هم صدا می شویم که:
*از محقق تا مقلد فرق هاست
کاین چو داود است و آن دیگر صداست
منبع گفتار این سوزی بود
وآن مقلد کهنه آموزی بود
.
.
۸ آذر ماه ۱۳۷۶ روز تجلی افکار عمومی در ایران 
در تاریخ هر کشوری روزهای منحصر به فردی وجود دارد که از حافظه تاریخی مردم هیچگاه محو نخواهد شد. ۸آذرماه سال۱۳۷۶ بعد از مسابقه تیم های ملی فوتبال ایران و استرالیا که با نتیجه مساوی ۲-۲ منجر به راه یابی ایران به جام جهانی فرانسه گردید و به حماسه_ملبورن مشهور شد ، در اکثر شهرهای ایران و به ویژه تهران بزرگ هنگامه ای از شور و نشاط مردم اعم از زن و مرد ، پیر و جوان ، روستایی و شهری ، نظامی و غیر نظامی و... برپا گردید که مدت ها در گفتمان عمومی جاری و ساری بود.
اینجانب که مسابقه را در وزارت جهاد سازندگی ( سابق ) واقع در خیابان طالقانی از تلویزیون تماشا می کردم ، شاهد بودم که تا قبل از شروع نیمه دوم مسابقه مکان های عمومی و خیابان های مرکزی تهران بسیار آرام و در شرایط عادی بود؛ اما بعد از مسابقه که مشخص گردید ایران مسافر جام جهانی شده است، وضعیتی در خیابان ها و میادین شهر به وجود آمد که به راستی می توان آن پدیده را زلزله_اجتماعی نامید.
در عصر کنونی صاحب نظران نیرومندترین قدرت را در جهان افکار_عمومی " ( Public Opnion ) جوامع می دانند.
افکار عمومی ضمیر باطنی یک ملت است که بدون در نظر گرفتن آن ، هیچ طرح و برنامه ای در سطح کشورها به نتیجه مطلوب نخواهد رسید .
به نظر بنده موج های نیرومند شعف و شادمانی مردم که در آن روز مانند چشمه از هر کوی و برزن جوشید ، به رودهای خروشان مردم متصل شد و جلوه درخشانی از " افکار عمومی " را به نمایش گذارد.
فراموش نمی کنم که این رویداد به شدت مورد توجه محافل علمی و دانشگاه ها نیز واقع شد و استادان مراکز آموزش عالی در کلاس ها و محافل آکادمیک در مورد آن به گفت و گو با دانشجویان و ... می پرداختند. یکی از چهره های علمی که این موضوع را مورد تجزیه و تحلیل جدی و عمیق قرار داد، دکتر پرویز پیران استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی بود که در یک میزگرد دوساعته با جمعی از اعضای هیئت تحریریه روزنامه اطلاعات به ابعاد گوناگون آن پرداخت و خاطرنشان ساخت که حضور گسترده و پرشور همه اقشار جامعه را در روز ۸ آذرماه ۷۶ از منطرهای مختلف علمی می توان در قالب پایان نامه های مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری طرح نموده و مورد واکاوی قرار داد.
حاصل این نشست در روز ۲۷ اسفند ماه همان سال در روزنامه همشهری انعکاس یافت. دکتر پیران بروز ناگهانی این واقعه را نشانه روشنی از مطالبه های جوانان و اعلام نیازهایی دانست که در شرایط عادی امکان درک آن توسط مدیران و مسئولان وجود ندارد. در عین حال بی توجهی به این موارد را زنگ خطر در جهت فاصله گیری از عقلانیت و " جامعه مدنی " قلمداد کرد که نتیجه آن پدیده خطرناک " انبوه خلق " و " جامعه توده وار " خواهد بود.
اگرچه در مسابقه های بعدی تیم ملی فوتبال ایران با سایر کشورها؛ به ویژه تیم ملی آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه که با پیروزی ملی پوشان ما همراه گردید، مردم تهران و سایر شهرستان ها تا صبح بیدار مانده و به شور و شعف پرداختند؛ اما با توجه به این که تا قبل از مسابقه ایران و استرالیا هیچ سابقه ای از موارد مطرح شده بالا وجود نداشت، می توان ۸ آذر ماه ۱۳۷۶ را یکی از روزهای تاریخی ایران قلمداد کرد که " افکار عمومی " به برجسته ترین شکل ممکن خود را نمایان ساخت .
خدای بزرگ را سپاسگزاریم که تیم کنونی فوتبال ایران با رشادت بازیکنان و هدایت منطقی دراگان اسکوچیچ و دستیارانش با عزیمت به جام جهانی ۲۰۲۲ قطر فاصله اندکی دارد.
امیدواریم این تیم شایسته در مراحل بعد نیز با درخشش خود برای ایران عزیز افتخارآفرین باشد .
.
️ تاملی بر #جعبه_جادو و خاطره ای از ورود تلویزیون به #گلپایگان
۶۳ سال پیش زنده یاد منوچهر نوذری به عنوان # نخستینمجریتلویزیون در ایران بر صفحه این جعبه جادویی ظاهر شد و خطاب به بینندگان شگفت زده ایرانی اعلام کرد: تصویر من را در جعبه ای می بینید که اسمش تلویزیون است! و بدین سان این رسانه در ایران به مخاطبان معرفی شد.
# یونسکو ( شاخه علمی، آموزشی و فرهنگی ملل متحد ) با هدف ترغیب کشورها به تبادل برنامه های تلویزیونی که صلح و توسعه همه جانبه را در سراسر جهان گسترش می دهند ، ۲۱ نوامبر هر سال ( ۳۰ آبان ) را # روز جهانی تلویزیون تعیین کرده است.
فکر راهاندازی تلویزیون در ایران به سال ۱۳۳۵ برمیگردد. جوانی به نام آقای کازرونی ، اهل اصفهان که از یک خانواده ثروتمند بود و در خارج کشور کارگردانی سینما خوانده بود، به این فکر افتاد که در ایران تلویزیون تاسیس کند. برای این منظور با شرکتهای خارجی که فرستندههای تلویزیونی تولید میکردند، وارد مذاکره شد؛ اما تلاش او به نتیجه نرسید تا این که حبیب الله ثابت پاسال بازرگان مشهور، زودتر از بقیه همت کرد و تاسیس تلویزیون در ایران را به نام خود ثبت نمود. سرانجام در ساعت ۵ بعدازظهر روز جمعه ۱۱ مهر سال ۱۳۳۷ اولین برنامه تلویزیونی در ایران پخش شد.
تلویزیون در آغاز کالایی لوکس به شمار میآمد و بسیاری از خانوادهها امکان بهرهگیری از آن را نداشتند؛ اما آرام آرام جایگاهی ثابت را در خانههای ایرانیان به خود اختصاص داد.
« امیرارسلان نامدار » از نخستین سریالهای ایرانی بود که از تلویزیون پخش شد و هواداران زیادی داشت. تلویزیون توانست در برخی مکانها به ابزاری مهم برای سرگرمی بَدل شود و به طور مشخص در اغلب قهوه خانه ها جایگزین سرگرمیهای دیگر مانند نقالی، پردهخوانی و حتی رادیو گردید.
یکی از مهمترین برنامههای تلویزیون پخش مستقیم سفر سرنشینان آپولو ١١ به کره ماه در سال ١٣٤٨ خورشیدی بود. پخش این برنامه رویدادی شگفتانگیز و روُیایی به شمار میآمد. بیشتر مردم در تهران و دیگر شهرها در منزل بستگان و دوستانشان که تلویزیون داشتند، گرد هم آمده بودند تا سفر نخستینِ انسان را به کره ماه ببینند. اوج هیجان برنامه زمانی بود که نیل آرمسترانگ در سطح ماه راه پیمود .
مسابقههای مشتزنی محمد علی کلی از دیگر برنامههایی بود که جذابیتی فراوان برای ایرانیان داشت.
این مسابقهها هوادارانی بسیار در ایران داشت و شکست « کلی » ناراحتی زیادی در بینندگان ایرانی پدید میآورد. عکسهایی از ازدحام مردم در قهوهخانهها برای تماشای مبارزههای محمدعلی، در بایگانیها بر جای مانده که نمونه ای از آن را بالای متن در کنار تصویر مرحوم نوذری با مضمون: فردا صبح مسابقه مشت زنی محمد علی کلی با فریزر در تلویزیون این قهوه خانه
در صورت برنده شدن محمد علی چای و قلیان مجانی است، مشاهده می نمایید

پخش بازی های جام جهانی فوتبال ( ۱۹۷۰ آلمان ) در سال ۱۳۴۹ برای اولین بار از تلویزیون ایران نیز خاطره انگیز است.

قبل از ظهور شبکه های اجتماعی ، تلویزیون در سپهر ارتباطی جهان بازیگر اصلی بود؛ به گونه ای که ژان کازنو اندیشمند فرانسوی کتابی با عنوان قدرت تلویزیون تالیف نمود و زنده یاد دکتر علی اسدی آن را به فارسی ترجمه کرد؛ اما امروز مخاطبان منفعل جای خود را به مخاطبان فعال دادهاند و ارتباطات یک سویه در برابر ارتباطات تعاملی و چندسویه رنگ باخته است.
بدیهی است در این عرصه رقابت اگر تلویزیون بخواهد در منطومه ارتباطات اجتماعی همچنان دارای درخشندگی باشد، باید در قاب تصویرهایش همه افرادی که دل در گرو ایران دارند و نیز تمام مسائلی که متعلق به جامعه ایرانی است، جای داشته باشند؛ در غیر این صورت آیینهای محدب یا مقعر میشود که در آن تصاویر و واقعیتها با اندازه طبیعی آنها فاصلههای بسیار میگیرند.
در گلپایگان نیز اواخر دهه ۱۳۴۰ ابتدا پای تلویزیون به قهوه خانه ها و سپس خانه ها باز شد. در آن زمان یکی از قهوه خانه داران در خیابان اصلی شهر، با استقرار تلویزیون سیاه و سفید خود در کنار درب ورودی قهوه خانه، مردم را تا پاسی از شب محو تماشای برنامه های این جعبه جادویی؛ به ویژه سریال " مراد برقی " می کرد؛ به گونه ای که تماشاگران علاوه بر پیاده رو، بخشی از خیابان را نیز اشغال می کردند!
نوروز ۱۳۵۴ سومین خانواده ای بودیم که در محله خود تلویزیون دار شدیم. در آن سال سریال " تلخ و شیرین " شب های چهارشنبه از تلویزیون پخش می شد. به دلیل کشش و جاذبه ای که این سریال داشت، اغلب آشنایان و همسایگان در منزل ما برای تماشای آن جمع می شدند و خاطره انگیز ترین حضورها را در کنار یکدیگر پشت سر می گذاشتیم؛ اما اکنون بعد از ۴۶ سال که از آن شب های به یادماندنی می گذرد، متاسفانه اغلب آن تماشاگران به دیار حق شتافته اند و برای ما تنها یک نوستالوژی باقی مانده است.
یاد باد آن روزگاران یاد باد
.
.
به مناسبت هفته کتاب و کتاب داری
در پایان با آرزوی نهادینه شدن فرهنگ مطالعه در جای جای کشورمان، سروده زیبای # فریدونمشیری* در مورد * در مورد *_کتاب_* را تقدیم حضورتان می نمایم:
ای باغ پرسخاوت اندیشه های ناب
سوگند به برگ برگ تو اعجاز آفتاب
جان من و تو هرگز از هم جدا مباد
ای خوب جاودانه، ای دوست، ای کتاب
.
زنده یاد #حاج_سیف_الله_نوروزی نماد گذار از دنیای قدیم به جدید در #گلپایگان*
ابراهیم جعفری دهکده جهانی
ورود # *آهن* به عرصه های مختلف زندگی بشر مقدمه صنعتی شدن و فاصله گرفتن از عصر کشاورزی است؛ کما این که دوره صنعتی شدن ایران نیز از شروع فعالیت کارخانه ذوب آهن در اصفهان آغاز گردید.
با مرور تحولات زادگاه مان در بستر زمان، درمی یابیم که آثار ورود همشهریان به زندگی صنعتی از دوره ای آغاز گردید که درب ها و پنجره ها در ساختمان ها اعم از ادارات، مساجد، منازل و ... آهنی شد؛ به گونه ای که در همان مقطع درب های حیاط آهنی در میان مردم به " *درب های مهندسی* " مشهور شده بود.
یکی از پیشگامان این حرکت در گلپایگان، زنده یاد # حاج_سیف_الله_نوروزی* بود که از کودکی با عشق و علاقه در آهنگری مرحوم پدرش پهلوان محمد تقی نوروزی این حرفه را فرا گرفت و ابتکارات ویژه ای نظیر ساخت تفنگ دست ساز و تکمیل ساخت قُپان ( وسیله ای برای وزن کردن اجسام ) و ... را از خود به نمایش گذارد.
مرحوم نوروزی با این که از سوادی در حد خواندن و نوشتن برخوردار بود؛ اما با ریسک پذیری و نوآوری، سهم بسزایی را در به کارگیری # *فناوری* در عرصه های کشاورزی و صنعتی گلپایگان به خود اختصاص داد که سرآغاز آن تبدیل درب و پنجره های چوبی به آهنی بود. خوشبختانه آثار این رویکرد در مسجد جامع گلپایگان، حسینیه سید السادات، ، حسینیه قاضی زاهد، دبیرستان ها و ... به یادگار مانده است.علاوه بر آن تیرهای آهنی والیبال، چارچوب های گل فوتبال و نیز درب های آهنی آب انبارها، دامداری ها و معادن نشانه هایی دیگر از این روند توسط آن چهره خدوم می باشند.
کهن سالان به یاد می آورند که در زادگاه ما تا دهه ۴۰ خورشیدی و حتی چند سال بعد از آن، هنگام کوبیدن خرمن های گندم و ... با استفاده از وسیله دست سازی به نام " *چُوُن* " و به مدد نیروی چهارپایان با محنت زیاد بعد از حدود دوهفته دانه های گندم را از کاه جدا می ساختند؛ اما برای اولین بار در گلپایگان خرمن کوب های اشتاد و بعداً تیلر با همت و درایت امثال مرحوم نوروزی به کار افتادند و در مدت زمان کوتاهی منشا تحول در کشاورزی گلپایگان شدند.علاوه بر موارد بالا، زمانی که هنوز از لوله کشی آب در زادگاه مان خبری نبود و همه مردم با چرخ و چاه آب مورد نیاز خود را از قعر زمین بالا می کشیدند، مرحوم نوروزی با استقرار موتور پمپ ها در برخی از منزل ها یا ... امکان دستیابی سریع مردم به آب را با سختی هایی که بر خود هموار می کرد، فراهم ساخت.
_از میانه دهه ۴۰ خورشیدی به بعد، چشم انداز تازه ای را در نمای ظاهری ساختمان های گلپایگان مشاهده می کنیم. دلیل مشخص آن تولید سنگ های زیبای مرمر یا ... به وسیله کارخانه سنگبری در جاده خوانسار است که با سرمایه گذاری و همت بلند شادروان نوروزی و شرکا احداث و چرخه تولید آن را امکان پذیر ساخت_* . اقداماتی مانند اخذ امتیاز اتومبیل میتسوبیشی ژاپنی و ... در کنار پیکان و نیز پایه گذاری کارخانه های صنعتی در شهر را می توان از نشانه های دوراندیشی امثال زنده یاد نوروزی قلمداد کرد.
فراموش نکنیم که تولید محصولاتی نظیر #ماشین_لباسشوئی_گلپاش، بخاری های گازی و ... که دستاورد آن شهرت صنعت گلپایگان بود، میراث ماندگار مرحوم نوروزی و شرکای ایشان به شمار می رود.
با مرور این آثار که در خاطره ها باقی است، ناخودآگاه یاد و نام چهره ای مانند *خلیل ارجمند* که پایه گذار قدیمی ترین محصولات صنعتی # *ارج* در سال ۱۳۱۶ بود و نیز *محسن آزمایش اشتهاردیان* کارآفرین و بنیانگذار کارخانه # *آزمایش* با تولیدات متنوع لوازم خانگی، در اذهان تداعی می گردد. در سال ۱۳۱۶ محصولات ارج مانند یخچال، کولر، ماشین های لباس شویی، صندلی های دسته داری که در مدارس استفاده می گردد و ... علاوه بر ایران، در خاورمیانه نیز مورد استقبال بود و در تداوم آن از سال۱۳۳۰ محصولات آزمایش به عنوان # *_تولیدات_ملی_* فراگیر شد. شایان ذکر است است که " *_اَرج_* " متشکل از حرف های آغازین کلمات *_آهنگری، ریخته گری و جوشکاری_* می باشد که اتفاقاً مرحوم نوروزی هم از ابتدای فعالیت خود با این سه حرفه سر و کار داشته است.
در کنار این ابتکارات، حضور فعال ایشان در *امور خیریه* ؛ به ویژه در *_درمانگاه خاتم الانبیا_* ، نگین درخشان مردم دوستی و علاقه به همشهریان بود که به عنوان باقیات و صالحات در کارنامه پُربارش می درخشد.
_با این وصف می توان افراد خلاق و مبتکری مانند زنده یاد حاج سیف الله نوروزی را پُلی برای عبور از دنیای قدیم به دنیای جدید در گلپایگان و نماد تحرک اجتماعی همشهریان و گذار از عصر کشاورزی به صنعت قلمداد کرد_* .
اکنون که یک سال از درگذشت این چهره خوشفکر، روشن بین و آینده نگر سپری شده است، به روح بلندش درود می فرستیم.
*_باشد که نسل امروز این چهره ارزشمند را در کارآفرینی الگوی خود قرار داده و به خودباوری برسد_* .
بعد از حدود ۲ سال که از اپیدمی کووید ۱۹ گذشته، زمزمه بازگشایی مدارس و حضور در کلاس های درس شنیده می شود. تجربه گذشته نشان داده که اغلب دانشآموزان بعد از فارغالتحصیلی و با وجود کسب نمره های ممتاز از نظام آموزشی نمیتوانند خوشحال، مقاوم و با اراده قوی زندگی کنند. آنان وقتی با اولین مشکل مواجه می گردند، دچار استرس، عدم اعتماد به نفس و ضعف در تصمیمگیری میشوند. این موضوع نشاندهنده آن است که ما در نظام آموزشی نتوانستهایم بچهها را برای زندگی تربیت کنیم و «#هوش_هیجانی» را که دستاوردش انگیزه و امید در آنان است، بالا ببریم.
توجه و اولویت بخشی به مسأله «پرورش» نسبت به «آموزش» یکی از اهداف مهم در هزاره سوم است؛ بنابراین هدف از مدرسه رفتن برخلاف گذشته که صرفاً با دغدغههای علمی و آموزشی تعریف میشد، با اهدافی مثل «لذت بردن از زندگی»، «ارتباط برقرار کردن با دوستان»، «مهرورزی»، «رشد خلاقیت» و در یک کلام " افزایش کیفیت زندگی " مطرح می گردد.
دکتر مهرداد ناظری جامعه شناس و استاد دانشگاه در یادداشتی با عنوان " جای خالی سواد عاطفی " در روزنامه ایران اول مهرماه ۱۳۹۸ موضوع را این گونه واکاوی می کند:
پرسش اساسی این است که «من کیستم؟» و «چگونه با دنیای خود باید ارتباط برقرار کنم؟»
زندگی دارای رازها و رمزهایی است که به ندرت در کتاب های درسی به آن ها اشاره شده است؛ اگرچه در فرهنگ غنی ایرانی این نکات وجود دارد و در اندیشههای نابِ فردوسی، مولانا، سعدی، حافظ و ... میتوان مصداقهای عمیقی از مفهوم زندگی را دریافت کرد.
نکته دیگری که باید به عنوان مهارت زندگی به بچهها آموزش داد، «توجه به ثروت درون» است. مقصود از ثروت درون، ظرفیت رشد در وجود انسان ها می باشد که در نهاد هر فرد به ودیعه گذاشته شده و او تنها موجودی است که میتواند استعداد خود را بیاندازه شکوفا سازد.
بر این مبنا وظیفه مدارس در وضعیتی که فرزندان این مرز و بوم با هجمههای فرهنگی از طریق رسانه ها؛ به ویژه فضای مجازی مواجه می باشند، تقویت #خودآگاهی و برخوردار نمودن آنان از #سوادرسانهای است که متاسفانه در نظام آموزش و پرورش ایران از جایگاه مناسبی برخوردار نمی باشد.
از دیگر موارد مهم که باید در مدارس به آن توجه شود، تأکید و اولویت بخشی به « #تفکر_انتقادی» است. اگر تفکر انتقادی را آموزش دهیم، دانشآموز میتواند به این ادراک برسد که چگونه نقاط ضعف و قوت خود را تشخیص داده و با ناکامیهای درونی و هویتی خود برخورد مناسب داشته باشد.
با این وصف، زندگی زمانی هیجانانگیز و زیبا میشود که حس زندگی، روحیه مهرورزی و نگاه خلاق را در دانشآموزان تقویت کنیم.
هم اکنون بزرگترین شکاف در جهان امروز جدایی انسان از #طبیعت است. دانشآموزِ مهرورز میداند که بخشی از طبیعت بوده و بنابراین باید به آن احترام بگذارد. اگر طبیعت را نادیده بگیریم، آینده بشر با خطرهای جدی مواجه خواهد شد.
دانش آموز در عصر کنونی به جای خودمحور بودن، باید طبیعتمدار باشد. به طور کلی انسان نمیتواند خارج از منطق طبیعت حرکت کند؛ در غیر این صورت نتایج ناگواری مثل جنگ، خشونت، از بین رفتن اقلیمهای حیاتی، گرم شدن زمین، سوراخ شدن لایه اوزون و... را به همراه دارد.
باید به بچهها آموزش دهیم که زندگی « #هنرمسئولیتپذیری» است. اگر نسبت به سرنوشت خود و جامعه احساس مسئولیت نکنیم، نتیجه آن برآمدن افرادی نظیر هیتلر و استالین در تاریخ است. باید یاد بگیریم رشد واقعی، رشد آگاهی و مسئولیتپذیری نسبت به هم نوعان است.
از سوی دیگر در مدارس باید به دانش آموزان هماهنگی با تحولات جامعه آموخته شود. اساس زندگی بر تغییر و تحول بنا شده؛ به ویژه آن که در جهان کنونی با سرعت شتاب دار تغییرات روبرو می باشیم.
این روزها در تبلیغات شبکه های اجتماعی با مسأله «جستوجوی خوشبختی» نیز مواجه هستیم. دانشآموز در کلاس باید بیاموزد که «خوشبختی» به صورت مطلق، معنایی ندارد. خوشبختی یعنی اینکه فرد بتواند در هر موقعیت بهترین تصمیم را اتخاذ کند.
نکته دیگر این که بچهها باید در مدرسه یاد بگیرند چگونه با ترسهای خود مواجه شوند. ترس نقطه توقف در زندگی است و برای همگان وجود دارد؛ اما یک «انسان مهرورز، خلاق و ارزشمند» باید یاد بگیرد که چگونه بر آن ها غلبه کند.
صحنه زندگی، صحنه نبرد و مواجهه با چالش هایی است که بر انسان میتازند؛ اما اگر به «ثروت درون خود» مراجعه کنیم و درکی عمیق از آن داشته باشیم، تسلیم شرایط نخواهیم شد. شاید وقت آن رسیده که وارد اقلیم جدیدی شویم که هاتف اصفهانی آن را وعده داده است.
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
گر به اقلیم عشق رو آری
همه آفاق گلستان بینی
.
.
سرکار محترم خانم دکتر نسیم عموهاشمی
با افسوس و دریغ خبر درگذشت پدر بزرگوارتان را دریافت نمودیم.
چهره ای محبوب و بی ادعا که عمر شریف خود را وقف خدمت به مردم کرد و آثار درخشان اش را در حافظه تاریخی همشهریان باقی گذارد.
اقدامات گره گشا در شهرداری و فرمانداری گلپایگان و مسئولیت های اجرایی در سایر شهرستان ها، باقیات و صالحاتی است که در کارنامه زندگی این انسان دوست داشتنی ثبت و ضبط گردیده است.
ارادت خالصانه آن مرحوم به اهل بیت عصمت و طهارت ( ع ) که در مرثیه خوانی ها تجلی می یافت، هرگز از یادها نخواهد رفت. نکته در خور توجه این که ایشان در روزهای تولد ائمه معصومین ( ع ) خود را ملزم می دانست با دوستان تماس گرفته و با عرض تبریک، به ساحَت آن بزرگواران اَدای دِین نماید.
علاوه بر موارد بالا فرزندان برومند ایشان که در عرصه های علمی خوش درخشیده اند، یادگاران ارزنده ای هستند که همشهریان به وجود آنان افتخار می کنند. به طور مشخص سرکار عالی که تمام استعداد و توانمندی خود را در زمینه درمان چشم هم نوعان و محافظت از نعمت بینایی آنان در طَبَق اخلاص نهاده اید، ثمره یک عمر پاکدامنی و زیستن شرافتمندانه زنده یاد عمو هاشمی به شمار می رود.
خوش به سعادت او که با سلامت نفس زندگی در این دنیای فانی را پشت سر گذاشت و الگویی برای دیگران شد تا از گوهر انسانی خود پاسداری کنند.
از خداوند متعال برای این عزیز سفرکرده رحمت و غفران بی انتها و برای بازماندگان سلامتی و صبر جمیل مسئلت می نماییم.
علی اکبر جعفری و ابراهیم جعفری
.
آهوان گم شدند در شب دشت
آه از آن رفتگان بی برگشت
هنر عشق ورزیدن بالاترین مرتبه و درجه ای است که اگر در وجود کسی نهادینه شود و با جان و روان آمیختگی پیدا کند، بزرگانی چون #استادمحمدرضا_شجریان را به جامعه و تاریخ هدیه می کند. یک سال از درگذشت خسرو آواز ایران را پشت سر گذاردیم. راز سربلندی او در طول زندگی پُربارش که همواره قدر دید و بر صدر نشست، چه بود؟
او هنر را به ذات و به صورت اصیل از دوران کودکی دنبال می کرد. قاری بین المللی قرآن و در آواز سرآمد بود؛ به گونه ای که طنین ربّنایش در هر رمضان روح بخش و دلپذیر است. خوشنویس بود و در ساخت ابزار موسیقی تبحر داشت و ...
شجریان برای هنرش ارزش قائل بود. آوازهایش به گونه ای تنظیم می شد که سویه های اجتماعی داشته و درد جامعه در آن گفته شود؛ از این رو تعامل میان هنر ایشان و مسائل اجتماعی، آثارش را بیشتر به میان مردم می بُرد. دقت، زیرکی و انتخاب مضامینِ متناسب با روح زمان، سبب شد تصنیف ها تریبونِ استاد برای ارتباط با مردم باشد. از این رو آثارش بازتاب دهنده تحولات جامعه ایران است.
در این راستا اواخر دهه ۶۰ شجریان به سراغ شعر نو نیز رفت و آن را در قالب آواز به بهترین شکل ممکن ارائه کرد.
تصنیف هایی مانند "خون جوانان وطن"،
"مرغ سحر"، "ایران ای سرای امید"، "همراه شو عزیز"، "برادر بی قراره"، "میهن ای میهن" و ... در تاریخ هنر ایران به عنوان تصنیف های شاخص با جنبه های میهنی و اجتماعی مطرح شدند.
استاد شجریان هر جا احساس مسئولیت می کرد که لازم است در مسائل اجتماعی ورود کند، درنگ نمی کرد. برگزاری کنسرت «هم نوا با بم» پس از زلزله دلخراش بم که به ساخت باغ هنر بم منتهی گشت، از نمونه های برجسته آن است. ایشان با مردم بودن و صداقت داشتن با آنان را برای یک هنرمند واجب می دانست.

دکتر محسن گودرزی شجریان را با مشخصه
" هم صدا با مردم، همنوا با ایران " معرفی می کند که نشان می دهد در فراز و نشیب های اجتماعی و فرهنگی در کنار مردم و در متن تاریخ ما ایستاده است.
جمله روی سنگ مزار این چهره نام آور هنری یعنی " خاک پای مردم ایران " نیز نشان گویایی از این منش و روحیه می باشد.
استاد شجریان جامعه را با منابع فرهنگی آن پیوند داد. او شعر حافظ، سنایی، مولانا، سعدی، باباطاهر و ... را بر سر سفره فرهنگی مردم آورد و تاثیر بسزایی در آشنایی آنان با قله های ادبیات ایران از خود برجای گذارد؛ به گونه ای که یکی از ناشران برجسته در دیداری با ایشان یادآور شد:
" زمانی که شما شروع به حافظ خوانی کردید، فروش دیوان خواجه شیراز و ... گسترش بسیاری یافت. "
بدیهی است که وقتی مردم با شاعران بزرگ آشنا شوند، به هویت یابی جوانان و ایجاد همبستگی ملی منتهی می گردد.
دکتر هادی خانیکی بر این اعتقاد است که شجریان " زبان معیار " در موسیقی و حتی هنر ایرانی است.
بزرگانی مانند شفیعی کدکنی و سایه، نقش او در موسیقی و آواز را با نقش حافظ و سعدی در شعر و ادب مقایسه کرده اند و این مقایسه آنگاه که از زبان چنین افرادی گفته می شود، به اندازه کافی می تواند معرف زبان معیار بودن شجریان باشد.
استاد #هوشنگ_ابتهاج که شعرش از طریق موسیقی وارد حافظه جمعی مردم ایران شده است، هنگامی که شجریان در یکی از آوازهایش شعر حافظ را می خواند، گفته است: " قسم به خدا اگر حافظ زنده بود، دست شجریان را می بوسید. "
نسل های مختلفی در دوره های متفاوت با او اُنس داشتند و در این مُوانست ثابت قدم بودند.
اکنون پرسش این است که وقتی مخاطب به اقتضای گفتمان های غالب در هر مقطع زمانی تغییر می کند، چه عاملی باعث می شود که شجریان در تمام این نسل ها بماند؟
دکتر خانیکی در پاسخ به این سوال می گوید: " آن عاملی که چنین ثباتی را در عین تغییر به وجود آورده، نهاد توانمند فرهنگ و ادب ایرانی است که این زمان در هنر شجریان متجلی شده است. به عبارتی پویایی فرهنگ ایرانی به اعتبار شخصیت هایی مانند او در موقعیت های تاریخی و اجتماعی مختلف به گونه های خاصی بروز پیدا می کند. "
شجریان که اینک به اسطوره ای تاثیر گذار در فرهنگ ایرانی - اسلامی ما تبدیل شده، نمادی از احیای سنت در روزگار سیطره مدرنیته است. سنتی که می کوشد در قالب لطیف ترین وجوه هنری، انسان مدرن را با عمیق ترین مضامین اخلاقی و انسانی آشنا کند.
سروده زیبای #استادشفیعیکدکنی در نکوداشت ٧٠ سالگی او قابل تامل است؛ آنجا که از نسبت میان صدای ماندگارش با جوان شدن جامعه و رویش جوانهها سخن به میان آورد. صاحب کتاب #شاعر_آینهها آن روز گفت:
بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
وطن ز نو جوان شود، دمی دگر برآورد
صدای توست جادهای که میرود ، که میرود
به باغ اشتیاق ما و زان سحر برآورد
یادش به خیر
.
.
یادی از جهادگر دلیرشادروان محمدتقی بیاتی فرد
خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیوه لِیَبلُوَکُم اَیُکُم اَحسَنُ عَمَلا
خلق کردیم مرگ و زندگی را تا بیازماییم کدامیک از شما در عمل نیکوتر انجام می دهید.
( سوره ملک - آیه ۲ )
یاد مردان خطر کرده بخیر
یاد یاران سفر کرده بخیر
یاد مردانی که چون شیران روز
حمله فتح و ظفر کرده بخیر
یاد کردستان و یاد کاوه ها
که زِ ما دفع خطر کرده بخیر
یاد آن عُشاق و خونین جامه ها
یاد آن سوز و گُداز و ناله ها
یاد یارانی که در پیکارها
ترک پا و ترک سر کرده بخیر
یاد فاو و بدر و خیبرها بخیر
یاد آن ا... اکبرها بخیر
دوران دفاع مقدس در تاریخ کشور ما قطعه ای از بهشت است؛ زیرا ملت بزرگ ایران اوج فداکاری ها و رشادت ها را در نبرد با دشمنان اسلام از خود بروز داد. فرزندان دلاور میهن اسلامی ما با سلاح ایمان به مقابله با متجاوزان سراپا مسلح شتافتند و طی ۸ سال در برابر زیاده خواهی دشمن متجاوز ایستادگی کردند.
جهادسازندگی نیز به عنوان یادگار امام خمینی" ره " که ابتدا برای آبادانی و محرومیت زدایی روستاها تشکیل شد، همپای نیروهای مسلح در عرصه مهندسی جنگ و پشتیبانی از جبهه ها با طراحی های هوشمندانه، جایگاه ویژه ای را در موفقیت لشگر اسلام به خود اختصاص داد؛ به گونه ای که رهبر کبیر انقلاب در پیامی فرمودند: " نقش جهاد سازندگی در جنگ کمتر از نیروهای نظامی نبوده و نیست. "
در این راستا جهاد سازندگی ( سابق ) گلپایگان نیز، در جهت پشتیبانی جبهه ها و مهندسی جنگ تلاش کرد که اینجانب گزارش آن را در مقاله ای با عنوان " حدیث عشق در جهاد سازندگی ( ۲ ) " تدوین و تقدیم علاقه مندان نمودم که در سایت آخاله ( Akhale.ir ) قابل دسترسی است.
یکی از چهره هایی که از نخستین روزهای تشکیل جهاد سازندگی تلاشی صادقانه و خستگی ناپذیر را در صحنه های سازندگی روستاها و به ویژه عرصه های دفاع مقدس به نمایش گذارد، زنده یاد #محمدتقیبیاتی_فرد بود.
شادروان بیاتی فرد از جهادگران بی ادعا و چهره فداکاری بود که عاشقانه و بدون چشمداشت برای پشتیبانی از جبهه ها و رزمندگان اسلام تلاش می کرد. در دوران دفاع مقدس پس از آن که مشخص شد مصرف لبنیات؛ به ویژه ماست در جبهه های نبرد و به خصوص منطقه جنوب با هوای گرم و شرجی، رزمندگان را در مقابل بیماری های عفونی مصونیت می بخشد، پشتیبانی جبهه و جنگ جهاد سازندگی گلپایگان با ایجاد واحد ماست بندی، اهتمام ویژه ای را برای جمع آوری شیر و ماست در قالب هدایای مردم روستاها و شهر و نیز خرید شیر از دامداران و تبدیل به ماست مبذول داشت.
در این راستا مرحوم بیاتی فرد هر هفته را با دو یا سه ماموریت از طریق رساندن لبنیات؛ به ویژه ماست به جبهه های جنوب پشت سر می گذاشت.
او در مسیر گلپایگان به اهواز برای حمل ماست که هر هفته حدود ۲۰/۰۰۰ کیلوگرم بود، آسیب های جسمی زیادی متحمل شد؛ اما هرگز از فعالیت و تکاپو دست برنمی داشت و دوباره آهنگ حمل هدایای مردمی و لبنیات به رزمندگان را از سر می گرفت. علاوه بر آن که ۴ سال به صورت مداوم با کامیون یخچال دار، مسئولیت حمل لبنیات تولیدی واحد ماست بندی را به مناطق جنگی جنوب به عهده داشت، مدت مدیدی نیز لباس رزم بر تن نمود و در عملیات مهندسی خطوط مقدم جبهه، دوشادوش رزمندگان اسلام با دشمن مبارزه کرد.
این جهادگر خستگی ناپذیر در صحنه های خطرناک جنگ بی باکانه قدم می گذاشت؛ به گونه ای که در یکی از عملیات زیر آتش مستقیم و بی امان ارتش عراق هنگام تخلیه بار، خمپاره ای به بدنه ماشین او اصابت می کند؛ اما مرحوم بیاتی فرد به قدری محو انجام ماموریت خود بوده که پس از تخلیه محموله وقتی به قرارگاه ( بُنه ) مراجعت می نماید، دوستان از او می پرسند: " آقا تقی پس نصف ماشین ات کجاست؟!! "
آنان که شاهد مجاهدت های زنده یاد محمد تقی بیاتی فرد بوده اند، اذعان می کنند که ایشان حد نهایی ایثار و اخلاص خود را نسبت به آرمان شهیدان به نمایش گذارد و تا آنجا که توان جسمانی و بینایی داشت، ایستادگی کرد. اکنون نیز که ۲۸ سال از درگذشت او می گذرد، گویی در میان ما حضور دارد و یاد و خاطره اش فراموش شدنی نیست. " طُوُبی لَهُم وَ حُسنُ مَاب "
علاوه بر موارد بالا این عزیز سفرکرده حساسیتی عجیب به حفاظت از خودروهایی که در اختیارش بود، نشان می داد و در حفظ بیت المال کوشا بود.
بدون تردید از خود گذشتگی و فداکاری شادروان بیاتی فرد در دفتر ایثار جهادگران ثبت و ضبط می گردد. به روح بلندش درود می فرستیم و از خداوند متعال عُلو درجاتش را مسئلت می نماییم
دکتر ابراهیم جعفری
نشانه های شهر انسان_محور درگلپایگان
#لوییز_مامفورد را می توان نظریه پرداز بزرگ شهرسازی انسان گرا دانست. مامفورد شهر ها را نه کانون قدرت و اقتصاد؛ بلکه خاستگاه تمدن و فرهنگ قلمداد می کرد. به همین دلیل مدافع پرشور « شهرسازی انسان گرا» بود و با دیدی انتقادی به توسعه ناموزون و غیر انسانی شهرهای بزرگ می نگریست.
شهر انسان محور، شهری است که انسانیت در آن جاری است. در این شهر گشودگی، زیبایی، ایمنی، امنیت، اجتماع پذیری، سرزندگی، انعطاف پذیری و... موج می زند و مکانی همگانی برای تمام اقشار فارغ از جنسیت و طبقه اقتصادی - اجتماعی می باشد.
فراموش نکنیم که شهر انسان محور در کالبد و سخت افزار هایی مانند ساختمان، خیابان، و سایر زیرساخت ها خلاصه نمی شود. شهر انسان محور، پدیده ای است که با روح انسان ها ارتباط برقرار نموده و برای این منظور زیرساخت های شهری را به خدمت می گیرد.
تغییر ماهیت خیابان ها و میدان ها که جنبه کیفی و انسانی داشتند به جاده ها و فلکه ها که جنبه کمی و ماشینی دارند و غفلت از این واقعیت که خیابان فقط محل تردد خودرو و رساندن افراد به مقصد همانند جاده نیست، پیامد عمل برنامه ریزانی است که جایگاه انسان و نیازهای او را در شهر نادیده گرفته اند؛ از این رو باید بستری فراهم کرد تا بتوان در خیابان خرید کرد، با دوستان قرار گذاشت، گپ و گفت داشت، آموزش دید و ده ها کارکرد دیگر که بر خلاف جاده در خیابان امکان تحقق دارد.
یکی از مظاهر جدی و پرطرفدار شهرهای انسانمحور، برتری دادن به پیادههاست. پیاده روی طبیعیترین، قدیمیترین و ضروریترین شکل جابهجایی انسان در محیط است که هنوز مهمترین امکان برای مشاهده منظرها، فعالیتها و احساس شور و تحرک زندگی و جاذبههای محیط می باشد.
حرکت پیاده جزو معدود فعالیتهای انسانی بوده که بهرغم پیشرفتهای فراوان فناوری و تولید ابزارهای گوناگون ارتباطی و حملونقل، شکل اولیه خود را بدون تغییر حفظ کرده است.
پیادهروی اگرچه امری ساده و بدون هرگونه پیششرط پیچیده است؛ اما استاندارد جهانی هم دارد. براساس استاندارد اعلامشده از سوی سازمان جهانی بهداشت، یک شهرنشین بهطور میانگین ۶۰ دقیقه در روز پیادهروی میکند.
پیادهروی فقط قدم زدن به منظور سودمندی نیست؛ بلکه میتواند به عنوان یک فعالیت کامل نه تنها روی بدن؛ بلکه دارای اثر روی ذهن نیز درنظر گرفته شود.
خوشبختانه در راستای تحقق شهر انسان محور، با تصویب شوراهای دوره های اول تا ششم و اجرای آن ها توسط شهرداری، گام های بنیادی در زادگاه ما برداشته شده که آثار و دستاوردهای آن را در سفر یک هفته ای خود به گلپایگان مشاهده نمودم.
کف فرش سازی پارک ها به جای آسفالت
سنگ فرش نمودن پیاده روهای سطح شهر و مشخص کردن مسیرهای عبور معلولان
هم سطح سازی پیاده گذرها
پیاده رو سازی بلوار امام رضا ( ع ) و مشخص نمودن مسیرهای دوچرخه سواری
احداث پارک بانوان و ایجاد فضای مناسب ورزش های همگانی مخصوص بانوان شامل: زمین والیبال، بستکبال، تنیس و ...
ایجاد زمین تنیس و پیاده رو در پارک های ساحلی و جنگلی
احداث زمین فوتبال، زمین والیبال و ... در پارک جنگلی
احداث پارکینگ طبقاتی بازار که موجب کاهش ترافیک هسته مرکزی شهر گردیده و در عین حال موجب آرامش برای شهروندانی است که با اتومبیل برای خرید تردد می کنند.
اینجانب توفیق داشتم طی چند روز از اقامت خود در گلپایگان در پیادر رو بلوار امام رضا ( ع ) همگام با همشهریانی که از ساعت ۶ صبح به بعد با شور و اشتیاق به این ورزش همگانی روی آورده بودند، مسیر تعیین شده را با پیاده روی و نیز دوچرخه سواری طی نموده و از نعمت هوای پاک، هم سخنی با مردم و امکانات موجود که با همت مسئولان فراهم گردیده، لذت ببرم.
علاوه بر موارد بالا، اقداماتی نظیر کاهش ارتفاع ساخت و سازها، اهتمام به آرامش شهروندان در طراحی و اجرای مبلمان شهری، توسعه فضاهای بازی کودک، ورزش همگانی در پارک ها، افزایش پارک های محلی به جای پارک های منطقه ای، بازآفرینی حمام های قدیمی و تبدیل آن ها به موزه، توسعه آموزش های فرهنگی و اجتماعی و ... نشانه های روشنی از حرکت به سوی شهر انسان محور در زادگاه ما به شمار می رود.
بدیهی است در صورت پیاده گذر سازی خیابان امام خمینی " ره " مشابه با پیاده گذر چهار باغ اصفهان به عنوان یک طرح راهبردی، علاوه بر نمایش آثار باستانی نظیر مناره و بازار و ... می توان فضای مناسبی برای فروش صنایع دستی و ... به وجود آورد و بر جاذبه های این شهر باستانی برای جذب گردشگران افزود.
بدون تردید با نگاه انسانی می توان بر نشاط، امید به آینده و کیفیت زندگی در گلپایگان افزود و آن را به یک شهر انسان محور تبدیل کرد.
امید است شورای محترم شهر و مسئولان عزیز با جلب مشارکت مردم این روند را تداوم بخشند.

ورود چاپخانه به هر جامعه ای، نشانه رشد و تحول اجتماعی است. صنعت چاپ از نگاه اندیشمندان پس از چرخ، دومین اختراع بشر می باشد که زندگی انسان ها را دستخوش تغییرات بنیادی قرار داده است. در اهمیت چاپ همین بس که از نظر آنان کاغذ در رده یازده و اینترنت در رده دوازدهم قرار گرفته است.
بر همین اساس شورای عالی انقلاب فرهنگی روز ۱۱ شهریور را به عنوان روز ملی صنعت چاپ نام نهاده است.
اختراع چاپ با افزایش اطلاعات و جلوگیری از زوال آن، انباشت دانش را تسهیل کرد و با آگاه کردن خوانندگان از وجود روایت ها و تفسیرهای گوناگون، به جای مطلق اندیشی، نسبی اندیشیدن را تثبیت کرد.
درگیر نمودن بیشتر سرمایه گذارها در فرآیند اشاعه دانش، یکی از دستاوردهای صنعت چاپ بود؛ از جمله این که تبلیغات اقتصادی ( آگهی ها ) و سیاسی ( پروپاگاندا ) را بیش از پیش تقویت کرد.
علاوه بر آن ساختار اشتغال را در شهرهای اروپایی تغییر داد. مدیران و کارگران چاپخانه ها، خود گروه تازه ای از صنعت گران و کارگران فنی را تشکیل دادند که سواد برای آنان ضرورتی تام داشت. در همان حال رشد انفجاری تعداد کتاب ها به طور طبیعی موجب جهشی چشم گیر در شمار کتاب فروشی ها و کتاب داران شد.
با فراگیر شدن صنعت چاپ نویسندگی، ویراستاری، رُمان نویسی به عنوان یک ژانر ادبی، ارسال و مراسلات پُستی، ارتباطات و ... جهان گستر شد و نقطه عطفی در زندگی بشر به وجود آمد.
بی جهت نیست که یکی اندیشمندان سیر تغییرات فرهنگی ناشی از اختراع چاپ را که همپای انقلاب صنعتی طی گردیده، #انقلاب_مستمر " نام نهاده است.
#مارشال مکلوهان صاحب نظر ارتباطات عامل اساسی تحولات اجتماعی را نظام های ارتباطی و نوع رسانه در انتقال پیام دانسته و بنای اساسی نظریه خود را در یک جمله بیان می کند: " رسانه پیام است".
او در تقسیم بندی تاریخ از منظر ارتباطات به کهکشان های شفاهی، گوتنبرگ و الکترونیک، تاکید می نماید که چاپ حس بینایی را نسبت به سایر حواس افزایش داد و از این طریق با تمرکز بخشیدن ذهن خوانندگان به مطالب چاپ شده و فعال نمودن آن، تفکر و اندیشیدن را در میان مردم گسترده و نهادینه ساخت. در همان حال درگیر شدن اذهان با آنچه که مطالعه می کردند، عقل گرایی و ملی گرایی را جایگزین تفکر جادویی و قبیله ای نمود.
مک لوهان فردگرایی و اصلاحات مذهبی را نیز از دستاوردهای چاپ و فنون کتابت می داند. اصلاحات مذهبی در غرب که تضعیفِ اقتدار و انحصار کلیسا را در پی داشت، محصول چاپ و تکثیر وسیع نسخه های کتاب مقدس و منابع علمی یا به عبارتی چند منبعی شدن معرفت بشری و دسترسی آسان مردم به آن ها بود. این صاحب نظر ارتباطی اذعان می کند که چاپ و برتری حس بینایی، درک انسان را از جهان متحول ساخت و به ظهور و تکامل فرهنگ و جامعه مدرن انجامید.
مک لوهان بر این باور است که اگر انسان از نظام ارتباط شفاهی و گفتاری که حس غالب در آن شنوایی بود، وارد نظام ارتباط مکتوب و چاپی و سلطه حس بینایی نمی شد، فرهنگ و تمدن به معنای امروزی شکل نمی گرفت.
متاسفانه چاپخانه داران ایران که از زمان تاسیس دارالفنون تا کنون در خط مقدم نشر فرهنگ و معارف قرار دارند، اولین صنفی هستند که لبه تیز تحریم های ظالمانه گریبان آنان را گرفت و با مشکلات طاقت فرسای کمبود کاغذ، مرّکب، الکل و ... مواجه گردیده اند که امید داریم با قدر دانستن حرفه خود، از این مرحله سخت و دشوار عبور نموده و همچنان خدمتگزار جامعه باشند.
خدای بزرگ را شاکریم که ردپای صنعت چاپ و نشر در میان گلپایگانی ها و خوانساری ها نیز مشهود است.
اگر به کتاب فروشی های مقابل دانشگاه تهران و یا نمایشگاه های سالیانه کتاب مراجعه کنیم، مشاهده می نماییم که ناشرانی از این دو شهرستان، سهمی از ترویج فرهنگ را به خود اختصاص داده اند.
در شهرستان گلپایگان دو تن از چاپخانه داران پیشگام؛ مرحوم #حاجنجفعلیملکی و مرحوم #حاجمحسنناطقی_نژاد ، با خدمات خود در پیشبرد فرهنگ اثرگذار بودند که جا دارد یاد و نام شان را گرامی بداریم.
اینجانب که در رابطه با چاپ عملکرد جهاد سازندگی ( سابق ) در سال های اول پس از پیروزی انقلاب با #زنده یادحاج محسن ناطقی_نژاد مدیر سابق چاپخانه هنر در گلپایگان و چاپ گلشهر در تهران، تعامل بیشتری داشتم، متانت، ادب، صبوری، قانون مداری و مردم داریِ این چهره فرهیخته را هرگز فراموش نمی کنم. تصویر بالای متن نیز تداعی کننده خدمات فراموش نشدنی ایشان در جهت ترویج معارف است. 
اگرچه در زادگاه ما چاپخانه ها با ظرفیت های مناسب، پاسخگوی مطالبات مردم هستند؛ اما توسعه فرهنگی، امکاناتی نظیر لیتوگرافی و ... را به منظور انتشار هفته نامه یا ...الزام آور می سازد که امیدواریم با مساعدت مسئولان و تلاش صنف چاپخانه داران عزیز فراهم گردد.
انتخاب چهره ماندگارکودک وشاهنامه و گروه طلایی شاهنامه خوانیِ کشور از گلپایگان
هنرجویان موسسه فرهنگی و هنری گلستان سخن گلپایگان به عنوان گروه طلایی شاهنامه خوانی در سطح کشور شناخته شدند.
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
فردوسی حکیم، مومن و حماسه ساز سترگ میهن ما از جمله معماران فرهنگ و ادبِ بخش بزرگی از جهان امروز است که با رنجی سی ساله توانست اندیشه ای پویا و تصویری زیبا از آزادگی، جوانمردی، اخلاق و ... را در قالب شاهنامه از خود برجای گذارد؛ به گونه ای که این یادگار ارزنده پس از هزار سال همچنان اثربخش و انسان ساز است.
فردوسی دنیایی شگفت و پُر راز و رمز از پند، عبرت و اخلاق را در قالب مردمی ترین روایت های اسطوره ای، تاریخی و قهرمانی می آفریند و در نهایت با معیارهای فضیلت اخلاقی به ارزیابی و داوری می نشیند. جمشید نماد قدرت و گوهر نژاد ایرانی؛ آن گاه که به استعلا و برتری جویی گرفتار می شود، فرو می پاشد و زایل می گردد.
رستم نیز به عنوان یک قهرمان آرمانی و ایرانی و آفریده مطلوب فردوسی به مدد جهان بینی او چنان به فضایل انسانی آراسته است که در فرهنگ عامه از مرزهای افسانه و تاریخ می گذرد و گاه به عنوان سرمشق و نمونه یک مسلمان پا به عرصه فرهنگ نقل و قصه می گذارد.
فردوسی مروج حماسه و شور، عدالت خواهی، ستم ستیزی، حکمت و اخلاق است و در جای جای شاهنامه سرود آزادی را همراه با نوای عبرت و پند سر داده است. حماسه فردوسی سرگذشت ملتی پایدار و بافرهنگ است که هر هجومی را که خواسته " گوهر " و " اصالت " او را درهم ریزد، دفع کرده و اندیشه، ذوق، عظمت و عاطفه ایرانی را در گذار قرون و اعصار به شکل داستان هایی جذاب به تصویر درآورده است.
زبان ساده و مردمی فردوسی که توانسته به عنوان ابزاری کارآمد برای نفوذ و رسوخ در اقشار جامعه در طول سالیان و قرون متمادی به کار رود، در خور تامل فراوان است.
او نه تنها در ایران به میانه هرخانه و میدان روستا و کنج هر قهوه خانه و گود هر زورخانه ای پا نهاده؛ بلکه مرزهای دور و فرهنگ های دورتر را نیز درنوردیده است.
تصاویر زیبا، خداجویانه، دین باورانه، عدالت خواهانه و ظلم ستیزانه ای که در شاهنامه ترسیم گردیده، اکنون نیز حرکت آفرین و الهام دهنده است. از سوی دیگر یکی از منابع غنی و سرنوشت ساز برای هویت ما ایرانیان در برابر تهاجم فرهنگی امپریالیسم به شمار می رود تا با اتکا بر آن، با " از خود بیگانگی " فاصله بگیریم و در جهت توسعه فرهنگی گام برداریم.
خدای بزرگ را سپاسگزاریم که در زادگاه ما با همت بلند چهره فرهنگ ورز سرکار محترم خانم نفیسه کریمی، آفتاب معنوی ادبیات فارسی ایران که به ویژه در شاعران بزرگی مانند فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ تبلور یافته، از طریق موسسه فرهنگی و هنری گلستان دامن گستر شده؛ به گونه ای که تا کنون ۱۱۰ هنرجو که اکثر آنان را نوجوانان تشکیل می دهند، در کلاس های شاهنامه خوانی، مولوی شناسی، سعدی شناسی و حافظ شناسی در سرای کربلایی فریدون ( حسن حافظ ) شرکت نموده و با این قهرمانان تاریخی آشنا گردیده اند.
بدون تردید این تلاش ستودنی اقدامی راهبردی در راستای خودشناسی، اعتماد به نفس ملی و هویت زایی فرهنگی به شمار می رود.

نکته قابل تامل در این کُنش فرهنگی و اجتماعی آن است که خانواده های هنرجویان شرکت کننده در این کلاس ها برای اعتلای فرهنگی نونهالان خود هزینه صرف می کنند که به تنهایی شاخص معتبری برای توسعه پایدار هر جامعه ای به شمار می رود.
لازم به یادآوری است که این موسسه با هدف آموزش ادبیات اصیل ایران از سال ۱۳۹۷ تا کنون به عنوان یک موسسه پویا و کوشا در زمینه کارهای فرهنگی و ادبی در بین موسسه های به ثبت رسیدهِ کشوری شناخته شده و طی دوسال متوالی عنوان گروه طلایی کار در شاهنامه خوانی را به دست آورده است.
کسب ۵ مقام برنز جشنواره ی ملی کودک و شاهنامه بامداد تهران و یک مقام طلایی موسیقی و آواز این جشنواره و نیز دو مقام برنز کودک و مولانای بامداد تهران توسط هنرجویان موسسه فرهنگی و هنری گلستان سخن گلپایگان در نیمه نخست سال ۱۴۰۰ که موجب شناخته شدن این گروه به عنوان گروه طلایی شاهنامه خوانی در سطح کشور گردید، افتخار بزرگی برای همشهریان است؛ به ویژه که مدرس شاهنامه و مولانا سرکار خانم نفیسه کریمی در این دوره به عنوان چهرهِ ماندگار کودک شاهنامه شناخته شدند.
با عرض تبریک به هنرجویان عزیزی که بر سکو های افتخار فرهنگی ایستادند و نیز چهره فرهیخته و باانگیزه سرکار خانم کریمی که به تعبیر خودشان با این کنشگری در عرصه فرهنگ و ادبیات، باقیات و صالحاتی از خود بر جای می گذارند، توفیق روزافزون شان را از خداوند متعال مسئلت می نماییم.
.
.
همزمان با گرامی داشت روز پزشک، با یکی از بانیان پزشکی مدرن و نوین در ایران و نیز پیشگام فرهنگ نویسی در زبان پارسی؛ مرحوم دکتر میرزا علیاکبرخان نفیسی به نقل از دکتر عبدالحسن کاظمی آشنا می شویم.
دکتر میرزا علیاکبرخان نفیسی ملقب به ناظم الاطباء کرمانی(دانش آموخته مدرسه طب دارالفنون) پزشک، ادیب و دانشمند ایرانی از برجستهترین پزشکان اواخر عهد قاجار به شمار می رود که به صورت خستگی ناپذیر به مداوای بیماران اشتغال داشت و هرگاه فراغتی به دست می آورد، در زمینه پزشکی یا فنون دیگر به تألیف و ترجمه میپرداخت.
دکتر میرزا علیاکبرخان نفیسی در آخرین سال بُروز وبا در تهران خدمات شایانی برای کنترل این بیماری انجام داد و یکی از شاگردان خود به نام میرزا اسدالله جلیلالاطباء را تشویق به نگارش رساله ای در باب شرایط حفظ صحت و احتراز از سرایت امراض مُسریه و مداوای وبا نمود.
ناظم الاطبا پس از فارغ التحصیل شدن از دارالفنون و اندکی بعد از بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اول فرنگ و تصمیم به تاسیس بیمارستان که از مشاهداتش در این مسافرت الهام گرفته بود، به دستور شاه نخستین بیمارستان مدرن در ایران را تاسیس کرد و خود نیز به ریاست آن که همان مریض خانه دولتی بود، برگزیده شد و به همین دلیل لقب حکیم باشی گرفت. این مرکز درمانی، امروز به نام بیمارستان سینا نامیده میشود.
در سال ۱۲۵۴ خورشیدی در تاسیس مجلس «حفظ الصحه» (معادل نظام پزشکی امروز) که در تهران تشکیل شد، ایفای تقش نمود و در همین برهه از زمان به تاسیس و مرمت دارالشفای آستان مقدس امام رضا ( ع )، پرداخت. او کار بازسازی و مرمت را با توجه به مبانی سازه ها و استانداردهای بیمارستان های اروپایی سامان داد و بدین ترتیب دومین بیمارستان به شیوه مدرن در مشهد تاسیس شد.
میرزاعلی اکبرخان نفیسی به خاطر خدمات پزشکی اش از طرف دولت به منصب و نشان سرتیپی نیز نایل آمد. وی در مورد بیماری دیفتری که گلو دردِ فاقد معالجه و شایع در آن روزگار بود، با توجه به تحصیلات و تجارب خود در فرانسه و داروهایی که از پاریس به تهران آورده بود، اقدامات موثری انجام داد و بیماران مبتلا به دیفتری را درمان کرد.
ناظم الاطباء با همراهی دیگران انجمنی به نام مکاتب ملی ایران تشکیل داد که بعدها به نام انجمن معارف مشهور شد و به دنبال آن کتابخانه ملی مرکزی ایران را در تهران تاسیس کرد. این چهره نامدار علمی یکی از افراد بسیار موثری بود که در سال ۱۲۸۵ شمسی، مظفرالدین شاه را برای صدور فرمان مشروطیت تشویق کرد.
دکتر علیاصغر نفیسی؛ نخستین وزیر بهداشت ایران و همچنین دکتر سعید نفیسی پژوهشگر ادبیات فارسی، تاریخنگار، نویسنده، مترجم، شاعر و در ردیف نسل اول اساتید دانشکده حقوق و دانشکده ادبیات دانشگاه تهران از فرزندان دکتر علی اکبر خان نفیسی بودند.
**********************
وی مدت پنجاه و هفت سال تمام، شب و روز به مداوای بیماران پرداخت و این وظیفه را حتی تا پایان عمر خویش که ناتوان شده بود، ادامه داد. هرگاه هم که فراغتی به دست می آورد، به تألیف و ترجمه میپرداخت. از جمله آثار او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
کتابی در علم تشریح که نخستین ترجمه «ناظمالاطبا» از زبان فرانسه به فارسی می باشد.
پزشکینامه (کتاب بسیار بزرگی است در ۹۹۵۷ صفحه، در علم تراپوتیک و ماتیرمدیکال که تألیف آن در ماه رمضان ۱۳۱۴ ه.ق به پایان رسید و برای مدتها کتاب مورد استفادهٔ پزشکان و داروسازان ایرانی در اواخر عهد قاجار و اوایل عصر پهلوی بودهاست)
شاخصترین اثر وی در زمینه علوم غیرپزشکی، کتاب بزرگ فرهنگ نفیسی معروف به فرهنگ ناظمالاطبا میباشد. ناظمالاطبا برای گردآوری این فرهنگ بیش از ۲۵ سال رنج برد و فرهنگِ وی که در زمان رضاشاه چاپ و پخش شد، تا پیش از فرهنگِ دهخدا جامعترین فرهنگی بود که برای زبانِ پارسی نوشته شدهاست. این فرهنگ دربردارنده ۱۵۸ هزار و ۴۳۱ واژه است که در این میان، ۵۸ هزار و ۸۷۹ واژه آن یکسره پارسیاند.
ناظمالاطبا دلبستگی شگفتی به پیشبردِ این کار داشت. در شور و علاقه وی همین بس که چون دست به کارِ نوشتن این فرهنگ زد، از آنجا که برخی از سرچشمههای کارِ وی فرهنگ های پارسی به انگلیسی بود، خود را به دانستنِ زبانِ انگلیسی نیازمند دید و در ۵۵ سالگی به آموختنِ این زبان پرداخت و آنگاه که از بس در پیِ این کار، شب و روز نشسته و تحرکی نداشت، در ران های وی قانقاریا ظاهر شد.
علاوه بر موارد بالا، در سال ه.ق مدرسه شرف را با هدف تعلیم افراد بی بضاعت پایه گذاری کرد و تا سال ۱۳۲۳ ه.ق آن را با هزینه شخصی به شیوه اروپایی اداره کرد.
ناظم الاطباء کرمانی سرانجام در ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران و در ٧٧ سالگی درگذشت.
روانش شاد و یادش گرامی باد
.
.
روز پزشک بر کادر درمانی فداکار کشور مبارک باد
اول شهریور ماه هر سال مصادف با سالروز تولد #حکیمابوعلیسینا که به #روزپزشک معروف شده، فرصتی به وجود می آورد تا نقش جامعه پزشکی در #توسعهانسانی و #سلامتشهروندان مورد بررسی و بازنگری قرار گیرد.
روز پزشک تنها یادمان ابوعلی سینا نیست؛ بلکه توجه به زایندگی و جوشش فرهنگی و اجتماعی مردم ماست تا نوابغ و انسان های مستعد در پزشکی باز هم شکوفا شوند؛ از این رو این سرمشق را تنها نباید در لابلای سطرها و متن های تاریخی جست و جو کرد و به صورت موزه ای با آن مواجه شد.
اگر بپذیریم که مهم ترین سرمایه های یک کشور مردم هستند و توسعه انسانی باید سرآمد اهداف بلند و راهبردی یک جامعه باشد، بدون تردید پزشکانی که خود را وقف صیانت از سلامتی شهروندان می کنند، در نظام ارزشی ما جایگاه بسیار رفیع و برجسته ای را به خود اختصاص می دهند.
گردش روزگار و سیر اتفاق های پیش بینی نشده، میزان اثربخشی هریک از اصناف را در جامعه به وضوح نشان می دهد؛ کما اینکه با اپیدمی ویروس هولناک و مهلک کووید ۱۹ از ابتدای اسفند ماه ۱۳۹۸ تا کنون، جامعه پزشکی ایران در آزمون سخت و دشوار مبارزه با کرونا بسیار خوش درخشید و اعضای آن به عنوان مدافعان سلامت، پرچم دار توسعه پایدار و انسانی کشور شده اند.
همدلی شبکه بهداشت و درمان ایران با مبتلایان به ویروس کووید ۱۹ طی این مدت به حدی بود که تعداد قابل توجهی از کادر درمانی بیمارستان های مناطق مختلف کشور در حین انجام وظیفه جان خود را فدا نموده و به میثاقی که در سوگند نامه حرفه شریف پزشکی متعهد شده بودند، وفادار ماندند.
به روح بلند این شیفتگان خدمت درود می فرستیم و از خداوند متعال علو درجات شان را مسئلت می نماییم.
با گرامی داشت یاد و نام حکیم ابوعلی سینا، روز پزشک را به کلیه پزشکان، پژوهشگران، دندان پزشکان، داروسازان، پیراپزشکان، پرستاران، دانشجویان شاخه های مختلف رشته پزشکی، بهیاران و سایر عزیزانی که به اشکال گوناگون یاری دهنده کادر درمان در تمام مراکز درمانی کشور بوده اند، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض نموده، توفیق روزافزون شان را از حضرت باریتعالی خواستاریم.
در پایان جمله مشهور شادروان #دکترمحمدقریب را که از مفاخر جامعه پزشکی ایران بوده و هستند، خطاب به همکارانشان یادآور می شویم:
اگر پزشک هستی، دیگر متعلق به خودت نیستی و اگر متعلق به خودت هستی، دیگر پزشک نیستی
علی اکبر جعفری، حسین جعفری و ابراهیم جعفری
.
.

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
با فرارسیدن ماه محرم بی اختیار یاد و نام پیر غلام امام حسین ( ع )، زنده یاد #حاج_محمد_تقی_میثمی در اذهان اغلب همشهریان( گلپایگانی) طنین انداز می شود. شاید بتوان گفت دهه اول محرم ؛ بخصوص تاسوعا و عاشورای حسینی ارتباطی ترین ایام سال است ؛ زیرا جاذبه خامس آل عبا و یاران باوفایش اقشار گوناگون مردم را در هر کوی و برزن مانند مغناطیسی نیرومند در مساجد و تکایا جمع کرده و فرصتی برای همدلی و انسجام اجتماعی به وجود می آورد.

یکی از مباحث مهم علوم ارتباطات اجتماعی در مقاطع مختلف آموزش عالی "ارتباطات توسعه " است. در این درس نقش ارتباطات در توسعه با دیدگاه های متفاوت مورد بررسی قرار می گیرد. اگرچه تکیه اصلی بر وسایل ارتباطات جمعی نظیر مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون و نیز فن آوری های نوین ارتباطی و شبکه های اجتماعی استوار می باشد؛ اما به نظر می رسد که نقش ارتباطات انسانی و کنشگری ارتباطات سنتی در توسعه نظیر خطابه، مداحی، تعزیه ( به عنوان تئاتر مذهبی ) ، پرده خوانی و ... باید بیش از گذشته در پژوهش های اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد. بدون تردید مرحوم حاج محمد تقی میثمی چهره ای بود که می توانست از اجتماع های مردمی( مذهبی) با روشنگری و بسیج امکانات مادی، فرصتی گرانبها برای پیشرفت و آبادانی و تقویت #سرمایه_اجتماعی به وجود آورد.
اخلاص و ارادت ایشان به سالار شهیدان و اهل بیت عصمت و طهارت ( ع )، عشق و علاقه به توسعه و آبادانی مناطق روستایی و شهری، مردمی بودن و در کنار آن صدای گرم و آوای پرطنین اش شعله ای مقدس در دل ها برمی افروخت که حتی با گذشت سال های متمادی از ارتحالش از یادها نرفته و نخواهد رفت.
در عین حال برخورداری مرحوم میثمی از ویژگی های ذکر شده رشته مستحکمی به نام
" #اعتماد_عمومی " را بین او و مردم به وجود آورده بود که دستمایه رونق اقتصادی در عرصه های گوناگون بخش های عمرانی، کشاورزی، بهداشتی و ...به شمار می رفت.
دوست عزیزم جناب آقای حاج محمد عباسی به اینجانب گفتند به دلیل اشتیاق مرحوم میثمی پس از اتمام یکی از پروژه های عمرانی جهاد سازندگی ( سابق ) در یکی از روستاها، با ایشان همراه شدم تا از این پروژه بازدید کند. به محض مشاهده ، از فرط شوق و علاقه بی اختیار نغمه ای سر داد و این شعر سعدی را خواند :
پس بگردید و بگردد روزگار
دل به دنیا در نبندد هوشیار
ای که دستت می رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
این عزیز سفر کرده مسئولیت خود را که باز کردن گره از مشکلات جامعه بود، در هیچ مراسم مذهبی اعم از تعزیه و مدیریت هیات ها در هفده تن، قاضی زاهد، نماز جمعه و ... فراموش نکرد و میراثی از ارتباطات انسانی در خدمت توسعه از خود بر جا گذاشت که نوسازی هفده تن، رفع کاستی های بیمارستان ها، احداث خیابان امام حسن مجتبی ( ع ) و... از نمونه های بارز آن است. روحش شاد و یادش گرامی باد.
خاطرنشان می سازم در دوران دفاع مقدس که اشعار حماسی را با ذاکرین مبادله می کردیم، اینجانب شعری را خطاب به امام حسین ( ع ) به ایشان هدیه کردم که به شدت از آن استقبال کرد. از این رو مایلم آن را به روان تابناکش تقدیم کنم:
سلام ما مگر ای جان به خدمت ات نرسد
پیام ما مگر ای دوست در برت نرسد
سلام ما نرساند مگر تو را فطرس
مگر حکایت یاران به محضرت نرسد
حسین ای غم عشقت سرآمد غم ها
کسی به سوز دلت غیر داورت نرسد
در این دیار که هرکشته اکبری دگر است
هزار کشته به یک موی اکبرت نرسد
قسم به صبر که صبر تمام مادرها
به صبر زینب مظلومه خواهرت نرسد...
................................................
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما.
.